صفحه سياسي

تجليل رهبر معظم انقلاب اسلامي از شهداي نخبه جوان کشور

حضرت آيت ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي با حضور در منزل شهيدان مصطفي احمدي روشن و داريوش رضايي نژاد، دو تن از شهداي نخبه کشور، در فضايي عاطفي و معنوي با خانواده‌هاي آنان ديدار و گفتگو کردند.

ايشان در جمع خانواده شهيد احمدي روشن با اشاره به اين‌که اين شهداي نخبه جوان مايه افتخار کشور هستند، خاطر نشان کردند: ارزش وجودي اين شهدا از دو بعد قابل توجه است، جنبه اول؛ فعاليت‌هاي علمي و تحقيقي و تسلط آنان به کارهاي مهم و حساس است که نشان از استعداد برتر و نخبگي آنان دارد و جنبه دوم؛ ابعاد الهي و معنوي اين جوانان است که همين عامل زمينه را براي شهادت آنان آماده مي‌کند.

حضرت آيت ا... خامنه‌اي شهادت اين جوانان را، در راه خدا و زمينه ساز پيشرفت اسلام دانستند و تأکيد کردند: با پيروزي انقلاب اسلامي از تهمت‌هاي بزرگي که دشمنان عليه اين انقلاب مطرح مي‌کردند اين بود که، راه علم در اين کشور بسته شد، اما جوانان کشور با مجاهدت و تصرف عرصه‌هاي علمي و به ميدان آوردن حرف نو و ظرفيت‌هاي بالاي خود، اين تهمت دشمن را باطل کردند.

رهبر انقلاب همچنين با حضور در منزل شهيد داريوش رضايي نژاد با تأکيد بر اين که تلاش دشمنان براي ترور جوانان نخبه کشور، نشان دهنده عظمتِ کاري است که آنان انجام مي‌دهند، خاطر نشان کردند: امروز پيشرفت جمهوري اسلامي مايه دلگرمي ملت‌هاي مسلمان و جوانان کشورهاي اسلامي است.

شهيد مصطفي احمدي روشن از دانشمندان و نخبگان برجسته کشور اخيرا در اقدام تروريستي عناصر وابسته به استکبار به فيض شهادت نائل شد، شهيد داريوش رضايي نژاد نيز مرداد ماه امسال (1390) در اقدام تروريستي ديگر به شهادت رسيده بود.

نگاهي به چرايي ترور نخبگان ايراني

 مصطفي سلمان‌نژاد

همان‌گونه که ايجاد تحولات بزرگ نيازمند برنامه‌ريزي و کارهاي دقيق و وسيع است؛ براي مقابله با انحرافات بزرگ در تاريخ بشر نيز بايد انقلاب‌هايي بنيادين صورت گيرد که توانايي رويارويي با آن را داشته باشند. اگر بشريت در تاريخ پرفراز و نشيب خود با انحراف و فاجعه بزرگي چون فتنه سقيفه روبه‌رو شد، براي اصلاح آن بايد انقلاب‌هايي بنيادين و عميق برخلاف مسير اين جريان صورت مي‌گرفت و انقلاب مبارک ملت بصير و هميشه در صحنه ايران را که در بهمن 57 به قله پيروزي رسيد، مي‌توان گامي بزرگ در اين راستا دانست.

اين انقلاب، تحولات گسترده و عميقي را در جامعه ايران پديد آورد که از جمله مي‌توان به تحولات اعتقادي، فکري، سياسي، اجتماعي و علمي اشاره کرد. رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعي از جانبازان قطع نخاعي در مهرماه امسال در اين‌باره فرمودند: «کشور ما، نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران کار بزرگي را انجام داد. آن حادثه‌اي که در ايران اتفاق افتاد و مسير تاريخ را عوض کرد واقعاً در قالب الفاظ نمي‌گنجد. حالا سي سال از انقلاب گذشته، وقتي سيصد سال بگذرد کساني که ناظرند و اين حادثه عظيم را مي‌بينند، آن‌ها حس مي‌کنند که چه اتفاقي افتاد، چه پيچ عظيمي در تاريخ امت اسلامي و فراتر از آن در تاريخ بشريت اتفاق افتاده. کار بزرگي شده ماها بخش‌هاي کوچکي از آن را حس کرديم و لمس کرديم و ديديم و مي‌بينيم.»

(بيانات در ديدار جمعي از جانبازان قطع نخاعي 1390/07/06)

ترديدي نيست که در اين شرايط، عقبه و دنباله اين فتنه - آمريکا و رژيم صهيونيستي- ساکت نخواهند نشست و با تمام قوا به مقابله با اين پديده خواهند آمد. تجربه نشان داده در طول چند دهه گذشته هر چه نفوذ و نورانيت اين انقلاب افزايش يافته، دشمني اين شيطانيان انسي نيز آشکارتر شده است. رهبر معظم انقلاب، در سخنان حکيمانه خود محورهاي اين دشمني را چنين برمي‌شمارند: «من برنامه‌هاي استکباري جهان عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مي‌کنم: اول، جنگ رواني؛ دوم، جنگ اقتصادي؛ و سوم، مقابله با پيشرفت و اقتدار علمي. دشمني‌هاي استکبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مي‌شود.»(1) در اين مجال مي‌کوشيم تا با توجه به حوادث دردناک ولي مبارک به‌شهادت رساندن دانشمندان هسته‌اي ايران، محور سوم را به‌صورت مختصر مرور کنيم.

هر چند ريشه‌ها و دلايل متعددي را مي‌توان براي اين اقدامات منفعلانه برشمرد که نه تنها در ايران، بلکه در کشورهاي ديگر نظير عراق نيز به صورت هدفمند اجرا شده و در حال اجراست؛ ولي به طور قطع يکي از آن‌ها جلوگيري از پيشرفت علمي جوامع ديگر و حفظ سلطه علمي و سياسي خود است.

اگرچه روزي آمريکا و نظام سلطه از علم براي تسلط سياسي و فرهنگي بر ساير ملل استفاده مي‌کردند و به تعبير مقام معظم رهبري، اين علم ابزاري براي تسهيل زورگويي‌ها و گرفتن حداکثري و دادن حداقلي و به يک معنا رمز قدرت آن‌ها به‌شمار مي‌رفت، اما امروزه اين رابطه نامتعادل در حال از بين رفتن است و اين همان چيزي است که آن‌ها را به وحشت انداخته و سعي مي‌کنند به هر شکلي از وقوع آن جلوگيري کنند.

آمريکا و نظام سلطه -بخوانيد رژيم صهيونيستي- تا چندي قبل با آينده‌سازي و تصوير ظهور عيسي مسيح(ع) در سال 2000 براي مردم جهان، به استقبال تسلط کامل خود بر ملت‌هاي دنيا مي‌رفتند که براساس آن، غير يهوديان مي‌بايست از بين مي‌رفتند و يا به‌عنوان زيردستان يهود به زندگي خود ادامه مي‌دادند. در اين مسير، علم بهترين ابزاري بود که مي‌توانست براي تحقق اهداف شوم آن‌ها به‌کار گرفته شود ولي با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به مرور زمان، نه تنها اين انحصار علمي به‌شدت رنگ باخته بلکه «جهتِ» مسير علمي رايج نيز در حال تغيير بنيادي است. به واقع ايران اسلامي از يک سو با پيشرفت‌هاي خيره‌کننده علمي و فناوري خود، هيمنه علمي نظام سلطه را درهم شکسته و از سوي ديگر، با محور قرار دادن اخلاق و معنويت، علاوه بر نابودي پايه‌هاي قدرت و سلطه آن‌ها، توجه فطري ابناء بشر را به خود جلب نموده است؛ بشري که در اثر علم بي‌سر و ته امروزي، خويشتن را در نابودي و خسران مي‌بيند.

اما برنامه‌هاي نظام استکبار در مقابله با جريان علمي انقلاب اسلامي ايران را مي‌توان به‌صورت خلاصه بدين صورت برشمرد:

1. ابتدا در راستاي تهاجم فرهنگي خود سعي کردند اين ملت و انقلاب را بدون بنيه علمي و عقلي معرفي کنند و انقلاب آن‌ها را به يک اعتراض ملي تنزل دهند در حالي که اين خلاف واقعيت بود و رهبر معظم انقلاب اين نقشه شوم را چنين نشان داده‌اند: «امروز دشمن يکي از کارهايش اين است که وانمود کند جبهه انقلابي و اسلامي، يک جبهه عاري از علم و تخصص و استعداد و اين‌طور چيزهاست. اين، يکي از آن شاخه‌هاي تهاجم فرهنگي است که من بر آن تأکيد مي‌کنم. اين يک تهاجم فرهنگي است با ابزار فرهنگي. مي‌خواهند در چشم‌ها اين‌طور وانمود کنند؛ در حالي که درست عکس اين است.»(2)

2. تلقين روحيه وابستگي و تقليد از غرب، از بين بردن اعتماد به نفس و به عبارتي ترويج حس حقارت علمي به‌طوري که کوشيده‌اند تا به همه بقبولانند که ديگران ضعيف و فاقد قدرت اداره و تفکرند و علم و پيشرفت را در انحصار خود معرفي و چنين وانمود کنند که خودشان بايد تمدن و پيشرفت را به ملت‌ها بدهند.

3. خسّت در انتقال علم و طبقه‌بندي علوم توسط آن‌ها به‌طوري که با اين‌کار مانع مي‌شدند ديگران به بخش‌هاي خاصي به بالاتر دسترسي پيدا کنند، در مقابل با بي‌شرمي به سرقت مغزهاي برجسته کشورها پرداخته و اين در حالي است که يکي از سرمايه‌هاي اصلي هر ملتي که با هزينه‌هاي چشمگير به‌دست مي‌آيد، انسان‌هاي نخبه و متفکر آن هستند که جاي خالي آن‌ها جبران‌شدني نيست.

4. طراحي برنامه‌هاي حساب‌شده براي ترويج بي‌بندوباري در بين دانشجويان، سرگرم کردن آن‌ها به امور غيرعلمي به گونه‌اي که وظيفه اصلي خود را فراموش کنند؛ بخصوص در دو دهه اخير پيشرفت فناوري و ارتباطات، اين امر را براي آنان آسان کرده و در اين زمينه نيز فعاليت‌هاي زيادي صورت گرفته است.

5. از بين بردن دانشمنداني که در راه پيشرفت علمي کشور خود گام برداشته و به توليد علم مي‌پردازند و يا به شکلي اين جريان را تقويت مي‌کنند. جالب اين‌که از دو سال گذشته اين نوع اقدامات تروريستي شدت يافته است؛ به گونه‌اي که آشکارا پرده از برنامه‌هاي خود در اين راستا بر مي‌دارند و آن را اقدامي لازم مي‌دانند!

اين‌گونه برنامه‌ها بهترين دليل بر متزلزل بودن بنيان وجودي اين بنا (نظام سلطه) است و اقدام اخير آن‌ها در ترور شهيد احمدي‌روشن هم اوج درماندگي آن‌ها را نشان مي‌دهد و رهبر معظم انقلاب در اين‌باره فرموده‌اند: «اگر من بخواهم آن لُب تلقي و برداشت خودم را به شما عرض کنم اين است که مراکز استکبار جهاني در مقابله با حرکت اسلامي که نماد واقعي‌اش جمهوري اسلامي است، دارند آخرين تلاش‌هاي خودشان را مي‌کنند.»(3)

بي‌ترديد، همان‌گونه که اين شجره طيبه با جنگ تحميلي 8 ساله و آن همه خون‌هاي پاک شهيدان ما محکم‌تر، بانشاط‌تر و معنوي‌تر گرديد و تا امروز نيز نظام از برکات آن بهره‌مند است؛ شهادت جهادگران عرصه جهاد علمي چون دکتر علي‌محمدي، دکتر شهرياري، رضائي‌نژاد و احمدي‌روشن باعث برکت و رونق روز افزون حرکت نوپاي علمي نظام ما خواهد شد. حرکتي که به دنبال دستور ولي امر مسلمين و قافله سالار کاروان انتظار و احساس مسؤوليت احمدي‌روشن‌ها تازه شروع شده است و صد البته دشمنان نيز به خوبي دريافته‌اند که اين اقدامات ضد انساني خللي در حرکت علمي ملت ايران ايجاد نخواهد کرد بلکه باعث سرعت گرفتن بيش‌تر آن مي‌گردد، چرا که اين علم، بومي و محصول احساس مسؤوليت سربازان ولايت و شهيداني است که با خون سرخ خود اين نهضت را زنده نگه داشته‌اند. باش تا صبح دولتت بدمد، کاين هنوز از نتايج سحر است.

پي‌نوشت‌ها

1. بيانات رهبري در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي، 1/1/1386

2. بيانات رهبري در ديدار فرماندهان نيروي هوايي سپاه، 7/7/1372

3. بيانات رهبري در ديدار اعضاى بسيجى هيأت علمى دانشگاه‌ها، 2/4/89

کسي که هنوز از مواضع هاشمي حمايت مي کند اصولگرا نيست

اشاره: حجت الاسلام والمسلمين قاسم روانبخش در گفت‌وگويي با پايگاه تحليلي 598، به برخي پرسش‌هاي سياسي روز پاسخ داده است. گزيده‌اي از اين گفت‌وگو را در ذيل مي‌خوانيد.

با توجه به سياست تحريم، سکوت و نفوذ جريان فتنه نسبت به انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي آيا مدعيان اصلاحات راهي براي نفوذ به مجلس دارند؟

استراتژي فتنه‌گران و مدعيان اصلاحات همان استراتژي تعريف شده در پايگاه بگرام افغانستان براي آن‌ها است و اين را هم دقيقاً اجرا کرده‌اند يعني تحريم کنند و بعد رسماً حضور پيدا نکنند اما به صورت انفرادي و در پوشش‌هاي ديگر شرکت کنند. اکنون هم اين اتفاق افتاده است و مي‌بينيم که افراد شاخص اصلاحات نيامده‌اند زيرا به خاطر عملکردشان در فتنه 88 اگر هم مي‌آمدند از سوي شوراي نگهبان رد صلاحيت مي‌شدند اما در ليست‌ها طبق ادعاي آقاي کواکبيان 700 نفر از اصلاح طلبان ثبت نام کرده‌اند. اين‌ها در قالب ليست اصلاح طلبان نخواهند آمد و بيش تر روي مباحث قوميتي و طائفه‌اي در برخي از حوزه‌هاي انتخابي کار مي‌کنند و در آن حوزه‌ها پازل را طوري چيده‌اند که با اختلاف افکندن بين نامزدهاي چند شهرستان و با استفاده از مباحث قوميتي، نامزدهاي خودشان را به مجلس بفرستند و اين افراد نامزدهايي با کارنامه سياه نيستند اما گرايش اصلاح طلبانه دارند و اگر به مجلس بروند رأي به جهت‌گيري‌هاي اصلاح طلبان مي‌دهند و از بيرون خط خواهند گرفت.

خطر حضور جريان‌هاي انحرافي در انتخابات را در چه اندازه‌اي احساس مي‌کنيد؟

جريان انحرافي دقيقاً همان ادامه جريان فتنه است و اين‌ها را از هم جدا نمي‌دانيم. استراتژي جريان فتنه تغيير ارزش‌ها و رفتار مردم بود همان کاري که در دولت هاشمي و خاتمي طي 16 سال انجام داده‌اند؛ جريان انحرافي‌اي هم که در کنار دولت شکل گرفته است در حال انجام همان پروژه مي‌باشد يعني تغيير باورها و رفتارها. شما مي‌بينيد نسبت به باورهاي ديني همان سخنان خاتمي توسط مشايي هم تکرار مي‌شود. به طور مثال خاتمي مي‌گفت که دوره قرآن گذشته است و مشايي مي‌گويد دوره اسلام گذشته است و مي‌بينيم که سخنان فرقي نمي‌کند و يا در مطرح کردن شعارهاي ناسيوناليستي کوروش گرايي و ايران گرايي همان تشابهات وجود دارد.

براي تغيير رفتارها هم کار مي‌کنند. در دولت اصلاحات ارزش‌هاي اسلامي مورد هجمه قرار مي‌گيرد و اين روش را اکنون در جريان انحرافي مي‌بينيم؛ مثلاً حساسيتي نسبت به فرهنگ ديني ندارند و حرکت قابل توجهي براي مقابله با بحث بي حجابي و بدحجابي و مسائلي از اين قبيل مشاهده نمي‌شود.

اين جريان به اين جمع‌بندي رسيده است که ليدرشان هر چه بيش‌تر حرف مي‌زند منفور‌تر مي‌شود، لذا نزديک به 8 ماه است که او در تريبون‌ها حضور ندارد. اين گونه کارها مصرف انتخاباتي دارد. در بيانيه‌اي که «حاميان دولت اسلامي» داده‌اند خط قرمزشان را چهار گروه معرفي کرده بودند؛ اصولگرايان، اصلاح طلبان، فتنه‌گران و جبهه مجعول حاميان دولت داخل پرانتز جبهه پايداري و تنها گروهي که خط قرمزشان نيست جريان انحرافي است و از اين بيانيه مشخص مي‌شود که گروه موسوم به حاميان دولت اسلامي همان جريان انحرافي است.

با توجه به همفکري جريان انحرافي با آقاي هاشمي رفسنجاني، علت مواجهه اين جريان با آقاي هاشمي چه مي‌باشد؟

يکي از شگردهاي جريان انحرافي در اين مدت حمله به هاشمي بوده است زيرا مي‌خواهند بگويند گفتمان سوم تيري که جلوي هاشمي ايستاده همچنان پابرجاست اما ما مي‌دانيم که پشت پرده‌هاي آن‌ها کيست.

تا زماني که مشي و منش شما با هاشمي يکي باشد هر چند به آقاي هاشمي هم حمله کنيد ولي در عمل همان کاري را کنيد که هاشمي انجام مي‌دهد نتيجه‌اي نخواهيد گرفت. چون مردم تفاوت ميان مخالفان واقعي هاشمي که به صورت مبنايي مخالفند با کساني که به صورت تاکتيکي براي کسب آراء بيش‌تر به مخالفت بر‌مي‌خيزند را تشخيص مي‌دهند.

کسي که با آقاي هاشمي مقابله مي‌کند، اگر صوري برخورد کند عملکردش صوري بودن برخورد را نشان مي‌دهد. مشکل آقاي هاشمي اين است که در مواردي اطاعت از رهبري نکرده است ولي اگر کسي ديگر هم آمد شعار رهبري را داد اما از رهبري حمايت نکرد، اين هم با هاشمي فرقي نمي‌کند.

ما مي‌بينيم آقاي هاشمي هيچ وقت عليه مشايي موضع نگرفته است، در انتخابات 88 در سي دي 90 سياسي به همه چيز پرداختند به جز مشايي! صادق زيبا كلام هم كه كتاب هاشمي بدون روتوش را مي‌نويسد، در صحبت‌هايش مي‌گويد كه آقاي مشايي آدم مؤدبي است و يك بار كلمه فتنه بر زبانش جاري نمي‌شود. راست هم مي‌گويد؛ هيچ وقت مشايي كلمه فتنه و منافق را بيان نکرده است.

حضور اساتيد سكولار در مجلس شوراي اسلامي چه خطراتي در پي خواهد داشت؟

امام‌(ره) در وصيت‌نامه‌شان تاكيد كردند كه مراقب نفوذي‌ها باشيد و نگذاريد انقلاب اسلامي به دست نامحرمان بيفتد. بنابراين آدم‌هايي كه با تفكر سكولاريستي وارد بدنه نظام بشوند چه در مجلس و چه در قوه مجريه پرخطر هستند. اساس انقلاب اسلامي دين است، ما ديديم دشمن در بحث فتنه 88 پيروز نمي‌شود، حضرت آقا اشاره فرمودند که ديني بودن جامعه و اعتقادات ديني مردم باعث شد اين حركت به ثمر بنشيند، حماسه 9 دي ريشه ديني داشت. فتنه در اوكراين و تاجيكستان جواب مي‌دهد ولي همان مدل در ايران جواب نمي‌دهد؛ علتش ديني بودن جامعه ماست.

اگر بخواهند مدل غرب در ايران هم جواب بدهد بايد ابتدا جامعه ديني را سكولاريزه كنند، خب حالا اگر اساتيد سكولار بيايند در مراكز تصميم‌گيري نظام بنشينند اين‌ها براي سكولاريزه كردن جامعه خيلي مي‌توانند مؤثر باشند. چرا امام با انجمن‌هاي ايالتي ولايتي زمان شاه مخالفت كرد و قيام نمود تا آن قانون حذف شود؟ براي اين كه شرط مسلمان بودن نماينده و شرط قسم خوردن به قرآن را حذف كرده بودند.

بسياري از علت مخالفت‌ها با جبهه پايداري، هوشياري اين جبهه در برابر اين خطر است. مجلس شوراي اسلامي بايد واقعاً مجلس شوراي اسلامي باشد. ارزش‌هايي كه بايد در مجلس حاكم شود همان ارزش‌هايي است كه به خاطر آن انقلاب كرده‌ايم، فردا نرويم در مجلس بر سر برخي اصول اين حزب با آن حزب دادوستد كنيم، اين حرف ماست. منتها سكولار‌ها در صدد سكولاريزه كردن جامعه هستند كه اگر موفق شوند اين كار را انجام دهند بي‌ترديد مدل‌هاي جين شارپ و سوروس راحت مي‌تواند اين جا نتيجه دهد.

با توجه به تاکيدات جبهه پايداري بر سکوت برخي خواص شاخص در فتنه 88 و انکار سکوت اين اشخاص توسط جبهه متحد اصولگرايان، معيار قرار گرفتن اشخاص در بين ساکتين فتنه چه مي‌تواند باشد؟

در فتنه بين ساكت و فتنه‌گر خيلي تفاوتي نيست؛ چرا كه نتيجه‌اش يكي مي‌شود. هر دو طرف، اين زمينه را فراهم كردند. در فتنه 88 کساني در رأس فتنه بودند، کساني هم زمينه را فراهم و عده‌اي نيز سكوت كردند. ما اين‌ها را در قالب فتنه مي‌بينيم، اگر اين افرادي كه سكوت كردند، سكوت نمي‌كردند 9 دي در 9دي اتفاق نمي‌افتاد، بلکه در 9 تير اتفاق مي‌افتاد، يعني بايد زودتر انجام مي‌شد. اين كه شما مي‌بينيد اين قدر فاصله مي‌افتد به خاطر سكوت خواص بود. در سايه سكوت خواص بود که فتنه‌گران يك سري ابهامات ايجاد كردند. آن‌هايي كه بايد پاسخ آن ابهامات را مي‌دادند سكوت مي‌كردند. فتنه‌گران در فضايي که ايجاد شده بود ميدان خواص را خالي ديدند و فکر مي‌کردند که پروژه شان به نتيجه مي‌رسد و از اين رو هر روز بر شعار‌هاي جديدي تکيه مي‌کردند تا بيش‌تر مورد حمايت ارباب‌هايشان قرار گيرند و اين خود موجب برطرف شدن غبار فتنه شد.

اگر ساکتين هم مانند کساني که به ميدان آمدند، روشن‌گري مي‌کردند و به تبيين فتنه و بصيرت‌افزايي در جامعه مي‌پرداختند خيلي زودتر مباحث روشن مي‌شد. حالا كه كار گذشته و 9دي به وجود آمده خيلي‌ها مدعي هستند كه اصلا ما سكوت نكرديم!

ما به کساني که براي مثال مي‌گويند آقاي لاريجاني در فتنه 88 سکوت نکرده است مي‌گوييم جستجوي ساده‌اي را انجام دهند و ببينند که از 25 خرداد 88 تا 8 دي 88 آقاي لاريجاني در خصوص تبيين فتنه‌ چند سخنراني و اعلام مواضع داشته‌اند. در مورد ديگر ساکتين هم چنين است. اين افراد نبايد در حلقه تصميم‌سازي اصولگرايي باشند چون امتحان خوبي‌پس نداده‌اند.

برخي از اصولگرايان قائل به اين هستند که بايد نظرات آقاي هاشمي هم مورد توجه قرار بگيرد. به نظر شما با توجه به مواضع ايشان مي‌توان اصولگرا بود و از مواضع هاشمي حمايت کرد؟

اگر کسي هنوز هم از مواضع آقاي رفسنجاني حمايت مي‌کند به نظر بنده اصولگرا نيست چون همه چيز مشخص شده است.

انقلاب اسلامي، جنگ نرم بيست ساله و فتنه 88
مير حسين موسوي و نخست وزيري (بخش بيست و سوم)

 دکتر منوچهر محمدي

ميرحسين موسوي راجع به ورود ناسيوناليزم (مليت گرايي) توضيح مفصل داد و در رابطه با خط‌مشي روزنامه جمهوري اسلامي، سياست خارجي و نقش وزارت امور خارجه، نظراتي ابراز داشت ولي به سؤال شهيد آيت مطلقا پاسخ نداد و اعتنايي هم نكرد. در پايان، رأي‌گيري علني (با ورقه) انجام گرفت و لذا اسامي موافقان، ممتنعان و مخالفان در صورت جلسه به ثبت رسيد و به هر حال در روز 14 تيرماه 1360 مجلس شوراي اسلامي با 126 رأي موافق به وي رأي اعتماد داد.(1)

پنجم مرداد 60، حلقه پنج نفره مير حسين پس از آن‌كه رياست جمهوري رجايي را قطعي يافتند، لابي‌گري براي انتخاب ميرحسين به‌عنوان نخست وزير را شروع كردند. اين درحالي بود كه شهيد رجايي شهيد باهنر را در نظر گرفته بود. آقاي هاشمي رفسنجاني در خاطراتش به يك مورد از اين لابي‌گري اشاره مي‌كند: «آقاي نوري معاون وزارت خارجه[ميرحسين]آمد و پيشنهاد نخست وزيري مهندس[ميرحسين] موسوي را داد.»(2)

لابي‌ها بي نتيجه ماند و ميرحسين باز هم نامزد تصدي وزارت امور خارجه شهيد باهنر به مجلس مي‌رود، اما اين بار مخالفت شديد شهيد آيت در سوابق فعاليت موسوي در اتصال با جريان ملي‌گراها و اين‌که چنين فردي با چنين سوابقي نمي‌تواند مدافع منافع ملي ما باشد با‌عث شد وي با يك رأي شكننده موفق به كسب وزارت گردد اما هاشمي رفسنجاني در جلسه حزب با يادآوري عضويت موسوي در حزب به شدت با شهيد آيت برخورد مي‌كند.(3)

درست يك ماه بعد روز 14 مرداد 60 روزي كه كابينه شهيد باهنر مي‌خواست از مجلس رأي اعتماد بگيرد و شهيد آيت عازم به مجلس بوده كه در مقابل منزلش مورد هدف گلوله قرار گرفته و شهيد مي‌گردد(4)

نخست‌وزيري

با نگاهي گذرا به دولت‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در دوران آغاز شكل‌گيري نظام جمهوري اسلامي تا نيمه دوم سال 1360 جملگي در يك موضوع وجه مشترك داشته‌اند و آن عدم ثبات سياسي بود مانند نخست وزيري دولت موقت، رياست جمهوري بني‌صدر، نخست وزيري شهيد رجايي، رياست جمهوري شهيد رجايي، نخست وزيري شهيد باهنر، نخست وزيري آيت الله مهدوي كني؛ هر يك عمرشان خيلي كوتاه بود كه از چند ماه و يك سال و اند بيش‌تر نشد كه در مجموع يك مقطع 32 ماهه‌اي را شامل گرديد و در شرايطي كه 13 ماه از آغاز جنگ تحميلي مي‌گذشت پس از شهادت رئيس جمهور محمدعلي رجايي موضوع انتخابات دوره سوم رياست جمهوري در دستور كار قرار گرفت و در اوائل مهرماه 1360 از ميان چهار كانديداي مورد تاييد شوراي نگهبان آيت الله خامنه‌اي با آراي بسيار بالا به مقام رياست جمهوري نائل گرديدند.

فضاي سياسي كشور آكنده از رايزني‌ها براي انتخاب نخست وزير جديد بود. در مجلس گمان زني‌ها شدت گرفته بود به گفته هاشمي رفسنجاني: «امروز به طور غير رسمي در مجلس آمار گرفتيم آقايان پرورش، غرضي، مهندس موسوي، ولايتي و ميرسليم براي نخست وزيري راي داشتند.»(5)

اما آيت ا... خامنه‌اي كه نخست وزير كشور انقلابي ايران را نيازمند به برخورداري از بينش اسلامي، تقوا و پايبند عملي به دين و روح انقلابي داشتن مي‌دانستند، در انتها اعلام كردند نخست وزير پشنهادي خود را با همين موازين انتخاب كرده‌اند و علي اكبر ولايتي كسي بود كه رئيس جمهور براي بار اول به مجلس پيشنهاد دادند.

در اين بين جماعتي رايزني و اعمال نفوذ براي منصرف كردن مجلسيان از دادن راي اعتماد به ولايتي را آغاز كردند.(6) تلاش‌هاي جماعت مذكور نتيجه داد و نخست‌وزيري ولايتي در دوم آبان با 74 رأي موافق، 38 رأي ممتنع و 80 رأي مخالف از بين 192 راي، منتفي شد.

بار ديگر رايزني‌ها شروع مي‌گردد و رئيس جمهور با عنايت به نظر امام كه فرموده بودند: «مصلحت حزب نيست كه نخست‌وزير حزبي باشد.» محمد غرضي را براي نخست‌وزيري معرفي مي‌كنند. هاشمي رفسنجاني مي‌نويسد: «بهزاد نبوي و دوستانش آمدند، براي ابراز مخالفت با نخست‌وزيري مهندس [محمد] غرضي گفتند چون آقاي خامنه‌اي در جلسه هيأت دولت به طور قاطع اعلام داشته‌اند كسي مخالفت نكرده و آقاي مهدوي[كني] گفته‌اند من اصرار به كناره گيري ندارم.»(7)

سرانجام با تلاش‌ها و رايزني‌هاي هاشمي رفسنجاني و حمايت ايشان(8)، نام مهندس غرضي از گردونه رقابت خارج و نامزدي مير حسين موسوي براي نخست وزيري قطعي مي‌شود. (9) ششم آبان رئيس جمهور، ميرحسين موسوي را براي كسب راي اعتماد به مجلس معرفي مي‌كند و طي نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس مي‌نويسد: «برابر اصل 124 قانون اساسي برادر عزيز و گرانمايه آقاي ميرحسين موسوي به‌عنوان نخست وزير معرفي مي‌گردد.»(10)

مجلس وارد دستور مي‌شود و از «مجموع آراء 202 رأي، آراء موافق 115 رأي، آراء مخالف 35 رأي و ممتنع 48 رأي»(11) اعلام شده مجلس نسبت به نخست‌وزيري آقاي ميرحسين موسوي اظهار تمايل مي‌كند. در فضاي سياسي و محافل و مجالس بحث‌هاي سياسي و اظهار نظرات زيادي جريان پيدا مي‌كند.

با آغاز نخست‌وزيري مير حسين، افكار و ديدگاه‌هاي سوسياليستي ايشان در مديريت اقتصادي زمينه ايجاد برخي اختلافات در دولت را ايجاد كرد. مرتضي نبوي مبناي اوليه اختلافات را از زماني مي‌داند كه دولت وارد حوزه برنامه‌ريزي شد، وي در مصاحبه‌اي مي‌گويد: «ما مي‌گفتيم قانوني كه تدوين مي‌شود بايد از اول ملاحظات شرعي را در آن رعايت كنيم. اما طيف مخالف كه از آقاي موسوي و شخصيت‌هاي تند جريان چپ تشكيل مي‌شد مي‌گفتند نه، ما هرچه به ذهنمان برسد مي‌نويسيم. و مسأله شرع به ما مربوط نيست. اين قانون مي‌رود مجلس و در شوراي نگهبان از لحاظ شرعي بررسي مي‌گردد.»(12)

امام(ره) سيد جعفر كريمي و مرحوم احمدي ميانجي از اعضاي جامعه مدرسين را به‌عنوان نمايندگان خود در شوراي اقتصاد درباره برنامه پنج ساله منصوب مي‌كنند اما روند كار به جايي رسيد كه مرحوم احمدي ميانجي ادامه كار را بي نتيجه دانستند و طي نامه‌اي خطاب به نمايندگان مجلس در هنگام تقديم برنامه پنج ساله در سال 62 پس ازآن‌که عدم توجه نخست وزير به نظرات خود را بيان مي‌دارند، مي‌نويسند: «در جلسات بررسي از آقايان خواستيم كه مدارك آمار شما – كه زيربناي طرح است- چيست؟ آقايان مدارك صحيح و دقيق نداشتند و خود اعتراف نمودند كه ما از روي ناچاري در هنگام طرح از چنين آمار تخميني استفاده مي‌كنيم. در جلسات تذكر داديم كه مشخصه يك برنامه اسلامي تنظيم آن بر اساس ضوابط و مقررات فقه اسلام در روابط انساني و اختيارات و مسؤوليت‌هاي دولت و اشخاص حقيقي و حقوقي است... و برنامه‌اي كه روابط انساني و محدوده مسؤوليت در آن مراعات نشده باشد مورد امضاي ما نيست.

در برنامه‌ريزي تعيين منابع مالي،... معلوم نيست منابع مالي اين برنامه از چه راهي تأمين مي‌شود؛ از طريق وام‌هاي خارجي يا استقراض از بانك مركزي و چاپ اسكناس و يا گرفتن ماليات سنگين از مردم كه هر يك بحث مفصلي دارد.»

دولت موسوي در مسائل اقتصادي با دو نگرش مواجه بود. يك نگرش مبتني بر حدود شرعي و راه حل‌هاي فقهي و يك نگرش مبتني بر مقتضيات زمان و بهره‌گيري از اختيارات فقيه مبسوط‌اليد بود. نگرش اول عرض حكومت اسلامي را با عرض فقه يكي مي‌گرفت و هر نوع تخطي از حدود شرعي را عملي غيراسلامي مي‌خواند.

عملكرد نخست‌وزير تحت اين نگرش كه با تكيه بر درآمد محدود دولت و شرايط خاص آن زمان راه‌حل‌هاي دولت‌مدارانه را مطرح مي‌كرد، رفته رفته حساسيت زيادي را در درون و بيرون دولت برانگيخت كه برون‌داد اين اختلافات ايجاد دو جناح، يكي به نفع اقتصاد دولتي و يكي به نفع اقتصاد خصوصي بود.

پي‌نوشت‌ها‌

1. محسن آيت پسر شهيد آيت معتقد است شهيد آيت در روزهاي آخر حيات از اين‌که پس از خلع بني صدر مجددا افرادي با تفكرات انحرافي قدرت گرفته‌اند ناراضي بود و حتي در روز شهادت ( 14 مرداد 60 ) كه رأي اعتماد به كابينه شهيد باهنر مطرح بود نگران سپردن سمت‌هاي حساس به اشخاص با سوابق نامطلوب بوده است. پس از رأي اعتماد مجلس به وزارت خارجه ميرحسين موسوي هم ايشان مي‌گفت اگر انفجار هفت تير روي نداده بود در مجلس اينقدر تنها نمي‌ماندم و افراد بيش‌تري با من در مخالفت با وزارت او همراهي مي‌كردند. منبع: گفت‌وگو با فرزند شهيد آيت،سايت مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1فروردين 1389، كد مطلب: 10279.

2. عبور از بحران، كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني سال 1360، دفتر نشر معارف انقلاب، به اهتمام ياسر هاشمي، چاپ9، 1386، ص74.

3. همان.

4. اسرافيليان در گفت‌وگويي كه با مجله شهروند امروز انجام داده به نكات قابل توجهي اشاره دارد بخصوص در آن‌جايي كه مي‌گويد: «شهيد آيت سخت بيمار بود و چند روز غيبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور كرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بيايد. همسرش نقل مي‌كند و مي‌گويد من از آيت خواستم به مجلس نرود و استراحت كنداما او گفت امروز(چهارشنبه 14 مرداد 1360 ) بايد تكليف جمهوري اسلامي مشخص شود و من بايد بروم تا اين اسناد و حقيقت‌ها را براي مردم روشن كنم... زماني كه در منزل خارج مي‌شود در فاصله 30 تا 40 متري بنزي مشاهده مي‌شود كه راننده آن در حال پنچرگيري است آيت سوار اتومبيل خودش مي‌شود كه از جانب افراد مخفي در آن بنز توسط مسلسل ترور مي‌شود و نزديك به 60 گلوله به بدنش اصابت مي‌كند و هنوز جاي گلوله‌ها روي در منزل او هست» منبع: شهروند امروز، ش59، 27 خرداد 1387، ص62.

5. عبور از بحران، كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني سال 1360، دفتر نشر معارف انقلاب، به اهتمام ياسر هاشمي، چاپ 9، 1386، ص161.

6. هاشمي رفسنجاني در خاطراتش مي‌نويسد: «بهزاد نبوي و دو نفر ديگر از اعضاي كادر مركزي مجاهدين انقلاب آمدند براي منصرف كردن من از موافقت با نخست وزيري دكتر ولايتي و بيش از يك ساعت صحبت كردند نه آن‌ها قانع شدند نه من. آن‌ها مي‌گويند ضعيف است، و چهره نيست و سابقه مبارزه ندارد بيش‌تر روي مهندس موسوي و علي اكبر پرورش تأكيد دارند.» منبع: روزنامه رسالت، 3/2/89، ص1، به نقل از کتاب «عبور از بحران» (خاطرات هاشمي رفسنجاني)

7. همان.

8. رفسنجاني در خاطرات خود به حمايت اذعان كرده و در جايي مي‌نويسد: «ولايتي چندبار آمد پيش من و گله كرد كه چرا اينقدر از موسوي حمايت مي‌کني»

9. هاشمي رفسنجاني مي‌نويسد: «قبل از رسميت جلسه، از نمايندگان درباره آقاي مهندس غرضي نظرخواهي كردم، از 184 نفر صاحب رأي 60 نفر موافق و 80 نفر مخالف و 44 نفر ممتنع بودند. به آيت الله خامنه‌اي اطلاع دادم» رفسنجاني در ادامه مي‌نويسد: «با بحث‌هاي زيادي قرار شد احمد آقا به عرض امام برساند كه غيرممكن است آقاي غرضي رأي بياورد بهتر است آقاي مهندس [ميرحسين] موسوي را معرفي کنيم.»

10. همان.

11. فهرست موضوعي مشروح مذاكرات مجلس شوراي اسلامي، ج 2، ص124.

12. مجله ايران، ويژه نامه دهمين دوره رياست جمهوري، مهر88، ص6.

نقش رهبري در مديريت بحران ها (بخش هفتم)

 محمد تقي كرامتي

اصرار جمهوري اسلامي ايران بر مواضع به حقش، سرانجام به بار نشست و رژيم بعث عراق ناگزير به عقب‌نشيني از مناطق تحت اشغال خود شد و چندي بعد، روند مبادله اسراء نيز آغاز شد و ملت ايران، آغاز بازگشت پيروزمندانه اولين گروه از آزادگان به ميهن اسلامي را در تاريخ 26 مرداد 1369 جشن گرفت.

با گذشت زمان، درخشش حقانيت جمهوري اسلامي، جامعه جهاني را به پذيرش و اعتراف واقعيتي ديگر که سال‌ها از آن مي‌گريخت، واداشت. سازمان ملل متحد، بالاخره پس از يازده سال پرده‌پوشي و کتمان حقيقت، ناگزير زبان به اعتراف گشود و در هجدهم آذر 1370 رژيم بعث عراق را به‌عنوان متجاوز به جامعه جهاني معرفي و کام ملت محنت‌ديده ايران اسلامي را با شهد پيروزي بزرگ و تاريخي ديگري شيرين کرد.

مقام معظم رهبري در پيامي خطاب به ملت ايران، ضمن مهم توصيف کردن اين پيروزي غرورآفرين، فرمودند:

«اعتراف سازمان‌هاي بين‌المللي به حقانيت ايران در جنگ هشت ساله، هر چند بسيار دير انجام شد، اما با اين حال پيروزي بزرگي براي ملت بزرگ و عظيم‌الشان بود. ملتي که هشت سال همچون قهرماني مظلوم جنگيد تا اجازه ندهد که دشمنانش يعني قدرت‌هاي زر و زور پشت سر عراق، ذلت و وابستگي را بر او تحميل کنند و او را از اسلام عزيز جدا سازند و سرانجام به کمک و فضل خداي متعال و توجهات حضرت بقيه‌ا... الاعظم در همه ميدان‌ها به پيروزي که حق او بود دست يافت.

پيشاني سپاس به درگاه خداوند سائيده و به ملت عزيز تبريک مي‌گويم... جاي آن پير مراد و حکيم فرزانه و رهبر دلسوز و تيزبين خالي است که ثمره استواري معجزنشان خود را در پيروزي‌هاي پياپي ملت خود ببيند و شادابي اين درخت تناور را که نهال آن به دست تواناي او نشانده شده است. بنگرد...»(1)

2. تشديد اختلافات داخلي

يکي از خطرات جدي که دشمن همواره به آن طمع مي‌ورزيد و انقلاب اسلامي را پس از امام تهديد مي‌کرد، تعميق شکاف بين نيروهاي انقلابي و تشديد منازعات سياسي بين آن‌ها بود. البته اين مسأله در زمان حضرت امام نيز وجود داشت و در بعضي از مقاطع حتي از مرز اختلاف سليقه فراتر رفته و به وضعيت نگران کنند‌ه‌اي مي‌رسيد که بعضاً با نصيحت و مداخله صريح حضرت امام، اين مشکل برطرف مي‌شد که از آن ميان، بايد به حمايت حضرت امام خميني(ره) از دولت وقت در مقابل انتقادات تند و تيز جناح موسوم به راست و يا تهاجم جناح موسوم به چپ به جامعه مدرسين حوزه علميه قم اشاره کرد که منشأ آن، عمدتاً اختلاف نظر در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي بين نيروهاي روحاني به‌عنوان تأثيرگذارترين عناصر انقلاب بود.

نقبي به گذشته داستان اولين جدايي

اوج‌گيري اختلافات بين نيروهاي سياسي و انقلابي در زمان حضرت امام، سرانجام منجر به انشقاق و جدايي آن‌ها از يکديگر و شکل‌گيري رسمي دو قطب سياسي نيرومند و تأثيرگذار‌، يعني مجمع روحانيون مبارز موسوم به «جناح چپ» و جامعه روحانيت مبارز موسوم به «جناح راست» در جمهوري اسلامي گرديد. حجت‌الاسلام محمد علي انصاري پس از تشديد اختلافات بين روحانيون انقلابي، نامه‌اي به امام خميني(ره) نگاشته و در آن نامه سخن از جدايي به ميان آورده و در پي آن، خواستار نظر صريح و بي‌پرده حضرت امام خميني در خصوص شکل‌گيري تشکلي ديگر از ميان روحانيون انقلابي شد. امام خميني(ره) نيز در پاسخ به آن نامه، هر چند اختلاف ديدگاه‌ها و سليقه‌ها را مايه رشد و تکامل و پويايي نظام جمهوري اسلامي خواندند، اما هرگز دغدغه‌ها و نگراني‌هاي خود، در صورت تشديد اين اختلافات را نيز کتمان نکردند. مهم‌ترين نگراني امام سرگرم شدن جناح‌ها و جريانات سياسي به اختلافات بي‌حاصل و غفلت از دشمنان قسم خورده و اصلي انقلاب و اسلام بود که اين نگراني به شکل محسوسي در جوابيه حضرت امام به چشم مي‌خورد.(2)

از آن پس تمامي تحولات سياسي داخلي، به نوعي متأثر از اين دو جريان فکري و سياسي بود و نظام مديريتي کشور نيز هر از گاهي در اختيار يکي از آن‌ها قرار مي‌گرفت و طبيعتاً عملکرد دولت نيز در پاره‌اي از مسائل به لحاظ اختلافات مبنايي که وجود داشت، از سوي جناح مقابل به چالش کشيده مي‌شد.(3)

به هر روي، با توجه به آن سوابق، اين نگراني جدي وجود داشت که با فروکش کردن تب و تاب ناشي از ارتحال امام خميني(ره)، همان منازعات و اختلافات سياسي مجدداً سر باز کند و گروه‌ها و جناح‌ها، بي‌توجه به مصالح نظام و غافل از پيامدهاي خطرناک آن، به جان يکديگر بيفتند و زمينه را براي نفوذ و سلطه مجدد دشمن فراهم سازند. راز گشايش وصيتنامه الهي – سياسي بنيانگذار انقلاب اسلامي با حديث شريف ثقلين نيز، دقيقاً توجه دادن فرزندان انقلاب به نخستين نقطه آسيب امت پيامبر، يعني بروز شکاف و تفرقه ميان آن‌ها (به سبب جدا کردن قرآن از عترت پيامبر) بود.

پي‌نوشت

1. مقام معظم رهبري، 27 آذر 1370، در پيام تبريک به مناسبت اعلام متجاوز بودن عراق از طرف سازمان ملل.

2. نامه امام خميني(ره) به حجت الاسلام محمد انصاري، 10 آبان 1367

3. البته در نهمين انتخابات رياست جمهوري در سال 1384 اين قاعده معمول به هم خورد و با انتخاب محمود احمدي‌نژاد که مورد حمايت هيچ يک از دو جريان سياسي نبود، انقلاب طيف جديدي از نيروهاي خود را بروز داد.

 يادداشت هفته

در حاشيه برخي رويکردهاي صدا و سيما

 سعيد دره شيري

عملکرد صداوسيما به ويژه در سال‌هاي اخير صداي انتقاد بسياري از دلسوزان نظام را بلند کرده است و متأسفانه مديران اين سازمان به اين انتقادها توجه کافي نمي‌کنند.
صدا و سيما، سازمان عريض و طويلي است که يک سرش خيابان جام‌جم تهران و سر ديگرش.... صداو سيما، سازماني است که اين روزها گويا تنها هدفش ديجيتالي شدن و افزايش کيفيت تصوير است اما چه پخش مي‌شود مهم نيست، صدا وسيما سازماني است که به رسانه ملي معروف شده اما مردم در آن کم‌ترين نقش را دارند؛ سازماني که مقام معظم رهبري درباره آن مي‌فرمايند: « از خيلى از برنامه‌هاى صدا و سيما بنده راضى هم نيستم» (6/8/1388 درجمع نخبگان دانشجويي)
به خوبي مي‌توان بوي ليبراليسم و سکولاريسم را از لابلاي برخي برنامه‌هاي توليدي آن سازمان استشمام کرد. اگر مديران صدا و سيما متوجه نمي‌شوند مشکل از ايشان است و اگر هم متوجه مي‌شوند و اقدامي نمي‌کنند وامصيبتا. مي‌توان رد پاي افرادي را ديد که هدفي جز به‌هم ريختن و يا پاک کردن خطوط قرمز انقلاب ندارند؛ آيا واقعا مديران صداوسيما متوجه نيستند؟!
- عدم نظارت انقلابي
پخش مجدد سريال‌هاي تلخ و اعصاب خردکن در چند ماه اخير بهانه‌اي شد تا يکبار ديگر نسبت به ضعف بزرگ اين رسانه که همان عدم نظارت انقلابي در بدنه صداوسيما است هشدار داده شود. البته رسانه ملي محصولات قابل تقديري هم ارائه کرده که نبايد مورد غفلت و بي‌مهري قرار گيرد اما دلسوزان نظام و در رأس آن‌ها مقام معظم رهبري بيش از اين از صداوسيما انتظار دارند.
ارديبهشت ماه امسال بود که به دنبال انتقادهاي فراوان سايت‌ها و نشريات از سريال‌هاي تلخ، ضعيف و اعصاب خردکن، آقاي دارابي معاون سيما در ديدار با اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت از عدم اجازه ساخت آثار تلخ و مخرب در تلويزيون جمهوري اسلامي خبر داد و گفت شخصا جلوي ساخت فيلم‌ها و سريال‌هاي اينچنيني را خواهد گرفت.
اکنون با گذشت 9 ماه از اعلام آن خبر، نه‌تنها اين روند قطع نشده، بلکه شاهد افزايش پخش سريال‌هاي به شدت تلخ و اعصاب خردکن هستيم. طي روزهاي اخير و پس از سيل انتقادها، آقاي دارابي واکنش نشان داده و در اقدامي تعجب‌آور مديران شبکه‌هاي سيما را توبيخ مي‌کند؛ اين درحالي است که مسؤوليت مستقيم اين امر متوجه شخص ايشان است چرا که بررسي و تصويب طرح مجموعه‌هاي داستاني به‌طور جدي برعهده‌ اداره كل طرح و برنامه سيما و با تاييد شخص معاون سيماست و هيچ شبكه تلويزيوني بدون تاييد و تصويب معاون سيما اجازه آغاز پروژه‌ها را ندارد. اما توليد برخي آثار مسأله‌دار که بعضاً ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي را زير سؤال مي‌برد تنها يک روي سکه است و تأسف مضاعف را وقتي بايد خورد که آن روي سکه را مي‌بينيم و آن ديوار مستحکمي است که اين رسانه در مقابل افکار مخالف و يا حتي منتقد خود کشيده حتي اگر آن سوي ديوار، دوستداران انقلاب و بچه حزب‌اللهي‌هاي فدايي انقلاب باشند و حرفشان هم حرف حق باشد.
جشنواره فيلم عمار را مي‌توان به‌عنوان يکي از آخرين مواردي دانست که با اين سد مواجه شد و حتي نتوانست يک هزارم آقاي طرفدار رضا شاه در سيما سهم داشته باشد.
خوب است مديران رسانه ملي به اين سؤال پاسخ دهند که چگونه ميلياردها تومان پول بيت‌المال براي توليد سريال‌ها و برنامه‌‌هايي که نتيجه برخي از آن‌ها چيزي جز ايجاد اضطراب، تشويش اذهان و بعضا توهين به ارزش‌ها نيست هدر مي‌رود و دست آخر از عوامل و دست‌اندرکاران آن مجموعه مجدداً قدر داني مي‌شود و اگر هم حجم انتقادها بالا باشد با يک نامه موضوع را تمام شده تلقي مي‌کنند؛ اما جشنواره مردمي فيلم عمار براي رسانه‌اي شدنش بايد به رسانه ملي پول بدهد.
جاي تعجب است که صداوسيما در مقابل پخش خبر اين جشنواره به صورت يک پيکر واحد و در عين حال هماهنگ عمل مي‌کند و تمام تلاش دست‌اندرکاران جشنواره به درهاي بسته راديو و تلويزيون مي‌خورد اما در مقابل با آغوش باز به استقبال سريال‌هاي آنچناني رفته و در طول شبانه روز چندين ساعت وقت پخش را به آن‌ها اختصاص مي‌دهد.
البته عملکرد نادرست رسانه ملي به همين جا ختم نمي‌شود و روز يا هفته‌اي نيست که در شبکه‌هاي رنگارنگ اين رسانه که روز به روز هم بر تعدادشان اضافه مي‌شود، گاف مشاهده نکنيم. برخورد خارج از نزاکت مجري بي‌ادب سيما آن هم در جوار حرم مطهر رضوي، دفاع تمام قد خانم مجري مجرد از اختلاط جنسي در دانشگاه‌ها به بهانه تعامل جنسي بين دختر وپسر، دعوت از چهره‌هاي مسأله دار و بعضاً ضد انقلاب براي حضور در برنامه‌هاي رسانه ملي که نمونه اخيرش دعوت از حسين ابوالحسن تنهايي عضو رسمي و از فعالان فرقه صوفيه گنابادي در شبكه چهار تلويزيون بود که به تبليغ تصوف پرداخت، پخش موسيقي‌هاي غيرشرعي که مي‌توان راديو جوان را پيش قراول آن دانست که حتي در برخي موارد روي آهنگ‌هاي لس‌آنجلسي را سفيد مي‌کند، قحط الرجال بودن در سيما و دعوت از يک شطرنج‌باز به‌عنوان ميهمان ويژه در برنامه عيد مذهبي و...، همه و همه از مواردي است که بر نبود يک نظارت انقلابي بر اجزاي رسانه ملي دلالت مي‌کند؛ از عدم نظارت کافي بر انتخاب مجري و بازيگرو تهيه‌کننده و کارگردان و مدير و... گرفته تا سرسري گرفتن محتواي محصولاتي که از اين رسانه پخش مي‌شود.
اي کاش مديران صداسيما و شخص آقاي ضرغامي به اندازه‌اي که براي افتتاح شبکه‌هاي جديد ديجيتال و پخش تصاوير با کيفيت اهتمام دارند، براي کيفيت محتواي برنامه‌هاي توليدي اين رسانه هم همت به خرج مي‌دادند.

 شما و پرتو

شما و پرتو

من فقط مي‌دانم آن‌ها که از رهبر معظم، حيا نکردند و حرمت نگه نداشتند، از هيچ‌کس ديگر هم حيا نمي‌کنند وحرمت نگه نمي‌دارند.
9005...0913

گفت برما كسي از شب زدگان غالب نيست/ اين زمان آينه شعب ابي‌طالب نيست/ روز پيروزي بدر است خدا را صد شكر/ شور نشرح لك صدر است خدا را صد شكر/ اين همان وعده نصرت زخداي ازلي است/ و در قلعه خيبر به روي دست علي است.
3875...0939

تعداد صفحات را بيش‌تر كنيد تا مخاطبين بيش‌تر استفاده كنند.ضمنا خسته نباشيد.
6438...0935

مگر انتخاب نخبگان و چهره‌هاي ماندگار و قهرمانان و تيزهوشان موجب تفرقه درجامعه و ريزش نيروهاي ارزشي گرديده‌‌؟ مگرخدا در بهشت و جهنمش، درجات و طبقات قرار نداده؟ مگر نيروهاي ارتش و سپاه در عين درجه‌بندي، اتحاد ندارند؟ مگر وجود مجلس خبرگان رهبري، باعث تفرقه بين علما و حوزه‌هاي علميه شده؟ پس چرا وقتي نوبت به گزينش نخبگان اصولگرايي، يعني گزيش نخبگان سياست و صداقت و شهامت و ديانت و ولايتمداري مي‌رسد، عده‌اي جنجال راه مي‌اندازند که تفرقه به‌وجود مي‌آيد و ريزش مي‌شود‌؟!
يک شهروند

چرا کساني که دنبال ازدواج حلال و شرعي هستند، در سريال‌هاي سيما؛ محاکمه مي‌شوند.
6654...0914

کساني که در آزمون عملي پرواز اصول‌گرايي، از آسمان طوفاني سال 88 افول کرده، تجديد و يا مردود شدند، بايد سکان مديريت بر فضاي اين جبهه را به اصول‌گرايان پايدار و نخبگان اين جبهه پايداري بسپارند تا راه شايسته سالاري، همواره براي بقيه هموار باشد.
9005...0913

واقعا مايه تاسف است که شخصيتي مثل آقاي لاريجاني با حذف يارانه 10ميليون از افراد ثروتمند و مرفه جامعه مخالفت کند. اصلا از اول پرداخت يارانه به تمام اقشارخلافت عدالت بود.
8911...0915

از هفته نامه پرتو انتظار بيش‌ترى بود؛ سطح نرم افزار ابتدايى است!
4245...0911

ملت ايران تاکي بايد تاوان سهل انگاري‌ها درحفاظت نکردن از دانشمندان نخبه را پرداخت کند؟
5637...0918


‌چرا عمليات بازدارند ضدتروردانشمندان ايراني انجام نمي‌شود بخصوص که مي‌دانيم کار صهيونيست‌ها است.
3921...0915

کساني که حق را با مصالح موهوم خويش سازگار نمي‌بينند، آن را نمي‌پذيرند و در مقابل آن ايستادگي مي‌کنند، هرچند در دل به حق بودن آن اعتراف دارند.
5994...0916

از محضر استاد مصباح يزدي تقاضا دارم ما را راهنمايي فرمايند: اولا ما براي انجام کار گروهي و تيمي (مثل هسته علمي دانشجويي يا کانون فرهنگي) چه کار کنيم تا موفق شويم؟ ثانيا چه موانعي براي کار گروهي و جمعي وجود دارد تا از آن‌ها پرهيز نماييم؟ ثالثا آيا در قرآن و احاديث به انجام کار گروهي و جمعي تاکيد شده است؟ با تشکر از محضر استاد.
7062...0917

درسريال ثريا، اين ثريا نبود که توسط فرزندانش محاکمه مي‌شد؛ اين احکام جاودانه دين محمد(ص)بود که در افکار عمومي تحقير شد.
6654...0914

قسمت عرفانى هفته‌نامه را بيش‌تر كنيد.
0188...0917

هر کس بوته عمرش از باران ولايت محروم ماند، رشد نکرد و زرد سوخت، هرچند خود را سبز بداند.
6221...0936

آيا خوب نيست که روزي به نام شهداي دانشمند هسته‌اي نام‌گذاري شود يا تاريخ شهادت آن‌ها مثل ساير وقايع در تقويم‌ها علامت گذاري شود؟
6320...0939

از خداوند منان بسيار شاکرم که هديه رهبري حق را به ما عنايت فرمود و ما را از نور ولايت خودش محروم نکرد.
2432...0938

چرا در برابر اقدام تروريستي رژيم صهيونيستي، ايران مقابل به مثل نمي‌كند؟ تا كي فقط بايد به كلمه «محكوم مي‌كنيم‌» قناعت كنيم؟
3088...0919

واقعاً متاسفم براي سريال تا ثريا که به بدترين شکل دارد به چادر توهين مي‌کند.
0956...0916

حضرت آقاي... اگر از توده مردم متدين‌، بسيجيان مخلص‌ و اکثر مردمي که در تمامي صحنه‌هاي انقلاب حضور دارند خبر داشت، صحبت از وحدت با ساکتين فتنه نمي‌کرد.
2731...0913

اگر جبهه پايداري زير بار اتحاد با ياوران فتنه88 برود، باعث سرشکستگي و نوميدي ميليون‌ها حامي واقعي ولايت و انقلاب خواهد شد.
2731...0913

وقتي با وجود احراز شدن گناه فتنه گران، قوه قضائيه از مجازات آنان(بخصوص سران آن پس از2سال)خودداري مي‌كند چه انتظار بي‌جايي كه منتظر محكوم شدن ضارب آمر به معروف پس از 6ماه هستيد !
2449...0936

لطفا در مورد روابط دختر و پسر مطالبي بنويسيد.
4641...0916

از آقاي علي لاريجاني سؤال مي‌کنم چرا موضع‌شان راجع به سوريه دو پهلوست و يکي به ميخ مي‌زنند و يکي به تخته‌؟! درحالي که تحرکات داخلي در سوريه اظهر من الشمس، طراحي استکباراست.
7150...0935

جسورانه دل رهبر شکستند/خيال کردند که درکوفه نشستند/ عليميليون ياردارد/ هزاران مالک و عمار دارد/چه سلمان‌ها به دورش درطوافند/چه شمشيرها به اذنش در غلافند/ فقط کافي‌است تا با يک اشاره/جهان کفر گردد پاره پاره.
1009...0913

ما مرد نبرد و نعره‌ تکبيريم/ در راه تو يا خامنه‌اي مي‌ميريم/ گرحکم کني، براي حفظ اسلام/ هرچيز به هرکه داده پس مي‌گيريم.
يک شهروند

لطفا بفرماييد تعداد سي دي نرم افزار آرشيو هفته نامه چند تا است‌؟
0693...0912
پرتو: يک سي‌دي.

جاي بسي تأسف است مردمان کشورهاي ديگر مي‌گويند"امام خامنه‌اي" اما من و شماي ايراني نمي‌گوييم چرا که من و شما در دريا غرقيم وتشنگي را نمي‌شناسيم خدا نکند از دريا بيرون بيفتيم بعد قدرآب مي‌دانيم.
0836...0915

جوانان رشيد نسل اول انقلاب، حماسه 22بهمن آفريدند و جوانان نسل دوم به حمايت از نسل اول به جبهه‌هاي دفاع مقدس شتافته، درخت انقلابشان را با رشادت و شجاعت بيش‌تري آبياري کردند و امروز جوانان هوشمند و با غيرت نسل سوم‌، همراه با بازماندگان نسل‌هاي اول ودوم‌، حماسه 9دي‌ 88 را به حماسه 22بهمن 57 پيوند دادند تا ميراث انقلاب و درخت افتخارشان از طوفان فتنه دشمن در امان باشد‌! و اما فردا‌! همه با هم از همه نسل‌هاي قديم و جديد در دوازده اسفند، با دودکردن اسفند سلامت، به تماشاي باغ پر ابهت انقلاب اسلامي خود مي‌رويم و در سايه چتر ولايت و پاي صندوق‌هاي رأي، با انتخاب نمايندگان اصلح‌، بازهم اين شجره طيبه را از ناپاکان و آلودگان سياست‌، هرس خواهيم کرد.
9005...0913

چه دلچسب است ديدن چهره‌هاي هاليوودي به‌جاي قرائت قرآن پيش از پخش اذان! پيشنهاد مي‌شود براي ايجاد معنويت بيش‌تر از چهره آنجلينا جولي استفاده شود!
6654...0914

من ساكن قم هستم و مي‌خواستم تعدادي از سي‌دي‌هاي آرشيو پرتو را تهيه كنم به كجا بايد مراجعه كنم؟
7800...0916
پرتو: به دفتر نشريه مراجعه فرمائيد.

چرا در مملکت امام زمان(عج) مسؤولان امر در کتب درسي مدارس براي جلوگيري از انحراف با روشنگري و بيان وظايف شيعيان در عصرظهور اقدام نمي‌کنند؟ مگر جامعه منتظر نبايد با توجه به رسالت خويش شرايط و زمينه ظهور را فراهم سازد؟
سيدحسين حسيني