صفحه فصل رويش

(بخش اول)
قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) در يك نگاه (بخش اول)

در راستاي فرمان مقام معظم رهبري و فرمانده كل قوا، مبني بر ضرورت به كارگيري امكانات سپاه در جهت بازسازي و توسعه همه جانبه كشور، قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با استناد به اصل 147 قانون اساسي و با كوله بار تجربه هشت سال دفاع مقدس، بهعنوان يك رده تخصصي و مجهز، درتاريخ 23/9/1368 تأسيس شد و پا به عرصه سازندگي و آباداني ايران عزيز نهاد و از بدو تشكيل تاكنون توانسته است روندي رو به تعالي را طي كند و ضمن حفظ و ارتقاي آمادگي رزمي و دفاعي خود، با اجراي صدها پروژه بزرگ ملي و استاني در زمينههاي مختلف عمراني و صنعتي، برگهاي زرين فراواني را به اوراق پرافتخار كتاب انقلاب اسلامي و سپاه بيفزايد و با بالا بردن شاخصهاي كمي و كيفي خود، موجبات اعتماد كارفرمايان در حوزههاي مختلف را فراهم سازد و در راستاي چشم انداز 20 ساله كشور و رسيدن به افق ايران 1404، بهعنوان يك پيمانكار مجرب، زبده و توانمند، قابليت اجراي پروژههاي عظيم را به منصه ظهور گذارد. قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) تاكنون با اجراي بيش از 1700 طرح بزرگ ملي و استاني در گرايش ها، رشتهها و زمينههاي مختلف مانند:

1- سد سازي؛ 2- ساخت بندر، اسكله و موج شكن؛ 3- ساخت سازههاي شناور؛ 4- احداث شبكههاي آبياري، زهكشي و كانالهاي انتقال آب؛ 5- احداث حوضچههاي ساخت و تعمير كشتي و ساير سازههاي دريايي؛ 6- ساخت تأسيسات و تجهيزات؛ 7- احداث انواع خطوط انتقال آب، نفت و گاز؛ 8- ساخت مخازن نفت و آب؛ 9- تونل و سازههاي زيرزميني؛ 10- ابنيه مسكوني و اداري؛ 11- راه سازي؛ 12- كاوشهاي زميني معدن؛ 13- خدمات حمل و نقل دريايي و زميني؛ 14- كشاورزي؛ 15- خدمات مهندسي و مشاوره اي و پذيرش كار در رشتههاي جديد مانند ساخت پتروشيمي و پالايشگاه، كمك به دولت جمهوري اسلامي و خدمت به مردم را هدف خود قرار داده است.

اينك با گذشت 20 سال خدمت ارزشمند در فرآيند توسعه و پيشرفت ايران اسلامي و آمادگيها و قابليتهاي فوقالعاده در پذيرش و اجراي طرحهاي زيربنايي و حياتي كشور با مقياسهاي معادل و حتي فراتر از استانداردهاي جهاني، موجبات ارتقاي ضريب اعتماد و اطمينان و ايمان به كارآمدي فرزندان اين مرز و بوم در نقش پذيري براي رفع نيازهاي اساسي و حياتي كشور و پيمودن مسير خودكفايي و اتكاي به توان خودي توسط اين قرارگاه، فراهم و موقعيت ممتاز و جايگاه ويژهاي براي سپاه پاسداران در صحنه توسعه كشور ايجاد شده است.

گرايشهاي كاري قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص)

قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) با هدف مشاركت در اجراي برنامههاي توسعه اقتصادي - اجتماعي كشور در قالب مجري طرح، پيمانكار و مشاور با اولويت مناطق محروم، ناامن، مرزي و داراي شرايط خاص، با نگاه به توسعه امنيت ملي و عدالت اجتماعي در دو رشته اصلي عمران و صنعت و معدن فعاليت ميكند. اين دو رشته، خود به گرايشهاي مختلفي تقسيم ميشوند كه در ذيل به آن‌ها اشاره ميشود:

گرايش ابنيه و سازههاي سنگين

در اين بخش كه از اهميت بالايي برخوردار است، قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) بيش‌ترين تعداد پروژه را اجرا نموده و با ساخت بيش از 900هزار متر مربع ابنيه، كارنامه درخشاني از خود بر جا نهاده است. همچنين اين قرارگاه با در اختيار داشتن امكانات وسيع، تجهيزات و نيروي انساني متعهد و متخصص در امر طراحي، ساخت و نصب سازههاي سنگين فلزي، بهعنوان يكي از مهمترين مجريان و پيمانكاران اين صنعت در كشور شهرت يافته است. مهم‌ترين پروژههاي پايان يافته و در دست اجراي اين گرايش عبارتند از:

1. احداث پلهاي تقاطع بزرگراه همت - دماوند.

2. اجراي عمليات سيويل شبكه جمع آوري گاز حوزه آغار(فاز1.)

3. شبستانهاي مصلاي امام خميني(ره.)

4. اجراي عمليات سيويل و ساختمانهاي طرح اتيلن پنجم عسلويه.

5. اجراي عمليات سيويل واحد الفين يازده مجتمع پتروشيمي كاويان.

گرايش تونل و سازههاي زيرزميني

وجود اختلاف سطح در نقاط مختلف كشور، نياز فراوان و گسترده به ساخت تونل در كليه بخشها مانند راه، راه آهن، خطوط انتقال آب، سد و... را اجتناب‌ناپذير كرده است. قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) با استفاده از تجارب ارزشمند كسب شده در دوران دفاع مقدس، از ابتداي فعاليت خود در زمينه احداث تونل، حضور مؤثر و چشمگيري داشته است و با توجه به اجراي دهها تونل، با كاربردهاي خاص در مقاطع و اشكال بزرگ و پيچيده و فني، در حال حاضر يكي از پيمانكاران بزرگ و منحصر به فرد در رشته تونل محسوب ميشود. كارنامه قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) در رشته تونل شامل بيش از 5/4ميليون متر مكعب حفاري زير زميني و بيش از 190كيلومتر اجراي تونل ميباشد. نكته قابل توجه اين است كه اين قرارگاه موفق شده با 1000متر حفاري تمام مكانيزه در ماه، ركورد جديدي را در اين رشته به ثبت برساند. مهم‌ترين پروژههاي پايان يافته و در دست اجراي اين گرايش:

1. تونلهاي آب بر نيروگاه سد مخزني كارون4؛

2. تونل خط هفتم مترو تهران؛

3. طرح و اجراي قطعات 3و 4و 5 تونل انتقال آب انوچ به قمرود؛

4. تونل انتقال آب از سد تنظيمي كرج به تصفيه خانه تهران؛

5. طرح توسعه نيروگاه سد مسجد سليمان(گدارلندر: بزرگترين سازه زيرزميني كشور.)

گرايش سد و بند انحراف

شرايط اقليمي و جغرافيايي كشور و لزوم مقابله با بحران كم آبي باعث شده تا در سالهاي اخير، عنايت و توجه مسؤولان كشور در اين حوزه مضاعف شود. قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) نيز با اين رويكرد، توانسته در زمينه سد و بند انحراف، آثار ارزشمندي از خود بر جاي گذارد. با اجراي سد كرخه كه جزو بزرگ ترين سدهاي خاكي جهان محسوب ميشود و همچنين با اجراي چندين سد بزرگ از جمله گتوند، زابل، زولا، آغ چاي، سيرجان و حسنلو و... توانمندي و قابليت بالاي فني و اجرايي قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) در اجراي پروژههاي بزرگ سد سازي نيز براي همگان به اثبات رسيده است. مهم‌ترين پروژههاي انجام يافته و در دست اجراي اين گرايش:

1. سد مخزني كرخه؛

2. سد سبلان؛

3. عمليات احداث بدنه و آب بند پي، سرريز و تونلهاي آبرسان و نيروگاه و سازههاي جنبي در طرح سد و نيروگاه آبي گتوند عليا؛

4. سد رودبار(لرستان)؛

5. سد صفا(كرمان.)

گرايش راه و باند

راهها و مسيرهاي ارتباطي، در تمام تاريخ زندگي بشر، نقش بسيار مهمي درتوسعه زندگي و محيط اجتماعي او ايفا نموده است. اما اهميت اين بعد از توسعه و لزوم توجه بيش‌تر به آن در جوامع امروزي چندين برابر شده است. دولت خدمتگزار جمهوري اسلامي، با درك اين مهم، توان مضاعفي را مصروف توسعه راهها و مسيرهاي مواصلاتي نموده و در اين جريان، قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) با استفاده از حجم انبوه تجهيزات و ماشين آلات پيشرفته و مدرن راهسازي و بهرهگيري از توان بالا و تجربه و دانش متخصصان خود، بيش از 170 پروژه در اين زمينه اجرا كرده و توانسته است كارنامه درخشاني از خود برجاي گذارد. همچنين اين قرارگاه قادر به انجام هرگونه عمليات در زمينه راه سازي، راه آهن و باند فرودگاه ميباشد. مهم‌ترين پروژههاي خاتمه يافته و در دست اجراي اين گرايش:

1. آزاد راه تهران - ساوه به طول 123كيلومتر؛

2. راه آهن دو خطه تهران - مشهد به طول 238كيلومتر؛

3. عمليات زيرسازي راه آهن كرمان - زاهدان به طول 180 كيلومتر؛

4. عمليات زيرسازي قطعات 20 و 21و 22 راه آهن اصفهان - شيراز؛

5. احداث باند دوم محور ماهشهر - آبادان.

گرايش شبكه آبياري و زهكشي و تصفيه خانهها

با توجه به موقعيت اقليمي كشورمان، توسعه شبكه آبياري و زهكشي و همچنين احداث كانال، فعاليتي در جهت رونق كشاورزي و گامي در راستاي خودكفايي در اين عرصه است. قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) با اجراي دهها پروژه بزرگ و عظيم كانال و شبكه آبياري و زهكشي به وسعت چندين هزار هكتار و نيز دهها پروژه در دست اجرا، تواناييهاي خود در اين زمينه را به منصه ظهور گذاشته است. اهم پروژههاي خاتمه يافته و در دست اجراي اين گرايش:

1. شبكه آبياري و زهكشي كرخه - دشت آزاگان؛

2. كانال آبياري و زهكشي اميديه(شهيد رجايي( )كانال درجه 2 و زهكشيهاي درجه 1 و 2)؛

3. بند انحرافي و ايستگاههاي پمپاژ و آبگير و كارهاي جانبي طرح شبكه آبياري و زهكشي شادگان؛

4. اجراي سيستم انتقال آب و شبكه آبياري و زهكشي ناحيه عمراني شماره 3 دشت قره ضياءالدين؛

5. طرح مهار و دفع سيلاب محدوده فازهاي 9 و 10 توسعه ميدان پارس جنوبي؛

6. احداث قطعه دوم زهكشي اصلي)e.m.d( و قطعه دوم كانال اصلي(1.)m.c دشت آزادگان.

ادامه دارد

خاطراتي از وزير خارجه اتحاد جماهير شوروي سابق (بخش دوم و پاياني)
ديدار تاريخي با يك رهبر آسماني

از همان ابتدا متذكر شدند كه من اولين شخص خارجي هستم كه به حضور امام(ره) مي‌رسم و پس از انقلاب اسلامي تا آن زمان كسي از مهمانان خارجي با امام(ره) ملاقات نكرده بود. به خاطر ضيق وقت بايستي در عرض 15 تا 20 دقيقه ملاقات را تمام ميكرديم. ساكت به انتظار نشستيم. به اتاق - محل زندگي زاهدانه امام خميني(ره- ) نگاهي انداختم. گويا نكته مهم در آن مكان پي بردن به اصل مفهوم زندگي بود. هيچ چيز نميبايستي مزاحم امام(ره) ميشد. همه چيز ساده و بيآلايش بود. كف اتاق فرش سفيد مايل به خاكستري رنگ پهن بود. خلاصه فقط چيزهاي ضروري بود. چند نفر از ميزبانان همراه من و مترجم در اتاق حضور داشتند. آن‌ها نيز سكوت اختيار نموده و در انتظار ورود امام بودند. يك لحظه فكرم به تاريخ معطوف شد. گرجيان زيادي در طول تاريخ در اتاق انتظار كاخ شاه ايران به‌سر بردهاند. درست است كه اين بار به نمايندگي از يك كشور ديگري آمده بودم ولي در هر حال... احساس ناراحت كننده انتظار به من دست داد. آن را هم به خاطر آوردم كه در گذشته نه چندان دور رهبر گرجي تبار همين كشور بزرگ (اتحاد شوروي) با همتايان خود در تهران مسائل جهاني تقسيم به مناطق نفوذ را مطرح مينمود. در آن زمان سرنوشت ايران به مقياس زيادي به همين گرجي بستگي داشت.

اين محل پر برف نيست، اما زماني كه برف ميبارد يخ بندان ميشود. با جوراب نشسته بودم و از سرما كرخت شدم. حدوداً 15 دقيقه ما را به انتظار نشاندند. بعداً فهميدم كه اينجا رسم بر اين بوده و ملاقات با مقامات ايران معمولاً 15 دقيقه ديرتر از زمان اعلام شده آغاز ميگردد. چند دقيقه بعد به من اشاره كردند كه ايشان تشريف ميآورند. اول پسر امام وارد شد. وي هم مؤدبانه به من گفت كه امام تشريف ميآورد. يك مرد سالخورده لاغراندام وارد اتاق شد؛ خوش قيافه با ريش سفيد و طبق سنت محلي با كلاه بي لبه مشكي و روپوش خاكستري. وي در كنار صندليهاي ما در گوشه تخت نشست. مرا معرفي كردند. گويا در اطراف ما كسي نبود. اما حركات من سخنانم و حتي يك نگاه من به اطراف مورد توجه خاص بود. از راديو و تلويزيون هم كسي حضور نداشت.

ولايتي از قبل به من گفته بود كه براي انجام ملاقات خوب و مثمرثمر بهتر ميبود در عرض 15 -20 دقيقه تعريف ميكردم كه گورباچف در نامه خود چه نوشته بود. سلام كردم و آن‌چه را كه گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره( )همان‌طور كه عرض نمودم نامه فلسفي بود) نوشته بود.

به‌طور مختصر بازگو نمودم. 15 دقيقه به سخنانم گوش داد. گاهي اوقات سرش را تكان ميداد. سپس گويا عميقاً به فكر فرو رفت و پاسخ داد : من نااميد شدم. شنيده بودم كه گورباچف فردي انديشمند است. ارسال نامه براي او اتفاقي نبود. در آن نامه سخن از جايگاه و نقش بشر نه فقط در اين عالم خاكي بلكه عمدتا در عالم رباني بود. من به دنبال مسائل اين عالم نيستم من به عالم ديگر ميانديشم و پاسخ آن را دريافت نكردم. اما آن‌چه كه مربوط به عادي سازي روابط است من از آن حمايت ميكنم. « اين سخنان را با خرسندي ادا كردند. همين بود، همين. وي پس از ايراد اين سخنان از جاي خود برخاسته و خداحافظي نمود. تا اندازهاي احساس نارضايتي به من دست داد. بيرون آمده و كفشم را پوشيدم، اما مشكل بود چون يخ كرده بود. پيش خود فكر كردم كه سفرم نتايج مناسبي درپي نداشت. به همراهانم گفتم كه شايد بهتر باشد ملاقاتهاي برنامه ريزي شده (با آقاي هاشمي رفسنجاني، حضرت آيتا... خامنهاي ضيافت رسمي) را لغو كنيم. يك موضوع فكر مرا جلب كرده بود مايل نبودم وجهه وزير امور خارجه خدشه دار گردد. ولايتي متوجه همه چيز شد. به من گفت كه تماس ميگيرد.

واقعاً به نفع ايران نبود كه شوروي را از خود ناراضي نمايد. پس از ملاقات با امام خميني(ره) سفير ايران در اتحاد شوروي با همراهانم تماس گرفت و تقاضا كرد كه موضوع پخش خبر درباره ديدار با امام خميني(ره) با من به اين صورت هماهنگ شود: «ايران تصميم دارد اين گفت‌وگوي دوستانه را مثبت ارزيابي نمايد. طرف ايراني متذكر ميشود كه ايران به توسعه مناسبات با شوروي تمايل دارد. امام پس از استماع نظرات مندرج در نامه گورباچف از آن حمايت نمودند. رسانههاي ايراني نظرات امام(ره) در اين مورد را كاملاً منعكس ساختند. متأسفانه به توصيه پزشكان ملاقات طولانيتر امكانپذير نشد. اين ملاقات حتي از آن‌چه كه پزشكان گفته بودند نيز طولانيتر شد». من با موضع ايران در نحوه انعكاس ديدار به اين گونه موافقت كردم. بعد از نيم ساعت ولايتي به من زنگ زد. وي گفت: «اگر مترجم داريد تلويزيون را روشن كنيد». تلويزيون را روشن كردم و چه ميبينيم اين خبر همه چيز را تحتالشعاع قرار داده است: «اين يك ديدار تاريخي است، با اين ديدار مرحله جديد مناسبات با شوروي آغاز ميگردد. ملاقات يك ساعت به طول انجاميد و چنين چيزي بي سابقه بوده است. استقبال گرم خداحافظي گرم...» و به دنبال آن تلويزيون... راديو... روزنامهها به پخش اين خبر پرداختند. گويي در انزوا به‌سر ميبردند و اكنون درهاي غرب به روي آنان باز شده است.

دو روز آن‌جا ماندم. عصر در ضيافت شام، ولايتي تكرار كرد كه امام (ره) از اين ديدار راضي بودند. اين ديدار ويژهاي بود. (بدون شك ولايتي بدون موافقت امام (ره) نميتوانست اين سخنان را ايراد نمايد.) گفتم: ولي ايشان صحبت را با دو كلمه تمام كردند. اين‌طور به نظرم رسيد كه گفت‌وگوي جامعي نداشتيم. ولايتي در پاسخ گفت: شما متوجه نشديد ايشان سه بار به نشانه موافقت سرشان را تكان دادند. آيا ميدانيد اين امر چقدر برايمان مهم است! اين احترام و توجه فوق العاده بزرگي است. خلاصه كليه علامات و حركات و هر رمز آداب فرهنگي استنباط و برداشت خود را ميطلبد. اين سفر به لحاظ نتايج حاصله واقعاً يك سفر تاريخي بود. در ايران تا به امروز اين سفر را به ياد دارند. پس از آن كه من به گرجستان بازگشتم هنگام سفر رفسنجاني به تفليس وي اظهار داشت كه «شما تنها فرد خارجي بوديد كه با امام(ره) ملاقات كرديد.» امام خميني(ره) مرد بزرگي بود. از همان زمان مناسبات جديد ايران و گرجستان ولو در سطح شخصي، مبتني بر اصل برابري پايه گذاري گرديد. ديدار با امام خميني(ره) سال‌ها بعد بر روابط من آقاي هاشمي، آقاي خاتمي و ديگر مسؤولا‌ن ايران تأثير گذار بود. عليرغم اين‌كه در بعضي از موارد منافع ما متفاوت بود (مثلاً در مورد خطوط لوله نفت ) با لطف و عنايت امام خميني(ره) روابط گرم و فوقالعاده مثبتي بين گرجستان و ايران شكل گرفت كه اين موضوع بحث ديگري است.

اتفاقاً پيش از سفرم به ايران در بصره با صدام حسين ديدار كردم. در عراق دوازده هزار شهروند روسي مشغول به كار بودند. صدام سعي داشت احترامش را نسبت به من نشان دهد. مسلماً در صحبت‌هايمان به بيهودگي جنگ عراق و ايران اشاره كردم. به وي فهماندم كه اين جنگ واقعاً بيهوده بود و دير يا زود بر روابط شوروي با عراق تأثير ميگذاشت. ميزبان من تصور فردي لجوج را در ذهن من به‌جاي گذاشت. آن زمان حتي تصور نميكردم كه صدام حسين چه مقاصد خصمانهاي در رابطه با كويت داشت.

تأثير انقلاب اسلامي در شكل گيري و مبارزه حزب ا... لبنان(8)

 حميد ابوالقاسم زاده

3- نماد‌هاي شيعي

استفاده حزب‌ا... از نمادها و سمبل‌هاي مذهب شيعه براي انتقال پيام‌هاي خويش و تحريك و تشويق اعضا و پيروان به شيوه عمل خود بسيار مؤثر بوده است. عل‌يرغم تفاوت در فرهنگ و جامعه ايران و لبنان، اين واقعيت، جلوه ديگري از اثر پذيري حزب‌ا... از انقلاب اسلامي ايران است نمادهايي مانند عاشورا، شهادت امام حسين(ع)، سيره و جنگهاي پيامبر(ص) و امام علي(ع) و... حزب‌ا...، را در انتقال پيام‌هايي مانند جهاد، شهادت، استقامت و تحمل پذيري توانمندتر ‌ساخت.

به هر روي، تشكيل حزب‌ا...، گروه‌هاي مختلف شيعي خود به نتيجه رسيده بودند ولي شايد نقش ايران تولد اين حزب را شتاب بخشيده باشد. از سوي ديگر الهام‌گرفتن اين حزب از انقلا‌ب ملت ايران و نظام جمهوري اسلا‌مي در ابعاد گوناگون به‌خوبي نمايان است و اين گروه بيش‌ترين حمايت‌هاي معنوي ايران را به خود اختصاص داده است. سفرهاي سران حزب‌ا... و ديدارهاي آنان با مسؤولا‌ن نظام همه خبر از رابطه صميمي و برادرانه حزب‌ا... با ايران دارد.

نتيجهگيري

در اين تحقيق سعي شده است تأثير انقلاب اسلامي ايران بر گروه‌هاي مسلمان لبنان بررسي شود. با نگاهي به اوضاع سياسي لبنان ديديم كه تا قبل از رفتن امام موسي صدر از ايران طوايف شيعي در معادلات لبنان جايگاهي نداشتند و امام موسي صدر به‌عنوان منجي شيعيان لبنان آن‌ها را در تشكيلات سياسي، نظامي و اجتماعي سامان داد. تشكيل مجلس اعلاي شيعيان لبنان، حركه المحرومين و جنبش امل محصول حضور امام موسي صدر در لبنان بود. متأسفانه ايشان يك سال قبل از انقلاب اسلامي در ليبي ناپديد شد. پس از ناپديد شدن امام موسي صدر، جنبش امل در وضعيت مناسبي به‌سر نمي‌برد؛ اما با پيروزي انقلاب اسلامي و حمايت‌هاي نظام جديد در ايران جان تازه گرفت.

ظهور حزب ا... كه تحت تأثير مستقيم ايران انقلابي پا به عرصه لبنان گذاشت نشانه بارز تاثير انقلاب ايران در آن كشور است.

حزبا... كه در اوايل دهه 80 تأسيس شد در مبارزه با اسرائيل به پيروزيهاي مهمي دست يافت كه نمونه آخر آن پيروزي در جنگ 33 روزه و آزادي برخي اسرا - بهشدت متأثر از ايران است. اين حزب پس از ايفاي نقشي مهم در مبارزه با اسرائيل، با شركت در انتخابات پارلمان و شوراهاي شهر و روستا به ايفاي نقش در وجوه سياسي و اجتماعي پرداخت. حزب ا... انواع خدمات را به مردم لبنان ارائه داده و به تبليغ مبارزه با اسرائيل (دشمن شماره يك جهان اسلام) مي پردازد. به‌طور كلي تأثير انقلاب ايران را ميتوان در امور زير بين مسلمانان لبنان به‌ويژه شيعيان مشاهده كرد:

الف: تقويت حركتهاي اسلامي به‌طور مشخص امل و تحكيم جايگاه شيعيان در بين طوايف لبنان (همان‌طور كه ذكر شد قدرت در لبنان طايفهاي است)

ب: شكل‌گيري گروه حزبا... در عرصه سياسي مبارزاتي لبنان.

امروزه تأثير انقلاب اسلامي در لبنان حتي در سطوح ظاهري نيز نمايان است، به‌گونه‌اي كه تعداد زيادي از تصاوير امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري در نقاط مختلف لبنان به چشم ميخورد. فرجام سخن اين‌كه انقلاب اسلامي ايران در لبنان به‌ويژه بين گروه‌هاي مسلمان شيعه تأثير شگرف و تعيين كنندهاي به‌جاي گذاشته و حزب ا... را در صدر اخبار خاورميانه نشانده است. در اخبار خاورميانه هميشه نام حزب ا... لبنان به چشم ميخورد؛ گروهي كه هم از لحاظ ايدئولوژيكي، تشكيلاتي و عملكردي، متأثر از ايران است.

ما توانستيم (15)
بيداري اسلامي‌

 اكبر مظفري

قرن‌هاي متمادي بود كه مسلمانان به خوابي سنگين و دهشتناك فرو رفته بودند و سرمايه‌هاي مادي و معنويشان به تاراج مي‌رفت. در واقع نخستين دشمني كه مسلمانان را به زانو درآورد و عزتشان را به غارت برد، خواب بود. «سعدي در گلستان، در باره آن كساني كه سر كوهي بودند و دشمن آن‌ها را تصرف كرد، چه شيرين و زيبا گفته است. او مي‌گويد: نخستين دشمني كه بر آنان تاخت و تصرفشان كرد، خواب بود.»(1) وقتي مسلمانان به خواب رفتند، دزدان بيدار، بر گنج‌هاي مادي و معنوي جهان اسلام چنگ انداختند و با خيال آسوده هر قدر كه توانستند ثروت آن‌ها را به يغما بردند. هرچند بودند شمع‌هايي كه گاه در سياهي ظلمات مي‌سوختند و با نور وجودشان، روشني‌بخش جان‌هاي خفته مي‌شدند. اما هرگز قدرت آن را نداشتند كه امتي را به بيداري، حركت و باز يافتن هويت اسلامي خويش وادارند.

خورشيد انقلاب اسلامي در چنين روزگار سياهي تابيدن گرفت و «حركت عظيم ملت ايران نقطه عزيمتي براي دنياي اسلام شد. امروز بيداري اسلامي، از شرق دنياي اسلام - حداقل از پاكستان - تا شمال آفريقا را فرا گرفته است. مردم اسلام‌خواهي دارند و آن را علني كرده‌اند»(2) و اين يعني امام، امت و انقلاب ايران مرزهاي جغرافيايي را درنورديده و امت اسلامي را به حركت، حيات، پويايي و بيداري واداشته است. «امروز جمعيت دنياي اسلام يك پنجم جمعيت همه دنياست... اين‌ها احساس كرده‌اند كه اسلام و دين و عقيده و گرايش و دلبستگي اعتقادي‌شان امروز مي‌تواند به مهم‌ترين سؤال‌هاي مطرح در دنيا پاسخ دهد؛ اين‌ها احساس هويت كرده‌اند. بدون اين كه ما در دنيا كاري كرده باشيم، نام انقلاب و نام امام‌، دنياي اسلام را فراگرفت. در هر نقطه‌اي از دنياي اسلام مسلماني زندگي مي‌كرد، اگر كسي مي‌رفت، مي‌ديد نام امام، نام انقلاب، معارف انقلاب و شعارهاي انقلاب در آن جا مطرح است.»(3) در واقع انقلاب اسلامي بذر بيداري جهان اسلام را در سرزمين قلوب ملت‌هاي مسلمان كاشت و نيم رخي از چهره مشعشع حكومت نبوي و علوي را براي امت اسلامي ترسيم كرد و حتي پا را فراتر نهاد و چون پيامبري، وجدان انسان معاصر را، مخاطب شعائر الهي و انساني خود قرار داد و در روزگاري كه سكه رايج جهاني به نام كفر و بيداد ضرب مي‌شد، بانگ برداشت كه «مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتي از اين برزخ بي‌انتهايي كه انقلاب اسلامي ما براي همه جهان‌خواران آفريده است، احساس غرور و آزادي كنند و آواي آزادي و آزادگي را در حيات و سرنوشت خويش سر دهند و بر زخم‌هاي خود مرهم گذارند كه دوران بن‌بست و نااميدي و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است و گلستان ملت‌ها رخ نموده است.»(4)

اين صلاي توحيدي كه گويي از ژرفاي تاريخ‌ اسلام و از گلوي فاتح خيبر برمي‌خواست، آتشفشان دل ملت‌ها را به فوران واداشت و شوري سرشار از اميد، در نهاد يكايك آن‌ها آفريد. امروز در بستر همين آواي آسماني است كه «در دنيا آوازه اسلام جاذبه پيدا كرده است. بشريت دل‌مرده، نسل‌هاي جوان افسرده دنيا كه از همه جا نااميد شده‌اند، به اسلام توجه پيدا كرده‌اند. احساسات جوامع اسلامي دارد بيدار مي‌شود. كشورهايي را مي‌بينيد كه شوق اسلام، آن ملت‌ها را به هيجان آورده و در آن‌ها شوري افكنده است.»(5) گويي بعثتي دوباره آغاز و رستاخيزي ديگر بر پا شده و فضاي عمومي جهان را به پذيرش اسلام واداشته است. بهطوري كه «امروز سران كشورهاي مسلمان، حتي آن‌هايي كه از اسلام بهره چنداني هم ندارند، خود را مجبور مي‌بينند كه به اسلام تظاهر كنند! چرا؟ چون ملت‌ها اسلام را مي‌خواهند. امروز دستگاه‌هاي كفر و استكبار جهاني، در مقابل مسلمين احساس رعب مي‌كنند. چرا؟ چون مسلمانان ديگر احساس حقارت ندارند. مسلمانان، امروز در هيچ نقطه دنيا از مسلماني خودشان خجالت نمي‌كشند؛ بلكه به آن افتخار مي‌كنند؛ اين‌ها را انقلاب كرد.»(6) انقلاب به مثابه صور اسرافيلي‌ كه بر گورستان جهان اسلام نواخته شود، امت اسلامي را به بيداري و باز يافتن هويت خويش واداشت. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، بيگانه ستيزي ملت افغانستان، سقوط حزب بعث عراق، انقلاب سنگ فلسطين، تولد حزب‌الله لبنان و... پژواك اين فرياد بود كه در زمان كوتاهي به وقوع پيوست و آتش بيداري اسلامي را شعله‌ورتر كرد. اينك امت اسلامي، در اقصي نقاط جهان بيدار شده است و عزم آن دارد كه جايگاه پرافتخار گذشته خويش را بازيابد. بدون ترديد تجديد حيات اين قهرمان بزرگ تاريخ، محصول تلاش و توانستن انقلاب اسلامي ايران است.

پينوشت‌ها

1- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با پرسنل ارتش، 27 فروردين 1376

2- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار كارگزاران نظام اسلامي، 15 مرداد 1382

3- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار علماء و روحانيون كرمان، 11 ارديبهشت 1382

4- صحيفه امام‌قدس سره، ج21‌، ص 82

5- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اقشار مختلف مردم، 29 دي 1370

6- بيانات مقام معظم رهبري در جمع گروهي از خانواده‌هاي شهدا و...، 11 دي 1370

 روزنه

انقلاب بناي صدو پنجاه ساله استعمار را با خاك يكسان كرد

آيا ما مردم، همان مردم پانزده سال قبليم؟ پانزده سال قبل، در ايران چه خبر بود؟ در مشهد ما و شما چه خبر بود؟ جوانان چه طوري بودند؟ دانشگاه چه طوري بود؟ حوزه علميه چه طوري بود؟ حالا چگونه است؟ آيا اين تغيير، تغيير قابل تحقق در ظرف پانزده سال است؟ اين، غير از معجزه الهي و توجه معنوي و برقي كه از عالم غيب زده شد، چيز ديگري است؟ اين انقلاب سر كشيد و رشد كرد. اولين اثري كه اين انقلاب گذاشت، اين بود كه بناي صدوپنجاه ساله استعمار در سطح عالم را با خاك يكسان كرد. كدام بنا را؟ استعمار صدوپنجاه سال زحمت كشيده بود، تا روحيه مسلمانان را خرد كند. مسلمان در دنيا، از قبل مسلمان بودن خودش، احساس شخصيتي نمي‌كرد. كدام‌يك از شماها ديديد يا شنيديد كه در دوران طاغوت، كسي در نقطه‌اي از عالم - در اروپا، در آمريكا، در نقاط دوردست - گردنش را بالا بگيرد و با افتخار بگويد: «من مسلمانم؟» آن روز هم مسلماني افتخار بود، اما كسي اين را احساس نمي‌كرد. روحيه‌ها را خرد كرده بودند. انقلاب آمد، اين واقعيت را دگرگون كرد. مسلمانان در همه جاي دنيا، احساس هويت اسلامي كردند و روحيه گرفتند. براي همين است كه ما مي‌گوييم اين حركت انقلابي، ضربه خودش را به ابرقدرتها زده است و كاري از آن‌ها بر نمي‌آيد.
1- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار علما و... استان خراسان، 15 خرداد 1369