آيا هاشمي رفسنجاني هم مردود شده است؟
اشاره: خبرگزاري ايرنا در مقالهاي به قلم محمدمهدي پوينده به بررسي عملكرد آقاي هاشمي پس از انتخابات پرداخت. در اين مقاله آمده است:آيا آقاي هاشمي در آزمون انتخابات دهم مردود شده است؟! آيا اين تصور كه سوابق آقاي هاشمي و شناخت رهبر معظم انقلاب از وي موجب تأثر رهبري از عملكرد آقاي هاشمي شده است صحيح است؟ بهراستي چرا آقاي هاشمي در مقابل مردم و نظام، اينگونه از خود هزينه كرده است؟! آيا آقاي هاشمي در سالهاي آتي در زمره مخالفان عصباني و زخمخورده دولت قرار خواهد گرفت يا بايد وي را در شمار منتقدان مورد محاسبه قرار داد؟آيا آقاي هاشمي فرصتهاي از دست رفته در انتخابات اخير را جبران خواهد كرد؟
مقام معظم رهبري در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري دوره دهم با برشمردن پيامها و تجربههاي انتخابات رياست جمهوري، به “امتحان عظيم” انتخابات دهم اشاره فرمودند و با تأثر، از مردود شدن برخي خواص در اين امتحان خبر دادند! با توجه به جايگاه رفيع ولايت فقيه و نيز شخصيت فرزانه، تيزبين و مدبر رهبر معظم انقلاب لازم است در فرمايشات معظم له تأمل بيش تري كرد و ضمن شناسايي نخبگان سياسي و جريانهاي مردود شده، مسير صحيح حركت جهت نيل به اهداف انقلاب اسلامي را از انحرافات و كجرويها تشخيص داد.
شايد اشاره ظريف ايشان به “مسجد ضرار” نيز از همين روي باشد كه مردم و نخبگان، هوشيارانه مسير حقيقي اسلام و انقلاب را از چهرههايي كه در هر رنگ و لباسي و با ادعاي طرفداري انقلاب و مردم عليه آنان فعاليت و اقدام ميكنند، تميز دهند تا مانع از تفرقه و پراكندگي ملت مسلمان شوند. بخصوص اين كه عدهاي در جريان تبليغات انتخابات اخير و وقايع بعد از انتخابات، با سوءاستفاده از نمادهاي ديني و انتساب خود به حضرت روح الله(قدس سره) و با به كار بردن شعارهاي “الله اكبر” و “يا حسين” سعي در مقدسنمايي داشتند و متأسفانه در همين پوشش به آتش زدن مسجدها و اماكن عمومي، چادر از سر كشيدنها و تجاوز به مال و ناموس افراد پرداختند در حاليكه نظريهپردازان و كارگردانان پشت صحنه اين وقايع ناگوار در محافل پشت پرده (يا همان مسجد ضرار) مشغول طرحريزي، سازماندهي و پشتيباني عناصر حاضر در صحنه بودند.
بديهي است كساني كه را‡ي اكثريت قاطع مردم به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و اشرافيگري را برنتافتند و پس از انتخابات با لجاجت به ساز و كارهاي قانوني تمكين نكرده و با صدور بيانيههاي پياپي مردم را به ايستادگي در برابر قانون تشويق كردند و با ملتهب كردن فضاي عمومي جامعه و تشويش اذهان ، حوادث ناخوشايند بعد از انتخابات را رقم زدند در امتحان بزرگ انتخابات مردود شدند.
بدين ترتيب بايد ميرحسين موسوي و مهدي كروبي را از مردوديهاي آزمون انتخابات دانست اما سؤال اصلي كه ذهن و توجه نگارنده را به خود مشغول كرده چيز ديگري است. اين “خواص” كه مردود شدن آن ها موجب تأثر و آزردگي خاطر مبارك رهبر عظيم الشأن انقلاب شده است چه كسي يا كساني هستند؟! و مهم تر اينكه چه چيزي باعث مردود شدن اين “خواص” شده است؟! اهميت موضوع زماني مشخصتر ميشود كه به ياد بياوريم معظم له در سالروز عيد مبعث در تاريخ 29/4/88 فرمودند: “نخبگان سر جلسه امتحانند؛ امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است”!!
آيا تأثر آنگونه رهبر معظم انقلاب، در بين شخصيتهاي سياسي و خواصي كه در قضاياي قبل و بعد از انتخابات نقشآفريني كردند، براي آقاي هاشمي نيز متصور نيست؟! براي فهم درستي يا نادرستي اين تصور، معياري بهتر از فرمايشات و رهنمودهاي مقام عظماي ولايت موجود نيست.
-1 فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره لزوم اعلام صريح شخصيتها در حمايت از نظام و موضعگيريهاي هوشيارانه:
مقام معظم رهبري در ديدار نمايندگان مسوولان اجرايي، نظارتي و كميسيون تبليغات انتخابات در تاريخ 26/3/1388 فرمودند: “ من معتقدم همه ما وظيفه داريم اين را پاسداري كنيم. يعني اين اتحاد ملي را در گفتن و اعلام صريحِ حمايت از نظام اسلامي را دستكم نگيريم؛ اين چيز بسيار مهمي است ... همه بايد در مقابل اين خرابكاريها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستي بگويند ... همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آن ها نيست.”
همچنين ايشان در خطبههاي نماز جمعه در تاريخ 29/3/88 خطاب به سياسيون و گردانندگان جريانات فرمودند: “همه ما وظيفه داريم كه در اين مرحله تاريخي هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم ... آن كساني كه به يك نحوي يك نوع مرجعيتي در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و روِساي احزاب و كارگردانان جريانات سياسي، و يك عدهاي از اين ها حرفشنوي دارند، اين ها خيلي بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلي بايد مراقب گفتار خودشان باشند”
ايشان در سالروز مبعث پيامبر اعظم(ص) نيز فرمودند: “خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند. نخبگان بدانند هر حرفي، هر اقدامي، هر تحليلي كه به آن ها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همه ما خيلي بايد مراقب باشيم؛ مراقب حرف زدن، مراقب موضعگيري كردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. يك چيزهايي را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكردهايم. يك چيزهايي را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كردهايم ... خودمان را فريب ندهيم؛ بفهميم چه كار ميكنيم؛ بفهميم چه ميگوييم؛ چه حركتي ميكنيم.”
-2 فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره برائت جستن سران و شخصيتها از اقدامات غيرقانوني و خرابكارانه:
مقام معظم رهبري در تاريخ 26/3/88 فرمودند: “همه بايد در مقابل اين خرابكاريها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستي بگويند ... اين تخريبهايي كه انجام ميگيرد، اين كارهاي زشتي كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتي كه واقع ميشود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست ... آن ها امنيت كشور را و آرامش كشور را هدف گرفتهاند و مي خواهند اين را از بين ببرند. هيچ كس نبايد به اين تشنجآفريني و اغتشاشآفريني كمك كند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آن ها نيست.”
همچنين ايشان در تاريخ 29/4/88 فرمودند: “پيغمبر خود عامل بود؛ و مؤمنون هم دنبال سر پيغمبر، مردم هم به عمل او نگاه ميكنند، راه را پيدا ميكنند. و نقش بزرگان جامعه، نقش رهبران جامعه، نقش نخبگان جامعه اين است. به حرف نبايد اكتفا كنيم ... هر كسي امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامني سوق بدهد، از نظر عامه ملت ايران انسان منفوري است؛ هر كه ميخواهد باشد. هر هدفي را كه اين ملت بخواهد به آن برسد، در سايه آرامش و امنيت خواهد رسيد ... به هم زدن امنيت يك ملت بزرگ ترين گناهي است كه ممكن است كسي مرتكب بشود.”
-3 فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره اعتماد متقابل بين مردم و نظام:
رهبر فرزانه انقلاب در تاريخ 12/5/88 ميفرمايند: “يك پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمي، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامي و مردم است ... اين، نشانه اعتماد به نفس نظام است و نشانه اين است كه نظام اسلامي به مردم خود اعتماد دارد. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد كردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ريختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمي، اين اقبال مردمي، وجود نخواهد داشت. اين كساني كه دم از بياعتمادي مردم مي زنند اگر اين سخن از روي غرض نباشد، از روي غفلت است”
4 . فرمايشات رهبر معظم انقلاب درباره تمكين به قانون و برخورد با خرابكاران:
معظم له در تاريخ 29/3/88 فرمودند: “قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانيد.” و در تاريخ 12/5/88 نيز صراحتا فرمودند :”آسيبزنندگان بايد شناسايي بشوند، مورد مؤاخذه قرار بگيرند؛ هر كه باشند.”
به نظر ميرسد سكوت آقاي هاشمي در قبال حوادث و اغتشاشات صورت گرفته بعد از اعلام نتايج انتخابات و عدم اعلام حمايت ايشان از نظام و قانون اساسي در فاصله زماني يك ماهه پس از برگزاري انتخابات غفلت از وظيفه شرعي، ملي و قانونيشان بوده است خصوصا اينكه در خطبههاي نماز جمعه 26 تيرماه نيز كم ترين اشارهاي به بيانات رهبري و اعلام حمايت از ايشان نداشت. آقاي هاشمي حتي نسبت به بيانات رهبري در خطبههاي نماز جمعه در خصوص تأييد سوابق ايشان بيتفاوت بود و كوچك ترين عكسالعمل رسمي و غير رسمي را براي تشكر از اين تأييدات بيسابقه از خود بروز نداد!
همچنين انتظار مردم اين بود كه آقاي هاشمي خانواده خود را از اقدامات غيرقانوني پس از انتخابات برحذر دارد و در صورت ادامه فعاليتهاي غيرقانونيشان، از آن ها حمايت نكرده و برائت جويد كه متأسفانه اين چنين نشد و آقاي هاشمي حفظ فرزندان و خانواده خود را بر حفظ نظام و انقلاب ترجيح داد و بيتفاوتي ايشان در خصوص فعاليتهاي فرزندانشان در ماجراسازيهاي قبل و بعد از انتخابات موجب شد تا خانواده ايشان با سوء استفاده از موقعيت هاشمي نقشي تأثيرگذار در وقايع پس از انتخابات ايفا نمايند و اطمينانخاطر داشته باشند كه حمايتهاي پدر مانع از برخورد قانوني دستگاه قضايي با آن ها خواهد شد!
به علاوه آقاي هاشمي در خطبههاي نماز جمعه خواستار آزادي بي قيد و شرط آشوبگران شد و حتي حاضر نشد كه نام آشوبگر يا اغتشاشگر را براي اين متخلفان به كار ببرد و ادعا كرد: “مساله مهم ما اين است كه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز يك مقدار مخدوش شده ما اين اعتماد را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد و اين اعتماد بايد برگردد” در حاليكه مقام عظماي ولايت با مدعيان وجود بياعتمادي بين مردم و نظام به شدت برخورد ميكنند و آنان را غرضورز يا غافل ميدانند!
اكنون اين سؤال جدي مطرح است كه آيا آقاي هاشمي در آزمون انتخابات دهم مردود شده است؟! آيا اين تصور كه سوابق آقاي هاشمي و شناخت رهبر معظم انقلاب از وي موجب تأثر رهبري از عملكرد آقاي هاشمي شده است صحيح است؟ به راستي چرا آقاي هاشمي در مقابل مردم و نظام، اين گونه از خود هزينه كرده است؟! آيا آقاي هاشمي در سالهاي آتي در زمره “مخالفان عصباني و زخمخورده” قرار خواهد گرفت يا بايد وي را در شمار “منتقدان” مورد “محاسبه” قرار داد؟آيا آقاي هاشمي فرصتهاي از دست رفته در انتخابات اخير را جبران خواهد كرد؟
شهدايي كه ميرحسين موسوي را از همان ابتدا شناختند
شايد چندي پيش كه بادامچيان در مصاحبه با يكي از سايت هاي خبري به اظهار نظري از شهيد ديالمه در خصوص ميرحسين موسوي اشاره كرد و به نقل از او گفته بود كه “موسوي بالاخره در برابر نظام خواهد ايستاد”،اظهارات مهمش آنطور كه بايد و شايد مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت، اما اين روزهامصاحبه اي در روزنامه جوان منتشر شد كه بر اهميت و عمق باورپذيري اين خبر تاثير بسياري داشت.
اين روزنامه اصولگرا به بهانه سالروز شهادت دكتر آيت و در قالب مصاحبه با ابراهيم اسرافيليان - از دوستان شهيد- نقل قولي از اين شهيد كرد كه پيش از اين بادامچيان در قالب نقل قول سخنان شهيد ديالمه به آن اشاره كرده بود.
اسرافيليان در قسمتي از اين مصاحبه از اظهارنظر دكتر آيت خبر داده كه او هم گفته بود: “ميرحسين موسوي روزي در برابر انقلاب خواهد ايستاد.”
شهيد آيت و شهيد ديالمه از اعضاي حزب جمهوري اسلامي بودند كه هر دو آن ها در سال هاي اوليه انقلاب توسط گروهك منافقين به شهادت رسيدند؛ در همين زمان ميرحسين موسوي سردبير روزنامه رسمي اين ارگان بوده است.بر اساس شواهد و مدارك و همچنين نقل قول اطرافيان دكتر آيت، اختلاف نظر ميان او و ميرحسين موسوي نه تنها مخفي نبود بلكه حتي به جايي كشيده شده بود كه وي در روزهاي پاياني عمر شريفش، خواهان استيضاح موسوي در مجلس شده و براي انجام آن مدارك زيادي هم جمع آوري كرده بود؛ استيضاحي كه با ترور اين شهيد گرانقدر البته ناكام ماند.
همچنين مطابق آنچه نزديكان شهيد ديالمه بر آن تاكيد دارند، از ديدگاه اين شهيد نيز موسوي در مسائل اعتقادي به انحراف كشيده شده و همين امر موجب اختلاف شديد او با موسوي شده بود.
ديالمه نيز در همان سال هاي ابتدايي انقلاب به دست منافقين به شهادت رسيد.
بدين ترتيب به نظر مي رسد وجود التقاط در اعتقادات ميرحسين موسوي ، عليرغم تصدي پست نخست وزيري به مدت هشت سال و سكوت بيست ساله وي، موضوع تازه اي نيست و اين مساله در همان ابتداي شكلگيري نظام جمهوري اسلامي براي نزديكان او مشهود بوده است.
به هين دليل است كه برخي سياسيون با سابقه معتقدند آنچه كه اين روزها از موسوي از عدم تمكين به قانون اساسي و وارد كردن اتهامات بي اساس به قواي سهگانه و شوراي نگهبان و همچنين همنوايي با خواسته دشمنان،شاهد هستيم، براي آناني كه وي را از سي سال پيش به خوبي مي شناخته اند، چندان دور از انتظار نبوده است. 
|