صفحه اول

آيا هاشمي رفسنجاني هم مردود شده است؟

اشاره: خبرگزاري ايرنا در مقاله‌اي به قلم محمدمهدي پوينده به بررسي عملكرد آقاي هاشمي پس از انتخابات پرداخت. در اين مقاله آمده است:آيا آقاي هاشمي در آزمون انتخابات دهم مردود شده است؟! آيا اين تصور كه سوابق آقاي هاشمي و شناخت رهبر معظم انقلاب از وي موجب تأثر رهبري از عملكرد آقاي هاشمي شده است صحيح است؟ به‌راستي چرا آقاي هاشمي در مقابل مردم و نظام، اين‌گونه از خود هزينه كرده است؟! آيا آقاي هاشمي در سال‌هاي آتي در زمره مخالفان عصباني و زخم‌خورده دولت قرار خواهد گرفت يا بايد وي را در شمار منتقدان مورد محاسبه قرار داد؟آيا آقاي هاشمي فرصت‌هاي از دست رفته در انتخابات اخير را جبران خواهد كرد؟

مقام معظم رهبري در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري دوره‌ دهم با برشمردن پيام‌ها و تجربه‌هاي انتخابات رياست جمهوري، به “امتحان عظيم” انتخابات دهم اشاره فرمودند و با تأثر، از مردود شدن برخي خواص در اين امتحان خبر دادند! با توجه به جايگاه رفيع ولايت فقيه و نيز شخصيت فرزانه، تيزبين و مدبر رهبر معظم انقلاب لازم است در فرمايشات معظم له تأمل بيش تري كرد و ضمن شناسايي نخبگان سياسي و جريان‌هاي مردود شده، مسير صحيح حركت جهت نيل به اهداف انقلاب اسلامي را از انحرافات و كج‌روي‌ها تشخيص داد.

شايد اشاره ظريف ايشان به “مسجد ضرار” نيز از همين روي باشد كه مردم و نخبگان، هوشيارانه مسير حقيقي اسلام و انقلاب را از چهره‌هايي كه در هر رنگ و لباسي و با ادعاي طرفداري انقلاب و مردم عليه آنان فعاليت و اقدام مي‌كنند، تميز دهند تا مانع از تفرقه و پراكندگي ملت مسلمان شوند. بخصوص اين كه عده‌اي در جريان تبليغات انتخابات اخير و وقايع بعد از انتخابات، با سوءاستفاده از نمادهاي ديني و انتساب خود به حضرت روح الله(قدس سره) و با به كار بردن شعارهاي “الله اكبر” و “يا حسين” سعي در مقدس‌نمايي داشتند و متأسفانه در همين پوشش به آتش زدن مسجدها و اماكن عمومي، چادر از سر كشيدن‌ها و تجاوز به مال و ناموس افراد پرداختند در حالي‌كه نظريه‌پردازان و كارگردانان پشت صحنه‌ اين وقايع ناگوار در محافل پشت پرده (يا همان مسجد ضرار) مشغول طرح‌ريزي، سازماندهي و پشتيباني عناصر حاضر در صحنه بودند.

بديهي است كساني كه را‡ي اكثريت قاطع مردم به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و اشرافي‌گري را برنتافتند و پس از انتخابات با لجاجت به ساز و كارهاي قانوني تمكين نكرده و با صدور بيانيه‌هاي پياپي مردم را به ايستادگي در برابر قانون تشويق كردند و با ملتهب كردن فضاي عمومي جامعه و تشويش اذهان ، حوادث ناخوشايند بعد از انتخابات را رقم زدند در امتحان بزرگ انتخابات مردود شدند.

بدين ترتيب بايد ميرحسين موسوي و مهدي كروبي را از مردودي‌هاي آزمون انتخابات دانست اما سؤال اصلي كه ذهن و توجه نگارنده را به خود مشغول كرده چيز ديگري است. اين “خواص” كه مردود شدن آن ها موجب تأثر و آزردگي خاطر مبارك رهبر عظيم الشأن انقلاب شده است چه كسي يا كساني هستند؟! و مهم تر اين‌كه چه چيزي باعث مردود شدن اين “خواص” شده است؟! اهميت موضوع زماني مشخص‌تر مي‌شود كه به ياد بياوريم معظم له در سالروز عيد مبعث در تاريخ 29/4/88 فرمودند: “نخبگان سر جلسه‌ امتحانند؛ امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است”!!

آيا تأثر آن‌گونه‌ رهبر معظم انقلاب، در بين شخصيت‌هاي سياسي و خواصي كه در قضاياي قبل و بعد از انتخابات نقش‌آفريني كردند، براي آقاي هاشمي نيز متصور نيست؟! براي فهم درستي يا نادرستي اين تصور، معياري بهتر از فرمايشات و رهنمودهاي مقام عظماي ولايت موجود نيست.

-1 فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره‌ لزوم اعلام صريح شخصيت‌ها در حمايت از نظام و موضع‌گيري‌هاي هوشيارانه:

مقام معظم رهبري در ديدار نمايندگان مسوولان اجرايي، نظارتي و كميسيون تبليغات انتخابات در تاريخ 26/3/1388 فرمودند: “ من معتقدم همه‌ ما وظيفه داريم اين را پاسداري كنيم. يعني اين اتحاد ملي را در گفتن و اعلام صريحِ حمايت از نظام اسلامي را دست‌كم نگيريم؛ اين چيز بسيار مهمي است ... همه بايد در مقابل اين خرابكاري‌ها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستي بگويند ... همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آن ها نيست.”

همچنين ايشان در خطبه‌هاي نماز جمعه در تاريخ 29/3/88 خطاب به سياسيون و گردانندگان جريانات فرمودند: “همه‌ ما وظيفه داريم كه در اين مرحله‌ تاريخي هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم ... آن كساني كه به يك نحوي يك نوع مرجعيتي در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و روِساي احزاب و كارگردانان جريانات سياسي، و يك عده‌اي از اين ها حرف‌شنوي دارند، اين ها خيلي بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلي بايد مراقب گفتار خودشان باشند”

ايشان در سالروز مبعث پيامبر اعظم(ص) نيز فرمودند: “خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند. نخبگان بدانند هر حرفي، هر اقدامي، هر تحليلي كه به آن ها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همه‌‌ ما خيلي بايد مراقب باشيم؛ مراقب حرف زدن، مراقب موضع‌گيري كردن، مراقب گفتن‌ها، مراقب نگفتن‌ها. يك چيزهايي را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكرده‌ايم. يك چيزهايي را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كرده‌ايم ... خودمان را فريب ندهيم؛ بفهميم چه كار مي‌كنيم؛ بفهميم چه مي‌گوييم؛ چه حركتي مي‌كنيم.”

-2 فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره‌ برائت جستن سران و شخصيت‌ها از اقدامات غيرقانوني و خرابكارانه:

مقام معظم رهبري در تاريخ 26/3/88 فرمودند: “همه بايد در مقابل اين خرابكاري‌ها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستي بگويند ... اين تخريب‌هايي كه انجام مي‌گيرد، اين كارهاي زشتي كه انجام مي‌گيرد، بعضاً جناياتي كه واقع مي‌شود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست ... آن ها امنيت كشور را و آرامش كشور را هدف گرفته‌اند و مي خواهند اين را از بين ببرند. هيچ كس نبايد به اين تشنج‌آفريني و اغتشاش‌آفريني كمك كند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آن ها نيست.”

همچنين ايشان در تاريخ 29/4/88 فرمودند: “پيغمبر خود عامل بود؛ و مؤمنون هم دنبال سر پيغمبر، مردم هم به عمل او نگاه مي‌كنند، راه را پيدا مي‌كنند. و نقش بزرگان جامعه، نقش رهبران جامعه، نقش نخبگان جامعه اين است. به حرف نبايد اكتفا كنيم ... هر كسي امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامني سوق بدهد، از نظر عامه‌‌ ملت ايران انسان منفوري است؛ هر كه مي‌خواهد باشد. هر هدفي را كه اين ملت بخواهد به آن برسد، در سايه‌ آرامش و امنيت خواهد رسيد ... به هم زدن امنيت يك ملت بزرگ ترين گناهي است كه ممكن است كسي مرتكب بشود.”

-3 فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره‌ اعتماد متقابل بين مردم و نظام:

رهبر فرزانه‌ انقلاب در تاريخ 12/5/88 مي‌فرمايند: “يك پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمي، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامي و مردم است ... اين، نشانه‌ اعتماد به نفس نظام است و نشانه‌ اين است كه نظام اسلامي به مردم خود اعتماد دارد. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد كردند، آمدند آراء خودشان را در صندوق‌ها ريختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمي، اين اقبال مردمي، وجود نخواهد داشت. اين كساني كه دم از بي‌اعتمادي مردم مي زنند اگر اين سخن از روي غرض نباشد، از روي غفلت است”

4 . فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره تمكين به قانون و برخورد با خرابكاران:

معظم له در تاريخ 29/3/88 فرمودند: “قانون، فصل‌الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانيد.” و در تاريخ 12/5/88 نيز صراحتا فرمودند :”آسيب‌زنندگان بايد شناسايي بشوند، مورد مؤاخذه قرار بگيرند؛ هر كه‌ باشند.”

به نظر مي‌رسد سكوت آقاي هاشمي در قبال حوادث و اغتشاشات صورت گرفته بعد از اعلام نتايج انتخابات و عدم اعلام حمايت ايشان از نظام و قانون اساسي در فاصله زماني يك ماهه‌ پس از برگزاري انتخابات غفلت از وظيفه‌ شرعي، ملي و قانوني‌شان بوده است خصوصا اين‌كه در خطبه‌هاي نماز جمعه‌ 26 تيرماه نيز كم ترين اشاره‌اي به بيانات رهبري و اعلام حمايت از ايشان نداشت. آقاي هاشمي حتي نسبت به بيانات رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه در خصوص تأييد سوابق ايشان بي‌تفاوت بود و كوچك ترين عكس‌العمل رسمي و غير رسمي را براي تشكر از اين تأييدات بي‌سابقه از خود بروز نداد!

همچنين انتظار مردم اين بود كه آقاي هاشمي خانواده‌ خود را از اقدامات غيرقانوني پس از انتخابات برحذر دارد و در صورت ادامه‌ فعاليت‌هاي غيرقانوني‌شان، از آن ها حمايت نكرده و برائت جويد كه متأسفانه اين چنين نشد و آقاي هاشمي حفظ فرزندان و خانواده‌ خود را بر حفظ نظام و انقلاب ترجيح داد و بي‌تفاوتي ايشان در خصوص فعاليت‌هاي فرزندانشان در ماجراسازي‌هاي قبل و بعد از انتخابات موجب شد تا خانواده‌ ايشان با سوء استفاده از موقعيت هاشمي نقشي تأثيرگذار در وقايع پس از انتخابات ايفا نمايند و اطمينان‌خاطر داشته باشند كه حمايت‌هاي پدر مانع از برخورد قانوني دستگاه قضايي با آن ها خواهد شد!

به علاوه آقاي هاشمي در خطبه‌هاي نماز جمعه خواستار آزادي بي قيد و شرط آشوبگران شد و حتي حاضر نشد كه نام آشوبگر يا اغتشاشگر را براي اين متخلفان به كار ببرد و ادعا كرد: “مساله مهم ما اين است كه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز يك مقدار مخدوش شده ما اين اعتماد را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد و اين اعتماد بايد برگردد” در حالي‌كه مقام عظماي ولايت با مدعيان وجود بي‌اعتمادي بين مردم و نظام به شدت برخورد مي‌كنند و آنان را غرض‌ورز يا غافل مي‌دانند!

اكنون اين سؤال جدي مطرح است كه آيا آقاي هاشمي در آزمون انتخابات دهم مردود شده است؟! آيا اين تصور كه سوابق آقاي هاشمي و شناخت رهبر معظم انقلاب از وي موجب تأثر رهبري از عملكرد آقاي هاشمي شده است صحيح است؟ به راستي چرا آقاي هاشمي در مقابل مردم و نظام، اين گونه از خود هزينه كرده است؟! آيا آقاي هاشمي در سال‌هاي آتي در زمره “مخالفان عصباني و زخم‌خورده” قرار خواهد گرفت يا بايد وي را در شمار “منتقدان” مورد “محاسبه” قرار داد؟آيا آقاي هاشمي فرصت‌هاي از دست رفته در انتخابات اخير را جبران خواهد كرد؟

شهدايي كه ميرحسين موسوي را از همان ابتدا شناختند

شايد چندي پيش كه بادامچيان در مصاحبه با يكي از سايت هاي خبري به اظهار نظري از شهيد ديالمه در خصوص ميرحسين موسوي اشاره كرد و به نقل از او گفته بود كه “موسوي بالاخره در برابر نظام خواهد ايستاد”،اظهارات مهمش آنطور كه بايد و شايد مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت، اما اين روزهامصاحبه اي در روزنامه جوان منتشر شد كه بر اهميت و عمق باورپذيري اين خبر تاثير بسياري داشت.

اين روزنامه اصولگرا به بهانه سالروز شهادت دكتر آيت و در قالب مصاحبه‌ با ابراهيم اسرافيليان - از دوستان شهيد- نقل قولي از اين شهيد كرد كه پيش از اين بادامچيان در قالب نقل قول سخنان شهيد ديالمه به آن اشاره كرده بود.

اسرافيليان در قسمتي از اين مصاحبه از اظهارنظر دكتر آيت خبر داده كه او هم گفته بود: “ميرحسين موسوي روزي در برابر انقلاب خواهد ايستاد.”

شهيد آيت و شهيد ديالمه از اعضاي حزب جمهوري اسلامي بودند كه هر دو آن ها در سال هاي اوليه انقلاب توسط گروهك منافقين به شهادت رسيدند؛ در همين زمان ميرحسين موسوي سردبير روزنامه رسمي اين ارگان بوده است.بر اساس شواهد و مدارك و همچنين نقل قول اطرافيان دكتر آيت، اختلاف نظر ميان او و ميرحسين موسوي نه تنها مخفي نبود بلكه حتي به جايي كشيده شده بود كه وي در روزهاي پاياني عمر شريفش، خواهان استيضاح موسوي در مجلس شده و براي انجام آن مدارك زيادي هم جمع آوري كرده بود؛ استيضاحي كه با ترور اين شهيد گرانقدر البته ناكام ماند.

همچنين مطابق آنچه نزديكان شهيد ديالمه بر آن تاكيد دارند، از ديدگاه اين شهيد نيز موسوي در مسائل اعتقادي به انحراف كشيده شده و همين امر موجب اختلاف شديد او با موسوي شده بود.

ديالمه نيز در همان سال هاي ابتدايي انقلاب به دست منافقين به شهادت رسيد.

بدين ترتيب به نظر مي رسد وجود التقاط در اعتقادات ميرحسين موسوي ، عليرغم تصدي پست نخست وزيري به مدت هشت سال و سكوت بيست ساله وي، موضوع تازه اي نيست و اين مساله در همان ابتداي شكل‌گيري نظام جمهوري اسلامي براي نزديكان او مشهود بوده است.

به هين دليل است كه برخي سياسيون با سابقه معتقدند آنچه كه اين روزها از موسوي از عدم تمكين به قانون اساسي و وارد كردن اتهامات بي اساس به قواي سه‌گانه و شوراي نگهبان و همچنين همنوايي با خواسته دشمنان،شاهد هستيم، براي آناني كه وي را از سي سال پيش به خوبي مي شناخته اند، چندان دور از انتظار نبوده است.

 سرمقاله

اعترافات كودتاگران مخملي حجت است؟

 قاسم روان‌بخش

هفته گذشته اعترافات برخي عناصر مؤثر در كودتاي مخملين از سيماي جمهوري اسلامي پخش گرديد وهمه را شگفت زده كرد. اين اعترافات به اندازهاي مهم بود كه برخي مثل آقايان يوسف صانعي و بيات زنجاني كه گويا نقش مرجعيت تقليد را براي جبهه اصلاحات ايفا ميكنند، ديدن آن را تحريم و آن را غير قابل اعتماد دانسته اند! بعضي نيز كه هنوز در حلقه توهمات خود به سر ميبرند، آن را اعتراف تحت فشار يا قرص و آمپول ناميده‌اند!
درباره اعترافات فوق نكاتي چند قابل تامل است:
1) اگر با قرص و كپسول مي توان از متهماني مثل حجاريان و عطريان فر اعتراف گرفت، امريكاييها كه از تكنولوژي بالاتري برخوردارند مي بايست در اين امر از ما جلوتر باشند؛ درحالي كه نه اسراييليها توانستهاند از اسراي حزب الله اين گونه اعتراف بگيرند و نه امريكايي ها توانستند از ديپلمات هاي ايراني دستگيرشده در بغداد و اربيل كوچك‌ترين اعترافي بگيرند. اگر ميشد با كمك قرص و كپسول اعتراف گرفت، اين همه انسانهاي بي‌گناه در زندانهايي مانند ابوغريب و گوانتانامو در زير شكنجه جان نميدادند و حاج اخمد متوسليان و دوستانش چند دهه در زندان هاي مخوف اسراييل بلاتكليف نميماندند. ضمناً خود متهمان به‌ويژه ابطحي اين سخن را مضحك و توهين به خود و شعور مردم دانستند.
2) به نظر مي رسد حكمت اعترافات در جاي ديگري است و آن ضعف ايمان و علاقه شديد به دنيا است؛ همه همت برخي سياست‌زدگان، تأمين زندگي هرچه بهتر و مرفه تر دنياست. بنابر اين، اگر احساس كنند زندگي دنيايي آن ها به خطر افتاده طبيعي است همه همت وتلاش خود را به كار ببندند. دفاعيات آقاي عطريان فر در دادگاه و تمسك به آيات وروايات و سخنان حضرت امام(ره) نشان داد كه وي از احكام اسلام بياطلاع نيست. او خوب ميداند كه در يك پروژه براندازي دستگير شده و مجازات براندازي در نظام اسلامي، بسيار سنگين است؛ از اين رو براي فرار از آن حاضر است با دادگاه همكاري كند و به واقعيت‌هايي كه در پروندهاش موجود است اعتراف كند، شايد بهخاطر اين همكاري، از مجازات وي اندكي كاسته شود. جملهاي كه دايما در سخنانش تكرار مي شد اين بود» يقين دارم كه رافت جمهوري اسلامي شامل حالم خواهد شد» .اما فرزندان مؤمن وانقلابي كه جز به خدا و آخرت نمي انديشند از مرگ و اعدام هراسي ندارند بلكه شهادت در راه خدا را بالاترين رستگاري مي دانند از اين رو در زير سخت ترين شكنجه هاي قرون وسطايي اسراييل و آمريكا نيز استقامت كرده لب به سخن واعتراف نمي گشايند. و جالب اين كه از قرار شنيدهها برخي از دستگير شدگان اخير، در همان مسير انتقال به بازداشتگاه اعتراف مي كردند!!
3) نكته ديگري كه بايد توجه داشت اين است كه اين اعترافات از پشتوانه اسناد برخوردار است؛ مكالمات تلفني و اسناد ارتباط آن ها با بيگانگان و اعترافات دوستان نشان در باره آن ها، حضور در كلاس درس كودتاي مخملين در دبي يا قرار گاه اشرف همراه با برخي نيروهاي امنيتي كه در ميان آن ها نفوذ كرده بودند همه موجود است، چنانچه آن ها اعتراف هم نكنند، انتشار اسناد مي تواند گوياي بسياري از اين مسايل باشد. بنابراين وجود اسناد و شواهد غيرقابل انكار، راهي جز اعتراف باقي نمي‌گذارد.
درباره فتاوايي هم كه اين روزها از بعضي به‌اصطلاح مراجع در باره اعترافات آشوب گران صادر ميشود بايد گفت اين آقايان سال هاست كه در اردوگاه اصلاح طلبان خيمه زده اند و شعار خود را «دانستن حق مردم است» قرار داده بودند و اكنون مي گويند كه «ندانستن حق مردم است»! صانعي مي گويد: «نكته مهمي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بي‌اعتنايي به اين اعتراف‌گيري‌ها و عدم ترتيب اثر به آن‌هاست و مخالفتي روشن و آشكار با قرآن و وحي و حكم‌الهي است.» و آقاي بيات كه سال ها پيش به دليل برخي تخلفات به زندان افتاد و با عفو رهبري آزاد شد در موضع گيري آشكار مردم را از شنيدن و ترتيب اثر دادن به اعترافات باز ميدارد! گويا اينگونه افراد تصور ميكنند كه مقلدانشان (اگر مقلدي داشته باشند) بايد در چارچوبي كه آنها تعيين مي‌كنند فكر كنند و تصميم بگيرند. ظاهرا ترس آن ها از اين است كه مردم متوجه شوند عوامل اغتشاشات ا‌عترافات كرده‌اند كه با اسراييل و انگليس و آمريكا ارتباط داشته و دقيقا نقشه هاي آنان را عملياتي مي كردهاند؛ واقعيت تلخي كه در دادگاه دوم از سوي برخي متهمان به آن تصريح شد و خانم كلينتون وزير خارجه آمريكا نيز به آن اعتراف كرد. اكنون ديگر چه آبرويي براي آقاي موسوي و آقايان صانعي و بيات و ديگر حاميان اين نامزد سبز پوش باقي مانده است كه بخواهند با سر پوش گذاشتن بر واقعيت‌ها، چند روز ديگر افكار عمومي را ناآگاه نگه‌دارند. بحمدا... همه چيز بر همگان روشن شده و حجت بر همه تمام گرديده است. با اين وجود، ديگر پس از اعتراف طرف آمريكايي به همان مضمون اعترافاتي كه متهمان كودتاي مخملي داشتهاند جاي هيچ ترديدي باقي نمي‌ماند كه اين گروه در پي براندازي نرم و كودتاي مخملي بودهاند و با اين به‌اصطلا‌ح فتاوي موهن چيزي از اعتبار اعتراف‌ها كاسته نخواهد شد، جز اعتبار خود اين آقايان.
4) پس از اعترافات رسمي خانم كلينتون و وزراي خارجه انگليس و فرانسه، ديگر جاي هيچگونه ترديدي در هدايت كودتاي مخملين از خارج باقي نميماند؛ چرا كه آن‌ها علاوه بر پذيرش نقش آمريكا و... در راه اندازي اغتشاشات، ميگويند: ما اين راه را ادامه خواهيم داد. حتما مدعيان شكنجه وفشار و دادن قرص و كپسول، در مورد خانم كلينتون و... نيز خواهند گفت اعترافاتش تحت فشار يا بر اثر قرص و كپسولهاي ارسالي از سوي ايران بوده است!
5) آيا مدعيان خط امام(ره) تمام اعترافات انجام‌شده توسط مجرمان مختلف در زمان ايشان را نيز بي‌اعتبار مي‌دانند؟! مثلا‌ً آيا كودتاگران نوژه و يا آقاي قطب‌زاده، وزير خارجه اوايل انقلا‌ب، در كجا اعتراف به قصد كودتا كرد؟ به جز در زندان و دادگاه؟! آيا وي براساس همين اعترافات و... در زمان حضرت امام(ره) اعدام نشد؟! آيا اعترافات وي از نظر صانعي و بيات و مدعيان اصلا‌حات، شرعي و قانوني نبود؟!
6) به‌راستي معمولا‌ً مجرمان درحال آزادي و قبل از دستگيري اعتراف مي‌كنند يا پس از زنداني‌شدن و به دادگاه رفتن و ديدن اسناد و شواهدي كه جرم آن‌ها را نشان مي‌دهد؟ در كجاي دنيا اعتراف در دادگاه غيرقانوني و غيرقابل پذيرش است؟!
7) روشن است كه مدعيان اصلا‌حات و سران اغتشاش اگر اعترافات را زير سؤال نبرند پس چه كنند؟!!!
8) با روشن شدن وابستگي مدعيان اصلاحات به دشمنان و هماهنگي با آنان در جهت براندازي، بايد حكم قطعي اسلام در باره اين براندازان به سرعت اجرا شود؛ چرا كه آنها در صورت موفقيت، اندك ترحمي نميكردند و بر حسب اعترافاتشان نظام اسلامي را به نظام شاهنشاهي تغيير مي دادند. بنابراين بايد همانند كودتاگران نظامي با آنها برخورد كرد تا درس عبرتي براي ديگران باشد. البته درباره كساني هم كه اين روزها در پوشش فتوي و توصيه به كمك كودتاچيان آمده اند بايد تأمل كرد و آنها را نيزمورد پرسش قرار داد. را نيزمورد پرسش قرار داد.