صفحه ادب و هنر

درباره طرح معرفي کتاب هاي مفيد از سوي ارشاد

معاونت فرهنگي ارشاد، مدتي قبل 10کتاب مناسب معرفي کرد و وعده داد که فاصله ارائه فهرست اين کتاب‌ها به هر دو هفته يک بار کاهش يابد تا هر 6 ماه 100 کتاب خوب معرفي شود. اما آيا سالي 200 کتاب خوب در کشور ما منتشر مي‌‌شود که آن‌ها را به جامعه کتابخوان معرفي کنيم؟

به گزارش خبرگزاري فارس چند هفته قبل، در نخستين مرحله از يک طرح جديد، 10 عنوان کتاب مفيد به انتخاب معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي شد. «پله پله تا ملاقات با خدا»، «اول مظلوم عالم»، «عاشورا در آيينه شعر معاصر»، «دغدغه‌هاي فرهنگي»، «گفتارهايي در اخلاق اسلامي»، «ساواک شاگرد موساد»، «هشت سال اين‌گونه گذشت»، «بيداري اسلامي»، «دعا از منظر حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي» و «اسرائيل کانون ناامني» کتاب‌هاي معرفي شده معاونت فرهنگي به‌عنوان آثار مناسب بودند که علاوه بر نامشخص بودن دلايل فقدان يک اثر داستاني در اين فهرست و توجه جدي به کتاب‌هاي نظري در حوزه‌هاي سياسي و مذهبي، سؤالات گوناگوني را در ذهن افراد جاري مي‌کند.

پرسش اول اين است: با وجود گوناگوني مخاطبان کتاب و علاقه‌مندي فراوان کتابخوانان به آثاري در حوزه‌هاي شعر و داستان، چرا در ميان آثار معرفي شده، حتي يک اثر ادبي مشاهده نمي‌شود؟ اين در حالي است که اثري با عنوان «عاشورا در آيينه شعر معاصر» يک کتاب پژوهشي است که دست بر قضا با حمايت معاونت فرهنگي وزارت ارشاد به چاپ رسيده است. اين پژوهش با نگاهي به اشعار سيدحسن حسيني، علي موسوي گرمارودي، علي معلم دامغاني، قيصر امين‌پور، جلال‌الدين همايي، عليرضا قزوه و تني چند از شاعران غيرايراني تدوين شده که معاونت فرهنگي ارشاد، مطالعه آن را به پژوهشگران و علاقه‌مندان به ادبيات اسلام و ايران سفارش کرده است.

جاي خالي کتاب‌هاي حوزه ادبيات، که در برگيرنده توليدات ادبي اعم از شعر يا داستان هستند، از آن‌جا بيش‌تر جلوه مي‌کند که در يکي دو سال اخير، حجم کتاب‌هاي اين حوزه رو به فزوني نهاده و جوايزي چون جلال آل‌احمد، کتاب سال جمهوري اسلامي، کتاب فصل، شهيد غني‌پور و داستان انقلاب (که همگي از سوي وزارت ارشاد برگزار يا حمايت مي‌شوند) در چند سال اخير نسبت به ادبيات داستاني اقبال و توجه ويژه‌اي از خود نشان داده‌اند و جشنواره جلال به‌عنوان گران‌ترين جايزه داستان، اثر داستاني «جاده جنگ» را برگزيد و جايزه 660 ميليون ريالي خود را به نويسنده آن داد. البته بماند که رقم جايزه در آن زمان بر اساس هر سکه بهار آزادي 600 هزار تومان محاسبه و به صورت نقدي به نويسنده اعطا شد!

پرسش دوم اين است که: چگونه مي‌شود سخنان گذشته و حال آقاي دري، معاون فرهنگي وزير، را کنار هم گذاشت و از تناقص آن سخن نگفت؟ وي چندي قبل در نخستين همايش نويسندگان ايران گفته بود که با وجود انتشار بيش از 65 هزار عنوان کتاب در يک سال، اگر از او به‌عنوان يک کارشناس درباره کتاب‌هاي مناسب سؤال کنند و راهنمايي بخواهند، مي‌گويد 10 درصد اين کتاب‌ها هم براي مطالعه يا هديه دادن مناسب نيست. با اين وصف، حداکثر سالانه 6500 کتاب در کشور به چاپ مي‌رسد که ارزش خواندن دارد. در حالي که آقاي معاون از ارائه فهرستي صحبت مي‌کند که لااقل 200 کتاب مناسب و قابل توصيه را در آن جاي مي‌دهد. همان‌طور که قبلاً هم نوشتيم، نه گفته‌هاي قبلي و نه اظهارات تازه‌تر اين مسؤول فرهنگي از تکيه بر يک پژوهش قابل استناد و علمي حکايت ندارد و اين آمارها، کاملاً رند و گرد هستند! در خلال همين پرسش، سؤال ديگري مطرح مي‌شود که چرا در فاصله 23 روز گذشته، هنوز فهرست دومي منتشر نشده و تا رسيدن به ليست 2 هزار تايي چقدر فاصله داريم؟

اما پرسش ديگر آن است که نهادهاي اجتماعي فرهنگي، تشکل‌هاي نويسندگي و مجلات و نشريات فعال در حوزه کتاب چقدر در ارائه فهرست معاونت فرهنگي نقش دارند؟ در دهه 70، مجلات ادبي با کمک گرفتن از گروه نويسندگان و همکاران خود، فهرستي از کتاب‌هاي مناسب به مخاطبان خويش ارائه مي‌دادند. اين کار در مجلاتي مانند سوره نوجوانان و سروش نوجوان به شکلي مداوم دنبال مي‌شد، اما با تعطيلي اين دسته از نشريات، فهرست کتاب‌هاي مناسب به محاق رفت و از کتاب‌هاي درسي کودکان دبستاني سر در آورد. نفس اين حرکت، پسنديده و ارزشمند بود، اما سرانجام نيافت و تعطيلي نشريات آن زمان، تعطيلي اين فهرست‌ها را نيز به دنبال داشت. اين در حالي است که معرفي کتاب‌هاي خوب و مناسب بايد در سطحي وسيع از سوي رسانه‌هاي ديداري، شنيداري، مکتوب و مجازي انجام شود و هر جرياني آزادانه بتواند فهرستي از اين کتاب‌ها را به مخاطبان خود ارائه دهد؛ نه اين‌که وزارت ارشاد به‌عنوان مديريت فرهنگي کشور، بدون آن‌که اعضاي هيأت انتخاب کتابش را معرفي کند و شائبه گزينش کتاب‌ها از سوي جناب معاون را به وجود آورد، دست به اين کار بزند.

زندگي بيست ساله ننه علي در بهشت زهرا و نامه رهبري به وي

سياوش اميري در گفت‌وگو با خبرنگار فارس خبر از شروع تدوين کتابي درباره ننه علي داد و گفت: ننه علي مادر شهيد رخشاني است که در قطعه 24 بهشت زهرا نزديک قبر شهيد فهميده دفن شده است و مادر اين شهيد از سال 59 که شهيدش دفن شده يک اتاقک با حلبي و چوب روي قبر پسرش علم کرده و تا چند سال پيش در آن زندگي مي‌کرد.

وي افزود: اين آلونک که به آلونک "ننه علي" معروف بود و سال‌ها زيارتگاه خانواده‌هاي شهدا و افراد ارزشي از سراسر ايران و حتي خارج از کشور بود تا اين‌که 3 سال پيش مقام معظم رهبري نامه‌اي به ننه علي داد با اين مضمون که الان به خانه برو و ايثار و مقاومت را در منزل دنبال کن.

اميري گفت: بعد از اين‌که ننه علي به خانه دخترش رفته، يک سال و نيم است که بيمار شده و در اين مدت از مسؤولان و خانواده‌هاي شهدا به ديدنش رفته‌اند.

اين نويسنده گفت: من سال 83 مصاحبه‌اي با اين خانم داشتم و عجايبي ديدم مثلاً با اين‌که بي سواد بود تمام قرآن را در حافظه داشت و سند هم اين‌که قرآن را سر و ته دست گرفته بود. يا احترام و علاقه عجيبي به پرچم مقدس نظام جمهوري اسلامي داشت و خود را موظف به شستن پرچم‌هاي سر مزار شهدا به صورت هفتگي کرده بود.

وي افزود: آلونک ننه علي پر از ديوار نوشته‌ها و يادگارهايي است که ما تصاوير اين ديوار نوشته‌ها را به همراه متن تايپ شده در کتاب خواهيم آورد. همچنين اين کتاب 70-80 صفحه‌اي گلچيني از عکس‌هاي اين مادر شهيد در بهشت زهرا و در زمان بيماري خواهد داشت. البته ننه علي تنها نيست و در بهشت زهرا حداقل 10 ننه علي داريم که پاگير قبر پسرشان هستند.

اميري در پاسخ به اين سؤال که تدوين کتاب در چه مرحله‌اي قرار دارد گفت: جمع آوري تصاوير و نوشتن مقدمه بر کتاب انجام شده و بقيه مطالب به همراه گفت‌وگو با افرادي که ننه علي را مي‌شناختند به تدريج تا پايان بهمن آماده و براي چاپ تحويل داده خواهد شد.

وي افزود: هم سازمان بهشت زهرا و هم بنياد شهيد از اين طرح استقبال کرده و قول مساعد براي همکاري داده‌اند و اميدواريم کتاب به نمايشگاه کتاب امسال برسد.

 ادب و هنر

دوره گردي بازيگر فراري براي تأمين معاش

منابع خبري از دوره گردي يكي از بازيگران فراري سينماي ايران در كشور فرانسه براي تأمين معاش خبر داده اند.
اين بازيگر كه پس از خروج از كشور در دو فيلم درجه سه هاليوودي به‌عنوان بازيگر نقش هشتم حضور يافته، به تازگي مرزهاي اخلاقي را زيرپا گذاشته و در نقش‌هاي برهنه حضور مي‌يابد.
باشگاه خبرنگاران درباره شغل اين بازيگر اين‌گونه خبر داده است: او گاهي براي امرار معاش خود مجبور بود در ساعت‌هاي خلوت، به خيابان‌هاي پاريس رفته و ساز بنوازد تا بتواند هزينه زندگي‌اش را تأمين كند. وي براي اين‌كه در اين حالت شناخته نشود نقاب به صورت خود مي‌زد.
در ادامه اين خبر آمده است: دوستان وي گفته‌اند پس از آن‌كه با اين شرايط روبه‌رو شد و مي‌رفت كه كاملاً به فراموشي كامل سپرده شود، دست به اقدام اخير زد و تلاش كرد تا با عريان شدن در برابر دوربين، دوباره جلب توجه كند و حداقل مورد توجه جامعه غرب قرار گرفته و به ذهن‌ها برگردد.

هم زمان با ثبت جهاني تعزيه روي داد؛
تمسخر تعزيه در برنامه «راديو ‌7»!

هم‌زمان با مراسم ثبت جهاني تعزيه كه با حضور رئيس جمهور انجام شد، رسانه ملي در برنامه‌اي كه از شبكه آموزش سيما و در قالب يكي از آيتم‌هاي برنامه راديو هفت صورت گرفت به تمسخر اجراي اين مراسم آئيني و معنوي پرداخت.
شبکه 7 جمهوري اسلامي ايران در برنامه «راديو 7» خود با اين کار نه تنها حرمت تعزيه‌خواني را نگاه نداشت بلکه دست به استهزاء و تمسخر تعزيه‌خواني در ايام سوگواري زد. نكته جالب توجه در اين برنامه كه با موسيقي و حالات و اشعار مناسب مراسم تعزيه عجين بود، اين است كه مجري برنامه به اجراي آيتم مذكور با تمثيل به تعزيه اشاره مي‌كند.
سايت خبري مشرق در ادامه اين خبر نوشته است: گويا توهين به مقدسات در رسانه ملي کشور ما تبديل به امري عادي شده است.

الهي نامه

 استاد علامه حسن زاده آملي

الهي! وسعت جهان كياني كه اين است فسحت عالم رباني چون خواهد بود؟
الهي! از من آهي و از تو نگاهي.
الهي! به چهل و سه رسيده‌ام، چند سال ايام صباوت بود و بعد از آن تا اربعين دوران نخوت جواني و غرور تحصيل فنون جنون، اينك حاصل بيداري دوساله‌ام آه گاه گاهي است يا لا اله الا انت جز آه در بساط ندارم از من آهي و از تو نگاهي.
الهي! عمري آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم.
الهي! غبطه ملائكه‌اي مي‌خورم كه جز سجود ندانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود.
الهي! تا كي عبد الهوي باشم بعزتت عبد الهو شدم.
الهي! از نخوردن رسوائيم و از خوردن رسواتر.
الهي! سست تر از آن‌كه مست تو نيست، كيست؟
الهي! عبد الله و محمد و علي و فاطمتين و حسين را به حسن ببخش و حسن را به محمد و علي و فاطمه و حسنين.
الهي! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را كه تماشايي تر از خود نيافت.
الهي! هر كه شادي خواهد بخواهد حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده.كه فرموده اي:انا عند المنكسره قلوبهم.
الهي! دل بي حضور، چشم بي نور است؛ اين دنيا را نمي‌بيند و آن عقبا را.
الهي! فرد تنها تويي كه ما سوا‌ست همه زوج تركيبي اند و صمد فقط تويي كه جز تو پري نيست و تو همه‌اي كه صمدي.
الهي! حسين شير خوارم آهنگ برخاستن مي‌كند و از ناتواني و بي تابي بر خود مي‌لرزد تا دستش را بگيرم و بايستانمش كه آرام گيرد. حسن هم حسين توست و جز تو دستگيري نيست. به‌شير خوار حسين دست حسن را گير
الهي! حسين شير خوار حسن را به حسن ببخش و حسن را به‌شير خوار حسين.
الهي! آن‌كه خواب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است، كفران نعمت گرانبهايي كرده است كه دري از پيغمبري است.
الهي! مراجعت از مهاجرت به‌سويت، تعرب بعد از هجرت است و تويي كه نگهدار دل‌هايي