كدام خط امام(ره)؟
اشاره: اين روزها خيليها داعيه دار خط امام (ره) هستند اما به راستي خط امام (ره) كدامين خط است و ياران واقعي و راستين امام راحل چه كساني هستند؟ براي يافتن پاسخ اين سؤالات اساسي، مرور خلاصه اي از سخنان حجت الاسلام سيد حميد روحاني مفيد خواهد بود. اين سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير انجام گرفته است.
در اين مرحله بايد نخست خط امام را به درستي بشناسيم. ببينيم خط امام چيست تا مشخص شود كساني كه مدعي خط امام هستند تا چه حدي در اين قضيه درست ميگويند.
اول خودسازي
نخستين ويژگي حضرت امام، از خود رستگي است. بزرگترين رمز حضرت امام اين بود كه از خود رسته بود. خود را نمي ديد. ببينيد از خود رسته و خود را نديدن در اين مرحله است كه خيلي دست و پا نمي زنيم كه به قدرت، شهرت و مقام برسيم. اما وقتي كه شهرتي باشد، قدرت باشد، بدش نمي آيد. بالاخره انسان است. انسان نمي تواند از اين مسأله بگذرد. قدرت دوست داشتني است. شهرت دوست داشتني است. انسان خيلي وارسته اين است كه دنبال قدرت نرود، اما اگر قدرت به او رو آورد استقبال ميكند. من ميخواهم اين ادعا را داشته باشم كه امام به طور كلي از قدرت متنفر بود. هماني كه حضرت علي (ع) ميفرمايد. كه اين لنگه كفش پاره ارزشش از اين قدرت و مقام براي من بيشتر است. امام به اين مقام رسيده بود.
اما كساني كه دچار منيتند، براي يك دستمالي قيصريه را به آتش ميكشند، بهخاطر اينكه باورشان آومده كه راي نياوردند، ميخواهند كل كشور به آتش كشيده شود. به ويرانهاي تبديل شود. انتخابات باطل شود. شايد در دوره ديگر با دوز و كلكي به قدرت برسند. اينها طرفدار خط امامند؟ خط امام اين است؟ آدمي كه يكپارچه شهوت قدرت او را گرفته نمي فهمد چه كار دارد ميكند چه ميگويد، در خط امام است؟ آقايي كه نامه سرگشاده به مقام معظم رهبري مينويسد شروع ميكند از گذشته ميگويد، بله زماني من و شما و آقاي بهشتي را چنان ميگفتند چنين ميگفتند، به عنوان ركن اساسي انقلاب... يعني چي؟ يعني ارث و ميراث ميخواهم، يعني سهم من در اين انقلاب چيه؟ اين خط امامه؟ با منيت، با هواپرستي، با خودخواهي نمي توان پيرو خط امام بود. خط امام در مرحله اولش خودسازي است.
امام تابع ولايت فقيه بود
موضوع دوم در مورد خط امام پيروي از ولايت است. شايد بعضي گمان كنند امام از زماني كه به مقام مرجعيت و رهبري رسيدند مساله ولايت براي ايشان مطرح شد. امام در زماني كه طلبه بودند به اين مساله توجه داشتند. خيليها از ما سوال ميكنند كه چرا امام تا سال 1341 نهضت را شروع نكردند؟ علت العلل اين كه امام تا سال 41 نهضت خود را آغاز نكردند براي اين بود كه پيرو ولايت فقيه بودند و تا زماني كه آيت ا... بروجردي در قيد حيات بودند، امام به خود اجازه نداد تا برخلاف راي و نظر ايشان حركتي بكنند و قلمي بزنند و سخني بگويند. البته محضر ايشان ميرفتند و اعتراض ميكردند، انتقاد ميكردند، پيشنهاد ميدادند، اما وقتي از محضر ايشان خارج ميشدند نه سخني بر خلاف راي ايشان بر زبان ميآوردند و نه اجازه ميدادند كه كسي به آن مرجع بزرگ اهانتي بكند، جسارتي بكند و طعنه اي بزند. انتخابات كه تمام شد مقام معظم رهبري فرمودند كه اعتراضات خود را از مسير قانوني پي گيري كنيد، كساني كه اين سخن رهبري را ناديده گرفتند خط امامي هستند؟
قرآن در مورد منافقين ميگويد كه آنها بعضي از احكام خدا را قبول دارند و بعضي را قبول ندارند؛ آن چه به نفع آنهاست قبول دارند و آن چه به نفع آنها نيست قبول ندارند. ما در مسائلي كه به نفع ما باشد بگوييم كه خط امامي هستيم و در آن جايي كه مغاير با منافع شخصي ماست ساز ديگري بزنيم. اين يك حركت منافقانه است. يك انسان سالم در ابتدا ميگويد كه من خط امام را قبول دارم و يا ميگويد من خط امام را دربست قبول دارم. نمي شود كه انسان خود را خط امامي بداند، ولي برخلاف را‡ي و نظر رهبري حركتي انجام دهد.
خط امام و رسانههاي دشمن
سومين ويژگي امام اين است كه امام هيچ گاه با دشمنان نظام همصدا نشدند. هميشه سخن و پيام و نداي امام بر خلاف منافع دشمنان اسلام و ابرقدرتها و حكومتهاي مقتدر جهاني بود. در شب 16 خرداد 42 راديوهاي بيگانه از جمله آمريكا، شوروي، آلمان، رژيم صهيونيستي و راديوهاي برخي از كشورهاي عربي يكصدا عليه امام حرف زدند.
حال امروز كه اين آقايان با اين رسانهها هم صدا ميشوند و اين رسانهها از اين افراد حمايت ميكنند و حتي راهنمايي ميكنند؛ منافقيني كه نامه فدايت شوم براي آنها مينويسند آيا منافقين و سلطنت طلبها طرفدار خط امام شدهاند و يا اين افراد از خط امام خارج شدهاند كه مورد ستايش دشمنان اسلام قرار گرفتند؟ آيا منافقيني كه قاتلين علما و شهداي ما از جمله شهيد بهشتي، مطهري شهداي محراب هستند، امروز طرفدار اين آقايان هستند و يا اين آقايان از خط امام منحرف شدهاند؟ جالب اين جاست كه نه تنها از اينها حمايت ميكنند، بلكه خط ميدهند و زمينه سازي ميكنند. در خط امام و در راه امام امكان ندارد كه اشتراكي با دشمنان اسلام و استكبار جهاني و صهيونيسم بين المللي باشد.
وطن خواهي
وطن خواهي به معناي اتحاد اسلامي از ويژگيهاي خط امام بود. امام با تمام قدرت به ملتش عشق ميورزيد. اصولاً كساني ميتوانند به مردمشان عشق بورزند كه به خدا عشق بورزند. عشق به ملت و مردم منوط به عشق به خداست. كساني مردمي هستند كه خدايي باشند. مساله وطن خواهي با نژادپرستي با هم متفاوت است. كساني ميتوانند به كشورشان خدمت كنند كه يكپارچه خدايي شده باشند. حب الوطن من الايمان.
نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران. كساني اين شعارها را ميسازند از روي عمد هست و دستور ميگيرند؛ اما عزيزاني كه اين شعارها را باور ميكنند، ميدانند قضيه غزه و لبنان چيست؟ شايد بعضيها بر اين باورند كه قضيه غزه و فلسطين براي ما فقط جنبه اسلامي و انساني دارد. فرض كنيم كه ما اصلاً مسلمان نيستيم و به اسلام هم اعتقادي نداريم. فرض كنيم انسان هم نيستيم. اما ادعا ميكنيم كه ايران را ميخواهيم. شما فكر ميكنيد كه صهيونيستها فقط به خاطر خاك فلسطين به آن منطقه آمدند؟ به خاطر مناطق نفت خيز آمدند و لذا شعار آنها از نيل تا فرات بود؛ از مصر تا ايران. اگر تا امروز به اين نقشه خود دست پيدا نكردند به خاطر اين است كه هنوز در خاكريز اول مانده اند. اگر يك روز فلسطينيها شكست بخورند و يا تسليم شوند و اين خاكريز فتح شود مطمئن باشيد كه صهيونيستها گام بعدي را برداشت خواهند كرد و براي اشغال سرزمينهاي نفت خيز جلو خواهند آمد و آن روز ما بايد در مرز ايران با صهيونيستها بجنگيم و حضرت علي(ع) ميفرمايند: بدبخت ملتي است كه آنقدر بنشيند كه دشمن وارد منزلش شود و در داخل منزل خودش با دشمن بجنگد. امروز حمايت از فلسطين حمايت از تماميت ارضي ايران است. حمايت از مردم لبنان در حقيقت حمايت از مردم ايران است. كسي كه شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران را سر ميدهد متوجه است كه چه ميگويد؟ اين جانم فداي ايران نيست. شكست غزه، فلسطين و حزب ا... لبنان يعني اين كه ايران خلع سلاح شود و آمريكا و اسرائيل به ايران حمله كند. پس اين شعار ناشي از آن است كه يا فرد متوجه نيست و يا الهام گرفته از صهيونيست هاست و اين شعار يك شعار صهيونيستي است.
|