صفحه اول

آقاي سوروس! شرط را باختي!

 علي اكبر عالميان

اين مقاله، تنها نوشتاري است که نگارنده منتظر نگارش آن از يک سال قبل بوده است. در اين مدت به ياد ندارم که براي نوشتن مقاله، منتظر فرا رسيدن زمان خاصي باشم چرا که مقالات تحليلي را بايد متناسب با وقايع روز و رويدادهاي مهمي که اتفاق مي‌افتد، نوشت: اما تحليل حاضر يک استثناء به شمار مي‌رود. دقيقاً سال گذشته در همين روزها بود که آقاي جورج سوروس، تحليل‌گر برجسته و تئوريسين نامدار انقلاب‌هاي مخملين با صراحت تمام اعلام کرده بود که من شرط مي‌بندم تا يکسال ديگر نظام جمهوري اسلامي نابود شده و ديگر نامي از اين نظام و حکومت در دنيا وجود نخواهد داشت. برخي از اين اظهار نظر و تحليل بي‌سابقه سوروس سر ذوق آمده و بي‌صبرانه منتظر غروب خورشيد انقلاب بودند تا به زعم خود جشن! سقوط جمهوري اسلامي را برگزار کنند، اما در مقابل اين عده، بسياري هم بودند که به ديده ترديد و حتي تمسخر به اين اظهار نظر عجولانه و غير کارشناسانه سوروس نگريستند چرا که اين‌گونه شرط‌بندي‌هاي بي‌مبنا و شتابزده هيچ‌گاه قابل اعتناء نبوده و اعتباري هم براي آن متصور نمي‌باشد. علت تأخير در نگارش پاسخي به اظهارات سوروس، بر مبناي ترديد در ماندگاري نظام جمهوري اسلامي نبود چرا که اين نظام، علي‌رغم تمام کارشکني‌هاي دشمنان و عوامل داخلي‌شان، از استحکام کافي برخوردار است، علت تأخير دقيقاً به اين دليل بود تا در سالروز اظهارنظر مشعشع(!) اين به اصطلاح تئوريسين غربي پاسخي را نه در قالب يک مقاله بلکه در نمود عيني آن در جهان ديد. مشخص نبود که اظهارات سوروس بر اساس کدام رويکرد يا مستند بود اما از همان زمان هم مي‌شد سستي اين اظهار نظر را مشاهده نمود. پر واضح است که وقتي يک تحليل‌گر برجسته و نامدار غربي اين‌گونه به صراحت از سقوط يک نظام مستحکم آن هم در مدت زمان يکسال سخن مي‌گويد، قطعاً براي اين سخن خود، يافته‌ها و دلايلي دارد که از نظر وي قابل اتکاء است.

اتفاقاً همين مسأله، نقطه شکل‌گيري اختلاف نظام جمهوري اسلامي، با دنياي استکبار است. اين نقطه اختلاف، ريشه در نوع نگاه مستکبران عالم نسبت به مقوله انقلاب اسلامي ايران دارد. واقعيت آن است که تئوريسين‌هاي غربي، در تحليل اين انقلاب و رويکرد‌هاي کلان نظام جمهوري اسلامي، به يکسري از آموزه‌هاي تجربي و بعضاً نخ نماي خود تکيه مي‌کنند، در حالي که جنسِ انقلاب اسلامي ايران، بسيار متفاوت با جنس ساير انقلاب‌هاست. هر چند آنان مي‌توانند از بُعد ظاهري و شکلي، انقلاب اسلامي را بر اساس همان آموزه‌ها تحليل کنند، اما قطعاً نمي‌توانند از نظر ماهيتي و معرفتي، به عمق زواياي اين انقلاب پي‌ببرند و نقطه شروع اختلاف ايران و غرب در همين نکته نهفته است. عجز از شناخت همه جانبه و عميق انقلاب ايران موجب شده است تا تحليل‌هاي اين جريان فکري، همواره غلط از آب درآمده و با بن بست مواجه شود. همين مسأله را هم بايد در ادامه دهندگان راه غربي‌ها در منطقه جستجو کرد و تسري يافته ديد. عمله استکبار جهاني با الگو‌‌پذيري از عقبه فکري خود يعني دنياي غرب، همان تحليلي را در ذهن خود پرورانده و مي‌پرورانند که اربابان آنان اين تحليل‌ها را ارائه کرده‌اند. دقيقاً بر همين مبنا بود که صدام حسين ديکتاتور عراق، وعده فتح سه روزه تهران را داده و جنگي هشت ساله را با شکست تجربه نمود، و منافقين نيز در سال 1367 و در قالب عمليات فروغ جاويدان، وعده حضور مسعود رجوي در کاخ رياست جمهوري ايران در تهران را تا چند روز آينده مي‌دادند! اين وعده‌ها ناشي از عدم درک صحيح آنان از استحکام بي‌نظير جمهوري اسلامي و ابعاد معرفتي و فکري انقلاب اسلامي ايران بود. آنان از درک اين موضوع که انقلاب ايران بر پايه سه رکن ايدئولوژي، رهبري و مردم بنا شده، عاجز بودند. انقلابي که بر پايه ايدئولوژي اصيل و بي‌مانند اسلامي و رهبري مقتدرانه و عزت بخش ولي‌فقيه و حضور بي‌نظير و تحسين برانگيز مردمي بنا شده باشد، شکست ناپذير است. اين مهم، مسأله‌اي است که در تحليل دشمنان ايران مغفول مانده است و دقيقاً به همين دليل برخي از فتح سه روزه تهران، برخي از حضور چند روزه در کاخ رياست جمهوري ايران و برخي هم از شرط‌بندي جهت سقوط يکساله نظام جمهوري اسلامي سخن مي‌گويند. متأسفانه علي‌رغم تکرار اين‌گونه ادعاهاي واهي، هنوز هم عده‌اي پيدا مي‌شوند که اين‌گونه، از نابودي جمهوري اسلامي سخن بگويند. اگر نگوييم که اين‌گونه افراد جاهل‌اند، در خوشبينانه‌ترين فرض، بايد آنان را افرادي ناميد که از درک درست ابعاد انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن عاجزند. مشخص نيست که آقاي سوروس چه شرطي را براي تحليل کودکانه و مضحک خود ارائه کرده است اما در هر حال خطاب به وي بايد گفت که آقاي سوروس! شرط را باختي!

روانبخش:
آيا اين سخن، صداي ملت است؟!

مناظره‌اي بين علي‌عباسپور رئيس کميسيون آموزش مجلس شوراي اسلامي و کانديداي انتخابات مجلس نهم و حجت‌الاسلام قاسم روانبخش عضو جبهه پايداري و کانديداي نهمين دوره انتخابات در دانشگاه فني انقلاب اسلامي برگزار شد.

به گزارش فارس، عباسپور در اين مناظره با بيان اين‌که بنده صداي مردم را شنيدم که طرح تبديل اين آموزشکده فني حرفه‌اي و دانشگاه را ارائه کردم، خطاب به روانبخش گفت: شما که برخي افراد را در ليست‌تان گنجانديد و آن‌ها فقط به سخنان دولت گوش مي‌دهند، بايد برخي مسائل را لحاظ کنيد.

وي بعد از بيان اين سخنان با عذرخواهي از دانشجويان گفت که ديگر جلسه را ترک مي‌کند.

در اين بين دانشجويان مجددا با فريادهاي "سؤال سؤال" خواستار ادامه حضور رئيس کميسيون آموزش مجلس در جلسه براي پاسخگويي به پرسش‌هاي دانشجويان شدند که عباسپور در ميان فريادهاي دانشجويان از جلسه خارج شد.

بعد از خروج عباسپور از جلسه، روانبخش با اشاره به تلاش برخي براي وقف اموال دانشگاه آزاد گفت: چه کسي سرپل اين ماجراها در مجلس بود؟ آقاي مطهري بيان کردند که تجمع کنندگان مقابل مجلس، اراذل و اوباش سانديس‌خور بودند؛ آيا اين سخن صداي ملت است؟!

وي در پاسخ به پرسش يکي از دانشجويان گفت: اگر وارد مجلس شوم، فارغ از جنجال‌هاي حزبي به اصول انقلاب پرداخته و نقش‌هاي اساسي مجلس شامل قانونگذاري و نظارت را جدي خواهم گرفت.

روانبخش با تاکيد بر اينکه جبهه پايداري در مقابل جريان فتنه و جريان انحرافي تشکيل شد، خاطرنشان کرد: ما اين جبهه را تشکيل داديم تا نشان دهيم که به آرمان‌هاي انقلاب پايداريم.


صحنه اي ديگر براي اداي دين به شهدا

  رضائيان

انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي را مي‌توان در زمره حسا‌س‌ترين انتخابات‌هاي سال‌هاي اخير برشمرد؛ چه اين‌که نخستين تجربه حضور مردم در صحنه رأي دادن پس از فتنه 88 است و در زماني برگزار مي‌شود که دشمنان خارجي، تهديدها و تحريم‌ها بر ضد نظام اسلامي را به اوج رسانده و مترصدند تا به‌زعم خويش در پيوند استوار نظام اسلامي و ملت مسلمان خدشه‌اي وارد آورند؛ غافل از اين‌که مردم آگاه ايران اسلامي هوشياري و بصيرت مثال‌زدني خويش را همواره به ويژه در 9 دي 88 و 22 بهمن 90 به جهانيان نشان داده و با صداي بلند به دوست و دشمن اعلام کرده‌اند که به‌رغم برخي کاستي‌ها و عملکرد ناصواب پاره‌اي متصديان، در دفاع از اصل نظام و آرمان‌هاي شهدا سر از پا نمي‌شناسند و با حضور آگاهانه و پرشور در صحنه‌هاي گوناگون، دشمنان قسم‌خورده را ناکام مي‌گذارند. ملت ايران، خوب مي‌دانند که انقلابشان به برکت خون‌هاي مطهر هزاران شهيد گلگون‌کفن به پيروزي رسيده و تداوم يافته است. آن‌ها نيک مي‌دانند که اين انقلاب به قيمت فداکاري پدران و مادراني به دست آمده که گاه همه فرزندان خويش را يک به يک، تقديم اسلام کرده‌ اما هنوز خود را بدهکار نظام اسلامي مي‌دانند؛ مادراني که به‌رغم گذشت سال‌ها از پايان جنگ تحميلي، همچنان چشم‌انتظار نشانه‌اي از فرزندشان هستند؛ مادراني چون «ننه‌علي» که قريب 30 سال بر سر قبر جگرگوشه‌اش صبح را به شب و شب را به صبح رساند؛ و مرداني همچون حاج‌ذبيح‌ا... بخشي که زنده‌سوختن عزيزش در معرکه نبرد را با تمام وجود مشاهده کرد اما ذره‌اي سستي در وجودش راه نيافت. ملت مسلمان ايران نگاهي به گذشته و نگاهي به آينده دارد و در اين برهه حساس به وظيفه خود آشناست. از اين روست که مي‌کوشد تا از يک‌سو با مشارکت حداکثري در انتخابات پيش‌رو و از سوي ديگر بي‌اعتنا به تخريب‌ها و جوسازي‌ها، با برگزيدن نامزدهاي اصلح –هرچند گمنام- دين خود را در برابر نظام اسلامي و خون‌هاي مطهر شهدا ادا کند؛ اداي ديني که اين‌بار هم دشمنان را فرسنگ‌ها به عقب خواهد راند. مردم ايران خوب مي‌دانند که تلاش‌ها براي ورود به مجلس شوراي اسلامي اگر از شوق خدمت رساني به ملت و تلاش براي اعتلاي نظام اسلامي باشد، ستودني و غبطه برانگيز است و بايد خدا را برآن شکر گزارد اما چنان‌چه براي رسيدن به مطامع دنيوي و چنگ انداختن به قدرت و ثروت باشد، بايد در برابر آنان هوشيار بود.

 سرمقاله

انتخاب اصلح، تکليفي عقلي و الهي

 ع. ش روحاني

بعد از «مقام» رهبري، هيچ نهادي در جمهوري اسلامي به اهميت و حساسيت نهاد مجلس شوراي اسلامي نيست. اين نهاد دو وظيفه مهم و اساسي بر دوش دارد:
1. طراح اجرا و قانونگذاري؛ 2. نظارت بر کار و حرکات قوه مجريه.
چنين نهادي به مثابه محور اساسي تصميم‌گيري و حساس‌ترين مرکز تشکيلات جمهوري اسلامي، بايد داراي ويژگي‌هايي باشد:
1. با صفا باشد؛ 2. با ايمان و با تقوا باشد؛ 3. روحيه انقلابي و برادري داشته باشد؛ 4. نسبت به مسائل کشور، جدي و حساس باشد؛ 5. مسائل اساسي کشور را تشخيص بدهد؛ 6. براي مسائل مهم کشور، قانون‌گذاري کند؛ 7. به سوگندي که مي‌خورد، وفادار باشد؛ 8. وظايف الهي و وجداني و قانوني خود را بشناسد؛ 9. آن وظايف را به بهترين وجهي انجام دهد؛ 10. با حرکت در مسير صحيح و درست، چشم مردم را روشن کند؛ 11. جمهوري اسلامي را هر چه بيش‌تر به سمت اداره اسلام سوق دهد؛ 12. زمينه تحقق و اجراي اسلام ناب محمدي(ص) را با تصويب قوانين الهي فراهم سازد.
براي شکل دهي به چنين نهادي مقدس، من و ما بايد به سمت انتخاب اصلح و با تقوا برويم. انتخاب فرد اصلح وظيفه شرعي و عقلي و انقلابي ماست. اين تکليف را دين و خداي بزرگ بر دوش ما گذارده‌اند. انتخاب اصلح يک تکليف الهي است.
مقام معظم رهبري مي‌فرمايند: «تفاضل ولو کم باشد، در اين قضيه بسيار است. بايد بگرديد، بين خودتان و خدا حجت پيدا کنيد؛ يعني بتوانيد از راهي برويد که اگر خداي متعال پرسيد شما به چه دليل به اين فرد رأي داديد، بتوانيد بگوييد به اين دليل.»
بايد بتوانيم بگوييم به اين دلايل، فرد مورد نظر ما اصلح است:
1. مؤمن، با اخلاص و توانمند است؛ 2. به نظام جمهوري اسلامي معتقد و پاي بند است؛ 3. پيرو و تابع ولايت فقيه و رهبري انقلاب است؛ 4. قانون اساسي جمهوري اسلامي را کاملا قبول دارد؛ 5. ملت ايران، شعارها و اهدافش را قبول دارد؛ 6. درد مردم را مي‌داند و از طبقه محرومين و رنج ديده است؛ 7.براي ريشه کني فقر و فساد عزم جدي دارد؛ 8. به ترقي و پيشرفت کشور و به توسعه اقتصادي و سياسي و فرهنگي و علمي جمهوري اسلامي مي‌انديشد؛ 9. به فکر معيشت مردم، دين مردم، فرهنگ مردم و به فکر دنيا و آخرت مردم است؛ 10. از نشاط، حوصله، همت و قدرت لازم و هوشمند براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي بهره برده است؛ 11. توانايي رفع نيازهاي جامعه را دارد؛ 12. قانون را بر اساس نياز جامعه و بر اساس فرمان الهي تصويب مي‌کند؛ 13.با تصويب قوانين اسلامي، دولت را به سمت آينده‌اي روشن رهنمون و زمينه عدالت اجتماعي را فراهم مي‌سازد؛ 14. براي الهي شدن جامعه و عزت ملت ايران بر کار و حرکات قوه مجريه نظارت مي‌نمايد؛ 15. با دشمنان اسلام و امام و انقلاب و مردم و ولايت، دشمن است؛ 16. با تمامي حاميان اسلام و انقلاب و مردم، دوست است و از آنان حمايت مي‌کند.
با چنين انتخابي، بخشي از توان جامعه را در ساختن و پيشرفت آينده به کار گرفته‌ايم. هر چه حضور ما براي اين انتخاب، با شکوه‌تر و با عظمت‌تر و آراء ما بيش‌تر باشد، مجلس شوراي اسلامي قوي‌تر خواهد شد. مجلس قوي، توان و قدرتش براي اسلامي کردن جامعه و حل مشکلات و معضلات مردم بيش‌تر است. هرچقدر جامعه به سمت اسلام و ارزش‌‌ها برود، دشمن نااميد مي‌گردد و دشمن مأيوس، قدرتش در برابر عظمت ملت ايران ناچيز و ناکارآمد است.
بنابراين انتخابات مجلس بسيار مهم است و همه ما بايد اين انتخابات را به اندازه خودش بزرگ و مهم بشماريم و با حضور گسترده و بالاي خود در پاي صندوق‌هاي رأي، در مسير، جهت‌گيري و منش عمومي نظام، تأثير بنياني و تعيين کننده داشته باشيم.
زماني که من و ما با شور و شوق و با حضوري گسترده در انتخابات شرکت کنيم و با چشم باز و با بصيرت به نمايندگاني اصلح رأي بدهيم و آنان را به مجلس شوراي اسلامي بفرستيم، مجلس خواهد توانست نقش اصلي و اصيل خود را ايفا نمايد و با اعتبار بيش‌تري کارآمدي خود را بالا ببرد و به ملت ايران خدمت رساني زيباتري داشته باشد.
چنين نهادي با قدرت و قوت، جهت‌گيري نظام جمهوري اسلامي ايران را در مسير آرمان‌هاي الهي و خط امام و ولايت تنظيم مي‌کند و چون مستظهر به حمايت عموم ملت ايران است، مشروعيت نظام را در چهره خارجي آن، براي همه امت‌هاي اسلامي به اثبات مي‌رساند و آنان را مدافع و حامي جمهوري اسلامي مي‌کند و در پهنه بيداري اسلامي، الگوگيري ملت‌هاي جهان را از نظاممان، ملموس‌تر به نمايش مي‌گذارد.