صفحه آخر

ميزگرد برخي از اعضاي جبهه پايداري

اشاره: پانزدهمين نشست دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 6 و 7 بهمن در قم برگزار شد.

در اين نشست، برخي اعضاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي حضور يافتند و به پرسش‌هاي حاضران پاسخ دادند. گزيده‌اي از اين سخنان را در ذيل مي‌خوانيم.

حجت‌الاسلام روانبخش

تعبير حضرت امام خامنه‌اي درباره آيت‌ا... مصباح اين بود که ايشان عالمي است به معناي حقيقي کلمه، بصير.

آينده‌نگري و دقت نظر ايشان با همه تجربه کرده‌ايم. پيش بيني که مي‌کنند، بار‌ها ما استفاده کرده‌ايم و استفاده مي‌کنيم. تعبير حضرت آقا دقيق است. تشکيل جبهه پايداري نشان از بصيرت بالاي اين عالم بزرگ دارد. اگر جبهه پايداري در اين شرايط حساس تشکيل نشده بود، خيلي از اين آقايان حالا چه کار مي‌کردند؟ شايد بعضي‌ها پيش‌بيني مي‌کردند در اين انتخابات رقابت اصلي‌مان با اصلاح طلبان خواهد بود. خب الان نيست. اگر بنا بود يک ليستي بيايد و همه به همين ليست رأي دهند، قطعا رقابت جدي وجود نداشت. دشمن درصدد است که مشارکت را به حداقل برساند. در حالي که در شرايط کنوني، مشارکت حداکثري مورد نظر نظام و شخص مقام معظم رهبري است و هر عقل سياسي حکم مي‌کند که در اين شرايط مشارکت مردم بالا باشد. شما مي‌بينيد که در اين انتخابات به طور استثنايي حضرت آقا از ابتداي سال 90 تاکنون دو سه بار درباره انتخابات صحبت کردند آن هم خيلي کم، آخرين باري که صحبت کرده‌اند، در 19دي در ميان مردم قم بود. يک‌بار در جمع کرمانشاه دو سه نکته فرمودند، يک بار هم در نماز عيد فطر دو سه نکته فرمودند. سه چهار باري بيش‌تر راجع به انتخابات اظهار نظر نفرمودند. آخرين بار همين 19 دي بود که مفصل راجع به انتخابات صحبت کردند و مسايل مهم و مختلفي را داشتند. هميشه سؤال دوستان اين بود که چرا آقا اين دفعه کم صحبت مي‌کنند؟ چه اتفاقي مي‌خواهد بيفتد؟ هميشه قبل از انتخابات به هر مناسبتي ايشان صحبت مي‌کردند و مفصل راجع به انتخابات، اهميت و شاخص‌هايش تاکيد مي‌کردند. اين عدم اظهار نظر پي در پي يک مقدار سؤال برانگيز بود. من فکر مي‌کنم که معظم له منتظر بودند که در اولين انتخابات بعد از فتنه، آرايش انتخابات چگونه خواهد بود. يعني چه کساني بنا است بيايند و چه‌کار مي‌خواهند بکنند. تا بحث روشن نشود آن موضع گرفته نمي‌شود. بعد از اين که ثبت نام‌ها تمام شد و بحث‌ها روشن شد، آن قرار دادي که در بگرام با آمريکايي‌ها بسته بودند که انتخابات را تحريم کنند، عملا عملياتي کردند، چهره‌اي شاخص از اين‌ها نيامد ثبت نام کند، در تهران خانم جلودار زاده و خانم الهه راستگو و آقاي محجوب شاخص‌ترين افرادي هستند که آمدند، در استان‌هاي ديگر هم چند تا آدم شاخص مثل کواکبيان و تابش در حد همين‌هاست، خيلي چهره‌هاي شاخص‌شان نيامدند و شعار تحريم‌شان خيلي جدي است. در اين شرايط مقام معظم رهبري بعد از اين که ثبت نام‌ها تمام شد و اين جهت‌گيري‌ها و آرايش‌هاي سياسي انتخاباتي روشن شد، آن لطف مفصلي که در نوزده دي داشتند راه گشا بود. از نکاتي که تاکيد کردند حضور حداکثري، رقابتي بودن انتخابات و حجت شرعي بود. همه اين‌ها کليد واژه‌هايي است که بايد روي آن‌ها کار شود. خوب الان رقابت با کي ؟ وقتي آقا مي‌فرمايند رقابت کنيد و من انتخابات رقابتي مي‌خواهم، خوب اپوزيسيون که نيامده، حالا رقابت با کي؟ اصول‌گرايان بايد هم رقابت کنند، اگر جبهه پايداري نبود يعني جبهه متحد خودش با خودش رقابت کند؟ پس در انتخابات رقابتي بايد يکي باشد که رقابت کند. اين دور انديشي آيت ا... مصباح را نشان مي‌دهد که جبهه پايداري را چندي پيش پايه گذاري کردند. خوب الان جبهه پايداري با جبهه متحد رقابت مي‌کند، اختلاف نظرهايي هم دارند؛ اما در يک رقابت سالم بدون اين که همديگر را تخريب کنند هرکسي شعار‌هاي خودش را بدهد و حرف‌هاي خودش را بزند. واقعا هم رقابت کنند. هيچ اشکالي ندارد، بلکه اين مورد نظر آقاست. منتها حالا بعضي از آقايان از اين که همين رقابت هم انجام بشود خوششان نمي‌آيد و هنوز هم شعار وحدت مي‌دهند که بياييد يکي شويم. حالا چرا، من نمي‌دانم. شايد دليل شان اين باشد که مي‌ترسند ليست جبهه پايداري راي بياورد و ليست خودشان رأي نياورد يا کم‌تر راي بياورد. اين بحث‌هاست. و الا اگر شما نگران اصول‌گرايي هستيد در ليست، اصول‌گرايان با همديگر رقابت کنند.

اجمالا وظيفه جبهه پايداري است که براي مردم آن چه را خودش تشخيص مي‌دهد، در حوزه‌هايي که افرادي دارد آن شاخص‌هاي يک نماينده اصلح را دارد، آن‌ها را معرفي بکند. حالا در حوزه‌هاي مختلف. بعضي جاها هم ممکن است نداشته باشد. قبلا هم جناب آقاي دکتر تهراني در مصاحبه‌اي فرموده بودند که بعضي از آقايان جبهه متحد آمدند مطرح کردند که جبهه پايداري ليست نخواهد داد، و ايشان فرمودند: نه ما چنين چيزي نگفتيم که ليست نخواهد داد؛ بلکه اگر تشخيص بدهيم ليست مي‌دهيم، تشخيص ندهيم ليست نمي‌د‌هيم. ما اين حرف را که بعضي‌ها گفتند ليست نمي‌دهيم تکذيب مي‌کنيم. اين حرف قبلي آقاي دکتر تهراني بوده است. الان هم فکر کنم جبهه پايداري در صدد اين است که افراد لايق و شايسته‌اي را که در استان‌ها مي‌شناسد، به مردم معرفي کند. ان شاء ا... جبهه پايداري در اين شرايط آن تقاضايي را که مردم دارند بي پاسخ نخواهد گذاشت.

راجع به اين موضوع خود آقاي تهراني صحبت مي‌کنند.

حجت الاسلام دکتر آقا تهراني

ببينيد، خيلي‌ها توجه ندارند که وقتي يک نماينده وارد مجلس مي‌شود، مجلس ديگر حق انتخاب بعدش ندارد؛ يعني هرکس نماينده شد ديگر تا 4 سال نماينده مردم است الا اين که بميرد يا مسأله ديگري اتفاق بيفتد که به طور کلي از مجلس خارج بشود و الا اين نماينده شماست. واقعا بايد حساسيت داشته باشيم که چه کسي را دارد مي‌فرستد و به اصطلاح کسي است که موثر در نظام است، در دولت و در مردم تاثير دارد، در شهرستان‌ها تاثيرش جدي است. براي همين بايد کساني را به مجلس بفرستيم که اصلح باشند و با شرايطي که حضرت امام رضوان ا... عليه بيان فرمودند و امروزه مقام معظم رهبري دامت برکاته بيان مي‌کنند سازگاري داشته باشد. تقريبا تهران يک مقدار وضعيتش فرق مي‌کند با شهرستان‌ها. براي تهران تمهيدات ديگري داريم و در شهرستان‌ها تمهيدات‌مان فرق مي‌کند. به دنبال اين هستيم که اصلح به مجلس برود. حالا اين ممکن است که دوستان جبهه متحد به‌ او برسند، دعوايي نداريم، ممکن است نرسند. معرفي مي‌کنيم. بايد دفاع و کمک بکنيم که ان شاء ا... بتواند به مجلس برود. باور کنيد دنبال اين هستيم که 4 تا آدم درست و متدين بدون وابستگي به کانون قدرت و ثروت بروند، همان که آقا مي‌خواهند، و در فتنه و اين‌ها مشکل نداشته باشد، جزء ساکتين فتنه يا فتنه گران نبوده باشد. اين طور افراد را دنبال‌شان هستيم که ان شاء ا... بروند مجلس. براي همين ما اگر در شهرستان‌ها نماينده خوبي داشته باشيم معرفي مي‌کنيم و جبهه متحد اگر ببينيم آن‌ها هم معرفي کردند در ليست آن‌ها هم هست، مخلص‌شان هم هستيم. ما به دنبال شخص صالح و کار آمديم. پرچم مخالفت با گروه ديگري هم اصلا نداريم. مهم اين است که انسان شايسته برود مجلس. اين که در جلساتي گفته شده که جبهه پايداري ليست نمي‌دهند، چنين قولي نداده‌ايم که حتما مثلا ليست بدهيم يا ندهيم. تهران را هم به دنبال اين هستيم که خدمت آقاي مهدوي‌کني پيغام داديم و گفته شده که ما چند نفري مي‌فرستيم شما هم چند نفر بفرستيد، بنشينند درباره ليست به توافق برسند، ولي نرسيدند، بخشي را به توافق رسيدند، بسيار خوب نرسند، معامله نمي‌کنيم، اين‌ها فرق مي‌کند. اهل معامله نيستيم. اگر ببينيم مثلا در ليست، 9 نفر خوبند يک نفر خوب نيست، آن يک نفر را معرفي نمي‌کنيم؛ براي اين‌که اين يک نفر صلاحيت ندارد. بعضي مصلحت انديشي‌هايي که بعضي‌ها مي‌کنند، ما بر اين باور نيستيم که کار درستي است. ما بايد براي مجلس آدم شايسته داشته باشيم. حضرت آقا يکي از کليد واژه‌هايشان همين بود که حجت بايد براي آدم تمام بشود. يا خودت بداني يقينا اين آدم درستي است يا اگر نمي‌داني به کسي تکيه کني که انسان درستي است يا گروه درستي هستند يا مثلا اشخاص درستي هستند. آن وقت اگر به شما اعتماد کردند به‌ آن‌ها خيانت نکنيد. ما که نمي‌توانيم بگوييم حالا مثلا مصلحت هست و نيست و کم و زياد کنيم. دقت لازم را در حد توان مي‌کنيم، اميدوار هم هستيم که اشتباه نکنيم يا اشتباهاتمان کم‌تر باشد.

حجت‌الاسلام حسينيان:

سؤال مي‌کنند با توجه به اين که علي الظاهر گفتمان جبهه پايداري بنابر خالص‌سازي بوده و گفتمان اصول‌گرايان به محوريت آيت ا... مهدوي کني وحدت‌گرايي است، با توجه به رهنمود‌هاي مقام معظم رهبري خطاب به اصول‌گرايان مبني بر وحدت اصول‌گرايان آيا به نظر نمي‌رسد که جبهه پايداري با گفتمان خالص سازي سلبي و حذف بعضي از افراد اصول گرا باعث خدشه دار کردن وحدت اصول‌گرايان شود، در حالي که بايد خالص‌سازي ايجابي باشد؟

در پاسخ بايد بگويم اولا خالص‌سازي هميشه سلبي است. مهم‌ترين خلوص توحيد است، شما از کجا بايد به توحيد برسيد؟ لا اله الا ا.... اول بايد نفي کنيد من يکفر بالطاغوت و بعد فقد استمسک بالعروة الوثقي. بنابراين چون اصل بر اين است که ان شاء ا... عده کثيري اصول‌گرا و فقط عده کمي ناخالص هستند، اين ناخالص را بايد جدا کنيد که آن اصول اصول‌گرا باقي بماند. ثانيا آن چيزي که تاکنون از مقام معظم رهبري با تصريح و وضوح بيان شده اين است که انتخابات آينده يک انتخاب رقابتي خواهد بود. آن چيزي که نقل قول مي‌شود يا از سخنان مقام معظم رهبري استنباط مي‌شود، يک حرف استنباطي است و نص صريحي به ما نرسيده و اگر چنين چيزي بود به ما تذکر مي‌دادند که ما هم اعلام کرديم که اين اعتقاد ماست ولي خط قرمز ما سخن مقام معظم رهبري و امر ايشان است. مسأله مهمي که دوستان بايد توجه کنند اين است که واقعا ببينيد مصلحت را اين قدر با اهميت‌تر قرار ندهيم که ساير اصول را فداي مصلحت‌گرايي بکنيم. وحدت بالاخره يک اصل نيست، بلکه وسيله‌اي است براي جمع شدن اصول‌گرايان و اهل حق. اگر ما روي اصول پافشاري کنيم، اصولي که قابل معامله و کوتاه آمدن نيست، قطعا اصول في نفسه مسايلي را به دنبال خودشان خواهند داشت و آثار و برکاتي را در جامعه ايجاد خواهند کرد. ما هميشه وقتي که دعواي بين مصلحت و حقيقت است، نبايد حقيقت را فداي مصلحت کنيم. ما در طول تاريخ انقلاب شايد اين را هم تجربه کرده باشيم. اتفاقا هر وقت خالص سازي صورت گرفته، انقلاب پيشرفت کرده و حرکت آن سريع تر شده است. شما نگاه کنيد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي حکومت شامل بني صدر و طيف فکري او و طيف فکري مرحوم شهيد بهشتي مي‌شد. وقتي که بني صدر فرار کرد و انقلاب خالص‌تر شد، پيشرفت انقلاب هم از آن زمان آغاز شد. در دو دوره حکومت به اصطلاح سازندگي که بر مبناي تفکر غرب‌گرايي يا دموکراتيکي يا فن سالارانه در کشور حاکم شد، 8 سال حاکميت ليبراليسم در دوران دوم خردادي‌ها انقلاب پيش نرفت. در همان مدت کوتاهي که بعد از اين 16 سال حکومت بر مبناي اصول خالص ديني، گفتمان امام، آموزه‌هاي انقلاب اسلامي و مقام معظم رهبري شکل گرفت و سامان يافت، ديديد که انقلاب توانست به بسياري از اهداف خودش هم در داخل و هم در خارج نزديک شود. بنابراين تا آن‌جايي که امکان دارد بايد اصول اعتقادي و ارزشي را اصل قرار دهيم. و مصلحت هم يک واقعيتي است اما آن را بايد به دست رهبري سپرد که او تشخيص بدهد کجا مصلحت هست کجا مصلحت نيست. اگر خدايي نکرده در جامعه مان اين فرهنگ شود که هميشه بين حقيقت و مصلحت، مصلحت را با اهميت‌تر و اصل قرار دهيم، بايد به تدريج اصول ارزشي خودمان را قرباني کنيم. بنابراين اعتقادمان اين است و روي آن پافشاري مي‌کنيم که اصول ارزشي و واقعيت‌گرايي بايد اصل باشد. بله! در زماني هم که رهبري تشخيص دادند يک جا مصالح کشور اقتضا مي‌کند، تابع خواهيم بود.

دکتر کوچک زاده

سؤال کردند که رقابتي بودن، دليل تاسيس جبهه هست و در نتيجه اختلاف با جبهه متحد صوري است؛ اگر شرايط جبهه پايداري حل مي‌شد و جبهه متحد قبول مي‌کرد باز هم متحد نمي‌شديد؟!

جواب اين سؤال اين است که اولا خير! اين اختلاف و رقابت صوري نيست. مي‌گوييم اگر ما هيچ اختلافي هم نمي‌داشتيم، با توجه به فرمايش آقا که انتخابات رقابتي باشد و با توجه به اين که اصلاح طلبي به معني واقعي در کار نيست، حالا 4 تا اسامي که خودشان هم روي‌شان حساب باز نمي‌کنند، واقعا اگر اصلاح‌طلبي در کار نيست که حتما استراتژي آن‌ها اين است، حتي اگر بتوانند 20 تا 30 تا چهره اصلي‌شان را بفرستند در مجلس، به نظر من اين کار را نمي‌کنند، اين‌ها تصميم گرفتند با نظام مقابله کنند. از اين در مي‌آيد که مشارکت بشود30 درصد، حالا ما بايد رقابت کنيم، اگر حرفي هم با هم نداشتيم اين عاقلانه بود. اما حرف داريم و آن حرف را مي‌خواهم توضيح بدهم. شما نگاه کنيد در اين دو سال اخير، بعد از موضع‌گيري‌هاي ناهمگون که آقاي مطهري در مجلس گرفت و شروع کرد به بحث استعفا و به آن شکل عمل شد، طرح سؤال از رئيس جمهور و...، در تمام اين مطالبي که از سوي ايشان مطرح مي‌شود، يک نکته از آن غفلت نمي‌شود و آن اين است که من به ولايت فقيه آن‌گونه که جبهه پايداري اعتقاد دارد معتقد نيستم، آن قدر هم ولايي نيستم که 11 روز خانه‌نشيني کنم، ما بايد کار خودمان را کنيم، مگر جايي که ولي فقيه حکم حکومتي بدهد. آقا در اين 7، 8،10 سال چند تا حکم حکومتي داده، من که بيش‌تر از يکي دوتا يادم نمي‌آيد. يعني اين همه خطبه نماز جمعه که آقا مي‌خواند، اين همه سخنراني که هر هفته مي‌کند، اين همه مطالبي که مسؤولين مي‌روند و مي‌آيند، براي خودش مي‌گويد! ما کار خودمان را مي‌کنيم! اعلايي چه گفته بود؟ همه حرفش اين بود که آقا تو مثل شاه عمل کردي! آقاي افروغ در شبکه يک چه مي‌گفت؟ سخت بود حرف‌هايش را بفهمي؛ چون حرف روشن فکر را هيچ کدام از مردم نمي‌فهمند. من خيلي خواندم، ديدم اين از توش در مي‌آيد که بايد فقه در جمهوري اسلامي حکومت کند، چرا حوزه‌ها نظارت نمي‌کنند؟ چرا از رهبري هيچ سؤال نمي‌کنند که آيا اين عمل تو فقهي بود؟ يعني رهبري بدون استناد به احکام فقهي دارد حکومت مي‌کند! من ديدم اين همين «لا حکم الا لله» است. دکتر توکلي نامه مي‌نويسد و حمايت مي‌کند. سايت الف را بخوانيد که آقا چه خبرتونه؟! آن‌ها مسلمانند و سابقه‌دار حکومت هستند، حرف مي‌زنند حرف‌شان درست است. چرا با آن‌ها اين جوري برخورد مي‌کنيد؟! اين حرف را چه کساني منعکس مي‌کنند؟ سايت فردا و خبر آنلاين و جهان براي چه کساني است؟ رأس کل فتنه چه مي‌گويد بعضي‌ها بر خلاف آموزه‌هاي دقيق اسلامي حاضر نيستند زير هيچ نظارتي بروند! بعد مي‌گويد حکومت اسلامي بدون نظارت مردم محقق نمي‌شود. مي‌گويد حالا خواست مردم اين بود که تو را نخواهند، چرا ناراحت مي‌شوي؟ حالا نمي‌خواهيم با او مجادله کنيم. همه را کنار هم بگذاريد. اين چه جبهه‌اي است؟! ما حتما در اين جبهه نمي‌رويم. اين جبهه‌اي است که دارد ترويج مي‌شود توسط آن کسي که تمام هنرش اين بود که بعد از انتخابات آمد در خطبه‌ها گفت پيغمبر در آن روز‌هاي عمرش که نگران امت بود، گفت علي جان اگر مردم خواستند فقم بامرهم و اگر نخواستند فدعهم.

چي مي‌گويي؟! کور بودي 40 ميليون راي دادند؟ 13ميليونش براي تو بود، 24 ميليون که به اين‌جا راي دادند. بعد 22 بهمن را نديديد؟! اصلا به فرض مردم نخواستند، واقعا مثل زمان حضرت علي امير المومنين بايد برود سر توي چاه بکند؟ تو که مي‌داني مردم دارند اشتباه مي‌کنند، وظيفه تو چيست؟ وظيفه است اين است که مرتب بروي اين‌طرف و آن‌طرف بگويي اگر مردم نخواستند ول کن برو؟ يا بايد بروي بگويي مردم! من دارم مي‌بينم اين همان پرچم نهضت ملي و ملي مذهبي است که عليه حکم قصاص حرف زدند و حالا ريختند در خيابان! اين‌ها يک جبهه‌اند.

ادامه دارد

سعدا... زارعي در گفت‌وگو با پرتو:
جبهه پايداري از چهره هاي امتحان‌داده تشکيل شده است

مي‌دانيد که جبهه پايداري کاملاً نوظهور است ولي در عين حال با سرعت شگفت‌آوري در بين مردم محبوبيت پيدا کرده و اين اقبال عمومي رو به گسترش است. جنابعالي سر مطلب را در چه مي‌بينيد؟

= پيدايش جبهه پايداري در چارچوب رويش جديد انقلاب قابل ارزيابي و مطالعه است. به هر حال هر انقلاب و جامعه‌اي براي اين‌که بتواند فرصت‌‌هاي پيش رو را خوب مورد استفاده قرار دهد، بايد زايش جديدي داشته باشد و انرژي جديدي را وارد فضا کند تا بتواند موقعيت‌هاي آينده را به خوبي مديريت کند. ما از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي شاهد اين روند بوديم. در آستانه انقلاب اسلامي جامعه روحانيت مبارز تشکيل شد که يک ظرفيت براي اداره کشور و انقلاب بود، بعد حزب جمهوري اسلامي تشکيل شد؛ اين هم زايش و ظرفيت جديدي بود که در سال‌هاي 58 تا 60 کمک شاياني به اداره کشور کرد. در ادامه هم شاهد گفتمان‌ها و تشکل‌هاي گفتماني در عرصه انقلاب بوده‌ايم. در يک مقطع، جرياني تحت عنوان خط امام و رهبري به‌وجود آمد و گفتمان انقلاب اسلامي را در مقطع سال‌هاي 1372 به بعد مديريت کرد. سپس به تشکل‌هاي ديگر رسيديم که رايحه خوش خدمت از جمله اين‌ها بود. الان هم تشکل جديدي بر مبناي گفتمان خاص و چهره‌هاي شناخته شده و امتحان‌داده تشکيل شده است. اين اقدام را بايد يک روند تکاملي در مسير تشکل‌هاي انقلابي و زايش‌هاي جديد انقلاب اسلامي ارزيابي کرد. مردم هم به‌طور طبيعي همواره به گفتمان‌هايي که در چارچوب انقلاب و نظام مطرح مي‌شود علاقه نشان مي‌دهند و اين تشکل‌ها علي‌رغم نوپايي آن مورد اقبال جدي قرار مي‌گيرند، کما اين‌که ما در طول سي سال گذشته همواره شاهد گرايش قوي مردم به‌سوي تشکل‌هاي جديدي بوديم و از اين به بعد هم انقلاب در مقاطع مختلف نياز به گفتمان‌هاي جديدي دارد.

طبيعتاً اين زايش‌ها هم تا زماني که به اهداف انقلاب و آرمان‌هاي نگرش‌هاي مردم نزديک هستند، مي‌توانند جايگاه مناسبي در متن تحولات داشته باشند. براساس يک نياز کلي در طول انقلاب، تشکل‌هايي که در چارچوب آرمان‌هاي انقلاب معرفي مي‌شوند از اقبال عمومي برخوردار مي‌شوند. در همين چارچوب، انتظار اين است اين تشکل‌ها و در اين‌جا تشکل گفتماني جبهه پايداري بتواند در مسير حرکت خودش، از يک طرف آرمان‌هاي نظام را محقق سازد و از طرف ديگر مردم انقلابي ايران را نمايندگي کند.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام باقر عليه السلام:
هنگامى كه «قائم» ما قيام كند، دوستى واقعى و صميميت حقيقى محقق مى شود.
بحارالانوار، ج 52، ص 372

 راه امام

انتخاب اصلح

«اگر (انتخاب اصلح) براي خودتان باشد شيطاني است و اما اگر انتخاب اصلح براي مسلمانهاست، کي و از کجاست، مطرح نيست، از هر گروهي باشد، حزب باشد، يا غير حزب، نه حزب اسباب اين شود که غير آن فاسد و نه صد در صد حزبي بودن باعث صلاح آن‌هاست. و انتخاب اصلح براي مسلمين يعني انتخاب فردي که تعهد به اسلام و حيثيت آن داشته باشد و همه چيز را بفهمد و چون در مجلس اسلام تنها کافي نيست بلکه بايد مسلماني باشد که احتياجات مملکت را بشناسد و سياست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کرديد، کاري اسلامي مي‌کنيد و اين يک محکي است براي خودتان که تشخيص بدهيد انتخاب براي اسلام است يا براي صلاح خودتان. اميدوارم که تا آخر هم اينطور باشد و هر دوره انتخابات بهتر انجام شود. و اين مساله، مساله شخصي نيست بلکه براي اسلام و از امور مهمه است.» (1)
1. صحيفه نور، ج 18، ص 152

 در پرتو خورشيد

نقش محوري در رشد علمي کشور

چه در جلسات خصوصي چه در جلساتي كه همراه با دانشجويان در خدمت مقام معظم رهبري بوده‌ايم، به اين نتيجه رسيده‌ام كه ايشان از عمق جان معتقدند كه توانمندي‌هاي جوانان ايراني خيلي بيش‌تر از چيزي است كه بالفعل شده و خيلي بايد به حوزه دانشگاه‌ها و تحقيقات توجه شود تا اينها بتوانند دستاوردهاي خود را بيش‌تر نشان بدهند و جهت‌گيري‌اي كه ايشان در هر جلسه‌اي كه با دانشجويان و دانشمندان دارند، مي‌فرمايند، اگر صحبت‌هاي‌شان را مرور كنيد، علاوه بر صحبت‌هاي يك رهبر، صحبت يك دانشمند تمام عيار است كه تمام زوايا را مي‌بيند و با دانشجويان و اساتيد بحث مي‌كند و از آن‌ها مي‌خواهد و اين خواستن است كه اميد ايجاد مي‌كند و همه گام‌هاي بلندي برمي‌دارند. البته اگر فضا و بستر را بهتر فراهم كنيم، مطمئناً رشد ما خيلي بيش‌تر از وضعيت فعلي خواهد بود. گرچه الان رشد علمي ما در دنيا بي‌نظير است، رشد و مشتق حركت‌مان را عرض مي‌كنم، نه مقدار آن را. يعني در واقع شيبي كه دارد جلو مي‌رود، در دنيا تك است و اول هستيم، ولي باز اين شيب را مي‌شود خيلي زيادتر كرد كه به نظر من نقش محوري را مقام معظم رهبري دارند.
دكتر محمد سليماني

 در محضر استاد

قرآن كريم در جايي مي‌فرمايد:

«و إن تبدوا ما في انفسكم أو تخفوه يحاسبكم به الله» و اين يعني حتي آنچه را در دل داريد مورد محاسبه قرار مي‌گيرد. اين فرمايش حضرت امير عليه‌السلام نيز كه در نهج‌البلاغه نقل شده است تأكيدي بر اين معناست كه «بما في الصدور تجازي العباد» يعني بندگان به آنچه در سينه دارند مجازات مي‌شوند. آيا اين آيه و فرمايش امير مؤمنان عليه‌السلام‌ـ با رواياتي كه مي‌فرمايند: «نيت گناه، گناه نيست.» منافات ندارد؟
جمع ميان اين دو دسته از آيات و روايات به چند صورت ممکن است:
الف) امور قلبي هم در دايره محاسبه واقع مي‌شوند ولي همه آن‌ها مورد مؤاخذه قرار نمي‌گيرند چنان‌که در اموال حلال حساب واقع مي‌شود؛ ولي همه آن‌ها مؤاخذه ندارند.
ب) محاسبه اختصاص به اموري دارد که در حوزه اختيار انسان باشد؛ بنابراين سوء‌ظن و بدانديشي‌هاي اختياري در حوزه محاسبه و مؤاخذه قرار مي‌گيرند و دلايلي که نفي محاسبه از امور قلبي مي‌کند مربوط به اموري است که از قبيل خطورات قلبي و خارج از اختيار است.
ج) دلايلي که رفع مؤاخذه از امور قلبي مي‌کند ناظر به رفع عقاب از خيالات مربوط به گناه است که مانند خود گناه خارجي عقاب ندارد، ولي ممکن است في‌الجمله مورد توبيخ قرار بگيرد.
صندوق الکترونيکي براي ارسال پرسش:
mesbah@mesbahyazdi.org