صفحه هنر هفتم

بازخواني انحلال خانه سينما

 اميد رهگذر

واکنش ها

خبر انحلال خانه سينما توسط وزير ارشاد اسلامي باعث واکنش‌هاي گسترده‌اي در سطوح مختلف جامعه اعم از سينمايي و سياسي گرديد. در اهميت اين خبر همين بس که يکشبه تمامي شبکه‌هاي خبري خارجي و در راس آن‌ها بي.بي.سي. صداي امريکا و دويچه و راديو فردا و ده‌ها سايت ريز و درشت به يک باره سمت خبرها و تحليل‌هاي‌شان از مسائل سياسي و بخصوص انتخابات مجلس، تحريم‌هاي خارجي، فعاليت‌هاي هسته‌اي، بستن تنگه هرمز و... به خبر انحلال خانه سينما معطوف و متمرکز گرديد. بي.بي.سي در بخش‌هاي مختلف خبري و تحليلي‌اش با دعوت از برخي سينماگران خارجه نشين به تحليل موضوع پرداخت. صداي امريکا در تفسير خبر جمعه شب‌ها که يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي تفسير خبري جمعه شب‌ها است موضوع را به بحث گذاشت و به اين ترتيب موضوع انحلال خانه سينما در يک چشم به هم زدن، به موضوع اصلي و تيتر اول خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي مجازي و غيره تبديل شد. نفس اين رويکرد سواي اين‌که تصميم خانه سينما تا چه اندازه در چنين شرايطي معقولانه و درست بوده، حاکي از حساسيت موضوع و بازخوردهاي چنين تصميمي است. اين تصميم، درست در زماني که تمام نگاه‌هاي خودي و غير‌خودي معطوف به انتخابات مجلس آينده است، بيش از هر چيز دو گزينه را مورد تأکيد قرار مي‌دهد: 1. نفس تصميم وزير ارشاد با توجه به حساسيت موضوع و حساسيت زماني بخودي خود سياسي بوده است. 2. با فرض منتفي بودن چنين انگيزه‌اي، شتابزدگي و درک نکردن مقتضيات زماني براي يک اقدام هرچند ارزشي و قانوني، ساده ترين دليلي است که مي‌توان بر اشتباه بودن اين تصميم درنظر گرفت. اين‌که چنين تصميمي با هر اندازه ضرورت و در راستاي توجيهات وزير ارشاد براي برخورد با تخلفات احتمالي خانه سينما تا چه اندازه در اين شرايط به سود سينما و مهم‌تر از همه مصلحت‌هاي کلان جامعه بوده و هست، به گمانم اجماع خودي‌ها با هر ميزان اختلاف ديدگاه‌ سياسي بر اشتباه بودن اين اقدام، قطعي است. نظري اجمالي به موضع گيري‌هاي کساني مثل حاتمي کيا، احمدرضا درويش، منوچهر محمدي و بسياري نام‌هاي ديگر از اهالي سينما و در حوزه سياسي مخالف و موضع گيري‌هاي برخي نمايندگان مجلس و مسؤول کميسيون‌هاي مختلف و... بر اين ادعا دلالت دارد. در اين خصوص تنها اشاره به يکي از موضع‌گيري‌هاي اتخاذ شده از سوي مجلس و نمايندگان آن و تاکيد آن‌ها بر سياسي بودن اين اقدام، سواي هر گونه قضاوتي درباره صحت و سقم اين ادعا، بيش‌تر بر حساسيت اين تصميم دلالت دارد.

حساسيت موضوع تا جايي پيش مي‌رود که برخي‌ صاحبنظران، انحلال ناگهاني خانه سينما را بخشي از يک برنامه تبليغاتي براي گرم کردن تنور انتخابات مجلس مي‌بينند. اين صاحبنظران به سخنان احمد توکلي، رئيس مرکز پژوهش‌هاي مجلس، استناد مي‌کنندکه گفته بود: اين تصميم وزارت ارشاد، ساختن زمينه‌اي براي جلب محبوبيت براي احمدي‌نژاد است تا در آخرين لحظات به‌عنوان ناجي اين حرفه پرهوادار وارد صحنه شود.

احمد توکلي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني مهر، درانتقاد از انحلال خانه سينما توسط دولت مي‌گويد: «خانه سينما يک جمعيت صنفي است که با جامعه ارتباط عاطفي و قوي دارد و کارگرداناني که افتخار سينماي ديني و انقلابي ما هستند از جمله مجيد مجيدي، ابراهيم حاتمي‌کيا، رضا ميرکريمي، احمدرضا درويش، مهدي عسگرپور و تهيه‌کنندگاني چون منوچهر محمدي و ساير دوستان جزو اين خانه هستند.»

نماينده تهران در مجلس همچنين تصريح مي‌کند: «اين‌که وزارت ارشاد پس از سال‌ها فعاليت اين خانه به فکر تعيين تکليف آن افتاده دو دليل مي‌تواند داشته باشد: يک احتمال اين است که جريان خاصي که در دولت هستند و از آن تحت عنوان جريان انحرافي ياد مي‌شود ممکن است قصد داشته باشد اقشار مختلف را در آستانه انتخابات دلزده کرده و شرايط مشارکت پايين مردم در انتخابات را فراهم کنند. احتمال دوم اين است که قصد دارند خانه سينما به دست وزير ارشاد منحل شود و سپس رئيس جمهور به شکل ناجي وارد صحنه شود و در راستاي مقاصد انتخاباتي خود ابقاي خانه سينما را اعلام کند.

رئيس مرکز پژوهش‌هاي مجلس براي اثبات اين معنا که اقدام وزير ارشاد يک کنش ابزاري است، خاطر نشان کرد: «شبيه چنين اتفاقي در بازنشستگي اساتيد دانشگاه نيز به وجود آمد به طوري که وزير علوم اين موضوع رابه شدت دنبال مي‌کرد اما رئيس جمهور به شدت جلوي آن را گرفت»

سياست يک بام و دو هوا

به نظر مي‌رسد سواي هر‌گونه فرض و احتمالي درباره اين دست ادعاها که اهميتش از سوي خودي‌ها است تا غير‌خودي‌ها، و همچنين سواي هر‌گونه قضاوت درباره درست بودن ادعاهاي وزير ارشاد در خصوص فعاليت‌هاي غير‌قانوني و تخلفات خانه سينما و همچنين اطلاق غير‌ارزشي به اين نهاد سينمايي، ابتدا بايد درباره عملکرد و اقدامات وزير ارشاد و معاونت سينمايي آن و بخصوص در‌ دو سه سال اخير کمي تامل و تعمق کنيم. بايد ببينيم اين عملکرد در مقايسه با تصميم اخير وزير ارشاد تا چه ميزان همسو و بر سياست‌هاي واحد و ارزشي تاکيد دارد. براي روشن شدن موضوع مي‌توان از چند جهت موضوع را مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم رويکرد همين وزير ارشاد و معاونت سينمايي او بخصوص در سال‌هاي مورد اشاره در قبال کساني که به ادعاي وزير ارشاد و تلويحا در معرض انواع اتهام‌هاي ريز و درشت قرار دارند، چگونه بوده است. بايد ببينيم سياست معاونت سينمايي و وزير ارشاد در اين مدت در قبال فيلم‌سازاني که مستقيم و غير‌مستقيم متهم به غير‌ار‌زشي بودن شده و مي‌شوند، آثارشان چگونه بوده است. چگونه فيلم‌سازاني که در اين‌جا مستقيم و غيرمستقيم مسببين انحراف خانه سينما معرفي مي‌شوند، در جشنواره فجر هم فيلم‌ها و هم خودشان مورد تمجيد قرار مي‌گيرند! اصراري براي ارائه‌نمونه‌ها و مصداق‌هاي مختلف در طي اين سال‌ها ندارم. اگر مجالي باشد مي‌توان به تک‌تک آن‌ها پرداخت. مي‌شود به تعداد فيلم‌هاي توقيف شده سال‌هاي گذشته که در همين يکي دو سال پيش مجوز نمايش گرفتند اشاره کرد. مي‌شود به کساني اشاره کرد که طي اين مدت در کانون توجه جشنواره قرار داده شدند و علي‌رغم دادن جوايز ريز و درشت و تمجيد و ستايش از آن‌ها، از اين فرصت براي نشان دادن مواضع سياسي و بعضا گرفتن ژست اپوزيسيون نظام استفاده کردند. مي‌شود تک تک اين موارد را يادآوري کرد و بعد به طرح اين سؤال پرداخت که اين سياست يک بام و دو هوا از کجا ريشه مي‌گيرد. ريشه اش سياسي است يا سينمايي يا بدتر از همه ابزاري؟! چرا بايد بپذيريم که تصميم وزير ارشاد با انگيزه صرف قانوني و ارزشي اتخاذ و اعلام شده است. مگر نه اين است که حداقل برخي از کساني که علم مخالفت و حتي تهديد تحريم جشنواره فجر را برداشته‌اند، همان کساني هستند که در‌ اين چند سال بيش‌ترين توجه همين وزير ارشاد و معاونت سينمايي‌اش را متوجه خود کرده‌اند؟ اميدوارم پاسخ اين نباشد که اهميت دادن به فيلم‌هاي اين فيلم‌سازان در جشنواره فجر و حمايت‌هاي تبليغاتي و ساپورت آن‌ها، با انگيزه صرفاً هنري بوده، چه کسي مي‌تواند ادعا کند اتفاق‌هاي جشنواره سال پيش و اهداي جوايز آن، تماماً در راستاي ارزيابي‌هاي کارشناسانه سينمايي بوده و هيچ انگيزه سياسي و جناحي و تبليغاتي در آن نقش نداشته است؟ چه کسي مي‌تواند ادعا کند حمايت تمام عيار از فيلم و فيلم‌سازي مثل جدايي نادر از سيمين و اصغر فرهادي و يا ستايش از مسعود کيميايي و اختصاص يک بخش جانبي در جشنواره گذشته، تمامي به انگيزه‌هاي سينمايي صورت گرفته باشد؟ مي‌خواهم از همين‌جا تاکيد داشته باشم به همان اندازه که انگيزه‌هاي چنان اقداماتي در جشنواره سال گذشته و رفع توقيف از فيلم‌هاي اکران شده با هر ميزان و اندازه خالي از انگيزه سياسي نبوده، تصميم وزير ارشاد در انحلال خانه سينما نيز به همان اندازه و بيش‌تر آلوده به انگيزه‌هاي سياسي بوده است. با اين توضيح که اگر آن باج دادن و توزيع سياسي جوايز توانست به اندازه‌اي و در بازتاب‌هاي بيروني به تعديل مواضع بخشي از خارجه نشين‌ها منجر شود،‌ به همان اندازه و بيش‌تر تصميم اخير وزير ارشاد نه تنها آن تاثيرات را کم رنگ کرد و از بين برد، که در نهايت، گزک بزرگي به دست کساني داد که آن جوايز و ستايش را کاملا ابزاري تعبير مي‌کردند. نتيجه مي‌گيرم وقتي پشت اقدامات و تصميمات هر اندازه هم درست، انگيزه‌هاي سياسي دخيل باشند، نتايج الزاما هميشه همسو و مطابق ميل ما نخواهد بود.

***

پرتو: اين نشريه آماده چاپ جوابيه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و يا هرنوع نقادي ديگر نسبت به ديدگاه نويسنده محترم است.