صفحه آخر

در حاشيه سخنان اخير محمد خاتمي مطرح مي‌شود
مدعيان اصلاحات؛ ضعف تئوريک يا فقر پايگاه اجتماعي

  دبير سياسي

در جلسه اخير آسيب‌شناسي جريان اصلاحات، مدعيان اصلاحات بزرگ‌ترين نقيصه اين جريان را فقر تئوريک و فقدان ايدئولوژي براي به صحنه آوردن پايگاه اجتماعي دانستند. به همين دليل آقاي محمد خاتمي خطاب به آقاي حجاريان که مغز متفکر اصلاحات محسوب مي‌شد، مي‌گويد: «ضمن آسيب‌شناسي جريان اصلاحات، پشتوانه تئوريک اين جريان را تدوين کنيد.» توجه به اين حقيقت پس از گذشت 14 سال از دوم خرداد 76 و شکست‌هاي پي‌درپي در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي، نشانه آشفتگي و بي‌تدبيري رهبران اين جريان است. آن‌چه امروز آقاي خاتمي به آن رسيده است قبلاً بارها توسط بزرگاني چون آيت ا... مصباح هشدار داده شده بود. ايشان بارها خطاب به مدعيان اصلاحات گفته بود: در واژه اصلاحات تأمل کنيد و ببينيد چه مي‌خواهيد؛ آيا به‌دنبال اصلاح به معناي حقيقي کلمه يعني اصلاح روش‌ها با حفظ ايستادن بر اصول انقلاب هستيد يا با حرکت رفرمي درصدد شکستن اصول و به عبارت ديگر تغيير نظام جمهوري اسلامي برآمده‌ايد؟!

اظهارنظرها و مواضع و عملکرد برخي از احزاب و افراد اصلاح‌طلب، هدف دوم را نشان مي‌داد. آقاي خاتمي بايد به اين نکته توجه کند که مشکل اصلاحات به اين معني فقدان ايدئولوژي و فقر تئوريک نيست؛ زيرا از همان سال‌هاي تولد اين جريان، آقاي حجاريان براي رشد و توسعه آن انديشه کرده و تئوري‌هايي نيز ارائه کرده بود و آقاي جين‌شارپ هم در سال‌هاي اخير مدل‌هاي پيشرفته‌تري از اين ايدئولوژي را طي دستورالعمل‌هاي ويژه‌اي به اصلاح‌طلبان تقديم کرده بود. آن‌چه از دوم خرداد 76 تا 84 اتفاق افتاد، عملياتي شدن ايدئولوژي و تئوري‌هاي امثال آقاي حجاريان بود. وي با طرح شعارهاي فتح سنگر به سنگر، فشار از پايين چانه‌زني از بالا، رفراندوم و... به دنبال تغيير تدريجي نظام برآمد از اين‌رو، پس از فتح رياست جمهوري و تسخير قوه مجريه به طور کامل، قوه مقننه را در اختيار گرفتند و با فشارهاي سنگين و هجمه‌هاي همه جانبه درصدد برآمدند که سدّ شوراي نگهبان را نيز بشکنند تا با عبور از آن بتوانند به اهداف خويش دست يابند، زيرا اکثر مصوبات به اصطلاح اصلاح‌طلبانه آن‌ها به دليل مخالفت با شرع و قانون اساسي توسط شوراي نگهبان ردّ مي‌شد. آن‌ها تصميم داشتند همراه با شکستن اين سدّ محکم، قانون اساسي و ولايت فقيه را نيز از ميان بردارند و در نهايت با براندازي نظام جمهوري اسلامي، نظام سکولار و سپس لائيک را به جاي آن بنشانند، درست همان عملياتي که روشنفکران وابسته در انقلاب مشروطه به انجام رساندند و به نتيجه رسيدند. ولي رهبر مدبر، هوشمند و بصير به کمک مردم، انقلاب را از اين گردنه‌هاي مخوف عبور داد و چهره واقعي مدعيان اصلاحات را از پشت نقاب اصلاح‌طلبي بيرون کشيد و در نهايت در چندين انتخابات پي‌درپي شوراها، مجلس هفتم و هشتم و رياست جمهوري نهم و دهم توسط مردم، شکست‌هاي پياپي، سنگين و تلخي را تحمل کردند و در نتيجه به انزوا و حاشيه رفتند.

در سال‌هاي 84 به بعد، اين جريان با سرمايه‌هاي زيادي که از دوران حاکميتشان اندوخته بودند، با حفظ احزاب و توسعه آن‌ها و تأسيس روزنامه و سايت‌هاي مختلف وارد مرحله جديدي شدند. آن‌ها با استفاده از تئوري و دستور‌العمل‌هاي جين‌شارپ که بيش از 180 مورد بود و با بهره‌گيري از تجربياتي که در انقلاب‌هاي مخملين در کشورهاي آسياي ميانه اندوخته بودند، با تمام قوا و با استفاده از تمام ظرفيت‌هاي سياسي و اجتماعي و با پشتوانه برخي دولت‌هاي مرتجع منطقه و دولت‌هاي غربي که نيروهاي سفارتخانه‌اي آن‌ها در ميدان حضور داشتند، اقدام به کودتاي سبز 88 کردند. آن‌ها تصور مي‌کردند با جمع‌آوري ضد هوايي‌ها و موشک‌هاي پيشرفته (سکوت خواص) به راحتي مي‌توانند مواضع نظام را بمباران کنند؛ ولي باز هم با سدّ ولايت فقيه و مردم بصير و ولايتمدار ايران روبه‌رو شدند و توسط سيل بنيان‌کن ملت ايران در 9 دي به کنار انداخته شدند. درست به همين دليل است که پس از اين واقعه عظيم، دشمن دو عامل اصلي رهبري و ملت را پيش از بيش مورد حمله قرار داده است. تحريم همه جانبه و به اصطلاح آن‌ها تحريم فلج‌کننده، انتقام از ملت ايران است. واشنگتن پست مي‌نويسد «تنها راه‌حل، تغيير رژيم ايران است. رژيم ايران در داخل کشور به شدت محبوب است و با تحريم اقتصادي و آزار و اذيت مردم، شايد بتوان از اين محبوبيت کاست». از سوي ديگر طي سال‌هاي پس از فتنه، تهاجم همه‌جانبه و سنگين‌تري را عليه مقام معظم رهبري آغاز کرده‌اند که با نگاهي به نامه‌هاي سرگشاده و فيلم‌ها و کليپ‌هاي ساخته شده توسط عوامل استکبار، مي‌توان به بخشي از اين پروژه پي برد.

ولي با گذشت دو سال از اجراي پروژه جديد، باز هم تيرشان به سنگ خورد و خلق حماسه 22 بهمن در سال جاري نشان داد ملت ايران از پيمودن راهي که در پيش گرفته، هرگز خسته نخواهد شد. روزنامه فرانسوي لوموند در اين‌باره نوشت: «فشار اقتصادي به ايران به خيال اين‌که مردم عليه جمهوري اسلامي شورش مي‌کنند احمقانه و حاکي از جهل تاريخي است.» بي‌بي‌سي نيز با پخش اظهارات هوشنگ اميراحمدي به اين حقيقت اعتراف کرد: «در فرهنگ سياسي شيعه، تسليم در مقابل زور قابل قبول نيست. امام حسين(ع) با 72 نفر به جنگ 10 هزار نفر مي‌رود. متأسفانه اين فرهنگ در ايران با رهبري [آيت‌ا...] آقاي خامنه‌اي وجود دارد و از موضع هسته‌اي عقب نمي‌رود.»

پس از دو سال هجمه به رهبري نيز روشن شد که باز هم اشتباه کرده‌اند؛ زيرا رابطه مردم ايران با ولايت گسستني نيست. در اين راستا بي‌بي‌سي طي تحليلي اظهار داشت: «هيچ نشانه‌اي از اين‌که [آيت‌ا...] آقاي خامنه‌اي از مواضعش در قبال فشارهاي غرب کوتاه بيايد، در خطبه‌هاي نماز جمعه وجود نداشت و حتي تأکيد کرد ايران با تمام قوا مسير را ادامه مي‌دهد.» خانم رايس، وزير اسبق خارجه آمريکا، هم مجبور به پذيرش اين واقعيت شد که «رهبر ايران مي‌تواند نقشه‌هايي را که بهترين ذهن‌ها با صرف بيش‌ترين بودجه‌ها در زمان بسيار طولاني کشيده و مجريان ماهري اجراي آن را به عهده گرفته‌اند با يک سخنراني يک ساعته خنثي کند.»

پس از شکست تئوري‌هاي حجاريان و جين‌شارپ و ناکامي فشارهاي سنگين اقتصادي و رواني غرب، رجبعلي مزروعي در سايت کلمه راه‌حل ديگري ارائه کرده که قابل تأمل است: «اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيده‌اند که ديگر اميد بستن به اصلاحات درون نظام بيهوده است و بايد به‌دنبال تغيير نظام بود، آن هم به هر شيوه‌اي؛ حتي اگر به کمک نيروي خارجي و حمله نظامي باشد»! ولي مطمئن باشيد که اين گزينه هم گزينه مناسبي نيست؛ زيرا اين حقيقت را همه مي‌دانند که زدن جرقه جنگ در دست آمريکاست ولي پايان جنگ را ايران رقم مي‌زند. مدير تحقيق مرکز مطالعات تروريسم لندن در اين راستا به دولت اين کشور توصيه مي‌کند که فريب آمريکا را نخورند. وي مي‌گويد: «مقامات و کارشناسان آمريکايي آستانه تحمل و استقامت و مقاومت مردم ايران را دست‌کم مي‌گيرند. شما با کشوري رو‌به‌رو هستيد که 8 سال جنگ تحميلي را طي کرده است.»

نتيجه: بهترين گزينه اين است که جايگاه واقعي انقلاب اسلامي ايران و اين ملت بزرگ را ناديده نگيرند و با چنين ملتي با زبان منطق سخن بگويند، نه از زبان تهديد و فشار و ارعاب و جنگ...

مهندس سيد مهدي هاشمي در مصاحبه با پرتو:
جبهه پايداري را يکي از محورهاي اصلي براي ارتقاي وضعيت مجلس مي دانم

اشاره: مهندس سيد مهدي هاشمي از عناصر فعال در دولت نهم بوده است که خدمات وي چه در دوران حضور در دولت و چه در دوران دفاع مقدس، بر صاحب‌نظران پوشيده نيست. گفت‌و‌گوي «پرتو» با ايشان را در ذيل ملاحظه مي‌کنيد.

ضمن عرض سلام و خسته نباشيد، لطفا گزيده‌اي از سوابق علمي و فعاليت‌هاي خود را بيان بفرماييد.

بنده فوق ليسانس مهندسي معماري و دانشجوي دوره دکتري و هم اينک عضو هيأت علمي دانشگاه هستم. حدود يکصد ماه حضور داوطلبانه در جبهه‌هاي حق عليه باطل دارم و جانباز 50 درصد محسوب مي‌شوم.

در سمت‌هاي متعددي به خدمتگزاري مشغول بوده‌ام که از جمله مي‌توان به اين موارد اشاره کرد:

• رئيس سازمان نظام مهندسي ساختمان کشور

• رئيس فدراسيون تيراندازي کشور

• قائم مقام وزير راه و ترابري

• سرپرست وزارت کشور

• معاون عمراني وزارت کشور

• رئيس سازمان شهرداري‌ها و دهياري‌هاي کشور

• رئيس ستاد تبصره 13 (ستاد حمل و نقل و سوخت کشور)

• معاون امور مناطق شهرداري تهران

• سرپرست واحد اتوبوسراني تهران

• مجري و طراح پروژه‌هاي مختلف دفاعي، فرهنگي، درماني و...

• عضو هيأت امناء بنياد غدير

آيا قبل از انقلاب هم فعاليت داشته‌ايد؟

در آن دوران سن کمي داشتم و در سنين نوجواني بودم، ليکن فعاليت‌هاي مذهبي که عموما خالي از فعاليت‌هاي سياسي نبود را داشتم و حتي يکبار هم توسط ساواک دستگير شدم که خود داستان مفصلي دارد.

دوران دفاع مقدس کجا بوديد و چه مي‌کرديد؟

خدا را شاکرم که به برکت اسلام و وجود مبارک حضرت امام(ره) قبل از جنگ، حين جنگ و بعد از جنگ، بيش از يکصد ماه توفيق حضور در مناطق عملياتي را داشتم چرا که قبل از جنگ توطئه‌هاي دشمن در مناطق کردستان و پاوه و در جنوب توطئه‌هاي مرزي و جريانات خلق عرب شروع شد و براي دفاع از آرمان‌هاي انقلاب در اين مناطق حضور داشتم. چندي قبل از شروع رسمي جنگ ايران و عراق در 31 شهريور 59 عراق با تجهيزات کامل در مرزها مستقر شده بود و درگيري‌هاي پيش آمده بود که اين موارد به تهران گزارش مي‌شد ليکن اين باور براي بسياري وجود نداشت که چنين جنگي اتفاق خواهد افتاد. در روزهاي آغازين جنگ، توفيق حضور در يگان‌ها و قرارگاه‌هاي مختلف عملياتي را به‌صورت داوطلبانه داشتم و پس از چند بار مجروحيت، آخرين بار در بهمن ماه سال 61 پس از بهبودي اوليه در يگان‌هاي مهندسي رزمي توفيق ادامه خدمت پيدا کردم. مهم‌ترين مسؤوليت‌هايم در آن دوره فرمانده تيپ مهندس رزمي و معاونت مهندسي رزمي قرارگاه حمزه سيدالشهداء بود که به لحاظ ويژگي‌هاي کار مهندسي رزمي هميشه قبل از عمليات (براي آماده‌سازي منطقه عمليات) و پس از عمليات براي تثبيت مناطق عملياتي مشغول فعاليت بوديم. اين مسأله پس از جنگ نيز براي تثبيت خطوط دفاعي و اصلاح جاده‌ها و محورهاي عملياتي و قرارگاه‌ها ادامه داشته کما اين‌که هم اکنون نيز واحدهاي مهندسي رزمي براي پاکسازي مناطق آلوده به مين مشغول فعاليت مي‌باشند.

يکي از مهم‌ترين عمليات‌هايي که شرکت داشتم و در آن عمليات شيميايي شدم، عمليات کربلاي 5 بود که با 3 گردان مهندسي در آن منطقه سخت و به اصطلاح کارشناسان نظامي ابرقدرت‌ها، منطقه نفوذ ناپذير، در بخش مهندسي رزمي دفاع مقدس مشغول فعاليت بوديم که خود بحث گسترده‌اي دارد.

در دوره اصلاحات چه مي‌کرديد؟

در زمان دولت اصلاحات عمدتا مشغول ادامه تحصيل و فعاليت‌هاي عمراني بودم و مدتي را نيز در شهرداري تهران به‌عنوان معاون امور مناطق شهرداري تهران مشغول فعاليت بودم.

خدمت در دولت نهم و دهم را چگونه ديديد؟

البته اين‌گونه سؤالات نياز به بحث‌هاي مفصلي دارد. ليکن دولت نهم تفاوت‌هاي خاص با دولت دهم دارد. در دولت نهم مردم و اصولگرايان پس از يک پيروزي شيرين نقطه عطفي را در خدمت به مردم بنيان نهادند که شيريني آن هنوز در کام مردم باقي مانده است و فکر مي‌کنم اين خدمت در طول تاريخ کشور تاکنون بي‌بديل مي‌باشد خصوصا در بخش عمراني که به نظر بنده عمده دوران سازندگي کشور در اين مقطع شکل گرفت و پيگيري شد. ما هم از نظر کمي و هم از نظر کيفي شاهد بوديم که با حدود يکصد هزار پروژه عمراني بزرگ و کوچک، انقلابي در اين بخش رقم خورد که نمونه بود. اما در دولت دهم فعاليت‌هاي عمراني کمي کم‌رنگ‌تر و موضوعات فرهنگي، سياسي و اجتماعي پررنگ‌تر شد؛ حال اين‌که موفق بوده‌ يا خير و يا چه درصدي توفيق حاصل شده، بايد ان‌شاءالله در فرصت موسعي به آن پرداخت؛ اما کار خدمت‌رساني خصوصا در دولت نهم بي‌بديل بود.

چطور شد که سرپرست وزارت کشور شديد؟

خب جريان اين موضوع خيلي مفصل است ليکن در حد اجمال به آن اشاره مي‌کنم. پس از حدود دو سال که در معاونت عمراني وزارت کشور توفيق خدمت داشتم و از هماهنگي نسبتا خوبي با آقاي وزير (حجت‌الاسلام آقاي پورمحمدي) و دولت برخوردار بوديم، بحث جابجايي ايشان مطرح و با اقداماتي که شد اين موضوع کمي به تاخير افتاد ليکن اين موضوع در ايام نوروز 87 شدت بيش‌تري گرفت و علي‌رغم ميل باطني،‌ براي خروج از بحران مديريتي و تکليفي که ايجاد شد، سرپرستي وزارت کشور را در اردبيهشت 87 قبول کردم و در آن دوران حدودا سه ماه شرايط پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشتم و نهايتا پس از يک دوره سخت، مرحوم کردان به‌عنوان وزير پيشنهاد و معرفي گرديد که اين موضوع هم به ضرر کشور شد و هم به ضرر شخص مرحوم کردان و موجب شد ايشان دچار بحران‌هاي مختلف شود. روحش‌ شاد.

چرا از دولت فاصله گرفتيد؟

بسياري از بحث‌هايي که امروزه در کوچه و خيابان مطرح است از همان سال‌هاي ابتدائي شروع دولت نهم مطرح بود و من به دلايل متعدد به اين نتيجه رسيدم که تقاضا کنم يا افرادي از دولت طرد شوند و فاصله بگيرند و يا من فاصله بگيرم که نهايتا تصميم گرفتم با يک شيب مناسب از دولت فاصله بگيرم و منفک شوم. علي‌رغم اين‌که تلاشم همواره بر تقويت و حمايت از کلان دولت بوده چرا که تدبير مقام معظم‌رهبري اينچنين بوده، پس از مدت کوتاهي خدمت در پست قائم مقامي وزارت راه و ترابري که به اصرار آقاي رئيس جمهور و آقاي بهبهاني صورت گرفت، با پايان دولت نهم از دولت منفک شدم و هيچ مسؤوليتي را نپذيرفتم.

چرا به جبهه پايداري پيوستيد؟

چرا بايد نپيوندم؟ اصول و مباني مطرح شده در جبهه پايداري با اصول و مباني اعتقادي‌ام تطبيق داشت و بسياري از کساني‌که من آن‌ها را افرادي متدين، متعهد، متخصص و توانمند مي‌ديدم در اين جبهه براي ادامه خدمتي که در ابتداي دولت نهم به خاطر آن دور هم جمع شده بودند حضور داشتند و با همان انگيزه‌هاي اعتقادي مي‌خواستند ترميمي در وضعيت موجود و ارتقاء سطح خدمت‌رساني به مردم شريف و تبعيت از ولايت داشته باشند و من جبهه پايداري را يکي از محورهاي اصلي و مهم براي ارتقاء وضعيت مجلس در انتخابات نهم مي‌دانم.

انتخابات نهم را چگونه مي‌بينيد؟

انتخابات، يک امتحان بزرگ است که مردم بايد بهترين خدمتگزاران را انتخاب کنند و براي اين کار همت و تلاش شود تا:

- افراد ممتاز انتخاب شوند.

- ما بايد پاسخ صاحبان زر و زور و تزوير را در پاي صندوق‌هاي رأي بدهيم.

- مردم ما با اخلاق‌ترين را انتخاب کنند.

- نمايندگان منتخب ما اصلح‌ترين کانديداها باشند و براي اين انتخاب بايد با توجه، توسل و توکل تلاش کرد که آن‌چه خير و مصلحت جامعه است، به بهترين شکل الهي رقم بخورد.

آيا گفتمان مجلس نهم با مجلس هفتم و هشتم يکي است؟

به نظر مي‌رسد ضمن اين‌که گفتمان مجالس هفتم و هشتم را نسبت به مجلس ششم بايد قدر دانست و بسيار متفاوت از گذشته بوده‌، بايد تلاش شود که گفتمان مجلس نهم بسيار بهتر و کامل‌تر از گذشته باشد چرا که کشور و جهان نيازمند رويکردهاي جديد براي بهبود اساسي در وضعيت و شرايط موجود است و بايد متعهدانه و با تفکري عالمانه تحت رهبري‌هاي مقام معظم رهبري، گفتمان جديدي را ارائه کرد تا با توجه به نيازهاي روز جامعه و جهان اين گفتمان الگوساز شود.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام باقر(ع):
به تحقيق، حجت خداوند عزوجل بر خلقش تمام نمي‌‌شود مگر با معرفت امام زنده زمانشان.
بحارالانوار، 23/30

 راه امام

همگي مسؤول هستيم

اگر خداي نخواسته بر اسلام يا کشور اسلامي از ناحيه عدم دخالت در سرنوشت جامعه لطمه و صدمه‏اي وارد شود، يک يک تمام ملت در پيشگاه خداي قهار توانا مسؤول خواهيم بود و نسل‏هاي آينده که ممکن است از کناره‏گيري‏هاي کنوني مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند ما را نبخشند. يکي از وظايف مهم شرعي و عقلي ما براي حفظ اسلام و مصالح کشور حضور در حوزه‏هاي انتخابيه و راي دادن به نمايندگان صالح و کاردان و مطلع بر اوضاع سياسي جهان و ساير چيزهايي که کشور به آن‌ها احتياج دارد مي‏باشد و مجلس محتاج به متخصصين رشته‏هاي مختلفي است که کشور احتياج به آن‌ها دارد
صحيفه نور، ج 18، ص 232

 در پرتو خورشيد

ادب ماندلا در برابر رهبري

حجت‌الاسلام محمدي گلپايگاني در سخناني با اشاره به عظمت کار انقلاب گفت: خوشبختانه جمهوري اسلامي ايران داراي رهبري آگاه و هوشمند است که يک سر و گردن بالاتر از رهبران جهان قرار دارد و اين حرف بنده در ديدار رهبران ساير کشورهاي جهان با مقام معظم رهبري کاملا مشهود است. به‌عنوان مثال نلسون ماندلا، پيرمرد 80 ساله، وقتي به ديدار رهبر انقلاب آمد، دو زانو مقابل ايشان نشست و ايشان را رهبر خود خطاب کرد.

 در محضر استاد

ملاک و مرز اسراف و تجمل گرايي در پذيرايي از ميهمان که مورد نهي واقع شده چيست؟

به گمان ما كيفيت پذيرايي از ميهمان شقوق مختلفي دارد، از جمله اين‌که ميهمان از پذيرايي ساده برداشت اهانت و بي‌احترامي کند؛ دوم اين‌که مهمان از تنوع غذا و وسايل پذيرايي نسبت به ميزبان خود بدبين شود، و آن را نشانه خوش‌گذراني و دنيازدگي صاحب خانه تلقي کند؛ سوم اين‌که پذيرايي ساده وسيله‌اي براي ترويج ساده‌زيستي و دوري از دنيازدگي باشد؛ و شقوق مختلف ديگري که هر کدام اقتضاي خاصي دارد.
در مجموع توصيه ما اين است که در اين مورد دو همسر با مشورت و رعايت اعتدال سعي کنند جوانب مختلف را بسنجند، و مواظب باشند به بهانه عمل به آداب شرعي در دام دنيازدگي و تجمل، يا بخل و خسّت نيفتند؛ و بخصوص الگوي بدي براي همسايگان و ساير نزديکان نشوند.

تکليف كسي كه براي انتخاب رشته تحصيلي خود بين علوم ديني و ساير رشته‌ها مردد است، چيست؟
تحصيل علوم ديني به اندازه رفع نيازهاي ديني شخص (اعتقادي اخلاقي رفتاري) واجب عيني است، و به اندازه رفع نيازهاي جامعه، واجب کفايي است.
همچنين آموختن ساير علوم به اندازه رفع نياز ضروري جامعه و براي حفظ عزت و استقلال کشور اسلامي واجب کفايي است، و در صورت نبودن «من به الکفايه» حکم واجب متعين را خواهد داشت، و در صورت تزاحم چند واجب با يكديگر، بايد اولويت‌ها را رعايت کرد.
صندوق الکترونيکي براي ارسال پرسش:
mesbah@mesbahyazdi.org