شاد باشيم و ديگران را شاد كنيم
گلزاري
عوامل فراهم ساختن شادي و نشاط و سعادت انسان
1- در وهله اول ايمان و جهان بيني درست نقش بسزايي در شاد بودن انسانها خواهد داشت.
يكي از مقولاتي كه در پرتو اين ايمان و اعتقاد صحيح براي انسان حاصل ميشود و در ايجاد شادي موثر است، زهد و قناعت است. تعابير خيلي عميقي در اسلام وجود دارد كه در بحث شادي بايد روي آن خوب كار شود و نمونهاي از آن به كار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادي و شادماني است. زهد يعني اين كه انسان از دنيا استفاده كند ولي به آن وابسته نباشد و حرص آن را نزند. اين كه حافظ ميگويد:
در اين دنيا اگر سودي است با درويش خرسند است خدايا منعمم گردان به درويشي و خرسندي، نشاندهنده اين است كه نوع نگاه انسان به دنيا ميتواند اسباب خرسندي را فراهم كند.
2- عامل مهم ديگر داشتن ارتباط با افرادي است كه درك محضرشان به زندگي انسان معنا ميدهد. در روايات داريم كه اگر كسي چهل روز با عالم عاملي برخورد نكند، قساوت قلب پيدا ميكند. در هر شهري انسانهاي عالم عاملي هستند كه در گوشهاي آرام و ساكت نشستهاند. ما انتظار داريم دانشجوهاي ما بروند و بگردند تا جهانهاي بنشسته در گوشهاي را پيدا كنند.
3- برقرار كردن ارتباط عاشقانه با خدا از طريق ادعيه به خصوص مناجاتهاي عاشقانه و زيبايي كه در صحيفه سجاديه است. ما بخشي از خلوت خود را حتما بايد با اين دعاها پر كنيم .
4- داشتن ارتباطهاي اجتماعي سالم و دو طرفه با همنوعان. بايد توجه داشت ارتباطهاي يك طرفه عمدتا به وابستگي ميانجامد و خود، عامل سلب شادي ميشود.
5- در كنار تمام اينها، مساله جسم مهم است. براي شاديهاي ما جسم بايد سالم و داراي تغذيه مناسب و خوب باشد. ورزش بين جوانهاي ما خيلي فراموش شده است.
6- ارتباط با طبيعت نيز شادي آور است. يكي از روانشناسان ميگويد: آنهايي كه دلبسته يك چيز مردهاند، وجودشان هم مرده است.
امام رضا(ع) ميفرمايد: سه چيز روح انسان را جلا ميبخشد: نگاه كردن به آب روان، به سبزه و به صورت زيبا (صورت زيبايي كه انسان از آن لذت حلال ببرد.)
ما بايد قدر خودمان را بدانيم و ياد بگيريم، اگر خودمان را دوست داريم، نگاهمان را به منظرههاي بد نيندازيم. گوشمان را به شنيدن صداي ناهنجار عادت ندهيم. گوش و چشم و دهان انسان دريچههاي ورودي جهان بيرون به جهان درونند .
7- ارتباط داشتن با گنجينه غني ادبيات فارسي نيز براي آشنا شدن با راههاي شادي و سعادت انسان بسيار اهميت دارد.
8- هنر اصيل هم عامل خوبي براي كسب شادي و نشاط است. بسياري از آهنگهايي كه دانشجويان ما گوش ميدهند، از نظر زيبا شناختي، خشن و آزار دهنده روح هستند .
9- بايد بدانيد پرخوري، كم خوابي، پر خوابي، خواب بعد از طلوع آفتاب نيز، آن چنان كه در روايات آمده است كسالت و خمودگي ميآورد.
10- گفتن و شنيدن لطيفههاي سالم هم در شادي انسان موءثر است. در روايات آمده است: يكي از معصومان از ياران خود پرسيدند: آيا با هم شوخي و مزاح ميكنيد؟ گفتند: نه. حضرت به آنها فرمود: كار خوبي نميكنيد. البته شوخي زياد هم وقار را كم ميكند .
بحث تعامل بين نقش فرد و جامعه در شادي، بحثي جالب است كه ميتواند موضوع بررسي قرار گيرد. وقتي ما به اطراف خود دقت ميكنيم، ميبينيم كه در جامعه اطراف ما - با اين كه جامعهاي ديني است و در دين ما اين همه توصيه به شادي شده- شادي و نشاط در بين مردم كمتر ديده ميشود. به نظر من، در اين شرايط حداقل كار اين است كه جاهايي كه ميبينيم عوامل اجتماعي مانع شادي ميشود، با آن برخورد كنيم و سعي كنيم حق خودمان را از جامعه بگيريم، البته با رعايت اعتدال رفتاري. اما اگر ديديم اين تلاشها به نتيجه نرسيد، درون خودمان را به صورتهاي مختلف آرام كنيم. شادي انسان، سقفي است كه ستونهاي بسياري آن را نگه داشتهاند. سلامت جسمي، دوستان خوب، همسر و فرزندان خوب، عشق به مطالعه و... . حال اگر يكي از اين ستونها مشكل پيدا كرد، انسان نبايد با دست خود ساير ستونها را هم خراب كند؛ بلكه بايد با تقويت ساير ستونها از ريزش سقف ممانعت به عمل آورد. مخاطب من در اينجا جوانان هستند. اين كه جوان صبح زود از خواب بلند شود، ورزش كند، به طور منظم به فكر غذايش باشد، در زندگياش برنامه و نظم داشته باشد و... اين ها همه دست خود آدم است. به هر حال بايد با يك دورانديشي و تصميم قاطع وارد كارزار شد.
آيا ريشه شادي و نشاط در درون انسان قرار دارد يا عوامل بيروني نقش اساسيتري در شادماني انسان بازي ميكنند؟
- مولوي جواب را در اين بيت زيبا داده است:
اصل لذت از درون دان، ني برون
ابلهي دان جستن از فسق و فسون
خلاصه اين كه اصل لذت از درون است نه از بيرون. اين طور نيست كه به صرف اين كه در باغيم شاد هم باشيم. اگر بينشمان و هدفمان و درونمان ناشاد باشد، در ظاهر نيز ترش رو و ناشاد خواهيم بود.
اگر بخواهيم شادي درون را موجب شادي برون قلمداد كنيم، اين حديث را كه ميگويد “حزن مومن در درون او است ولي شادي و نشاط در ظاهر او” چگونه توجيه خواهيد كرد؟
در اين جا ما بايد به تفاوت دو مقوله افسردگي و اندوهگيني اشاره داشته باشيم. آدم افسرده احساس گناه ميكند، نااميد است، خودش را مقصر همه بديها ميداند؛ به تعبير ديگر، ما يك حزن سازنده داريم و يك حزن مخرب.
حزني كه به هوشياري و تحرك منتهي شود، حزن ممدوح و سازنده است. در مقابل حزني كه تنها حسرت خوردن و گوشه نشيني در آن باشد، به هيچ وجه مطلوب نيست و به شادي هم نميانجامد.
آن حزني كه در حديث از آن ياد شده، حزن سازنده است. بررسي گذشته و پيگيري آينده در چنين حزني نهفته است. اما از لحاظ ظاهري به ما گفتهاند مهمترين خصوصيات يك مؤمن حسن خلق است. در احاديث داريم كه حسن خلق روز قيامت پا به پاي نماز بندگان سنجيده ميشود. در ترازوي اعمال انسان نيز هيچ چيزي از حسن خلق سنگينتر نيست. حسن خلق دوستان آدم را زياد ميكند.از امام صادق(ع) پرسيدند: حسن خلق چيست؟ حضرت فرمود: چهره گشاده، كلام زيبا، رفتار نرم و انعطافپذير. چهره گشاده پلي است براي ارتباطات سالم و سازنده با مردم.
منبع: طوبي، پژوهشكده تحقيقات اسلامي
فرآيند كنترل و تشويق
مقدمه
وقتي با شيوههايي سر و كار داريم كه به منظور تاثيرگذاري بر رفتار افراد مورد استفاده قرار ميگيرند، به مواردي چون كنترل، تنبيه و تشويق برخورد ميكنيم. بهطور كلي، عوامل بسيار زيادي وجود دارند كه رفتار فرد را تحت تاثير قرار ميدهند، اما در برخي شيوهها ايجاد تاثير و تغيير بهطور عمده بهكار ميرود و هدف در واقع شيوههايي است كه بهكار برده ميشود. به عبارتي به منظور تغيير رفتار افراد يا هدايت رفتار آنها در مسير مورد نظر از روشهايي استفاده ميشود كه شناخته شدهترين آنها فرآيند كنترل و تشويق است. همه با اصطلاح تشويق و پاداش آشنا هستند و معمولا اين دو ارتباط و پيوستگي نزديكي با يكديگر دارند، بهطوري كه يكي بدون ديگري معنايي نخواهد داشت.
در كل، تشويق، فرآيند پاداشدهي به رفتار فرد است؛ يعني برانگيختن شوق و علاقه مجدد او به انجام همان رفتار. اين پاداش طيف وسيعي ميتواند داشته باشد بطوري كه از يك نگاه تحسين آميز تا يك تشويق مالي بزرگ يا اهداء رتبه يا مقامي را شامل شود. در هر حال اين فرآيند در زندگي انسان گستردگي دارد و عموم افراد آن را بكار ميبرند، شايد بدون آن كه با جنبههاي مختلف آن يا كاركرد آن يا شيوههاي صحيح اجراي آن آشنايي داشته باشند.
كاركرد كنترل و تشويق
فرآيند تشويق سيستم انگيزشي فرد را تحريك ميكند و احساس خوشايندي در او بوجود ميآيد. بر مبناي نظريات يادگيري مربوط به شرطي سازي ، اگر اين احساس خوشايند با رفتار انجام گرفته پيوند بخورد، در موقعيتهاي بعدي فرد را وادار به انجام رفتار مورد نظر خواهد كرد. لذت جويي و كسب لذت از ويژگيهاي اساسي انسان است و فرد تمايل به كسب لذت دارد. حتي مراكزي از مغز شناخته شدهاند كه با اين تمايل فرد مرتبط هستند. اين مراكز به مراكز لذت معروف هستند كه در موقعيتهاي خوشايند و لذت بخش فعال ميشوند.
بر اين اساس، فرد به دنبال راههايي است كه احساسات خوشايند او را تقويت كنند. رفتارهايي كه منجر به اين احساسات ميشوند تقويت و تكرار ميگردند. چنين فرآيندي در نظريه ثراندايك به قانون اثر معروف است، به اعتقاد وي، اگر نتيجه يك رفتار ، تجربه خوشايندي باشد، آن رفتار ياد گرفته خواهد شد و در غير اينصورت چنانچه تجربه ناخوشايندي به دنبال داشته باشد، آن رفتار تكرار نخواهد شد. اين قانون در شيوههاي كنترل و تشويق مورد استفاده فراوان مييابد.
ارتباط كنترل و تشويق
اصطلاح كنترل، مفهومي گسترده دارد. اگر به صورت اختصاصيتر مفهوم آن را مورد نظر قرار دهيم، تمام جرياناتي را شامل ميشود كه هدف رفتار را معين ميسازند و تلاش ميكنند رفتار را در جهت خاصي كنترل و هدايت كنند. در اين معنا، تشويق يكي از شيوههاي كنترل به شمار ميرود و شيوه ديگر آن تنبيه خواهد بود. هر چند براي اعمال كنترل و هدايتگري در رفتار شيوههاي متعدد ديگري وجود دارد. اما در يك معناي ديگر و آنچه بين مردم رواج دارد؛ كنترل، فرآيندي است كه فرد را از انجام يك رفتار خاص باز ميدارد. كنترل كردن در اين معنا يعني جلوگيري و مانع شدن و تا حدودي با مفهوم تنبيه ارتباط پيدا ميكند. در اين مفهوم، تجارب ناخوشايندي كه براي فرد به دنبال انجام عمل خاصي پيش ميآيد، تو را از ادامه عمل باز ميدارد. رفتار گرايان معتقدند طي اصول خاصي بايد بين اين تجربه ناخوشايند و عمل مورد نظر پيوندي ايجاد شده باشد و در غير اينصورت بازداري از عمل اتفاق نخواهد افتاد.
كاربردهاي كنترل و تشويق
اين جريان در تمام سطوح زندگي فرد گستردگي دارد. و در واقع يكي از فرآيندهايي است كه از همان بدو تولد و روزهاي اول زندگي بهكار برده ميشود. رفتارهاي نوزاد مانند لبخند زدن و حركات دستها و پاهاي او مورد توجه اطرافيان قرار ميگيرد و شوق و ذوق قابل توجهي را در آنها بر ميانگيزد. اين تجربه خوشايند، مبناي تكرار رفتارهاي نوزاد خواهد شد و بر اين اساس رشد زبان، رفتارهاي حركتي مثل نشستن، راه رفتن و ... و رفتارهاي اجتماعي را در وي شاهد خواهيم بود. به مرور اين جريان جنبه اراديتري به خود ميگيرد و اطرافيان و بهويژه پدر و مادر ميكوشند آگاهانه رفتارهايي را در كودك ايجاد كنند، يا مانع از بروز رفتارهايي خاص در او شوند. به اين ترتيب شيوههاي تربيتي شكل ميگيرد و افراد مختلف به ميزان آگاهيها و اطلاعات خود شيوههايي از كنترل و تشويق را بهكار ميبرند.
در سالهاي مدرسه اين فرآيند شكل اختصاصيتري به خود ميگيرد و به عنوان عامل محركي براي يادگيري رفتارهاي اختصاصيتر بهكار ميرود؛ بهطوري كه يك ابزار مهم در پيشبرد جريان آموزش در كلاس درس به شمار ميرود. رفتارهاي اجتماعي فرد به صورت متداوم با پاداشها و تنبيهها كنترل و شكل داده ميشوند. فرد طي اين فرآيند ياد ميگيرد كه برخي رفتارها با هنجارهاي اجتماعي ناسازگار هستند و نبايد مبادرت به انجام آنها كند. رفتارهاي شغلي به صورت اختصاصيتر و برنامه ريزي شدهتري با اين فرآيند كنترل ميشوند. معمولا برنامهريزيهايي كه براي تشويق و تنبيه كاركنان صورت ميگيرد، برگرفته از همان اصول اوليه كنترل و تشويق هستند كه كسب يك پاداش به دنبال رفتار بروز تكرار آن رفتار را افزايش خواهد داد و برعكس كسب يك تجربه ناخوشايند ، فرد را از ادامه رفتار منع خواهد كرد.
شيوههاي صحيح كنترل و تشويق
1. نوع تشويق و تنبيه متناسب با رفتار انجام گرفته شده باشد. اعمال تنبيهها و تشويق هاي بسيار بزرگ براي يك عمل كوچك و يا برعكس ، چندان مفيد فايده نخواهد بود.
2. اعمال تشويق و تنبيه (كنترل) بايد بلافاصله بعد از انجام رفتار باشد و يا حتيالامكان با فاصله كمي صورت بگيرد. به نظر رفتار گرايان، وجود فواصل طولاني بين انجام عمل و ارائه كنترل يا تشويق پيوندي را بين رفتار و نتيجه آن ايجاد نخواهد كرد و در اين صورت كنترل انجام گرفته نتيجهاي در بر نخواهد داشت.
3. ويژگيهاي افراد بايد در نظر گرفته شود. يك تجربه كه به عنوان نتيجه رفتار فرد ايجاد ميشود (خوشايند يا ناخوشايند) ، در بين افراد مختلف معاني مختلفي دارد. يك كلمه آفرين يا نگاه تحسين آميز شايد براي برخي افراد بسيار تجربه خوشايندي باشد، درحاليكه افراد ديگري تشويق مالي را بيشتر بپسندند.
4. علاوه بر اين ، گروههاي سني ، شرايط اجتماعي، نيازهاي فرد ، جنسيت فرد و ... نيز بايد مورد توجه قرار گيرند.
مشاوره تحصيلي
مقدمه
اين نوع از مشاوره اختصاص به دانش آموزان مدارس و دانشجويان دارد كه براي كمك و راهنمايي آنها در زمينه انتخاب رشته تحصيلي در دوره دبيرستان ، انتخاب رشته تحصيلي دانشگاهي ، اطلاع از مقررات و شرايط و قوانين مدرسه يا دانشگاه و يا هر مساله و مشكلي كه در محيط تحصيل براي آنها ممكن است پيش بيايد بهكار ميرود. رفع اين نوع مسائل يا مشكلات به عهده مشاوران تحصيلي است.
تاريخچه مشاوره تحصيلي در ايران
مشاوره تحصيلي قبل از پيروزي انقلاب
در ايران، مسأله راهنمايي و مشاوره و تهيه مقدمات آن بين سالهاي 1337 تا 1350 شروع شد و جريان پيدا كرد. از سالهاي 1337 با برگزاري سمينارهاي متعددي طرح مشاوره و راهنمايي در آموزش و پرورش مطرح شد و نيز تربيت نيروي مشاوره در دانشگاهها و تهيه ابزار كار مشاوران ، دورههاي كارآموزي ضمن خدمت ، تهيه وظايف و طرح و جاانداختن آن از جمله اقدامات بعدي در اين دوره بوده است. براي پيشرفت و گسترش اين طرح اقدامات متعددي انجام گرفت. دورههايي ترتيب داده شد تا دست اندركاران تعليم و تربيت با برنامه راهنمايي آشنا شوند. اعزام مشاوران به مدارس، تهيه مقالات و بروشورهاي گوناگون، تهيه پروندههاي تحصيلي و تربيتي ، تهيه پرسشنامههاي مختلف و ايجاد مراكز مشاوره و راهنمايي در برخي از مراكز استانها از جمله اقداماتي است كه در اين دوره به عمل آمد.
در سالهاي 1337 و 1338 كنفرانسهايي كه در مشهد و آبادان برگزار شدند، لزوم راهنمايي در مدارس را تاكيد كردند. تا اينكه در سالهاي 1344 و 1345 در دانشسراي عالي تهران درس مشاوره و راهنمايي جزء دروس رسمي قرار گرفت. از مهر 1350 كه اولين كلاس دوره راهنمايي تحصيلي تشكيل شد تا 22 بهمن 1357 كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد، در زمينه اجراي برنامه راهنمايي، فعاليتهاي زيادي صورت گرفت كه آشنا ساختن والدين و مربيان و دانش آموزان با برنامههاي مشاوره و راهنمايي به اعزام مشاورين به مدارس ، تهيه پرونده تحصيلي ، تست و اجراي آنها از آن جمله ميباشد.
مشاوره تحصيلي بعد از پيروزي انقلاب
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، برنامه راهنمايي با توجه به اهداف جديد مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت و نتيجه آن سيستم معلم - مشاور بود كه هم به تدريس و هم به مشاوره ميپرداختند. پس از مدتي براي تهيه هدفهاي هماهنگ با اهداف انقلاب، برنامه راهنمايي و مراكز مشاوره حذف گرديد و به جاي آن طرح مربيان پرورشي با عنوان متوليان انقلاب در مدارس طرح ريزي و اجرا شد. اين طرح به تدريج مسؤولان را متوجه نياز به مشاوره و راهنمايي در مدارس نمود. تا اينكه در سال 1364 هستههاي مشاوره و راهنمايي مجددا در مناطق آموزش و پرورش تاسيس گرديد. در حال حاضر برنامههاي مشاورهاي مدارس به سمت تخصصي شدن و خدمات مشاورهاي سوق داده شده و طرحهايي چون “طرح احياي نقش مشاورهاي معلمان” در حال اجرا است.
مشاوره تحصيلي در زمينه انتخاب رشته و راهنمايي شغلي
در اين زمينه مشاور به دانش آموز كمك ميكند با اطلاع از ويژگيها و شرايط خود ، رشتهها و شرايط جامعه، تصميم مناسبي در مورد انتخاب رشته تحصيلياش اتخاذ كند. چنين فرايندي چه در سال اول دبيرستان و براي انتخاب رشته تحصيلي دوره متوسط صورت بگيرد و چه براي انتخاب رشته دانشگاهي تفاوت چنداني نميكند. آشنايي مشاور با ويژگيها و مقررات موجود مربوط به هر دوره (متوسط يا دانشگاهي) بسيار حائز اهميت است. مشاور تلاش ميكند علاوه بر اينكه مراجع را از جنبههاي مختلف هوشي ، استعداد و علايق شناسايي كند، اين شناخت را با شناختهاي خود دانش آموز درهم ميآميزد و با در نظر گرفتن مقررات بيروني و شرايط ويژه جامعه اقدام به تصميمگيري كنند.
ويژگيهاي خود دانشآموز كه بايد شناسايي شوند عبارتند از: ميزان بهره هوشي ، نمرات تحصيلي او ، تعيين نقاط قوت و ضعف وي در دروس مختلف ، بررسي علايق و استعدادهاي او در زمينه رشتهها و مشاغل. براي اينكار گاهي مشاور از آزمونهايي چون تست هوش ، آزمون رغبت سنج و آزمونهاي سنجش استعداد كمك ميگيرد. از سوي ديگر بايد دانش آموز شناخت كاملي نيز از خود رشته تحصيلي بهدست آورد. اينكه چه دروسي در آن مطالعه ميشوند، آينده شغلي آن چيست؟ و ... .
مشاوره تحصيلي در زمينه بررسي افت تحصيلي
برخي از دانشآموزان ممكن است دچار افت تحصيلي شوند. برخي از اين دانش آموزان خود به مشاوره تحصيلي مراجع ميكنند و برخي توسط مسؤولان مدرسه به مشاور مدرسه معرفي ميشوند. در هر حال، مشاور تحصيلي به بررسي عمل مختلف افت تحصيلي ميپردازد. براي بررسي احتمال وجود عمل خانوادگي از خود دانش آموز و خانواده او كمك ميگيرد. عوامل مدرسه را نيز مورد بررسي قرار ميدهد و همچنين به بررسي سلامت جسمي و رواني دانش آموز ميپردازد.
شناخت و پيدا كردن علت افت تحصيلي در گام اول قرار دارد. بعد از پيدا كردن علت ، مشاور به كمك دانش آموز و در صورت لزوم، خانواده او و مسؤولان مدرسه به رفع آن علت اقدام ميكنند. يا اينكه راهنماييهايي به دانش آموزان براي رفع علت ارائه ميشود و پيشرفت او مورد پيگيري قرار ميگيرد. از جمله اين راهنمايي شامل شيوه افزايش انگيزه دانشآموز، آموزش شيوههاي صحيح مطالعه، آموزش شيوههاي مواجهه با تغييرات اساسي و غيره خواهد بود.
مشاوره تحصيلي در زمينه آموزش شيوههاي صحيح مطالعه و روشهاي بهسازي حافظه
برخي از دانش آموزان با وجود اينكه افت تحصيلي نشان نميدهند، ممكن است به آموزش شيوههاي صحيح مطالعه و روشهاي بهسازي حافظه نياز داشته باشند. آموزش چنين روشهايي ميتواند به جلوگيري از اتلاف وقت دانشآموز و بالا بردن بهره وري او كمك كند. برنامهريزي براي مطالعه، رعايت اصول يادگيري در برنامهريزي براي مطالعه و ويژگيهاي حافظههاي مختلف ميتواند به دانشآموز كمك كند تا روش مطالعه صحيحي داشته باشد و نتيجه بهتري كسب نمايد.
مشاوره تحصيلي در زمينه كاهش اضطراب امتحان
اغلب افراد در جلسه امتحان و يا قبل از آن درجاتي از اضطراب را دارا هستند. داشتن مقداري اضطراب در شرايط امتحاني كاملا طبيعي و گاهي حتي ضروري است؛ چون موجب بالا نگه داشته شدن سطح انگيختگي فرد شده و عملكرد او را بهبود ميبخشد. اما در صورتيكه ميزان اين اضطراب از حد طبيعي بالاتر رود، باعث مختل شدن عملكرد فرد خواهد شد. بنابراين مشاور تحصيلي تلاش ميكند با آموزش شيوه صحيح مطالعه ، بالابردن كارآيي حافظه و استفاده بهينه از زمان، زمينهاي فراهم آورد تا دانشآموز اطمينان و يقين نسبت به خود پيدا كند.
به عبارتي تلاش ميكند اعتماد به نفس او را بالا ببرد تا از پيدا شدن افكاري كه باعث اضطراب در وي ميشوند جلوگيري كند. چنين دانش آموزاني افكاري از اين قبيل دارند. نمره كمي خواهم گرفت، خوب نخواندهام، هميشه شكست ميخورم و ... . مشاوره تحصيلي كمك ميكند تا دانش آموز با تسلط بيشتري به مطالب مورد نظر سر جلسه امتحان حاضر شود و علاوه بر اين، به خود اعتماد به نفس داشته باشد. همچنين ممكن است روشهاي اختصاصي مثل آموزش روشهاي آرامش ورزي مورد استفاده قرار گيرد. در صورت حاد بودن ميزان اضطراب دانش آموز به مراكز اختصاصيتر ارجاع داده ميشود.
شرايط انجام مشاوره تحصيلي
شرايط لازم براي انجام مشاوره تحصيلي همانند ساير مشاورههاست. معمولا در مدارس، اتاقي با عنوان اتاق مشاوره وجود دارد. دانشآموزان ميتوانند به صورت مستقيم يا از طريق صندوق مشاوره با مشاور ارتباط برقرار كنند. پاسخهاي خود را نيز ميتوانند مستقيم از مشاور دريافت كنند يا به صورت ناشناس در بولتن مشاوره مطالعه كنند
|