تروريسم، دامان آمريکا را خواهد گرفت
سردار مسعود جزايري، معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد کل نيروهاي مسلح، با اشاره به حضور طولاني مدت و بيثمر اشغالگران آمريکايي و انگليسي در کشور افغانستان تأکيد کرد: سالهاي طلايي حضور آمريکاييها در منطقه زرخيز خاورميانه به سر آمده و رويکرد بيرون راندن آمريکا از منطقه به يک فرهنگ عمومي مبدل شده است.
وي يادآور شد: بر اين اساس دولت امريکا هيچ شانسي براي موفقيت نخواهد داشت و از هم اکنون ميتوان برافروختن شعلههايي که دامن آمريکا در افغانستان را خوهد سوزاند، مشاهده کرد،که البته با حضور پترائوس در حال برافروختهتر شدن ميباشد.
به گفته جزايري، مزيد بر اين خواست عمومي مردم افغانستان، به نظر نميرسد حتي اعضاي ناتو نيز هماهنگي لازم را با اين رئيس آمريکايي داشته باشند. بنابراين تشديد اختلافات در افغانستان به خوبي از نماي نزديک قابل رؤيت است.
معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد کل نيروهاي مسلح در ادامه اظهار داشت: پارادوکس تروريسم طالبان و القاعده به دليل مراودات نزديکشان با آمريکا و انگليس موضوعي نيست که از ديد صاحبنظران و کشورهاي صاحب نفوذ منطقه پنهان باشد و اين مسألهاي نيست که حل آن در توان مقام ارشد نظامي آمريکا در افغانستان باشد که در عمل نشان داده از عمق لازم فکري نيز برخوردار نيست.
وي راه حل مسأله افغانستان را خروج نيروها و نظاميان خارجي از اين کشور و سپردن افغانستان به دست مردم دانست و افزود: غير از اين هيچ راه حلي وجود ندارد و از آنجا که آمريکاييها به دنبال حفظ و گسترش منافع نامشروع خود در ساير کشورها و از جمله افغانستان هستند، متأسفانه در حال حاضر نميتوان به وضعيت اين کشور خوشبين باشيم که البته مقصر اصلي آن آمريکاست.
رئيس ستاد تبليغات دفاعي کشور در پايان تأکيد کرد: آمريکا خيال نکند با صدور تروريسم به ساير کشورها، به منافع دلخواه خود خواهد رسيد؛ چرا که تروريسم دامن آمريکا و ساير اعضاي ناتو را خواهد گرفت و نشانههاي آن از هم اکنون پيداست. 
نماينده رژيم صهيونيستي در سازمان ملل:
مشكل اسرائيل مشروعيت آن است نه ايران هسته اي
نماينده رژيم صهيونيستي در سازمان ملل اعلام كرد كه با توجه به اقدامات اخير تل آويو در صحنه بينالملل، به نظر ميرسد اسرائيل در نظام بينالملل هيچ مشروعيتي ندارد و همه جهان ضد اسرائيل است.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه عبري زبان "معاريو "، "گابريلا شالو " در مصاحبه با خبرنگاران آمريكايي گفت: اسرائيل در حال حاضر، منزويترين و تنهاترين كشور در نظام بينالملل است.
شالو افزود: تهديد و مشكل اصلي اسرائيل موضوع هستهاي ايران نيست بلكه مشكل اساسي، عدم مشروعيت اسرائيل است و همه كشورهاي جهان به اين نتيجه رسيدهاند كه به نحوي مشروعيت تل آويو را سلب كنند.
نماينده رژيم صهيونيستي در سازمان ملل گفت: مبارزه با ايران و مسأله فلسطين از مشكلات مهم اسرائيل هستند ولي اين مشكلات در مقايسه با مشروعيت نداشتن اسرائيل هرگز مهم به نظر نميرسند.
اين نماينده رژيم صهيونيستي همچنين افزود: به نظر ميرسد كشورهاي جهان به اين نتيجه رسيدهاند كه وجود اسرائيل در آينده به نفع آنها نخواهد بود و از همين حالا شروع به مبارزه با اسرائيل كردهاند و اسرائيل به جاي مبارزه با يك يا دو كشور خاص، بايد با كل نظام بينالملل مبارزه كند.
وي افزود: سرزنش اسرائيل توسط اتحاديه اروپا و سازمان ملل درباره رعايت نکردن حقوق بشر و كشتي عازم به سوي غزه، از نشانههاي مبارزه نظام بينالملل با اسرائيل است.
با توجه به گزارشهاي منتشر شده احتمالا شالو هفته آينده از اين سمت خود كنار خواهد رفت و شخص ديگري به جاي وي جايگزين خواهد شد. 
بقاياي جندالشيطان در مقر آمريکايي ها
باقيمانده گروهک تروريستي جندالشيطان به پايگاه آمريکاييها در پاکستان منتقل شدند.
به گزارش جوان آنلاين به تازگي تعدادي از اعضاي گروهک تروريستي ريگي که تا پيش از دستگيري عبدالمالک در حال طي کردن دوره آموزشي در پايگاهي متعلق به دولت پاکستان در منطقه "دالبندين" در پاکستان بودند، اين مکان را ترک کرده و به پايگاه ديگري که متعلق به نظاميان آمريکايي است منتقل شده اند.
گفته ميشود پس از دستگيري ريگي اکثر پايگاههاي اين گروهک در پاکستان شناسايي شده و تحت کنترل هستند. انفجار اخير مسجد جامع زاهدان نيز با هدايت و حمايت عملياتي نيروهاي اين پايگاه آمريکايي صورت گرفته است.
بازخواني مواضع علامه فضلالله؛
ايران پايگاه اساسي اسلام براي مقابله با سلطه غرب بر منطقه است
اشاره: موضعگيريهاي علامه فضل الله در حمايت از ايران و برنامههاي هستهاي كشورمان و نيز حمايت و پشتيباني از مقاومت لبنان معروف است.
در اين گزارش سعي شده است كه برخي از موضعگيريهاي وي در قبال جمهوري اسلامي، حمايت از موضوع هستهاي ايران و بيانيه تهران، موضعگيريهاي وي در خصوص حوادث پس از انتخابات ايران، حمايت از مقاومت لبنان و نيز مسأله فلسطين و موضوعات ديگر از جمله تلاش براي وحدت در ميان جهان اسلام آورده شود.
برنامه هستهاي
مرجع شيعيان در لبنان همواره در خطبههاي نماز جمعه كه به امامت وي در مسجد الامامين الحسنين بيروت برگزار ميشد از برنامه هستهاي صلح آميز ايران حمايت ميكرد:
- علامه فضل الله تأکيد داشت: سياست ساخت و در اختيار گرفتن تسليحات هستهاي، سياست غربي و صهيونيستي است نه سياست عربي و اسلامي.
وي افزود: بازي بينالمللي با محور "هستهاي " در جريان است و هدف از آن منحرف كردن افكار عمومي از زرادخانه بزرگ آمريكا و ديگر كشورهاي هستهاي و خطرات اين زاردخانهها براي كل بشريت است و در كنار آن جهان از توجه به كلاهكها و بمبهاي هستهاي صهيونيستها كه جهان را براي فراهم كردن چتر حمايتي سياسي و امنيتي گسترده به كار گرفته، غافل شده و در اين شرايط همه چشمها متوجه برنامه هستهاي صلحآميز ايران است تا ايران را خطر قريبالوقوع ويرانگر براي صلح جهاني معرفي كنند؛ در حالي كه كارشناسان از صلحآميز بودن فعاليت هستهاي ايران سخن ميگويند و تهران در چارچوب قوانين آژانس بينالمللي انرژي اتمي كار ميكند.
مرجع شيعيان در لبنان تأکيد كرد: در سال جاري هشتمين دور كنفرانس بازنگري "انپيتي " در نيويورك برگزار شد با اين هدف که شرايطي براي كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي و حتي سازمان ملل و شخص دبيركل سازمان فراهم شود تا فشار رسانهاي و سياسي خود بر ايران را ادامه دهند.
علامه فضل الله ادامه داد: احمدينژاد در كنفرانس نيويورك تأکيد كرد كه كشورش خواهان دست يافتن به سلاح هستهاي نيست و سؤالهاي فراواني را درباره اصرار اين كشورها براي سرپوش گذاشتن بر سياست تعمدي ابهام هستهاي در قبال رژيم صهيونيستي و سرپوش گذاشتن بر خطرات هستهاي زرادخانههاي بزرگ اسرائيل و ديگر كشورهاي هستهاي غربي مطرح كرد.
- علامه محمد حسين فضل الله تأکيد كرد: هدف از فشارها بر جمهوري اسلامي ايران محاصره كساني است كه از ملت فلسطين و مسائل امت، دفاع و براي تقويت قدرت علمي و ميداني امت اسلامي تلاش ميكنند.
-مرجع تقليد شيعيان لبنان گفت: آمريكا تلاش ميكند تا به جهان عرب و امت اسلامي القا كند كه ايران دشمن و خطري براي آنها است؛ اين در حالي است كه ايران با بسياري از كشورهاي عربي همسايه است و با تأکيد بر عنصر صداقت بهويژه با مصر و اردن همكاري ميكند و با آنها سياست گفتوگو و برقراري روابط اقتصادي و سياسي را در پيش گرفته است.
-اين مرجع لبناني از ايران بهعنوان "بزرگ ترين كشور حوزه خليج فارس ياد كرد " و گفت كه ايران هيچ خطري براي كشورهاي عربي نيست.
- علامه فضل الله با تأکيد بر صلح آميزبودن برنامههاي هستهاي ايران اظهار داشت: تهران بارها تأکيد كرده است كه قصد ساخت بمب اتمي ندارد و مقامات ارشد ايراني بارها بر مسالمت آميز بودن برنامه هستهاي ايران تأکيد كردهاند.
- وي با بيان اين كه ايران مانند ساير كشورها و قدرتهاي بزرگ و حتي عربي بهدنبال اجراي طرحهاي هستهاي براي مصارف صلح آميز است، گفت: مشكل اين است كه آمريكا و اسراييل تلاش ميكنند تا ايران را تضعيف كنند.
- اين مرجع ديني برجسته لبناني تأکيد كرد كه ما مطمئن هستيم آمريكا و اسراييل موفق نخواهند شد جمهوري اسلامي را تضعيف كنند و جهان عرب و اسلام با ايران روابط مستحكم اقتصادي ، سياسي و امنيتي خواهند داشت.
جايگاه ايران در منطق
- علامه فضلالله پنجم خرداد ماه گذشته نيز در در ديدار با "غضنفر ركن آبادي " سفير جديد ايران در بيروت با درخواست از ايران براي پافشاري بر حقوق ملي مشروع خود تصريح كرد: ايران ديگر نماينده خود نيست، بلكه نماينده استقلال سياسي در منطقه و جهان است و در خط بازدارندگي و حامي مقاومت و آزاديخواهان جهان قرار دارد و بايد در تمام سطوح از آنها حمايت كند.
وي تأکيد كرد: ايران مرحله خطر را پشت سر گذاشته است و مرحله فشارها و تهديدها را فراروي خود دارد.
وي از توطئهچيني عليه ايران خبر داد و گفت: بايد با استفاده از اقدامات سياسي حكيمانه از ميزان حملات خارجي عليه ايران بكاهيم و از اين كشور حمايت كنيم.
- علامه فضلالله بر ضرورت حمايت از جمهوري اسلامي ايران، بهبود عرصه داخلي اين كشور و وحدت صفوف براي مقابله با خطراتي كه از خارج تهران را تهديد ميكند، تأکيد كرد.
وي با اشاره به اين كه توطئههاي خارجي تنها ايران را تهديد نميكند بلكه تمام نيروها و گروههاي پوياي منطقه را هدف قرار داده است، گفت: بايد با يك اقدام سياسي دقيق و حكيمانه با اين توطئهها مقابله كرد.
علامه فضل الله تأکيد كرد: حمله به ايران بر اقتصاد كشورهاي غربي و امنيت رژيم صهيونيستي تأثير ويرانگر و مستقيم خواهد داشت. وي در اين سخنان تأکيد كرد كه ايران هرگز اين گونه براي واكنش به هر گونه حمله احتمالي عليه خود آماده نبوده است.
علامه فضلالله ادامه داد كه ايران به زبان تهديد و ارعابي كه كشورهاي غربي در راستاي تمايلات اسرائيل پيش گرفتهاند تن نخواهد داد، بلكه زبان تهديد و ارعاب بر گفتوگوهاي 5+1 با ايران و اوضاع منطقه و منافع غرب تأثيري منفي خواهد داشت.
اين مرجع شيعه در لبنان افزود: مذاكرات ايران و غرب بايد واقعيتهاي در صحنه و حقوق قانوني ايران را در نظر داشته باشد.
-علامه فضلالله، از مراجع شيعيان در لبنان، از مواضع دبيركل اتحاديه عرب براي گفتوگو با ايران حمايت كرد و گفت: براي مقابله با صهيونيستها به تجربيات ايران نياز داريم.
- مرجع شيعيان در لبنان با اشاره به حضور گسترده و نشاط سياسي مردم در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري گفت: ايران پايگاه اساسي اسلام براي مقابله با طرح سلطه غرب بر منطقه است.
- علامه فضل الله جمهوري اسلامي ايران را پايه اصلي در رويارويي با دشمن و دژ محكم مبارزان و آزادي خواهان عرب و مسلمان در حمايت از آزادي فلسطين دانست كه مهمترين مسأله جهان عرب و اسلام است.
- مرجع شيعيان لبنان با انتقاد از برخي كشورهاي عربي كه حملات تبليغاتي منفي رسانهاي و سياسي عليه ايران به راه انداختهاند خطاب به آنها گفت: ايران براي اعراب برابر اسرائيل، از خودشان دلسوزتر بوده است.
- علامه محمد حسين فضلالله گفت كه دو طرف تركيه و ايران تمايل دارند مسائل جهان اسلام را به دوش كشيده و از بار مشكلات اقتصادي، اجتماعي و امنيتي عظيم كه جهان اسلام را به چالش كشيده است، بكاهند.
مردم ايران در كنار رهبر خود باشند
علامه فضل الله تأکيد داشت: مردم ايران همواره در كنار دولت و رهبري اسلامي باشند و اين پيام قاطعانه را به استكبار برسانند كه ايران يك جبهه واحد و به هم پيوسته را در مقابل برنامهها و توطئههاي دشمنان براي بر هم زدن امنيت و از بين بردن حقوق استراتژيك آن تشكيل داده است.
وي با اشاره به دخالتهاي خارجي در حوادث پس از انتخابات ايران افزود: برخي طرفهاي بين المللي در اوضاع داخلي ايران دخالت كردند و برخي ديگر نيز براي تحميل واقعيت جديد بر نظام جمهوري اسلامي و ايجاد تزلزل سياسي و امنيتي در ايران طراحي نمودند؛ اما نتايج اينگونه اقدامات در نهايت معكوس شد و جمهوري اسلامي قدرتمندتر از پيش به راه خود ادامه ميدهد. 
نقش ناتو در انفجار زاهدان
يك روزنامه نگار امريكايي تأکيد كرد اخيراً دو حادثه در ايران اتفاق افتاد که هرچند متفاوتند ولي دو بعد از سياست امريکا در قبال ايران را منعکس ميکند. چندي قبل بار ديگر شاهد بوديم که سازمان اطلاعاتي امريکا(سيا) يک عمليات نظامي را از طريق سرويسهاي اطلاعاتي خود در جنوب شرقي ايران انجام داد. اين سياستي است که امريکا، انگليس و اسرائيل از آن حمايت ميکنند و به طور دائم هم در حال رخ دادن است. ايجاد تنش و اختلاف در جنوب شرق و همچنين جنوب غرب ايران با هدف ايجاد اختلاف ميان اعراب و فارسها در ايران و همچنين در شمال غرب و در منطقه آذربايجان ايران، از جمله اين اقدامات و سياست نظامي است.
محمود احمدينژاد، رئيسجمهور ايران، گفته است که ناتو در وقوع اين حمله نقش داشته و من هم فکر ميکنم اين حرف احمدينژاد ادعاي درستي باشد. ما چند ماه قبل، بعد از دستگيري ريگي (سرکرده گروهک جندالله) و برادر او ديديم که اين دو نفر به صراحت اعتراف کردند با سازمان اطلاعاتي امريکا رابطه و با ناتو همکاري داشتهاند. علاوه بر اين عبدالمالک ريگي اعتراف کرده بود که با هدف ملاقات با ريچارد هالبروک، نماينده امريکا در افغانستان، به قرقيزستان سفر کرده بود. از همه اينها هم که بگذريم، با توجه به اين که قرقيزستان مرکز اصلي پايگاههاي هوايي ناتو و امريکا در منطقه است، ميتوان گفت گروهک جندالله با ناتو روابط نزديکي داشته است. بنابراين اين گفته احمدينژاد ميتواند درست باشد.
اتفاق دوم، بازگشت شهرام اميري به ايران بود. معتقدم که اين حملات قرار است در يک مدت زمان طولاني ادامه داشته باشد، به عبارت ديگر اين بخشي از سياست امريکا در قبال ايران خواهد بود.
مسأله ربوده شدن اميري بعد ديگري از سياست امريکا را منعکس ميکند. من معتقدم ربودن شهرام اميري با حمايت و دخالت مستقيم اسرائيل به وقوع پيوست. سياست اين رژيم ربودن دانشمندان هستهاي ايران است تا بتواند از آنان اطلاعات مربوط به برنامه هستهاي ايران را به دست آورد. اين سياست توسط نهادهاي اطلاعاتي امريکا و از طريق تحت فشار و شکنجه قرار دادن اين دانشمندان هستهاي انجام ميگيرد تا بتوانند اطلاعات مربوط به برنامه هستهاي ايران را به دست آورند.
مسأله ربودن دانشمندان کشورها از سوي امريکا، پيش از اين نيز سابقه داشته است. در دوران جنگ سرد فردي به نام تالي يوشنکو که توسط سيا ربوده شده بود، از امريکا و منطقهاي که توسط سيا در آن جا نگهداري ميشد، گريخت و در بازگشت به شوروي اعدام شد. البته منظور من اين نيست که قرار است همين اتفاق در مورد شهرام اميري هم رخ دهد. ولي شاهديم که موارد بسياري از ربودن دانشمندان توسط امريکا و ارائه پيشنهاد مالي به آنها اتفاق افتاده است.
البته سياست هميشگي امريکا در اين مورد اعمال شکنجه نيست، اما در مورد شهرام اميري اين اتفاق رخ داده است و وي به طور خشونتآميزي در حضور يک نماينده اسرائيلي تحت شکنجه قرار گرفته است.
اين اعمالي است که پيش از اين در ابوغريب، گوانتانامو، بگرام و ديگر مناطق و زندانهاي تحت کنترل ايالات متحده در جهان، از سوي اين کشور مشاهده شده است.
اين يادداشت خلاصه گفتوگوي تلفني با روزنامهنگار امريکايي است.
بازتاب انقلاب اسلامي ايران بر مسلمانان فيليپين و جنبش مورو (بخش دوم)
محمد ملك زاده
جبهه آزاديبخش ملي مورو و انقلاب اسلامي
مسلمانان فيليپين بيشتر در جنوب اين کشور ساکن هستند. آنان به دليل ماهيت ديني و فرهنگي مستقل و بيارتباط با ساير مردمان فيليپيني اميدوار بودند بتوانند دولتي مستقل تشکيل دهند و طي چند دهه براي رسيدن به اين خواسته تلاش ميکردند. اينان از ساليان دراز مورد بيتوجهي اقتصادي و تبعيض سياسي واقع شده بودند. دولت فيليپين آنان را در پايينترين حد سواد و سطح اقتصادي قرار داده و چنين وضعيتي نارضايتي مسلمانان را افزايش داده بود. رخدادهاي اواخر دهه 1960 و اوايل سالهاي 1970 بعدها به تحول در وضع مسلمانان انجاميد و آنان را واداشت تا خود را مسلح کنند. قتل عام تعدادي از مسلمانان به دست نظاميان فيليپين در مارس 1968، درگيريهاي فرقهاي بين مسلمانان و مسيحيان و تصرف تدريجي اراضي مسلمانان توسط سکني گزينان مسيحي با حمايت دولت فيليپين و ... از جمله اين رخدادها بر ضد مسلمانان فيليپين بود.
در سپتامبر 1972 با اعلام حکومت نظامي، دولت کوشيد مسلمانان را خلع سلاح نمايد؛ اما به دليل شدت فشارها مسلمانان مجبور به مقاومت بودند. پيشگام اين مبارزه جبههاي با عنوان «جبهه آزاديبخش ملي مورو» بود که بنيانگذارانش در زمره جوانان مسلمانان تحصيل کرده در خارج از آن کشور بودند. رئيس اين جبهه " نور ميسواري" استاد يکي از دانشکدههاي دانشگاه فيليپين بود. وي بر اين باور بود که مسلمانان اين کشور تنها از طريق دولتي آزاد و مستقل ميتوانند از چنگ رهبران فاسد آزاد شوند و نهادهاي اسلامي را به طور کامل ايجاد کنند.
تبعيض و کشتار مسلمانان در جنوب فيليپين و مرگ تعداد زيادي از آنان موجب نگراني جامعه مسلمانان سراسر جهان شد. آنان تا حدودي از سوي ليبي مورد حمايت قرار گرفتند.
همچنين سازمان کنفرانس اسلامي و سازمانهاي ديگر بينالمللي و اسلامي پيوسته بر حکومت فيليپين فشار ميآوردند که با رهبران مبارزه مسلحانه مسلمانان به ويژه رهبران مورو مذاکره کنند. در دسامبر 1976 با مداخله ليبي و با سرپرستي مقامات حکومت فيليپين و رهبران مورو توانستند توافقنامهاي را در طرابلس و ليبي امضا کنند. در توافقنامه طرابلس، آتشبس و تضمين خود مختاري براي 13 استان که اکثر سکنه آن مسلمانان بودند اعلام شد. سپس مارکوس در اوايل سال 1977 به ترسيم شکلي از خود مختاري طبق تعريف خويش از اين موضوع پرداخت. در اين ميان، سازمان آزاديبخش بانکسا مورو ( بي. ام. ال. ا ) رسماً به وسيله دو تن از رهبران سنتي که در جده – عربستان سعودي – در تبعيد ميزيستند، تشکيل شد و اينان اعلام کردند که رهبري مسلمانان فيليپين بايد از آن «بي ام ال ا» باشد. پس از مدتي ميان برخي مدعيان رهبري اين جبهه اختلاف افتاد و درسال 1978 سه گروه هر يک مدعي جنبش مسلمانان فيليپين بودند:
ام.ان. ال. اف شاخه ميسواري-ام.ان.ال.اف شاخه سلامت و بي. ام. ال. ا.
جبهه مورو پس از انقلاب اسلامي ايران
با وقوع انقلاب اسلامي ايران، رهبران ام. ان. ال. اف شاخه ميسواري و بي. ام. ال. ا از اين انقلاب بهعنوان تجديد دعوت به اصول اسلامي استقبال کردند.
در ماه مي1979 رشيد لقمان از رهبران اين جبهه با امام خميني ديدار و درخواست کمک به جنبش مورو را مطرح کرد.
ام. ان. ال. اف شاخه ميسواري در ژوئن 1979، در رأس هيأتي 5 نفره به تهران آمد تا در کنفرانسي بينالمللي عليه امپرياليسم حضور يابد. اين هيأت در 1 ژوئن با امام خميني در قم ديدار کرد. گفته ميشود حضرت امام(ره) براي موفقيت مبارزه انقلابي مسلمانان در فيليپن دعا کرد و به ميسواري اطمينان داد که نهضت مسلمانان فيليپين در تداوم نهضت انقلاب اسلامي خواهد بود. وزارت خارجه ايران نيز به ميسواري اطمينان بخشيد که روابط ايران و اين جبهه بر اساس اصل برادري همه مسلمانان استوار است وحتي به سفير فيليپين درتهران تذکر داد که روابط آتي ايران و فيليپين مشروط به رفتار فيليپين با موروها خواهد بود.
العربيه:
عاشورا» و «امام حسين» پايه هاي استراتژي ايران در هر جنگ محتمل (بخش دوم و پاياني)
حسن فحص
فرماندهان ايراني بر اين باورند که با رجوع به موضوع بازدارندگي روشن ميشود مسأله مهم براي اسراييل صيانت خويشتن در برابر واکنش ايران است، حال آن که اين گونه اقدام فرضي – يعني حمله به ايران با علم به واکنش قطعي اين کشور- در جهت عکس موضوع بازدارندگي است که نزد اسراييل از اهميتي فوق العاده نسبت به هر چيز ديگر برخوردار ميباشد.
در اين سوي، غالب کارشناسان نظامي معترفند که توان نظامي و ويرانگر ايران در بالاترين سطوح و گستره قرار دارد، به گونهاي که سرتاسر زمينهاي اشغالي را در برمي گيرد و هيچ نقطهاي از جغرافياي آن از تيررس ايران دور نيست.ايران با بهره گيري از حجم سلاحهاي دور بردش قادر است در مدتي کوتاه اراضي اشغالي را به ويرانه تبديل کند. قدرت ايران در اقدام به اين گونه عمليات، چنان متنوع و پيچيده است که ورود امريکاييها در اين مرحله بي فايده است و به کاهش خسارت هايي که به اراضي اشغالي وارد ميشود، کمکي نخواهد کرد. نتايج چنين فرضيهاي نابودي فاکتورهايي متعدد و تأثير گذار است که اگر در هر يک از آنها تأمل کنيم، در نهايت از فروپاشي و زوال اسراييل پرده بر ميدارد؛ به گونهاي که بازگشت آن به حالت سابق جدا دشوار ميشود.
پس از محو اسراييل آن چه ميان ايران و امريکا رخ ميدهد، مهم نيست! مهم نابودي اسراييل است که بي گمان، محقق خواهد شد. صرف تفکر به امکان فروپاشي اين کشور، براي اسراييليها انديشهاي وحشتناک و تلخ است و آنها حتي نميخواهند به آن بينديشند يا بهعنوان يک فرضيه يا احتمال به آن نزديک شوند. بنابراين در شرايط طبيعي و عادي "خود نابود گري" نميتواند گزينه مطلوب اسراييل باشد چه آن که ايشان آگاهند که توسل به اين اقدام، پايان تاريخي حکومتشان را رقم ميزند.
اکنون نگرش اسراييل درباره به ايران تغيير کرده است و فرماندهان آن از طرق مختلفي به ميزان توانمنديهاي نظامي ايران دست يافته و در نتيجه اين شناخت دريافته اند که به تنهايي قادر به رويارويي نظامي با ايران نيستند و از اين رو در طي سالهاي طولاني کوشيده اند که خودشان را به امريکا – به مثابه يک مدافع و پشتيبان در هر برخورد نظامي احتمالي با ايران- پيوند دهند.
در حقيقت، هر نوع هجوم نظامي اسراييل عليه تأسيسات هستهاي ايران صرفاً اهداف اين رژيم را محقق ميسازد ولي واکنش تهران عليه اسراييل و ورود امريکا در جنگ فرضي و احتمالي، موقعيتش را در اکثر نقاط منطقه به مخاطره مياندازد و در صورتي که اسراييل اهميت زيادي براي اين موضوع قائل نشود و با صرف نظر از خسارتي که به امريکا وارد خواهد شد، مسأله مهم برايش حمله به تأسيسات هستهاي ايران باشد، بازدارندگي امريکا بر منع اسراييل از اقدام متمرکز خواهد بود و اين به معناي از دست رفتن آزادي عمل نظامي رژيم صهيونيستي خواهد بود.
با توجه به آن چه گذشت، فرماندهان ايراني برآنند زماني که اسراييل به پذيرش گزينه "خود نابود گري" روي آورد و آن را قبول نمايد، بايد ايالات متحده را به ورود در جنگ با ايران مجبور سازد حتي اگر هزينه آن زوال اسراييل باشد. در آن وقت با يکي از دو فرض ذيل مواجه خواهيم شد:
ورود به جنگ متعارف يا کلاسيک يا ورود به جنگ غير متعارف (هسته اي)
در نبرد متعارف،امريکاييها مجبور به تعقيب همان شيوه جنگي هستند که در افغانستان و عراق پي گرفتند.از آن جا که در وضعيت کنوني امريکا شرايط به کلي با گذشته متفاوت است و از ديگر سو نيز ايران نه عراق است و نه افغانستان و با ملاحظه اين که ايالات متحده از وضعيتي بحراني و بي ثبات بعد از حدود 8 سال جنگ در عراق و افغانستان رنج ميبرد و از چشم انداز روشني براي آينده اين دو کشور برخوردار نيست، ورود به جنگي جديد که نسبت موفقيت در آن در مقايسه با دو جنگ قبل بسيار اندک و پيامدها و هزينههاي آن به مراتب بيش تر است، غير منطقي به نظر ميآيد.
از سوي ديگر زوال و نابودي اسراييل از دايره توان و تحمل ايالات متحده خارج بوده و آن را به اتخاذ پاسخ وا ميدارد و از آن جا که توسل به نبرد متعارف نه در توان امريکاست و نه پيروزي وي را تضمين ميکند، فرض محتمل پذيرش جنگ غير متعارف است.
مهم نيست چه زماني و در چه مرحلهاي امريکا در چارچوب جنگ احتمالي ميان ايران و اسراييل به انتخاب روش جنگ غير متعارف متوسل شود، مهم رفتاري است که در مواجهه با چنين احتمالي سر زده و بر مقوله بازدارندگي تأثير ميگذارد. و وقتي امريکاييها به نتيجه برسند که از طريق تهديد ايران به حمله هسته اي، اين کشور از مواضعش دست کشيده و عقب نشيني خواهد کرد، در آن هنگام به نفع معادله بازدارندگي – که آن را اعلام کرده اند - دستاوردي [بزرگ] محقق نموده اند. اما در صورتي که ايران علي رغم تهديد شدن به حمله هسته اي، از ديدگاههاي خود عدول نکند، امريکا در برابر يکي از اين دو انتخاب قرار ميگيرد: يا توسل به حمله هستهاي و يا عدم آن. و در اين حالت ايران نيز دو گزينه پيش رو دارد: تسليم و يا عدم تسليم. و انتخاب ايران، گزينه امريکا را تعيين ميکند. ولي يقيني است که استراتژي ايران بر فرآيندي تاريخي مبتني است و عاشورا و امام حسين(ع) در وراي اين تصميم است. و بر اساس انتخاب ايران، امريکا مجبور به عقب نشيني است؛ چرا که تهاجم هستهاي از پيامدها [ي زيادي] بر امريکا و جهان برخوردار است و بنابراين به نظر ميآيد اسراييل و به ويژه ايالات متحده متمايل نيستند که اوضاع به اين مرحله برسد.
درهمين خصوص فرماندهان نظامي ايران اظهار ميکنند که سطح آمادگي نيروهاي مسلح اين کشور و تواناييهاي آن نقشي اساسي در محدود ساختن ابعاد و پيامدهاي هر مناقشه محتمل ايفا ميکند.
منبع: العربيه
گروه علوم سياسي موسسه امام خميني(ره)
|