صفحه بين الملل

اهداف چهارگانه امريكا از اعزام نيروي بيش تر به افغانستان

باراك اوباما رييس جمهور آمريكا اخيراً استراتژي خود مبني بر اعزام 30 هزار نيروي امريكايي به افغانستان را اعلان عموميكرد.

اين نيروها قرار است تا تابستان سال2010 ميلادي در افغانستان استقرار يابند و به 68 هزار نيروي كنوني آمريكا بپيوندند و تعداد نيروهاي آمريكايي در اين كشور به 98 هزار نفر برسد.

با وجودي كه اوباما در استراتژي جديد خود اعلام كرده است كه نيروهاي آمريكايي حاضر در افغانستان از 18 ماه ديگر (مرداد 1390 ) به مرور از افغانستان خارج خواهند شد، اما پر واضح است كه خروج ميتواند معاني مختلفي داشته باشد و از آغاز تا پايان آن جدول زماني چند ساله اي طراحي شود كه آخرين سرباز آمريكايي حاضر در افغانستان سال ها بعد پا از اين كشور به خارج بگذارد.

براي بسياري از تحليلگران و ناظران منطقه پرسش اساسي در شرايط كنوني اين است كه چرا با وجودي كه افكار عمومي آمريكا مخالف حضور نظاميدر افغانستان است و دولت اوباما هم خود بارها اعلام كرده كه با سياست نظاميگري مخالف است، از زمان حضور اوباما در كاخ سفيد بيش از 50 هزار نيروي آمريكايي به افغانستان اعزام شده يا در حال اعزامند.

براي پاسخ به اين سوال ميتوان چند فرضيه را به عنوان دلايل اصلي افزايش حضور نيروهاي آمريكايي در افغانستان ذكر كرد :

1 - نخستين هدف آمريكا همان گونه كه خود اعلام كرده، مبارزه با طالبان و القاعده است. نيروهاي طالبان و القاعده در ماه هاي اخير قوت يافته اند و حملات گسترده اي عليه نيروهاي ناتو و آمريكا به انجام رساندهاند. اين استراتژي در نظر دارد در كنار افزايش حجم حملات عليه شبه نظاميان تندروي طالبان و القاعده در يك برنامه سياسي با عناصر ميانهروي طالبان (اگر موجود باشد) و نيز بدنه اين گروه در دولت كرزاي شريك شده و سعي شود ارتباط ارگانيك بين طالبان و القاعده قطع شود. در اين صورت عناصر القاعده به مناطق مرزي و قبيله اي پاكستان سرازير خواهند شد كه يكي از نگرانيهاي دولت پاكستان نيز همين موضوع است.

2 - اما اين تمام هدف آمريكا نيست و به نظر ميرسد هدف ديگر واشنگتن از افزايش نيروهايش در افغانستان به تحولات در پيش روي پرونده هستهاي ايران نيز مربوط باشد. هر چند به نظر نميرسد از نيروهاي آمريكايي حاضر در افغانستان براي حمله به ايران استفاده شود، اما حضور اين نيروها به زعم آمريكاييها ميتواند بهعنوان يك اهرم فشار عليه ايران باشد و مرزهاي شرقي تهران را ناامن كند.

3 - هدف سوم آمريكا از حضور نيروهايش در افغانستان يك هدف راهبردي و بلند مدت است. در چارچوب اين استراتژي افغانستان به عنوان يك پايگاه مهم در نزديكي آسياي مركزي از سويي و چين از سوي ديگر ميتواند به عنوان پايگاهي براي مهار قدرت رو به رشد چين و نزديكي به حوزه خارج نزديك روسيه از سوي ديگر مورد استفاده قرار گيرد. 4 - اما هدف چهارم آمريكا از حضور در افغانستان كنترل و مهار تنها كشور اسلاميدارنده سلاح هستهاي يعني پاكستان است. آمريكا به شدت نگران امنيت زرادخانه هستهاي پاكستان است و از اين نگران است كه ده ها كلاهك هستهاي پاكستان به دست نيروهاي افراطي القاعده و طالبان بيفتد. در صورت حضور نيروهاي آمريكايي در نزديك پاكستان، واشنگتن ميتواند در مواقع بحراني قدرت اتمي پاكستان را مهار كند.

بنابراين همان‌گونه كه اشاره شد با توجه به اهداف استراتژيك آمريكا در منطقه بعيد به نظر ميرسد كه استراتژي خروج نيروهاي آمريكايي از افغانستان با توجه به هزينه هاي تحميل شده بر آمريكا در 8 سال گذشته (هزينه هاي انساني و مالي ) و نيز استراتژي بلند مدت كاخ سفيد از حضور در نزديكي كشورهايي چون چين و روسيه به اين زودي ها رنگ تحقق به خود بگيرد.

نگاهي كوتاه به وضعيت زنان در كشورهاي اروپايي
زنان زيرچكمه هاي غرب

 طهورا مهدوي

وضعيت زنان در اروپا بسيار اسفناك است. چندي پيش شوراي اروپا به عنوان يك منبع رسمي و موثق در گزارشي از اعمال خشونت گسترده عليه زنان در كشورهاي اروپايي خبر داد. در اين گزارش با ابراز تأسف از تبعيض و خشونت عليه زنان آمده است كه در برخي كشورهاي اروپايي در هر ساعت يك زن قرباني خشونت، جان خود را از دست ميدهد.

در غرب نگاه مردان به زنان يك نگاه كاملاً ابزاري است. از سوي ديگر به دليل نبود نهادهاي حمايتي كارا در اين زمينه، غالب زنان و دختران غربي از سوي مردان مورد آزار و اذيت قرار ميگيرند و اين در حالي است كه شكايت به پليس هم نميتواند اين معضلات را كاهش دهد

يكي از كشورهايي كه در زمينه خشونت عليه زنان در اروپا سرآمد است انگلستان است.در همين راستا اخيراً پژوهشگران امور اجتماعي در انگليس در باره افزايش خشونت عليه زنان در اين كشور هشدار دادند. براساس آمار از هر پنج جرم و جنايت خشونت آميز در اين كشور، يك جنايت عليه زنان است. دولت انگليس در نظر دارد براي پيشگيري و جلوگيري از اين جرمها، با قدرت بيش‌تري عمل كند، اما انجمنهاي اجتماعي و حمايت از خانواده معتقدند اين اقدامات نميتواند كافي و مناسب باشد. پژوهشگران در ارزيابي عوامل مؤثر در افزايش چنين جرمهايي يا در بررسي علل مداخله نكردن قانون در جلوگيري از اين جرمها ميگويند، بسياري از آنان كه مورد ظلم واقع ميشوند به مراكز قانوني همچون مراكز پليس اطلاع نمي دهند و حتي در بسياري از موارد، دوستان اين افراد نيز از اين اتفاقات بيخبرند.

از سوي ديگر انگلستان در دنيا به عنوان پايتخت تجارت جنسي زنان در جهان شناخته ميشود. قاچاق انسان و بخصوص زنان در قرن هاي اخير به يكي از پردرآمد ترين صنعت هاي دنيا بدل گشته است.

اغلب كودكان و زنان ازسراسر دنيا به انگلستان قاچاق ميشوند و با وجود اين‌كه صنعت بردهداري در پارلمان انگلستان در200 سال قبل غير قانوني اعلام شده است در اين كشور به آساني مورد بهرهبرداريهاي جنسي قرار ميگيرند. اين قاچاقچيان زنان را بين2000 تا8000 دلار ميفروشند. عدهاي از اين زنان مجبورند كه تا16 ساعت در روز كار كنند. بيش‌تر قربانيان قاچاق در انگلستان از كشورهاي اروپاي شرقي مانند ليتواني، روسيه، آلباني و اوكراين هستند و بقيه آن ها از شرق دور ، آمريكاي جنوبي و... قاچاق ميشوند.

اغلب زناني كه به اين كشور قاچاق ميشوند به خانههاي فساد فروخته ميشوند و سن اين قربانيان نيز بيش‌تر بين 18 تا 24 سال ميباشد.

البته اين آمارهايي است كه از سوي دولتهاي اروپايي تخمين زده ميشود و در واقعيت امر اوضاع زنان در اروپاي حال حاضر بسيار وخيمتر است. برخي آمارها در اين زمينه به قدري وحشتناك و غيرانساني است كه حتي فكر كردن درباره آن‌ها نيز انسان را آزار ميدهد. البته اين در حالي است كه سران اروپايي كشورهاي خود را مهد دموكراسي و آزادي ميدانند و داعيه دار حفظ حقوق زنان هستند. هم اكنون بسياري از زناني كه در بيرون از خانه كار ميكند حتي در سر كار امنيت ندارند و به صورتهاي مختلفي مورد آزار و اذيت قرار ميگيرند.

اما بايد گفت در چند دهه اخير اين معضلات به حدي جدي شده است كه زنان به سوي نحلههاي فمينيستي و انتقام جويي از مردان كشيده شده اند.

هم اكنون در غرب بسياري از زنان به نفرتي دروني از مردان دچار شدهاند و تنها هدف از زندگي خود را انتقام از مردان ميدانند. از سوي ديگر اين حجم گسترده از خشونت ها كه عليه زنان صورت ميگيرد، غالباً موجبات افسردگيهاي شديد در بين زنان را پديد ميآورد و در برخي از موارد اين افسردگيها به حدي حاد ميگردد كه منجر به خودكشي ميشود. اما در نهايت و بهعنوان سخن آخر بايد گفت كه وضعيت زنان در آن سوي مرزها بسيار اسفناك است.

آمار و ارقاميكه از سوي خود اين كشورها در اين باره منتشر ميشود به تنهايي نشان از شدت وخيم بودن اوضاع دارد. البته بايد گفت اين خشونت در حقيقت برخاسته از نگاه اومانيستي و عدم توجه به آموزه هاي ديني است كه ساليان درازي است از جامعه هاي اروپايي رخت بربسته است.

ناتو و فاجعه اي ديگر

 نساء اميري نصرآبادي

جنايت‌هاي ناتو در افغانستان همچنان ادامه دارد.جناياتي كه هيچ گاه در دادگاه‌هاي بين المللي و سازمان‌هايي كه به‌ظاهر مدافع حقوق بشر هستند نامياز آن‌ها به ميان نمي آيد!تازه ترين گزارشها از از كشته شدن دوازده غيرنظاميدر حملات جنگنده هاي ناتو در شرق افغانستان حكايت دارد.

در حالي كه مقامهاي ناتو با تكذيب اين خبر مدعي شدهاند در اين حمله تنها افراد وابسته به شبه نظاميان طالبان كشته شده اند، صدها تن از ساكنان اين منطقه با تظاهرات در خيابان‌ها خواستار برخورد با عاملان كشتار غيرنظاميان شدهاند. نا تو همواره جنايت‌هاي خود در افغانستان را كتمان مينمايد.

مردم خشمگين لاگمن با سردادن شعارهايي عليه نظاميان خارجي خواستار دستگيري و مجازات عاملان اين حمله شده اند. در همين حال دفتر “حامد كرزاي” با محكوم كردن اين حمله از صدور دستور رسيدگي به اين مورد خبر داده است.حضور ناتو در افغانستان همواره بحران آفرين بوده است.

آمريكا خواستار آن است كه تمامينيروهاي جديدي كه متحدانش متعهد شدهاند به افغانستان اعزام كنند، تا نيمه نخست سال2010 در اين كشور مستقر شوند. واشنگتن از هلند و كانادا ميخواهد تا به رغم طرح هاي مورد نظر خود در ارتباط با خروج نيروهايشان از افغانستان، از آمريكا حمايت كنند.

مردم اروپا بارها از رهبران خود خواسته اند تا مواضع قاطعانه اي در برابر ايالات متحده و زياده خواهي هاي آن در افغانستان و عراق بگيرند و تسليم راهبردهاي كاخ سفيد در اين دو كشور نشوند.

برخي رسانه هاي اروپايي نيز در برهه كنوني تأكيد دارند كه زمان آن رسيده كه اروپايي‌ها شجاعت بازخواست آمريكا در اين باره را پيدا كنند؛ در غير اين صورت در پيمودن راهي نامعلوم، واشنگتن را همراهي ميكنند. اروپايي‌ها بايد پاسخ پرسش‌هايي را از اوباما مطالبه كنند كه وي در معرفي راهبرد جديدش درباره افغانستان پاسخ نداده است. مثلاً اين‌كه آيا اين آخرين تلاش نظاميبزرگ براي حل اين مسأله است يا اين اقدام يك درجه ديگر ما را به ويتناميشدن اين جنگ نزديك‌تر ميكند؟ دبيركل ناتو به گونه اي رفتار ميكند كه انگار هيچ نقطه زماني برگشتي در راهبرد اوباما آورده نشده است. در هر صورت ناتو يكي از اصليترين نمادهاي شكست غرب در افغانستان محسوب ميشود و ادامه حضور آتلانتيكيها در افغانستان ميتواند بر دامنه و شدت اين شكست بيفزايد. آيا ناتو ميخواهد در اين خصوص به سپر بلاي اوباما تبديل شود و مانند دوران رياست جمهوري بوش پسر در باتلاق افغانستان به دام افتد؟

حضور بيش‌تر از100 هزار نيروي خارجي در افغانستان، نه تنها هيچ تأثيري در بهبود وضعيت امنيتي كشور نداشته، بلكه بر عكس با گذشت هشت سال از حضور اين نيروها، وضعيت امنيتي افغانستان وخيم تر نيز شده است. جنگ جاري بين نيروهاي خارجي و مخالفان، فاقد هدف و مكان مشخصي است و علاوه بر نبود يك استراتژي واحد و معين ميان نيروهاي مختلف خارجي در افغانستان، بين اين نيروها و دولت افغانستان نيز اهداف مشتركي وجود ندارد.در چنين شرايطي تداوم حضور نيروهاي ناتو در افغانستان چه معنا و مفهومي دارد؟!

سيد حسن نصرا...:
تاريخ بشر رهبراني وحشي تر از رهبران امريكا سراغ ندارد

دبير كل حزب ا... لبنان با اشاره به خودخواهي امريكا در قبال مسؤوليتهاي جهاني خود تأكيد كرد: نخبگان آمريكا دشمن بشريتند.

به گزارش واحد مركزي خبر، سيد حسن نصرا... كه در شب تاسوعاي حسيني در مجتمع سيد الشهدا در جمع هزاران نفر از عزادران حسيني درباره نقش و مسؤوليت هاي نخبگان گفت: نخبگان داراي مسؤوليت هاي بزرگ دنيوي و اخروي هستند.مردم عادي نيز مسؤولند و نبايد با هر بادي به سويي تمايل پيدا كنند، بلكه بايد اهل بصيرت شده و به آگاهي دست پيدا كنند.

سيد حسن نصرا... در ادامه با اشاره به شرايط كنوني جهان و بيتوجهي كشورهاي قدرتمند در قبال مسؤوليتهاي خود در برابر كشورهاي ضعيف تاكيد كرد: كشورهاي بزرگ صنعتي در كنفرانس آب و هوايي كپنهاگ حتي حاضر نشدند به تعهدات خود در قبال آب و هواي جهاني كه در آن زندگي مي كنند متعهد باشند و اين كنفرانس شكست خورد.

وي تصريح كرد: خداوند، امام خميني(ره) را غريق رحمت كند كه فرمود “آمريكا شيطان بزرگ است”، تاريخ بشر، كشور و رهبراني وحشتي تر از رهبران آمريكا سراغ ندارد.

دبير كل حزب ا... لبنان با طرح اين پرسش‌ها كه آيا جنگ هاي آمريكا در منطقه براي نجات ملل اين منطقه است؟ آيا براي گسترش دموكراسي است؟آيا اين جنگها براي تحقق عدالت و آزادي انسانيت است؟ گفت: خير! اين گونه نيست و تمامي اين جنگ ها براي نفت و گاز است.

نصرا... ادامه داد: آيا اين همه پايگاه هاي نظامي و فرستادن هزاران نيرو به منطقه براي آزادي بيان است؟ خير! اين گونه نيست؛ آن‌ها ميخواهند بر گزينه ها، منابع و تواناييهاي ما مسلط شوند.

وي تصريح كرد: ملت آمريكا بهاي اين جنگها را ميپردازد؛ زيرا جرج بوش در طول جنگ هاي 8 ساله خود 12 تريليون دلار بر ماليات دهندگان آمريكا تحميل و اين پول ها را به جيب شركتهاي بزرگ سرازير كرده است.

نصرا... ادامه داد: يك‌سال از جنگ و محاصره غزه ميگذرد، اما اجازه داده نميشود خانههاي غزه ساخته شود و جهان همچنان به سكوت خود ادامه ميدهد.

دبير كل حزب ا... لبنان گفت: يك سال مردم غزه در پلاستيك زندگي كرده و خانههاي خود را از گل ميسازند. جهان در برابر اين حقايق سكوت كرده است.

جيمز جونز:
ايران تنها كشوري است كه سرنوشتش را خودش تعيين مي كند

مشاور امنيتي كاخ سفيد تاكيد كرد كه باب گفتگوهاي ديپلماتيك با ايران در خصوص برنامه هسته اي اين كشور همچنان نيمه باز مي ماند.به گزارش فارس به نقل از روزنامه آمريكايي “وال استريت ژورنال “، “جيمز جونز “ در گفت‌وگو با خبرنگاران در دفتر خود در كاخ سفيد اعتراف كرد: در خصوص برنامه هستهاي، ايران همچنان تنها كشوري است كه سرنوشت خود را خودش تعيين ميكند و باب گفت‌وگوهاي ديپلماتيك با مقامات ايراني همچنان نيمه باز ميماند. وي در ادامه با لحن تهديدآميزي افزود: البته اين باب گفت‌وگوها ممكن است براي مدت زيادي اين چنين نيمه باز باقي نماند و كم كم بسته شود. درحالي كه ايران همواره همكاري كامل و همه جانبه اي با آژانس بين المللي انرژي اتمي داشته است، روزنامه آمريكايي وال استريت ژورنال در گزارش خود مدعي شد: چنان‌چه ايران جديت خود را در خصوص پرداختن به نگرانيهاي بينالمللي و پايبندي به تعهدات بينالمللي نشان ندهد، عملكرد غرب [در پيش گرفتن گفتگوهاي ديپلماتيك در قبال ايران] نيز در ماه ژانويه تغيير خواهد كرد و به سمت اعمال تحريم هاي شديدتر در شوراي امنيت سازمان ملل پيش خواهد رفت.

سيخجو (نقشه راه)

 علي اديب قفقازي

1. سخنگوي انگليسي: اگر ايراني‌ها نخواهند فعاليت‌هاي هسته‌اي‌شان را تعطيل كنند و از اوامر جامعهِ جهاني اطاعت كنند، به تلمود قسم و به پروتكل‌هاي يهود سوگند كه سياست قبلي‌مان را كش خواهيم داد.

2. خبرنگار انگليسي: چي هست حالا‌؟

1. زردك با باتوم.

ع‌ع‌ع‌

2. خبرنگار انگليسي: واكنش ايران چه خواهد بود؟

3. سخنگوي هيأت ايراني: دوران اين منگل‌بازي‌ها تمام شده، بايد عاقلا‌نه فكر كنند و مشاوران عاقل با مغزهاي غيرالكلي براي خودشان استخدام كنند.

2. مي‌گويند جامعهِ جهاني...

3. بله، گروهك پنچر پنجروي يك بايد به جامعهِ جهاني 190 كشور دنيا بپيوندد.

2. اگر نپيوندند چي؟

1. جامعهِ جهاني مي‌پيونداندشان.

2. پيشنهاد شما چيست؟

3. در موقع خودش ارائه مي‌كنيم.

2. ولي جامعهِ جهاني بي‌صبرانه منتظر است بشنود.

3. شنيده است.

2. منابع آگاه مي‌گويند كه نقشهِ راه پيشنهادي شما براي گروه 1+5 طرح سيخجو خواهد بود.

3. اميدواريم كه مجبور به استفاده از آن نشويم.

2. اگر شديد؟

3. بدون ترديد استفاده مي‌كنيم.

2. ترجمه قابل فهم آن براي جزيره نشينان چيست؟

3. به‌عبارتي: (poke=) سيخ + (barley=) جو

پي نوشت

1. جزيرهِ انگل‌وساك‌سوني انگل‌لستان

فقر و غناي غرب(13)

 سيد محمد علي مدرسي

ٍپيشرفت نامتعادلا

ا‌ز مطالب گذشته روشن شد كه پيشرفت غرب، پيشرفتي متعادل و متوازن نبود. در برخي ابعاد جهش‌هاي بزرگي داشت و در برخي ابعاد پسرفت‌هاي مهمي؛ درست همانند بدني كه برخي اعضاي آن بهصورت فزاينده رشد كند و برخي اعضاي مهم ديگر به ضعف و لا‌غري بگرايد. مي‌توان در اين‌جا از تعبير يكي از دانشمندان غربي استفاده كرد كه مي‌گويد: «انسان مدرن در متن جهلي جديد» به پيش‌مي‌رفت. نمونهِ آن -در بُعد علمي- تجربه‌گرايي مفرط دانشمندان غرب بود. در حالي كه قبل از نهضت علمي اروپا، تجربه و مطالعهِ عيني طبيعت مورد بي‌مهري قرار مي‌گرفت، در عصر روشنگري، ضمن اين كه بدان توجه شد و نتايج مطلوبي از آن به دست آمد، چنان در اين زمينه افراط گراييدند كه هرچيز غيرملموس و غيرقابل تجربه را انكار كردند و يا ناديده گرفتند. تا آن‌جا كه «ديدرو» -دانشمند فرانسوي (سدهِ 18م) و نويسندهِ اصلي دايره` المعارف مشهور فرانسه- در سخناني خام و نسنجيده اعلا‌م كرد: علوم رياضي، به‌خاطر انتزاعي و غيرتجربي‌بودن، بهزودي از ميان خواهد رفت.(1) روش تجربي، در حوزه‌هاي ويژهِ خود، لا‌زم و ضروري است ولي به‌كار بردن آن در حوزه‌هاي غيرتجربي نادرست و غيرمعقول است؛ همانند كسي كه با ميكروسكوپ، ستارگان و كهكشان‌ها را رصد كند. بي‌ترديد ميكروسكوپ وسيلهِ بسيار خوبي است،‌ اما اگر در غيرجاي خود به‌كار گرفته شود، عامل گمراهي و سردرگمي خواهد شد، و اين چيزي است كه غرب بدان گرفتار شد. هرچند گروهي از دانشمندان غربي (همچون باركلي و بسياري از ايده‌آليست‌هاي پيرو كانت و هگل) سعي كردند با طرح‌هاي علمي و فلسفي خود جلوي اين موج را بگيرند و از متافيزيك دفاع كنند؛ اما به سبب رسوخ مادي‌گري در افكار مردم و همچنين ضعف مباني فكري برخي از آن‌ها، توفيق محدودي به دست آوردند.

آري! تحولا‌ت و نوآوري‌هاي اروپا در سدهِ 17 و به‌ويژه 18 ميلا‌دي انبوه و شگفت بود، اما نه در همهِ زمينه‌ها، همين پيشرفت يك سويه بود كه بسياري از روشنفكران غرب در آن زمان را دچار اشتباه و «غرور» كرد. آن‌ها گمان كردند كليد همهِ رازها و رمزها و خوشبختي‌ها را به‌دست آورده‌اند؛ تمام مجهولا‌ت و مشكلا‌ت را حل كرده يا حل خواهند كرد و با كمك عقل تجربي (عقل جزيي) برترين و كامل‌ترين تمدن را برپا خواهند ساخت. برخي از آن‌ها مغرورانه مدعي بودند هيچ نيازي به دين و وحي (هدايت الهي) و حتي بهشت خدا ندارند. اين همان «اومانيسم» (انسان‌پرستي) است، كه انسان را معيار همه چيز مي‌داند و روح حاكم بر تمدن جديد غرب است.

اشتباه روشنفكران غرب در ارزيابي پيشرفت و ترقي خود و غفلت از اين نكته كه آن‌ها در «انسان‌شناسي» و «جهان‌بيني» دچار ضعف بنيادين هستند، پيآمدهاي منفي فراوان و سنگيني براي غرب داشت. نويسندهِ فرانسوي كتاب «جريان‌هاي بزرگ در انديشهِ‌غرب» با اشاره به اين «توهم ترقي» در همه چيز، مي‌نويسد: مدرن‌هاي سدهِ هفدهم [يعني سدهِ «هابز»، «جان لا‌ك»، «نيوتن» و...] هرگز انديشهِ پيشرفت اخلا‌قي و اجتماعي را به‌طور كامل [و صحيح] درنيافتند. اما [در عين حال] با اعلا‌م [اين عصر] به‌عنوان عصر پيشرفت فكري ... روشنفكران سدهِ بعد [قرن 18-عصر روشنگري] را بر آن داشتند تا از پيشرفت انسان در همهِ جبهه‌ها سخن بگويند(2[ )در حالي كه واقعاً چنين نبود، بلكه در برخي جبهه‌ها پيشرفت و در برخي عرصه‌ها تنزل و انحطاط بود.]

يكي از نويسندگان معاصر آمريكا، با صراحت بيش‌تر، مي‌گويد: اشتباهي كه بنيادگزاران عصر روشنگري مرتكب شدند ما را به اين مرحله رسانده است؛ مرحله‌اي كه در آن و در جامعه ما بر تعداد افراد تكرو و تنها، روزانه افزوده مي‌شود، افرادي كه آرامش نداشته بي‌تاب و بي‌قرارند و چون، همبستگي و پيوندي هم با ديگر افراد در جامعه احساس نمي‌كنند، گيج و سرگردان در پي جذب احساسات شورانگيز [اما] پست و زودگذرند. در اين حال است كه ليبراليسم نه تنها كمكي به اين گروه نيست، بلكه آنان حتي عاجز از حل مشكلا‌ت و تصحيح اشتباهات خود هستند. «ليبراليسم» فقط به دنبال دستيابي به آزادي‌هاي بيش‌تر و مطالعهِ حقوق مدني بيش‌تري است [نه به‌دنبال هدف‌هاي متعالي(.]3)

غرور و توهم يادشده، زير چتر «اومانيسم»،‌در قرن نوزده (قرن انقلا‌ب صنعتي) ادامه يافت و حتي شدت گرفت.

اما ديري نپاييد كه اين غرورها جاي خود را به شك و ترديدها و بعد نگراني‌ها و اضطراب‌ها (دست كم در ميان بسياري از انديشمندان غرب) داد. برخي از ان‌ها دريافتند كه: «پنجره‌اي كه انسان‌ها در دوران تجدد بدان روي كردند... كوچك از كار درآمده است و بالا‌تر از سطح‌بيني انسان را نشان نمي‌دهد، و اين سخن بدين‌ معناست كه وقتي از پنجرهِ علم [علم تجربي و جزيي] نگاه مي‌كنيم نگاهمان به پايين مي‌افتد و فقط چيزهايي مي‌بينيم كه از ما نازل‌ترند.»(4)

با روشن‌شدن برخي ضعف‌ها و پيامدهاي منفي ليبراليسم، اومانيسم، ماشينيزم، تجربه‌گرايي و... سرخوردگي شديد در ميان بعضي از دانشمندان و مردم عادي رواج پيدا كرد. همين اروپاييان بودند كه قرن بيستم را، كه همهِ ميراث تجدد را در دوش مي‌كشيد، «قرن اضطراب» ناميدند.(5)

پي‌نوشت‌ها

1. تاريخ فلسفه (كاپلستون)، ج6، ص56

2. جريان‌هاي بزرگ در تاريخ انديشهِ غربي، ص333

3. در سراشيبي به سوي گومورا، ص163

4. نقد و نظر، شمارهِ 15 و 16 (در يك جلد)، ص179

5. كساني كه اصطلا‌ح «عصر اضطراب» را براي توصيف رخدادهاي سدهِ بيستم وضع كردند، خود اروپاييان بودند... .

 كند و كاو

عربستان سعودي

عربستان سعودي در جنوب غربي آسيا و در خاورميانه، بين خليج فارس و درياي سرخ واقع شده و مساحت آن 2240000 كيلومتر مربع مي‌باشد. كوهستاني به‌نام سراه` در مسير شمال غربي به جنوب شرقي به موازات درياي سرخ در اين كشور قرار گرفته كه شهرهاي مقدس مكه و مدينه در آن واقع شده‌اند. مردم از نژادخالص سامي هستند و زبان رايج ميان آن‌ها عربي است. حكومت آن سلطنتي است كه در سال 1932 ميلا‌دي از انگليس مستقل گرديد و در تاريخ 24 اكتبر سال 1945 به عضويت سازمان ملل متحد پذيرفته شد. پايتخت اين كشور -رياض- در داخل صحرا (نجد) واقع‌شده و حدود 1380000 نفر سكنه دارد. از شهرهاي مهم آن مي‌توان بندر جده، مدينه و ظهران را نام برد. آب و هواي آن به علت وسعت زياد صحرا و بيابان و قرارنگرفتن در مسيرهاي باران‌آور، گرم و خشك و سوزان مي‌باشد و فقط ناحيه ساحلي تا اندازه‌اي مرطوب است. اقتصاد اين كشور بر درآمدهاي نفت و حضور سيل حجاج استوار است. (هر ساله ميليون‌ها نفر از سراسر جهان در موسم حج به مكه مي‌آيند) دامداري آن شامل پرورش گوسفند، بز، شتر، اسب و صيد ماهي است. از معادن ارزنده عربستان مي‌توان از نفت نام برد كه بيش‌تر در شرق كشور در ساحل خليج‌فارس استخراج و بخش عظيمي از آن به‌صورت خام از طريق شاه لوله‌اي كه به بندر ينبع و بندر صيدا در لبنان كشيده‌شده صادر مي‌شود. صنايع مهم اين كشور پالا‌يش نفت، سيمان، قند، چرم، آلومينيوم، كود شيميايي، صابون، نساجي، كبريت‌سازي و صنايع دستي از قبيل قالي، حصير و كوزه‌گري است.