بهره يابي از دو نعمت زبان و قلم (بخش دوم و پاياني)
خواننده نكتهسنج! باز ملاحظه كنيد چسان موسي عليهالسلام سخندان در برخورد با آن دو دختر جوان به حد اقل واژگان قناعت نموده است و متقابلا دختران پرورشيافته در دامن عفت و عصمت هم با كمترين الفاظ پاسخ دادهاند.!
و در آيه بعد دنباله همين رويداد، يكي از آن دو دختر مامور شد موسي را نزد پدر ببرد تا مزد آب كشيدنش را به او بدهند. در اين موضع هم رفتار عفيفانه آن دختر و گفتار كوتاهش، مورد عنايت خداي بيناي آگاه بوده است و سزاوار نزول چنين آيهاي: ...«تمشي علي استحياء قالت ان ابي يدعوك ليجزيك اجر ما سقيت لنا....7»
«آن دختر آزرمجويانه گام برميداشت و گفت: همانا پدرم تو را فرا ميخواند تا مزد آب كشيدنت را براي ما به تو بدهد.»
نيك ميسزد كه در اين روزگار فرخنده، دختران و بانوان با ايمان در ايران خوشنام از داستانهاي قرآن عبرت بگيرند و در گفتار و كردار و اخلاق چنان باشند كه سزاوار خشنودي خالق منان گردند و راهنما و الگوي ديگران - ايدون باد يا رب مهربان.
تاكيدهاي تحسينبرانگيز
در سرگذشت پرنشيب و فراز ابراهيم پيامبر عليهالسلام كه با نمروديان جهول طغيانگر به جدال و پيكار برخاست ميخوانيم كه آن پيامبر بر حق اولوالعزم، عمل ابلهانه بتپرستان را سخت نكوهيد و آنگاه در فرصتي مناسب گفتار خود را جامه عمل پوشانيد. به روايت قرآن در گفتار كوتاه و هراسانگيز ابراهيم خليل؛ سه تاكيد كفرستيز شايسته دقت است:
«و تالله لاكيدن اصنامكم بعد ان تولوا مدبرين8»
«و سوگند به خداوند من قطعا براي نابود كردن بتهايتان چارهاي نهان انديشيدهام بعد از آن كه شما بيرون رفتيد.»
تاكيدات سهگانه. چنانكه پيداست، سوگند شديد و غليظ به خداوند -لام تاكيد- نون تاكيد ثقيله.
آيهاي ديگر نمودار تاكيد: جهت آن كه آفريدگار توانا به جهانيان بفهماند قرآن، ساخته و پرداخته هيچ آفريدهاي نيست، بلكه كلام خالق يكتاست كه خود آن را براي آخرين پيامبرش فرو فرستاده است و خود هم نگهدارنده آن است. اينك با اين آيه و آياتي ديگر از اين دست هميخواهد كه زنگ ترديد را از لوحه دلها بزدايد«انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون9» «هر آينه ما خودمان قرآن را فرو فرستاديم و همانا ما خودمان آن را نگهدارندهايم.»
تاكيدات نمايان پياپي عبارتند از: 1 - حرف ان بر صدر جمله اسميه2 ؛ - ضمير منفصل متكلم معالغير بعد از ضمير متصل متكلم معالغير3 ؛ - ان بر صدر جمله اسميه4 ؛- لام تاكيد متصل به اسم فاعل.
چه بجاست كه قرآن خوان قرآن شناس بگويد: ...«تبارك الله رب العالمين10.»
پيشنهادي مكرر و خيرخواهانه
خدا را خدا را هان مسوولان برنامهريزي درسي مستقر در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در شوراي عالي برنامهريزي وزارت آموزش عالي، در شوراي عالي برنامهريزي وزارت آموزش و پرورش... با توانائي و فرصتي كم يافت كه خداي تواناي آزمايشگر به شما ارزاني داشته است، هماينك كه موانع، مفقود و اسباب موجود است، همت كنيد و گامي خداپسندانه براي شناساندن قرآن ناشناخته برداريد. يعني با گذرانيدن صوابنامهاي كه يقينا موجب خشنودي خدا و رسول است، هفتهاي دو ساعت آموزش درست خواني قرآن را با ترجمه نيز هفتهاي دو ساعت تعليم قواعد صرف و نحو(وسيله تسهيل و تسريع در آموزش قرآن) در ارتباط مستقيم با قرآن، يعني بهرهگيري بيشتر از آيات به عنوان شاهد و مثال، منظما و متواليا.
در همه مدارس از دوره راهنمائي تا پايان تحصيلات چهارساله دانشگاهي با نمرههائي متناسب، الزامي، همگاني و رسمي فرمائيد. يقينا در اين امر خير، خداي خيررسان ياور شماست.
پينوشتها
1. قصص، 25
2. انبياء، 57
3. حجر، 9
4. اعراف، 54 
فرشيدورد پدر علمي بسياري از اساتيد دانشگاه است
استاد فرشيدورد اگر چه فرزنداني نداشت ولي چه بسيار فرزنداني كه سالها در محضرش ارتزاق كردند و الحق كه پدر علمي بساري از اساتيد فعلي دانشگاههاست.
به گزارش خبرگزاري فارس امين رحيمي استاد دانشگاه علامه طباطبايي و از شاگردان مرحوم فرشيدورد در يادداشتي از مقام علمي اين استاد برجسته ادبيات تجليل كرده است:
قامتي بلند و نحيف با عينكي ذرهبيني كه در اين اواخر ضعف بر اعضايش مستولي شده بود. بيش از 80 بهار از روزگار بيوفا را ديده و گله سفيد زمستان بر كوهسارش يورش آورده بود.چند سال پيش بازنشست گرديد ولي تدريس را تعطيل نكرد. ميگفتند نامش مسيح ثقه الاسلامي بود كه بعدها به خسرو فرشيدورد - نامي كاملا ايراني اصيل - تغيير يافته است. هر چه بود و هر مرام و مكتبي كه داشت،گذشت و رحل اقامت به ديار باقي افكند و از خدايش براي روح او طلب آمرزش دارم.راستي هيچ بهرهاي از اين دنيا برنگرفت و واقعا آن را طلاق داده بود، نه همسر و همدمي و نه فرزنداني كه ادامه دهنده نسل او باشند.
صاحبنظر در دستور زبان فارسي با تاليفات گسترده در اين خصوص كه چندين جلد از آنها با عناوين مختلف به بازار نشر وارد شد و تشنگان ادب را سيراب نمود اما چه بسيار يادداشتهايي كه هرگز موفق به تنظيم و نشر آنها نشد و خدا ميداند چه بر سر آن تراوشات فكري و تحقيقاتي ارزشمندش خواهد آمد.
با كتاب و قلم خو گرفته بود و تنها همدم و همزبانش همين اوراقي چند بود كه خود را با آنها قانع مييافت. آرامش را در كنار كتاب پيدا ميكرد و اگر چه فرزنداني نداشت ولي چه بسيار فرزنداني كه سالها در محضرش ارتزاق كردند و الحق كه پدر علمي بسياري از اساتيد فعلي دانشگاههاست. دانشجويان فراواني فرزند معنوي اويند. چه بسيار افرادي كه پاياننامه ارشد يا دكتراي خود را با او گذراندند.گهگاهي به اتاق كوچكش در دانشكده ادبيات ميرفتيم و از هر دري با او همكلام ميشديم خصوصا در مباحث علمي. معتقد بود كه بايستي ميراث ادبي و يادگار پيشكسوتان ادب و فرهنگ اين كشور حفظ گردد.به ايران و فرهنگ و ادب آن بسيار عشق ميورزيد و همواره تلاش ميكرد زبان و فرهنگ سترگ ايران جاودانه بماند و همواره از اين كه عدهاي با جهل خود به ادب و زبان اين كشور ضرر ميرساندند شكوه داشت و در هر موقعيتي لب به گله ميگشود.
گويي همين ديروز بود كه با جمعي از دوستان به منزلش رفتيم كه به گرمي پذيرايمان شد و كريمانه وسايل پذيرايي را فراهم آورد. او با حقير همشهري بود و گاهي با هم به زبان محلي صحبت ميكرديم. همان روز از بنده درخواست كرد كه با هم گليم كهنه يادگاري مادرش را از روي بالكن برداريم و با لحني خندان و لهجهاي كاملا محلي گفت:”آقاي رحيمي اين گليم ساخت وطن است.”
به هر حال او از اين دنيا هيچ بهرهاي نگرفت و اميد است سايه رحمت حق تعالي بر روحش سايه افكند و شاملش گردد.
خسروي از پهنه دشت ادب رخ بر گرفت استدام خسروان ملك فرهنگ آرزوست.
سعي كرده ام راوي داستان هاي شگرف قرآن باشم
«مرتضي كربلاييلو» در ارتباط با نوع بهرهگيري از آيات قرآن در آخرين مجموعه داستان منتشر شدهاش به نام “روباه و لحظههاي عربي” گفت: در داستانهايم نميخواستم متن قرآن را به طور مستقيم بيان كنم، بلكه اين متن را به عنوان روايتي عالي كه خبر از واقعيتي شگرف به ما ميدهد مورد توجه من بوده است.
وي در ارتباط با نحوه استفاده از آيات قرآن در اين مجموعه داستان گفت: برداشت و دريافت من از قرآن كريم اين است كه نميتوان آن را تنها كتابي مقدس براي اسلام و مسلمانان دانست، بلكه قرآن متني است وجودشناسانه كه گذارههاي آن به ما از رازها و مفاهيم عالم هستي خبر ميدهند و به توصيف ويژگيهاي آن ميپردازند و نوع رفتار ما با آن را شرح ميدهند.
وي افزود: من به دليل سابقه فعاليتهاي هنري خودم، داستاننويسي را جديترين موضوعي ميدانستم كه در قالب آن ميتوان به بيان انديشه پرداخت، اما داستان براي من هيچگاه به عنوان يك رسانه و يا ابزار پيامرسان مطرح نبوده و ابزاري است براي جسميتدادن و ماديتيافتن يك معناي لطيف.
اين نويسنده ادامه داد: قرآن به دليل جامعيتش نسبت به باقي متون مقدس، طبيعي است كه بيشتر مورد توجه قرار بگيرد. من در داستانهايم نميخواستم متن قرآن را به طور مستقيم به رخ خواننده بكشم، بلكه اين متن را به عنوان گزارشي عالي كه خبر از واقعيتها و حكايتهايي شگرف به ما ميدهد از آن بهره بردهام. 
|