صفحه ادب و هنر

شعر بيداري در آينه كلام مهر انقلاب
نگاهي به ديدار رهبر معظم انقلاب با شاعران همايش شعر بيداري

 عليرضا قبادي

عرب پيش از اسلام با تمام جاهليت خود از شعر لذت مي‌برد. زبان‌دانان عرب قابليت زبان‌بازي را به غايت داشته‌اند و تفاخر آنان به قوت كلامشان بوده است. وقتي حضرت رحمة اللعالمين(ص) انقلاب جهاني خود را آغاز مي‌كنند، متمايز از انبياء سلف كه با معجزات عيني نبوت خويش را تبيين مي‌كردند با يك معجزه حسي، منطقي به سراغ اعراب شاعر دختركش مي‌رود و در ميان اين جماعت كه داعيه‌دار شعر و كلام هستند سر بر مي‌آورد كه «فأتو بسوره من مثله»

ادبيات معاصر ايران را مي‌توان به دو فصل تاريخي پيش و پس از انقلاب تقسيم كرد. ادبيات، خاصه ادبيات سياسي قبل از انقلاب تحت تاثير عقايد چپ بود. ماركسيسم يك پُز روشنفكري براي صاحبان قلم به حساب مي‌آمد، همچنين مهم‌ترين شيوه تبليغي سياستمداران بلوك شرق هم ادبيات و هنر به شمار مي‌رفت و اين تأثير جدي بر فضاي ادبيات ايران داشت.

اما در بحبوحه انقلاب و پس از آن، وقتي كه اسلام روح تازه‌اي در كالبد فرسوده جامعه دميد، تفكر غالب «انديشه انقلاب اسلامي» شد و شاعران و نويسندگان بسياري به اين حبل المتين الهي گرويدند. انقلاب و پس از آن جنگ تحميلي مواد اوليه بسيار ارزشمندي براي شاعران و هنرمندان فراهم آورد تا با بهره گيري از مفاهيم عميق موجود در آن‌ها به خلق آثارش بپردازد.

در ارتباط با شعر و ادبيات انقلاب بسيار گفته شده، گفتني‌ها هم بسيار است، اين‌جا غرض نه بيان تاريخ اسلام است نه تاريخ انقلاب، اين مقدمه گفته شد تا نوبت به «بيداري اسلامي» برسد.

بيداري اسلامي اكنون يك ساله شده است و بايد كم كم زبان باز كند و حرف بزند و زبان باز كردن طفل ممكن نيست مگر به مدد پدر و مادر وبزرگ‌ترها!

و اين‌جا هم چشم‌هاي مشتاق اعراب خيره به دهان كسي است كه اين روزها را بيش از 30 سال پيش، پشت سرگذاشته و به قول زنده ياد قيصر امين پور «هرچه باشد، گل يكي دو پيراهن بيش‌تر از غنچه پاره كرده است.»

ديدار رهبر معظم انقلاب با شركت كنندگان در همايش شاعران بيداري اسلامي داراي نكات حايز اهميتي است.

معظم له در اين ديدار فرمودند: «شعراي امت اسلامي بايد در چنين حادثه بزرگ و سرنوشت سازي نقش ايفا كنند.»

تاكيد ايشان را بر عبارت «شاعران امت اسلامي» با اشاره به وحدتي كه ميان مسلمين جهان ايجاد مي‌كند مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد. ابتدا شعراي آن بخش از جغرافياي امت اسلامي كه مستقيم درگير انقلاب هستند و خود در ميانه ميدان، ستم ستم پيشگان را برگرده حس مي‌كنند و فرياد خشم برمي‌آورند. ديگر آن بخش از پيكره امت اسلام كه شاهدان اين رويش‌ها و خيزش‌ها هستند.

شاعراني كه خود درگير بيداري اسلامي هستند با تاكيد رهبر معظم انقلاب بر ضرورت به نظم آوردن رخدادها و هم آرمان‌هاي انقلابشان با توجهي خاص و همتي مضاعف خواهند پرداخت. اما شاهدان اين جنبش‌ها، مثل شاعران كشور ما كه مستقيم درگير سختي‌ها و مصائب انقلاب عربي نيستند.

شاعران انقلابي ايران كه تجربه اين شرايط انقلابي را در حافظه خود دارند و نيازهاي يك چنين جامعه‌اي را مي‌شناسند، قطعا زبان گويايي براي بيان دردهاي مردم مظلوم تحت ستم دارند. شعر انقلاب چه آن‌ها كه درباره انقلاب ايران سروده شده و يا آن دسته كه به بيداري اسلامي مربوط است قابليت ترجمه و تكثير را دارد. در اين‌که بايد از جريان بيداري در منطقه حمايت كرد بر هيچ مسلماني پوشيده نيست اما حمايت مردمي هم مي‌تواند چه بسا بيش‌تر از حمايت‌هاي دولتي كاراتر و نافذتر باشد. شعر شاعران تبلور حمايت مردمي است شاعران فرياد بلند جامعه‌اند‌، آن هم در روزگار ما كه عرصه تاخت وتاز رسانه‌ها و هياهوي هوچيگران صهيونيزم است.

ترجمه در اين ميان حائز اهميت است هم برگردان آثار شاعران عرب به فارسي و زبان‌هاي ديگر و هم ترجمه شاعران پارسي گوي به زبان عربي اين آثار علاوه بر انتقال تجربيات پيام انقلاب ايران به مردم انقلابي كشورهاي منطقه باعث ايجاد شور و حرارت مضاعفي نيز در جوامع انقلابي مي‌شود.

رهبر انقلاب اسلامي در ديدار يادشده با دقت و نكته سنجي به دو جزء اصلي يك اثر هنري اشاره مي‌كنند: قالب- محتوا!

ايشان درباره نقش لفظ و قالب در ارتقاي هنر شعر فرمودند: «بايد با استفاده از الفاظ و قالب‌هاي مستحكم و از نظر هنري در رتبه بالا اشعار برجسته و قوي سروده شود تا براي ساليان ماندگار و تأثيرگذار بماند.»

توجه دادن شاعران به فرم و قالب اثر ادبي در بحبوحه كارزاري كه كشورهاي عربي درگير آن هستند نشان از اهميت موضوع دارد كه ارزش آن در ماندگاري و تأثيرگذاري تا ساليان متمادي است. چه آن‌كه ممكن است شعري با ساختاري ضعيف در حوزه انقلاب سروده شود و بنا به اقتضاي زمان و شرايط جامعه هدف توجه هم قرار گيرد اما در درازمدت كه جامعه به يك آرامش دست يافت كم ارزش و بي‌اهميت جلوه كند و سبب صدمه به يك جريان شود و تأثير آن را بزدايد. اهميت دادن به فرم هم از اين حيث است كه بي‌سليقگي‌ها ساحت شعر را متزلزل نكند و شعر قابليت تأثيرگذاري‌اش را از دست ندهد و شرايط انقلاب باعث آن نشود كه قالب را به پاي محتوا ذبح كنيم و هر نخراشيده‌اي را به نام شعر انقلاب به خورد خلق ا... بدهيم.

رهبرمعظم انقلاب فرمودند: «در محتواي اشعار بيداري اسلامي به جهت‌گيري‌ها و اهداف عالي اين تحول بزرگ، راه‌هاي منتهي به هدف عالي و دشمنان و موانعي كه ايجاد مي‌كنند، توجه ويژه و خاص شود.»

دراين بخش نيز معظم له هوشمندانه سه اصل را هدف توجه قرار دادند: هدف- روش- موانع!

هدف‌شناسي انگيزه لازم براي هر حركتي را ايجاد مي‌كند. شناساندن جهت‌گيري‌ها و اهداف عالي اين تحول بزرگ باعث آگاهي توده مردم مي‌شود و خفتگان را برمي‌خيزاند. رهبرمعظم انقلاب با اين آموزه‌ها قصد دارند از يكايك شعراي امت اسلامي، رهبري براي هدايت حركت انقلاب بسازند.

روش‌شناسي هم برعهده شاعران گذاشته شده است. اين‌که كدام راه براي نيل به مقصود مناسب‌تر است مثلا آيا از هزارتوي لابي‌هاي صهيونيستي و امپرياليستي راهي براي رسيدن به اهداف عاليه وجود دارد؟!

پس از طرح مسيريابي، بلافاصله هشدار داده مي‌شود كه به دشمنان و موانعي كه آن‌ها ايجاد مي‌كنند توجه ويژه و خاص شود. هر رويشي هدف هجوم آفت‌ها قرار مي‌گيرد و بهترين آفت‌كش‌هاي هر جامعه‌اي نخبگان و فرهيختگان آن جامعه هستند.

ولي امر مسلمين در ادامه مي‌افزايند: «در اشعار بايد به نقش دين، ايمان به خدا و معارف قرآني در بيداري اسلامي نيز اهتمام جدي شود؛ زيرا هر نهضتي كه متكي به اعتقاد ديني شود آسيب ناپذير و ماندگار خواهدبود.»

ايشان در جمله اخير به بسط و تشريح هدف، روش و موانع پرداخته‌اند‌:

دين، ايمان به خدا و معارف قرآتي پايه رهايي انسان از طاغوت‌هاي دروني و بيروني است و طاغوت، دشمن انسان آزاده است و اتكاء به اين اعتقادات مانع ضربه‌پذيري از جانب دشمن خواهد شد.

اما اين نكته نيز در ديدار شعراي همايش شعر بيداري با ولي امر مسلمين جهان قابل توجه بود كه بينش عميق و ظرافت دقيق رهبرمعظم انقلاب نسبت به شعر و شاعران در ميان كساني كه نسبت به روحيات معظم له آشنايي نداشتند بسيار جالب واقع شد. بسياري از آن‌ها انتظار اين را نداشتند كه رهبر كشوري كه چالش‌هاي بسيار را بخصوص در عرصه بين‌المللي پشت سرگذاشته و اكنون هم با آن مواجه است، چنين با طمأنينه، دقت، آرامش و تسلط در رابطه با شعر سخن بگويد.

و آخر اين‌که درباره تأثير شعر در بيداري اسلامي، به ياد بياوريم حماسه‌اي را كه آيات القرمزي در بحرين آفريد. دختر شاعر 20 ساله مسلماني كه با اشعار خود موج جديدي در مبارزه‌هاي مردم بحرين و منطقه ايجاد كرد و شاعران ايران را برآن داشت كه در وصف قهرماني‌هايش شعرسرايي كنند.

 ادب و هنر

به اين نام ثبت شده

«سيدعظيم موسوي» پژوهشگر تئاتر آييني سنتي گفت: چندي پيش مراسم پاسداشت ثبت ميراث معنوي تعزيه در فهرست سازمان جهاني يونسکو در سالن همايش‌هاي صدا و سيما با حضور رئيس‌جمهور برگزار شد. در اين مراسم لوحي را براي من در نظر گرفتند؛ زيرا تعزيه را به ثبت جهاني رساندم. ما را دعوت کردند و گفتند: آثاري از شما را به همراه فيلمي که از روند ثبت تعزيه تهيه کرده بوديد، در اين مراسم پخش مي‌کنيم که اجرا شد. در نهايت گفتند: اين ثبت به همت اسفنديار رحيم‌مشايي و همکاران محترم‌شان انجام شده و هيچ اسمي از من نبردند، در حالي که تعزيه به نام من در سازمان يونسکو ثبت شده است.
وي در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر فارس ادامه داد: زماني که براي اولين بار پرونده را به سازمان يونسکو ارسال کرديم، گفته شد که بايد پرونده مسؤول و شورا داشته باشد. من مسؤول پرونده بودم و شورايي را به صورت صوري اعلام کردم. تمام کارها را خودم به تنهايي انجام دادم. از طرفي ترکيه نيز قصد داشت تعزيه را به نام خود ثبت کند اما در مدت سه ماه با وجود اين‌که فيلم‌ساز نبودم، فيلمي را ساختم و به يونسکو ارسال کردم.
اين نويسنده و کارگردان تئاتر آييني گفت: پرونده تعزيه با دقت تشکيل و جمع‌آوري شده بود؛ به طوري که به گفته معاون سازمان گردشگري و جهانگردي، در بين کشوري که طرح‌هايي را براي ثبت به يونسکو فرستاده بودند، يونسکو پرونده تعزيه ايران را کامل‌ترين پرونده دانست.
موسوي با ابراز گلايه از مسؤولان ايران گفت: جالب است همه چيز به نفع آن‌ها بوده است، در آخر حتي نگفتند چه کسي اين کار را انجام داد و نمي‌دانم چرا من را به اين همايش فراخواندند. از زماني که تعزيه به ثبت جهاني رسيده است، تا امروز اصلا به اين فکر نيفتادند که گراميداشتي را براي روز جهاني تعزيه در نظر بگيرند.
اين پژوهشگر تئاتر آييني سنتي تصريح کرد: هنوز مسائل بعد از ثبت تعزيه را هم من پيگيري مي‌کنم که يکي بيايد و به اين موضوع اهميت بدهد. تا زماني که تعزيه ثبت نشده بود، تمام خبرگزاري‌ها پيگيري مي‌کردند چرا تعزيه ثبت نمي‌شود؟ ايراد کار کجاست؟ از زماني که ثبت شد ديگر کسي به تعزيه و مسائل بعد از آن نپرداخت. همه به دنبال هياهو و خبرپراکني بودند، هيچ کس براي اصل قضيه دلش نمي‌سوزد.

الهي نامه

 استاد علامه حسن زاده آملي

الهي! نمي‌گويم كه از دوستانم ولي شكر كه از دشمنان نيستم.
الهي! شكرت كه بديدار حسن جمالت عاشقم و بگفتار ذكر جميلت شايق.
الهي! ما هر چه كنيم كم است و تو هر چه دهي بسيار، يا من يعطي الكثير بالقليل.
الهي! شكرت كه صاحب منصب بي‌زوالم.
الهي! سگ گله و حائط و صيد، حرمت امانت را داشته باشند و حسن ظلوم و جهول با امانت تو خيانت كند.
الهي! كتابدار و كتابخوان و كتابدان بسيارند، خنك آن‌كه خود كتاب است و كتاب آر.
الهي! خدا خدا گفتن مجازي ما كه اين‌همه بركت دارد، اگر به‌حقيقت گوييم چون خواهد بود؟!
الهي! واي بر حسن كه اگر به پايه‌اي بي‌باك شود تا به‌ذات پاك و نام‌هاي گرامي و نامه سترگ و فرستادگان بزرگ و دوستان ستوده ات سوگند ياد كند
الهي! دهن حسن به عطر ذكر تو معطر است، حيف است كه بوي بد گيرد.
الهي! شمس اگر چه سلطان كواكب و نير اعظم و شمسيه عقد فلك و كوكب قلب و تسخير و ذهب و ملك و سراج وهاج جهان افروز است، ولي حسن نجم با قمر است كه سائر الليل و شمع بزم خلوت نشينان و مصباح شب زنده داران است كه عاشق سوخته را چراغي نيم افروخته بايد تا رازش آشكار نگردد و رسواي هر ديار نشود، ماه است كه چون سالك دل آگاه در تحول و اطوار است:گاه چون رخ زعفرانيش هلال است و گاه چون سالك مجذوب بدرمنير و گاه چون مجذوب سالك در محاق، گاه از شرم سوزد و گاه از شوق فروزد.
الهي! دني‌تر از دنيا نديدم كه همواره همنشين دو نان است.
الهي! خردمندان خطاب ادخلي في عبادي آرزو كنند و اين بي‌خرد گويد يا ليت بيني و بينهم امدا بعيدا كه نعمت عظيم الشان انساني را كفران كرده ام و از رويشان شرمسارم.
الهي! دردمند ننالد چه كند؟ درمان ده تا بيش‌تر بنالم.
الهي! چهل و سه سال از من بگذشت، نمي‌دانم چهل و سه آن عمر كرده ام يا نه.
الهي! بنده را با كاش چه كار و ازليت و لعل چه حاصل؟
الهي! راه تو، به بزرگي تو دشوار است و شگفتا كه اين مور لنگ را آرزوي ديدار است
الهي! از گناه اين و آن رنج مي‌برم كه از چون تويي روي گردانيدند.