چه كساني جمهوريت نظام را نشانه رفته اند؟
سيد ابراهيم ميرپور فرد
جايگاه جمهوريت در نظام اسلامي:
پس از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام راحل و تصويب قانون اساسي، رئيس جمهور به عنوان عاليترين مقام رسمي كشور پس از مقام رهبري تعيين شد. خوشبختانه در طول 30 ساله انقلاب اسلامي با برگزاري انتخاباتهاي مختلف از قبيل - خبرگان رهبري، مجلس شوراي اسلامي، رياست جمهوري، شوراي شهر و روستا - روند نهادينه شدن جمهوريت نظام و تاثير راي مردم در همه اركانهاي حكومتي در بالاترين استانداردهاي پذيرفته شده جهاني چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ كيفي اجرا و تثبيت شده است.
اهميت ويژه انتخابات رياست جمهوري به خصوص پس از پايان جنگ تحميلي
پس از پايان جنگ تحميلي با توجه به شرايط جديد كشور، روند استمرار و استحكام جمهوريت در دو دوره پنجم و ششم رياست جمهوري آقاي هاشمي و دو دوره هفتم و هشتم رياست جمهوري محمد خاتمي ادامه پيدا كرد و را‡ي به اين دو كانديداي پيروز در 4 دوره گذشته نه تنها مورد اعتراض قرار نگرفت بلكه رقيبان و حاميان ميليونيشان طبق روال معمول رقابتهاي انتخاباتي به كانديداي پيروز احترام گذاشته و ضمن فرستادن پيام تبريك در مقابل را‡ي مردم سر تمكين فرود ميآوردند.
انتخابات نهم و دميده شدن روح تازه در كالبد انقلاب اسلامي
در ادامه روند مردم سالارانه و استحكام جمهوريت نظام اسلامي كه در طول سه دهه با ساز و كارهاي معين و مشخص مردمي و دولتي با بالاترين ضريب امنيت برگزار ميگرديد نوبت به انتخابات نهم رياست جمهوري رسيد و طبق روال 4 دوره قبل رياست جمهوري، قدرتطلبان كه انقلاب و نظام اسلامي را ملك طلق خويش دانسته و خود را مترادف با انقلاب ميدانستند؛ به اين فكر بودند كه پس از دو دوره رياست جمهوري محمد خاتمي كه به گفته تئوريسينهاي اصلاحات از رحم دولت سازندگي متولد شده بود، دوباره و در يك روند از قبل طراحي شده، رياست جمهوري به آقاي هاشمي عودت داده شود ولي اين بار را‡ي توده مردم برخلاف تمام فرضيهها و نظرسازيها و برخلاف خواست باندها به فردي از جنس مردم و فارغ از هياهوهاي جناحي و حزبي تعلق گرفت. پس از اين رويداد به يك باره كساني كه چهار دوره زمام امور اجرائي كشور را در دست داشتند و فرياد احترام به حقوق مردم و در خطر بودن جمهوريت نظام را سر ميدادند بر آشفته شده و ضمن توهين به منتخب مردم، را‡ي به دكتر احمدينژاد را را‡ي تودههاي فرو دست جامعه دانسته و را‡ي به نامزد حذف شده را را‡ي كيفي و نخبگان قلمداد مينمودند و با اين استدلال ديكتاتور مآبانه به جاي واكاوي علل رويگرداني مردم از خود، 4 سال دولت برآمده از را‡ي جمهور مردم را مورد شديدترين اهانتها و هجمههاي گسترده سياسي، اقتصادي و فرهنگي قرار دادند و در يكي از نادرترين انتخابات رياست جمهوري كانديداي مغلوب حاضر به تبريك كانديداي پيروز نگرديد و حتي در مقابل را‡ي قاطع مردم تمكين ننمود.
انتخابات دهم رياست جمهوري و آزموني ديگر
در آزمون دهم رياست جمهوري دو گروه در مقابل هم صفآرائي نمودند، در يك طرف ميدان رقابت، توده مردم و خادمي از جنس خودشان بود كه اوباما رئيسجمهور آمريكا اميدوار بود شكست بخورد و سناتور آمريكايي گفته بود اگر شكست بخورد حتماً جشن ميگيرد و در طرف ديگر، كساني كه حوادث بعدي برخي مسائل را دربارهشان روشن كرد. در 22 خرداد، مردم با اكثريت آراء يعني 25 ميليون را‡ي فردي را برگزيدند كه در 4 سال عمر دولت نهم او را آزموده بودند و شعارش همان گفتمان امام و انقلاب با ويژگيهاي استكبار ستيزي، اسلام خواهي، و عدالتطلبي بود.
عملكرد غير قابل توجيه موسوي، كروبي و رضائي پس از شكست در انتخابات دهم
پس از را‡ي قاطع و خيره كننده مردم به دكتر احمدينژاد، دو كانديداي مغلوب به جاي تمكين به را‡ي مردم و تبريك به كانديداي پيروز انتخابات با الگو گرفتن از كانديداي مغلوب در انتخابات نهم همان رويه ناصواب را ادامه داده و پا را از اين اقدام ضد ارزشي و غير دمكراتيك فراتر نهاده و ادعاي واهي تقلب در انتخابات را مطرح نمودند.
عدم تمكين سران فتنه در مقابل جمهوريت نظام
آقايان كروبي و موسوي و تعدادي از خواص همسو كه به سران فتنه مشهور شدهاند به جاي پذيرش را‡ي اكثريت قاطع مردم، رويه به چالش كشيدن نظام اسلامي را در پيش گرفته و به جاي سر تعظيم فرود آوردن در مقابل عظمت ملت ايران كه خالق حماسهاي بينظير و 40 ميليوني در انتخابات دهم رياست جمهوري بودند، با عملكرد ناصواب خود اين فرصت طلائي ايجاد شده را كه نشانگر حمايت و اطمينان مردم به سران و مجريان نظام اسلامي بوده و جهانيان را به حيرت واداشته بود، به چالش عليه نظام مبدل ساخته و خود به آلت دست بيگانگان براي زير سوال بردن اين حماسه تبديل شدند.
ايستادگي ولايت و رهبري در مقابل ديكتاتوري اقليت و حفظ جمهوريت نظام
با ايستادگي شجاعانه مقام عظماي ولايت و خواص آگاه به همراه خيل عظيم ملت و روشنگريهاي رهبر معظم انقلاب در خطبههاي نماز جمعه توطئه سران فتنه در حذف جمهوريت نظام و ديكتاتوري اقليت بر اكثريت خنثي گرديد.
ادامه بحران آفريني توسط سران فتنه و جواب دندان شكن مردم به سران فتنهگر
متأسفانه در چند ماه پس از انتخابات سران فتنه بدون توجه جدي به توصيههاي مقام معظم رهبري با سوء استفاده از اعياد ملي و مذهبي بحرانهاي جديدي براي نظام طراحي نمودند. اين اعمال ناصواب با سكوت خواص بيبصيرت مواجه گرديد ولي مردم با بصيرت وقتي بيشرمي سران فتنه را مشاهده نمودند در همايش عظيم و عاشورائي 9 دي با رهبر و مولاي خود تجديد بيعت نموده و به سران فتنه و خواص بيبصيرت پيغام دادند ملت ايران كه در 30 سال گذشته از انقلاب خود پاسداري نموده در پرتو ارشادات رهبر و مولاي خويش توفندهتر از گذشته در مسير انقلاب اسلامي حركت خود را ادامه خواهد داد.
آقاي رضايي، اندكي تامل كنيد!
حيدر جم
بصيرت انقلابي و تجديد ميثاق با رهبري در راهپيمايي 9 دي، بار ديگر ولايتپذيري ملت شريف ايران ثابت كرد. به دنبال درخشش اين غيرت و شرف و همبستگي، نامه سرگشاده آقاي رضايي به مقام معظم رهبري، تفسيرهاي متفاوتي را در پي داشته است.
بعضي نامه را جام زهر 2 به حساب آوردهاند. برخي آن را سادهانگارانه و حاصل عدم درك صحيح از وضعيت كنوني جامعه دانستهاند. عدهاي آن را نتيجه جلسات محفلي (رضايي، موسوي و آقاي رفسنجاني) تلقي كرده و تعدادي از تشكلهاي دانشجويي هم نوشتهاند: “با گذري به سالهاي سؤال برانگيزه آقايان هاشمي، موسوي، رضايي “مثلث ما نميتوانيم” در پرونده ناراحت كننده خوراندن جام زهر به امام راحل، سؤالات و ابهامات جدي و جديدي به عرصه ميآيد.
آقاي رضايي قبلا نيز در پايان جنگ از اين گونه نامهها نوشته است كه نمونهاي از آن را در اينجا تقديم ميكنيم.
به دنبال بحث رسانهاي غير منتظره حجتالاسلام و المسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي محسن رضايي و پخش نامه حضرت امام(ره) از طرف دفتر آقاي رفسنجاني كه در مهرماه 85 در آن به نامه فرمانده وقت سپاه پاسداران اشارت رفته است، عبارات زير مشاهده ميشود:
“تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسايلي كه در طول پنج سال به دست ميآوريم، قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر و ... كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است باشيم ميتوان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم...
اين پيشگويي همراه با نوميدي آقاي رضايي، برخلاف نظر قرآن مجيد و سنت پيامبر اكرم و مغاير با رخ دادهاي دوران انقلاب اسلامي بود كه ملت ما رژيم 2500 ساله را با دست خالي ساقط كرد و 8 سال دفاع مقدس را با فداكاري و جانفشاني پيش برد.
بيترديد، اگرچه امكانات و ادوات در موفقيت يك فرمانده و يا مدير اثر بهسزائي دارد؛ اما عامل اصلي موفقيت و پيروزي همانا ايمان به هدف و صبر و استقامت در راه رسيدن به آن است و اين تجربه بارها در حركتهاي انقلاب اسلامي و در طول 8 سال دفاع مقدس در جاي جاي صحنههاي نبرد ثابت شده و اگر در مواردي توقف، عقبنشيني و حتي شكستهاي موضعي رخ داده، لازمه جنگ و اجتناب ناپذير بوده است.
قرآن مجيد ميفرمايد چه بسيار شده كه به ياري خدا گروهي اندك بر گروه بزرگ غالب آمده و خدا همراه صابران است(1)
روز جنگ بدر در قرآن “يوم الفرقان” ناميده شده؛ زيرا در آن روز ارتش كوچكي كه فاقد هرگونه ساز و برگ بود، بر ارتش بسيار بزرگ و نيرومند كه از هر جهت بر او برتري داشت، پيروز شد.(2) در جنگ بدر تعداد مسلمانان سيصد و سيزده نفر بود. آنان تنها با داشتن هفتاد شتر و دو اسب و شش زره و هشت شمشير در اين نبرد شركت كرده بودند، سپاه دشمن بيشتر از هزار نفر با اسلحه كافي بود و يك صد اسب داشتند... مسلمانان با پيروزي كامل به مدينه مراجعه كردند.(3)
اگر در آن زمان آقاي رضايي به شرايط سياسي و نظامي سالهاي اوليه انقلاب و تحريكات دشمنان داخلي و خارجي و تجاوز ارتش تا دندان مسلح عراق كه با پشتيباني دنياي استكبار صورت گرفت توجه ميداشت، لازم ميبود در نوشتن نامه و پيشگوييهاي يأسآور خود راه ديگري انتخاب كند.
از آقاي رضايي ميپرسم شهيد فهميده كه حضرت امام (ره) از او به عنوان رهبر ياد كرد در اين صحنه نبرد با كدام توپ و تانك و تيپ و هواپيما در مقابل تانكهاي دشمن ايستاد؟ آيا موفقيت او جز در سايه ايمان و اخلاص و ايثار جان حاصل شد؟
آقاي رضايي حتما صحنههاي اوليه دفاع مقدس را به خاطر دارد و اگر دچار فراموشي شده است، ايشان را به سخني از نوشتههاي شهيد چمران راهنمايي ميكنيم كه در كتاب “رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست” آمده است:
“تيمسار فلاحي نيز يك تفنگ 106 را به رهبري “حاج آزادي” كه از بسيج شيراز آمده بود فرستاد كه 6 تانك زد و يك موشك “تاو” به رهبري “مرتضوي” كه 12 تانك دشمن را شكار كرد... ناگهان از طرف راست زير كرخه و در شمال شرقي سوسنگرد گرد و غباري بلند شد، از ميان گرد و غبار “هيكل آهنين تانكها و زرهپوشهاي زيادي نمايان گشت، اين تانكها از ميان گرد و خاك بيرون ميآمدند و درست به سمت ما حركت ميكردند، به يكي از جوانان گفتم كه پيش برود و اولين تانك را شكار كند.
فرمانده دشمن فرمان عقبنشيني صادر كرده بود؛ چرا كه اين همه تانك و نفربر و سرباز او نميتوانستند به علت وجود يك “چريك خيرهسر” معطل شوند، همه نيروهاي خود را جمع كرده بودند كه او را خاموش كنند.”
و بدين ترتيب دكتر چمران با فراري دادن نفرات كاميون، در حالتي كه خون از پايش جاري بود، با كاميون عراقي از صحنه خارج شده، خود را به بيمارستان ميرساند.
شايد اگر حضرت امام (ره) اراده قاطعي در امثال آقاي رضايي ميديدند، به اين زوديها جام زهر پذيرش قطعنامه را نمينوشيدند. و اكنون آقاي رضايي با نوشتن نامه به مقام معظم رهبري درصدد چيست؟! آيا ميخواهد باز هم سران فتنه كه با هماهنگي استكبار جهاني كشور را به آشوب كشيدهاند، دوباره به عرصه سياست بازگردند. جرمها و جنايتهاي آنها ناديده گرفته شود تا فرصت ديگري بيابند و ضربه نهايي را به انقلاب وارد كنند؟! خوب است آقاي رضايي بيشتر تأمل كند.
دو دو تا مي شود چهارتا!
الف. نكته سنج
مدتي است برخي از خواص با نيت پاك ولي ساده انديشانه و برخي ديگر براي نجات دوستانشان از بنبست، پيوسته از وحدت دم ميزنند و از حكميت سخن ميگويند! هنگامي هم كه دلسوزان انقلاب به آنها ميگويند چرا سران فتنه را محكوم نميكنيد كه با عملكرد خود، اين همه خسارت به مملكت وارد كردند، فوري اين دلسوزان را به افراطيگري متهم ميكنند! و اما سوال اين است: آيا ما كه ميگوييم بياييد به كانون عمل كنيد و همه در مقابل قانون تسليم باشند، افراطي هستيم؟ ما كه ميگوييم همه بايد به پيروي از ولايت فقيه ملتزم شند و فقط فروپاشي رهبري فصل الخطاب است، افراطي هستيم؟! ما كه ميگوييم سران فتنه ميخواهند بعد از سي سال؛ ديكتاتوري را در اين كشور اسلامي حاكم و خودشان را با فشارهاي تبليغاتي و سر و صدا و ... بر مردم تحميل كنند، افراطي هستيم؟! ما كه ميگوييم بنا به فرموده امام (ره)، ميزان حال فعلي اشخاص است نه سابقه آنها، افراطي هستيم؟!
ميگويند سرچشمه فتنه از مناظرات قبلي از انتخابات شروع شد! ميگوييم تكليف آن را هم قانون مشخص كرده است. اگر واقعا كسي مطلبي خلاف واقع گفته و ادعاي خلافي كرده، در هر مقامي كه هست، با او طبق قانون رفتار بشود. آيا اين افراطيگري است؟! اكنون با گذشت زمان كاملا مشخص شده كه موضوع انتخابات براي سران فتنه بهانهاي بيش نبود. و آنها اهل نظام را هدف گرفتهاند. پس به نخبگان و خواص ميگوييم: مردم تكليفل خودشان را با راهپيماييهاي بعد از عاشورا به خوبي به انجام رساندند و نشان دادند كه از برخي شماها بصيرت بيشتري دارند. اما آيا برخي از شماها نبايد از خواب بيدار شويد؟! موضوع بسيار روشن است. سران فتنه انتخابات را به دروغ زير سوال بردند، اتهامهاي شرمآور به نظام وارد كردند، عدهاي را تخريب كرده، به خيابانها كشانيدند و هنوز هم از فتنهگري و لجبازي دست برنميدارند. چرا آنها را محكوم نميكنيد؟! موضوع كاملا روشن است و دو دو تا ميشود چهار تا!! آيا اگر بگوييم آنها را پاي ميز محامه بكشانيد، باز هم ما از افراطيون هستيم؟!
زير پاگذاشتن مباني مسلم ديني در پوشش نوانديشي!
محمد ابراهيم كفيل
1. امام هادي (ع) ميفرمايند: “اگر بعد از غيبت قائم ما (ع) عالماني نبودند كه مردم را به سوي آن حضرت دعوت نمايند و راهنماي ايشان گردند و با حجتهاي روشن الهي از دين خدا دفاع كنند و بندگان ضعيف خداوند را از دام شيطان و تور نواصب برهانند، بليه ارتداد و خارج شدن از دين دامنگير همگان ميشد و ليكن چنين عالماني زمام دل شيعيان را به دست ميگيرند و همچون ناخدائي ماهر با طوفان حوادث مقاله ميكنند، آنان برترين افراد نزد خداوند عزوجل هستند.” (بحار الانوار،2/6)
2. حضرت امام خميني گوشه اي از فعاليتهاي عالمان راستين شيعه را چنين ترسيم نمودهاند: “... ترديدي نيست كه حوزههاي علميه و علماي متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع مهمترين پايگاه محكم اسلام در برابر حملات و انحرافات و كجرويها بودهاند. علماي بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نمودهاند تا مسائل حلال و حرام الهي را بدون دخل و تصرف ترويج نمايند. اگر فقهاي عزيز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اهل بيت (ع) به خورد تودهها داده بودند. در بعد خدمات علمي حوزههاي علميه سخن بسيار است كه ذكر آن در اين مختصر نميگنجد. بحمد ا... حوزه از نظر منابع و شيوههاي بحث و اجتهاد، غني و داراي ابتكار است. تصور نميكنم براي بررسي عميق و همه جانبه علوم اسلامي طريقهاي مناسبتر از شيوه علماي سلف يافت شود. تاريخ بيش از هزار ساله تحقيق و تتبع علماي راستين اسلام گواه بر ادعاي ما در راه بارور ساختن نهال مقدس اسلام است... . از مجاهدات علمي و فرهنگي آنان كه به حق از جهاني افضل از دماء شهيدان است كه بگذريم، آنان در هر عصري از اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارتها و تلخيهايي متحمل شدهاند و ...”(صحيفه امام، ج21،275و274)
3. اجتهاد پويا از امتيازات مكتب تشيع است و عالمان دين باور در طول تاريخ در برخورد با حوادث نو ظهور با استناد به منابع اصيل ديني و با شيوه مترقي اجتهاد - كه حجيت و اتقان و استحكام آن بيش از هزار سال به اثبات رسيده است - به استنباط احكام ديني پرداختهاند و به تعبير حضرت امام “مسائل حلال و حرام الهي را بدون دخل و تصرف ترويج نمودهاند” و “مستضعفان را از كوثر زلال معرفت خود سيراب نمودهاند”.
4. تلاش گروهي از معاندان در زمان پيامبر(ص) و معصومان(ع) براي تحريف فرمايشات آن بزرگواران، وجود جو شديد اختناق و تقيه در عصر معصومان (ع) بعد از آن، گذر زمان و فاصله گرفتن از عصر معصوم و تغيير شرايط و موقعيات و غبارآلود شدن برخي فضاها و اموري از اين قبيل، دستيابي به احكام شرعي را با دشواريهايي توام ساخته و احيانا موجب اختلاف نظر و فتوا بين عالمان راستين و پرچمداران مكتب اهل بيت (ع) شده است و در طول تاريخ تشيع با اين امر به عنوان واقعيتي غير قابل انكار برخورد شده و هيچگاه مجتهدي به واسطه اختلاف فتوا و برداشتي متفاوت مورد طرد و انكار بزرگان شيعه قرار نگرفته است.
5. در طول تاريخ شيعه محوريت قرآن كريم و سنت قطعي معصومين (ع) خط قرمز اختلافات تلقي گرديده كه تخطي از آن موجب خروج از چارچوب شرع مقدس است و اختلافات تا جايي منطقي و پذيرفته است كه به مخالفت با قران كريم و سنت قطعي معصومين (ع) منجر نشود. در غير اين صورت همه متدينان و به ويژه عالمان ديني موظف به موضعگيري و برخورد و مقابلهاند وگرنه مورد نفرين خداوند قرار ميگيرند.
ابوبصير به خدمت امام صادق (ع) شرفياب شد و از آن حضرت سؤال كرد اينكه خداوند در مورد يهوديان فرموده: اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله؛ يعني يهوديان، عالمان و پارسايان خود را ارباب خود قرار داده - و آنان را پرستش نمودهاند - به چه معناست؟ امام صادق (ع) فرمودند: “ به خدا قسم عالمان يهود پيروان خود را به پرستش و عبادت خود فرا نخواندند چرا كه اگر چنين ميكردند كسي در خواستشان را اجابت نميكرد بلكه حلال خدا را حرام نمودند و حرام خدا را حلال كردند و مردم هم پذيرفتند و ندانسته بنده ايشان شدند.” (تفسير نور الثقلين، ج 2 ، 209، به نقل از كافي)
رسول خدا (ص) فرمودند: “زماني كه در جامعه بدعت رخ نمايد عالم وظيفه دارد كه علم خويش را آشكار نمايد وگرنه مشمول لعنت خدا ميگردد.” (اصول كافي، كتاب فضل العلم، باب 19،ح 2)
6. متأسفانه آنچه كه از آقاي يوسف صانعي مشاهده ميشود ورود به حريم قرآن كريم و مسلمات شريعت مقدس و تاويل و توجيه آنها بر اساس مباني پيش ساخته ذهن خويش يا متاثر از ديگران و خروج از مباني مسلم شيعه است، امري كه عنوان “مرجع نو انديش شيعه!” را براي ايشان به ارمغان آورده است.
تلاش هاي انجام شده از طرف جناب آقاي صانعي ورود در عرصههاي تازه و نو و بيان حكم مسائل مستحدثه با تكيه بر مباني اصيل نيست بلكه ترديد و تشكيك در مباني اصيل و نگاهي انحرافي به مسائل كهن است. مسائلي چون “فرزند خواندگي”، “ارث”، “ارتداد”، “ربا”، “ازدواج مجدد”، “ولايت زن” و اموري از اين قبيل، سابقهاي به اندازه سابقه خود شريعت مقدس دارد و بيش از هزار سال است كه مورد كاوش فقيهان است و توجه كافي و وافي به “عنصر زمان و مكان در اجتهاد” و در نظر گرفتن “مصلحت” كه مورد تاكيد بجا و گسترده حضرت امام و بسياري از فقيهان است چارچوب مشخص و حساب شدهاي دارد كه بهترين نمونه آن منش فقيهانه خود حضرت امام است، و به هيچ وجه موجب بياعتنايي به فقه جواهري مورد تاكيد حضرت امام و مباني روشن نيست.
معاون مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي:
رسانه غير منتقد اصلا ارزش مطالعه ندارد
محمدعلي رامين - معاون مطبوعاتي و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - در گفتوگوي ويژه شبكه خبري 2 گفت: روزنامهاي عناوين حقوقي سابق را براي افراد مختلف در خبرهايش به كار ميبرد اما وقتي به رئيسجمهور منتخب ملت ميرسد 7 ماه است كه همانند بي.بي.سي و صداي آمريكا از گفتن رئيسجمهور پرهيز ميكند و هماكنون چند روز است كه بعد از تذكرهاي متعدد هيأت از اين كلمه استفاده ميكند.
رامين افزود: اگر ما در جهاني زندگي ميكنيم كه با اين همه وسايل ارتباط جمعي اين همه خلافگويي، اجحاف، ظلم و پلشتي را غربيها و ستمگران دارند و به ملل جهان و ملت ما تحميل و از رشد، پيشرفت و امنيت ما ممانعت ميكنند چرا روزنامههاي منتقد كشور، آنها را نقد نميكنند.
وي گفت: چرا اگر ديگران مواد مخدر را وارد كشور ما ميكنند و جوانان را مثل برگ خزان بر زمين ميريزند اين رسانهها به نقد اين موضوع نميپردازند، چرا اين رسانهها كه تعدادشان زياد هم نيست هدف خود را تخريب سپاه، بسيج، نيروي انتظامي، دولت و حاكميت قرار ميدهند و فكر ميكنند اين كار نقد است.
رامين افزود: از نظر آنها تخريب نظام مردم نقد است اما بيتفاوتي نسبت به مظالمي كه از سوي گردنكشان جهاني بر ملتها از جمله ملت ما تحميل ميشود نياز به پردازش ندارد.
وي ادامه داد: گروههايي آگاه از حوزههاي علميه، دانشگاهها و متخصصان را مسؤول كرديم كه روزانه همه رسانهها را بخوانند زيرا موظف به نظارت دقيق بر رسانهها هستيم.
معاون مطبوعاتي و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اضافه كرد: نقد شيوهاي است كه در قانون مطبوعات آمده است؛ نقد بايد خيرخواهانه، منطقي و مستدل بوده و همراه با توهين، تخريب و اهانت نباشد. اما نميشود كه تخريب و تحقير را جاي نقد بگذاريم.
وي گفت: تاكنون دو نشست با مديران مطبوعات و خبرگزاريها داشتيم و به همه روزنامهها به ترتيب حروف الفبا سر زديم كه اميدوارم اين شيوه را دنبال كنيم.
رامين تصريح كرد: امروز مطبوعات ما در عرصه يك مبارزه تن به تن و نفسگير رسانهاي هستند و در اين شرايط بايد رزمنده بود و از حريم حرمتها و كرامت ملي خود در برابر تهاجم رسانهاي غرب دفاع كنيم.
رامين خاطرنشان كرد: رسانههاي ما بايد در برابر جنگ نرم رسانههاي صهيونيستي و استكباري استراتژي داشته باشند؛ اگر روزنامهاي در عرصه رسانه وارد شود اما دشمن را جابهجا بگيرد يا در برابر دشمن گردنكش جهاني سر تسليم فرود آورد يا لااقل در برابر تهاجم او استراتژي نداشته باشد، خلاء بزرگي است.
وي اضافه كرد: گاهي وقتها كه با رسانهاي برخورد قانوني ميكنيم به ما اخطار، تذكر و توجه داده ميشود كه اگر يك روزنامه را ببنديد مخاطبان آن به رسانههاي بيگانه مراجعه ميكنند سوال اين است اگر آن رسانه به گونهاي مينويسد كه همان گفتههاي رسانههاي بيگانه است و اگر تعطيل شود مخاطبان آن ناگزير به بيگانگان مراجعه ميكنند چه ضرورتي دارد كه نظام به اين رسانه مشروعيت و امكانات داده و اموال بيتالمال را در اختيارش قرار دهد تا اين رسانه امتداد يك رسانه بيگانه باشد.
رامين درباره اينكه چرا روزنامه و مجله در تيراژ چند ميليوني نداريم، گفت: اين آرزوي 30 ساله من است. از همان اوايل انقلاب واقعا آرزو داشتم و احساس ميكردم كه اين امر يك آرمان دست يافتني است و جمهوري اسلامي ايران با اين همه نيروهاي مومن و ارزشمندي كه دارد و عالماني كه گنجينهاي از اسرار الهي و معارف توحيدي را در اختيار دارند و خداوند الگوهاي مثل معصومين(ع) را به آنها هديه داده است بايد بتوانند با مطبوعات سراسري و جهاني پيام حقطلبان و حقگرايان جهان را به جهانيان برسانند و عدالتخواهان را ياري دهند.
وي اظهار داشت: اكنون كه به معاونت مطبوعاتي آمدهام نخستين دغدغه خود را در همين موضوع ميبينم كه اين رسالت مطبوعاتي را محقق كنيم و منزلت و شأن مطبوعات را بالا ببريم و ضريب و گستره نفوذ آنها را ارتقا و توسعه دهيم كه همه اين موارد شدني است.
معاون مطبوعاتي و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اضافه كرد: به استانها كه سفر ميكنيم و با مطبوعات، رسانهايها، علما و سياسيون صحبت ميكنيم ميبينيم كه اين امر شدني است و احتياج به هماهنگي و مديريت دارد.
وي ادامه داد: گاهي اوقات به دوستان رسانهاي ميگويم كه مثلا شما 16 نشريه همفكر هستيد فرق نميكند كدام فكر؛ الآن 16 صفحه روزنامه منتشر ميكنيد كه تنها يك ستون يا يك صفحه آن براي خود شماست و بقيه اقتباس است. اگر 16 رسانه دور هم جمع شويد و 16 صفحه كه هر كدام آن براي يك رسانه است را با تقسيم بنديهاي اقتصادي، فرهنگي و غيره منتشر كنيد اما به جاي تيراژ 5 هزار تا 10 هزار كه هر كدام داريد، دو ميليون تيراژ داشته باشيد در اين عرصه نخبگي كردهايد.
رامين افزود: هيأت نظارت بر مطبوعات و معاونت مطبوعاتي كارهاي بزرگتري دارند تا اينكه دائم به برخي نشريات اخطار و تذكر دهند يا بخواهند آنها را توقيف كنند.
وي گفت: واقعا ميخواهيم كه برخي از اين متخلفان جرايد اجازه دهند ما به كارهاي ديگر برسيم زيرا براي گسترش و تعميق جايگاه مطبوعات آمدهايم. چند هزار درخواست مجوز پشت در داريم اما تمام وقت هيأت نظارت بر مطبوعات گرفتار اين مسئله است كه به برخي روزنامهها و نشريات تذكر دهد.
رامين خاطرنشان كرد: هيأت نظارت بر مطبوعات با اعضاي دانا و عالمي كه دارد ميخواهد سرعت مجوز دادن را بالا ببرد.
گزيده ديدگاه هاي دكتر احمدي نژاد(14)
عدالت (بخش دهم)
بدون اخلاق و توجه به معنويت نميتوان عدالت و آزادي و حقوقبشر را تضمين نمود
حقطلبي، خداجويي، عدالتخواهي و حمايت از كرامت انساني فرياد رساي امروز ملتهاي جهان است. نفي زورگويي و تجاوز، دفاع از مظلومان و صلحطلبي از ويژگيهاي ديگر ملتهاي مختلف جهان بهخصوص خواست نسلهاي نو و جوانان برومندي است كه ميخواهند جهاني پاك از آلودگي، تجاوز و بيعدالتي و سرشار از عشق و محبت بسازند. جوانان و نوجوانان حق دارند كه عدالتخواه و حقطلب باشند و حق دارند آينده خود را براساس محبت، عشق و آرامش بنا كنند. و خداوند را بر اين نعمت بزرگ نيز شاكرم.
اينگونه رفتارها در شأن بشريت نيست و با حق و عدالت و كرامت انسان مغايرت دارد. سؤال اساسي اين است كه در اين شرايط مظلومان جهان بايد به كجا شكايت ببرند؟ چه كسي يا سازماني از حقوق مظلومان دفاع ميكند و ستمگران را به جاي خود مينشاند؟ كرسي قضاوت عادلانه جهاني كجاست؟ توليدات زرادخانهها براي توسعه صلح و دموكراسي است؟ يا اينكه سلاحهاي مزبور ابزار تهديد دولتها و ملتها است؟ مردم جهان تا كي بايد در سايه تهديد بمبهاي اتمي، ميكروبي و شيميايي زندگي كنند؟ قدرتهاي مولد چنين بمبهايي به چه چيز متعهد هستند و در برابر جامعه جهاني چگونه پاسخگو ميباشند؟ و آيا مردم اين كشورها راضياند سرمايههاي آنان صرف توليد اينگونه سلاحهاي مخرب شود؟ آيا نميتوان به جاي اتكا به سلاحهاي مرگبار و بمب به عدالت، اخلاق و عقل متكي بود. آيا عقل و عدالت با صلح و آرامش سازگارتر است يا با بمبهاي اتمي شيميايي و ميكروبي؟ اگر عقل، اخلاق و عدالت حاكم باشد ريشههاي ظلم و تجاوز ميسوزد و تهديدها از بين ميرود و دليلي براي منازعات باقي نميماند، زيرا اكثر منازعات دنيا ناشي از قانعنبودن به حق خود و اقدام به تجاوز و بيعدالتي است. عموم ملتها به عدالت عشق ميورزند و از آن استقبال ميكنند و حاضرند براي قوام آن فداكاري كنند. آيا اگر قدرتهاي جهاني پرچم اجراي حقيقي عدالت، محبت و صلح را برافرازند ماندگارتر و محبوبترند يا با ادامه تكثير سلاحهاي اتمي و شيميايي و تهديد دائمي توسط آنها؟ تجربه تهديد و بهكارگيري سلاح اتمي جلوي روي ماست. آيا بهجز گسترش نفرتها و دشمنيها در بين ملتها سودي براي عاملين آن داشته است؟
عدالت و دموكراسي حكم ميكند مجمع عمومي سازمان ملل متحد كه بهعنوان اصليترين ركن اين سازمان شناختهشده و همين مجمع با تعريف ساز و كار مناسبي نسبت به اصلاح ساختارهاي سازمان ملل متحد اقدام كند و بهخصوص شوراي امنيت را از وضعيت موجود نجات دهد. در غير اينصورت و در كوتاهمدت حداقل از جنبش غيرمتعهدها، سازمان كنفرانس اسلامي و قاره آمريكا هر كدام يك نماينده با امتياز ويژه وتو بهعنوان عضو دائم شوراي امنيت انتخاب شوند تا تعادل حاصله مانع از اجحاف به ملتها شود.
از سوي ديگر اخلاق و معنويت بايد جايگاه واقعي خود را پيدا كند. بدون اخلاق و توجه به معنويت -كه در پرتو تعليمات انبياي الهي حاصل ميشود- نميتوان عدالت، آزادي و حقوق بشر را تضمين نمود. چاره عموم گرفتاريهاي امروز بشر توجه به اخلاق، معنويت و حاكميت انسانها صالح است. اگر احترام به حقوق انسانها اصل باشد بيعدالتيها، بداخلاقي و تجاوز و جنگ معنايي نخواهد داشت. انسانها همه مخلوق خداوند و صاحب كرامت و احترام هستند. كسي بر كسي برتري ندارد. كسي يا دولتي نميتواند براي خود امتيازات ويژه قائل شود و هيچ دولتي نبايد حقوق دولتهاي ديگر را ناديده بگيرد و با نفوذ در سازمانهاي بينالمللي خود را معادل جامعهِ جهاني قلمداد كند. شهروندان آسيايي، آفريقايي، اروپايي و آمريكايي با هم برابرند. بيش از 6 ميليارد جمعيت جهان همه برابر و محترم هستند. عدالت و حفظ كرامت انسان دو ركن اساسي حفظ صلح، امنيت و آرامش پايدار در جهان هستند. از اين روست كه ما ميگوييم: صلح و آرامش پايدار در جهان فقط مبتني بر عدالت، معنويت، اخلاق، مهرورزي و حفظ كرامت انساني ممكن است. صلح، پيشرفت و امنيت حق همه ملتها و دولتهاست. همه ما عضو جامعه جهاني هستيم و حق داريم بر ايجاد فضايي آكنده از محبت و عشق و عدالت تأكيد ورزيم. همه اعضاي محترم سازمان ملل متحد متأثر از حوادث شيرين و تلخ جهان امروز هستند. ما ميتوانيم با اتخاذ تصميمات منطقي و قاطع راه را براي زندگي بهتر نسلهاي حاضر و آينده باز كنيم. ما با همكاري يكديگر ميتوانيم علل و ريشههاي تلخيها و ناكاميها را بخشكانيم و به جاي آن كام ملتهاي خود را با تقويت عناصري نظير اخلاق، معنويت، عدالت كه پايدار هستند شيرين كنيم. ملتها براساس فطرت الهي به دنبال خير، نيكي، كمال و زيبايي هستند. ما با اتكا به خواست ملتهايمان خواهيم توانست قدمهاي بزرگي در [راه] اصلاح امور برداريم و راه را براي كمال بشريت هموار سازيم. ما چه بخواهيم چه نخواهيم با اراده خداوند متعال عدالت، صلح و نيكي دير يا زود در جهان مستقر خواهد شد مهم اين است كه ما نيز سهمي در برپايي عدالت و نيكي در جهان داشته باشيم. خداوند قادر و رحيم كه خالق جهان است حاكم و مالك جهان نيز هست. اوست كه امر به عدالت ميكند و اوست كه از بندگان خود ميخواهد بر مبناي خير و نيكي و تقوي پشتيبان هم باشند و در فساد و تباهي از يكديگر حمايت نكنند. او از بندگان خود ميخواهد به نيكيها و خوبيها امر كنند و يكديگر را از زشتيها و بديها بازدارند. همه پيامبران الهي از حضرت آدم(ع) تا حضرت موسي(ع) و از حضرت موسي تا حضرت عيسي(ع) و از او تا پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) بشر را به توحيد، عدالت، برادري و عشق و محبت دعوت كردهاند. آيا نميتوان بر مبناي توحيد و عدالت و عشق و احترام به حقوق انسانها دنياي بهتري ساخت و دشمنيها را به دوستي تبديل كرد؟ من با صداي بلند اعلام ميكنم امروز جهان بيش از هميشه نيازمند انسانهاي صالح و عدالتخواه و عاشق بشريت و بالاتر ار همه نيازمند انسان صالح، كامل و منجي حقيقي است كه موعود همه امتها و برپاكننده عدالت و صلح و برادري خواهد بود. اي خداي بزرگ، مردم بندگان تو هستند و تو خود بر هدايت و رستگاري آنان تأكيد داري. تو خود انسان كامل و موعود امم را بر بشريت تشنهِ عدالت ارزانيدار و ما را از رهپويان و تلاشگران براي ظهور و حركتش قرار بده.(1)
پينوشت
1. سخنراني در مقر سازمان ملل متحد(1)
پينوشت
1. سخنراني در مقر سازمان ملل متحد

بازخواني مواضع علي مطهري در انتقاد از خانواده آقاي هاشمي
باور اينكه منتقد سرسخت مناظرات انتخاباتي خود روزي با صراحت و تندي دو چندان از خانواده هاشمي سخن ميگفته و به نقشي نظير نقش امروزش ميتاخته شايد دشوار باشد؛ اما اين واقعيتي است كه در خصوص علي مطهري مصداق دارد و البته دامنهاش بسيار فراتر از اين حرف هاست و حتي به اظهار نظر در مورد اصلاحات و منتظري هم ميرسد!
به گزارش رجانيوز، در جريان مسائل بعد از انتخابات بود كه راهكاري قديمي براي حل مشكلات بازتوليد شد و علي مطهري در صدر بانيان آن قرار گرفت. راهكار «يكي به نعل زدن و يكي به ميخ كوفتن» چارهاي بود كه مطهري با برجسته كردن برخي جملات مطرح شده در مناظرات تلويزيوني در دستور كار قرار داد تا دو طرف را در عرض هم در جايگاه متهم بنشاند و بعد هم با عذرخواهي هر دو، موضوع را به دوستي و صلح و صفا و آرامش خاتمه دهد! غافل از اينكه همان روزها رئيس جمهور قانوني كشور و دولت نهم بارها و بارها از جانب طيف مقابل ديكتاتور، فرعوني، طاغوت، تروريست، متحجر، نكبت، قرون وسطايي، عصر قجري، دروغگو، رمال، عبوس، هتاك و... لقب گرفته بود.
مطهري بارها و بارها تاكيد كرد: «همانطور كه آقاي موسوي با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشويق به حضور در خيابانها كرد و زمينه آشوبها را فراهم نمود، آقاي احمدينژاد نيز با نحوه خاص مناظره خود با آقاي موسوي و اتهام زني به افراد غايب در آن جلسه، آغازكننده اين ماجرا و عامل اصلي پديد آمدن فضاي احساسي و هيجاني و تنگ شدن فضاي عقل و تدبير و زمينهساز آشوبها به شكل ديگر بود.»
مواضع علي مطهري در مصاحبه با روزنامه كيهان در سال 79 اما تصوير ديگري از او ارائه ميكند. آن روزها او با تندي و صراحتي چندين برابر مناظرات انتخاباتي به هاشمي و خاندان او ميتاخت. علي مطهري طي سخناني گفت:»بعد از جنگ و در دوران سازندگي واقعا اشكالات غيرقابل توجيهي بهوجود آمد كه البته همه آنها را نميتوان متوجه آقاي هاشمي دانست. به عقيده من در دوره سازندگي آزادي بيان به اندازه كافي وجود نداشت و در نتيجه بسياري از تخلفات مكتوم ميماند مثل قتلهاي سياسي كه بعدها معلوم شد كسي از آن خبر نداشت. اگر مطبوعات تا حدي آزاد بودند اينها برملا ميشد و افرادي كه اين كارها را ميكردند يك ترسي داشتند. خوب اين واقعا يك خطا بود كه در آن دوران اتفاق افتاد، كسي هم از مسؤولان بلندپايه راضي به اين اعمال نبوده است ولي اين كارها شد؛ يا مثلاً ورود و دخالت اقوام رئيس جمهور [هاشمي رفسنجاني] در تمام شئون سياسي و اقتصادي واقعا درست نبود. اينكه اينها بيايند در اكثر مراكز حساس اقتصادي مسلط شوند، اين چه دليل موجهي دارد؟ مثلاً در وزارت نفت آنجايي كه بايد معاملات مهم انجام شود حتما بايد از نزديكان ايشان باشد.»
او همچنين در پاسخ به سوالي كه علت احتمالي استفاده از نزديكان را اطمينان و اعتماد آقاي هاشمي ميدانست، گفت: «تا يك حدي اين استدلال قابل قبول است. مثلاً اينكه پسرشان رئيس دفترشان باشد، ولي حالا حتما بايد «كيش» هم دست اينها باشد، وزارت نفت هم زير نفوذ اينها باشد، فلان كارخانه خودروسازي هم مال اينها باشد و انحصار صادرات فلان محصول در اختيارشان باشد؟ اينها هم توجيه امنيتي دارد؟ اينها را كه ديگر نميشود براساس مصالح ملي توجيه كرد.»
علي مطهري به همين ميزان هم بسنده نكرد و به نوعي باز شدن باب حمله به مقدسات را نيز از خانواده هاشمي و نقش آفرينيهاي دختر او دانست. فرزند شهيد مطهري ادامه داد: «خب، وقتي يك خانوادهاي اينقدر دستشان در امور اقتصادي و قدرت سياسي باز باشد، كمكم جسارت پيدا ميكنند و متعرض امور مقدس هم ميشوند. مثلاً دختر ايشان به چه مجوزي بايد آزاد باشد كه احكام اسلام را به راحتي زير سؤال ببرد؟ خب اين خانم در آن روزنامهاي كه داشت خيلي راحت نوشت چرا بايد ديه مرد دو برابر زن باشد يا چرا حكم اثر چنين و چنان است؟ اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اينها فسادهايي بود كه از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پيدا كرد.»
مطهري همچنين با اشاره به عملكرد دولت اصلاحات تصريح كرد:»تاكيد افراطي بر آزادي و دموكراسي و انكار تكاليف و مسووليتهاي بشر به حدي شد كه گويي ارزشهاي انساني منحصر است به آزادي و دموكراسي. تاكيد بر اين مفاهيم آن هم از نوع غربياش باعث شد كه بسياري مفهوم بيبندوباري را از آزادي بفهمند. يكي ديگر از انحرافاتي كه ريشهاش پيش از دوم خرداد وجود داشت اما بعد از دوم خرداد گسترش رنجآوري پيدا كرد، عدم نظارت و بلكه عدم اعتقاد به مسائل فرهنگي است. امر به معروف و نهي از منكر تحقير شد. در آن دوره آنارشيسم مطبوعاتي اينطور تبليغ ميكردند كه حالا عصر ماهواره و اينترنت و دهكده جهاني است و اصلا امر به معروف و نهي از منكر بيمعني است و خلاصه دوره اين حرفها گذشته است. ما نبايد بترسيم از گفتن اين واقعيت كه بعد از دوم خرداد، جامعه دچار انحطاط اخلاقي شده و اين قابل انكار نيست. وضع پاركها و خيابانها و روابط دخترها و پسرها، تقليد بيچون و چرا از فرهنگ غرب است و اين وضع زننده از آثار اقدامات اصلاحطلبان است، گرچه ريشه باريكي در گذشته دارد، اما در اين دو، سه سال گذشته به اوج خودش رسيده است.»
او تساهل و تسامح دولت اصلاحات را به باد نقد گرفت و حتي طرح گفتگوي تمدنهاي خاتمي را هم يك شعار غير اسلامي دانست:»در سالهاي اخير برداشت غلطي از واژههاي اسلامي تسامح و تساهل رواج پيدا كرد كه نتيجهاش بياعتنايي به احكام اسلام و به بازي گرفتن شريعت شد كه حالا در حوصله اين گفتوگو نيست كه من بخواهم شرح و بسط بدهم. مساله تاملبرانگيز ديگر همين موضوع «گفتوگوي تمدنها» است. بدون ملاحظه بايد بگوييم اين شعار يك شعار اسلامي نيست، يعني تاكيد افراطي بر مليتها و نژادها و عناصري از اين قبيل بهجاي تاكيد بر هويت ديني كار غلطي است. شما اگر به سخنان حضرت امام توجه كنيد ميبينيد كه فقط صحبت از اسلام است.»
علي مطهري از رودربايستي دست اندركاران نظام در مواجهه با فرصت طلبان انتقاد كرد و مشي كساني را كه ميخواهند با ژست اعتدال، محبوب همه قرار بگيرند را نادرست خواند. مطهري در خصوص آفات نهضت و زمينههاي نفوذ فرصت طلبان گفت:»من اجمالا به يك علت خيلي روشن اشاره ميكنم و آن هم عالم رودربايستي دستاندركاران اصلي نظام در مواجهه با فرصتطلبان، منحرفان و افراد بيصلاحيت است. در ابتداي انقلاب كه شهيد مطهري همانند يك مشاور عالي در خدمت حضرت امام بودند، ما نمونههايي از اين قاطعيت در تاييد و رد صلاحيت اشخاص را در نزد ايشان ميبينيم.»
علي مطهري كه بعدها خواستار تسامح شوراي نگهبان در تاييد صلاحيتهاي انتخابات مجلس شد و حتي رسما در اين خصوص نامه نوشت، آن روز در مصاحبه با كيهان، شوراي نگهبان را به عدم برخورد انقلابي متهم كرد و گفت:»من واقعا اعتقاد دارم كه شوراي نگهبان درباره خيليها رودربايستي كرد.»
موضوع ديگري كه در آن مصاحبه مورد اشاره قرار گرفت، بحث آيتا... منتظري بود. مطهري سخنان منتظري در خصوص رهبر انقلاب طي آن سالها را سخيف خواند و خواستار سكوت در قبال او شد تا به دور از جنجال آفرينيها عمرش به سر برسد. علي مطهري گفت:»متن سخنراني خيلي سخيف بود. بالاخره ايشان به تصريح حضرت امام (ره) صلاحيت كار سياسي ندارند و حرفهايشان هم در اين امور اصلا اعتبار ندارد، منظور من اين بود كه ما نبايد جوري با ايشان برخورد كنيم كه باعث سوءاستفاده دشمنان و اطرافيان ايشان كه انسانهاي ناسالم و ناصالحي هستند، بشود. ما بايد بزرگوارانه از كنار برخي كارهاي آقاي منتظري بگذريم. بالاخره عمر ايشان كه عمر نوح نيست، تمام ميشود. بهتر است سكوت كنيم در برابر كارهاي ايشان تا غائله براي كشور درست نشود. ميشود عاقلانهتر از كنار رفتار ايشان عبور كرد تا مشكلي درست نشود.»
او اما بعد از فوت آقاي منتظري دست به قلم شد تا به گونهاي ديگر بنويسد: «رحلت فقيه عالي قدر آيتا... حسينعلي منتظري ثلمهاي در اسلام وارد كرد كه هيچ چيز جايگزين آن نيست....»!
|