صفحه جوان

حقيقتي واحد به نام جمهوري اسلامي

مريم عفتي مطلق

از ابتداي انقلاب تا كنون برخي تحريف‏‏هاي عداوت‏گونه نسبت به مفاهيمِ برخاسته از دل مباني اسلام، حربه‏اي شده ا‏ست در دست قلم و زبان عده‏اي مغرض، براي اغواگر‏ي افكار جامعه با هدف ايجاد فاصله ميان مردم و نظام. حال آنكه با دقت و تأمل در اسناد تاريخي از صدر اسلام تا كنون و ادلّه‏ي محكم عقلي، مي‏توان به مغالطه‏آميز بودن آن‏ها‏‏ پي برد. يكي از مهمترين مفاهيمي كه به تيغ تحريفِ آنان كشيده مي‏‏شود، جمهوريت و رابطه‏ي آن با اسلاميت در نظام جمهوري اسلامي است. شبهه‏اي كه در اين باره مطرح مي‏كنند و در واقع نشان از مخالفت آنان با اصلِ جمهوري اسلامي دارد، طرح قاعده‏ي تقدّم و تأخّر درباره‏ي اين دو مفهوم است. اينكه جمهوريت مقدّم است يا اسلاميت؟!

[1]. داستانِ اين حقيقت، از آن‏جا آغاز مي‏گردد كه فطرت توحيدي انسان‏ها بيدار شده، ايمان آورده و به خيل مؤمنان پيوسته باشند. سپس به «برپايي حكومت حق» كه از مهمترين و لازم‏ترين «حقوق پروردگار» است بر مردم، قيام نموده تا زندگي مؤمنانه‏ي خويش را در سايه‏ي مبانيِ آن بنا كنند. البته برپاييِ حكومت اسلامي بدون رضايت و خواست و اراده‏ي مردم [جمهوريت]، از هدف متعالي خود كه رشد و هدايت انسان‏هاست، تهي گشته و در واقع امكان عمليِ تحقق حاكميت دين، بدون مردم امكان‏پذير نمي‏باشد. و همين امكان است كه در كنار جنبه‏ي ديني و اعتقادي، به رأي و انتخاب مردم، اعتبار مي‏بخشد. به طوري كه پيامبر گرامي اسلام صلوات‏الله عليه، رعايت اين اصل را به اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام نيز توصيه فرمودند، در آن جا كه امام را به كعبه تشبيه نمودند كه مردم خود، بايد به سوي او رفته و به گرد وجودِ او به عنوان ولايت، حلقه زنند تا اهداف دين محقَّق گردد. بنابراين هيچ امام و پيشوايي در حكومت اسلامي، خود را بر مردم تحميل نكرده و نمي‏كند؛ زيرا با اصل رسالت امام كه هدايت مردم و آزاد گذاشتن آنان در انتخابِ مسير هدايت است و نيز اصل مشاركت و همراهي آگاهانه و فعال آن‏ها در اداره‏ي جامعه‏ي اسلامي، در تعارض خواهد بود. چنان‏ كه مردم ايران بر اساس فطرت خداجو و اسلام‏خواه و معنويت‏گراي خويش، انقلاب كرده و آن را برگزيدند و از دلايل آگاهانه بودن اين انتخابِ سرنوشت‏ساز اين است كه آن‏ها با تمام هستي خود، رنج‏ها و هزينه‏هاي فراواني براي برپايي حكومت حق، متحمل شده‏‏ و جهت محافظت از آن، سال‏ها‏‏ به ادامه‏ي هزينه‏پردازي‏هاي مجاهدانه‏ي خويش، چه بسا بيشتر از پيش، اهتمام ورزيده‏اند. چنان كه مي‏بينيم؛ ثمره‏ي مجاهدت‏هاي مؤمنانه‏ي مردم ايران براي برپايي حكومت حق، موجب شده؛ «نهال باريك جمهوري اسلامي» به يك «شجره‏ي طيّبه‏ي تنومند و تناور»، و مقاوم در برابر طوفان‏ها مبدّل گردد‏. (امام خامنه‏اي در مراسم سالگرد رحلت امام خميني ره،14خرداد1400).

[2]. در كلام امام خامنه‏اي، هر دو وجه حاكميت اسلام و حاكميت جمهور، همواره مخالفاني در درون نظام داشته است كه هر كدام از اين دو جبهه‏ي مخالف، خود شامل دو گروه‏اند؛ يك گروه از [مخالفان حاكميتِ اسلام] را «غيرمذهبي‏هاي سكولار» تشكيل مي‏دهند. اينان حق و شأني براي «مديريتِ دين» در مسائل سياسي و نظام اجتماعي كشور قائل نيستند و دين را امري محبوس در قلب و محدود به رفتارهاي فردي انسان تلقي مي‏كنند. گروه دوم، سكولارهاي مذهبي هستند كه به بهانه‏ي تقدّسِ دين، مخالف دخالت اسلام در شئونِ مختلفِ زندگي‏اند، اين گروه، در واقع به دينِ بي-خاصيت معتقدند. در جبهه‏ي [مخالفان حاكميتِ مردم] نيز دو گروه قرار مي‏گيرند؛ يك دسته از اين‏ها «ليبرال‏هاي سكولار»ند كه به مردمسالاري منهاي دين معتقد هستند. اين گروه كه اعتقادشان به فن سالارانه بودن حكومت است، معتقد به رويِ كار آمدنِ تكنوكرات‏هاي ليبرالِ غيرديني‏اند. اينان نقشي براي مردم در به حاكميت رساندن اسلام قائل نيستند، زيرا از اساس، اعتقادي به ارتباط ميان دين و مردم ندارند و بدين جهت، وظيفه‏اي نيز براي رشد انساني/ ديني/ معنويِ مردم توسط حكومت، قائل نمي‏باشند. و اما گروهي نيز در اين جبهه، معتقد به حاكميت دين منهاي مردم‏اند كه نمونه‏اي از عواقب اين نوع اعتقاد به روشني در تفكرات و عمل داعش، نمودِ عيني، يافت. (در مراسم سالگرد رحلت امام خميني ره،14خرداد1400). اما در مباني اسلام، جمهوريت در دل اسلاميت قرار داشته و در تركيب با اسلاميت «يك حقيقت واحد» را تشكيل داده‏اند «راز ماندگاري» اش نيز در همراهي دو كلمه‏ي جمهوري و اسلامي با هم است. چنان كه از ابتدا هم؛ دو عنصر جدا از هم نبوده‏اند كه از بيرون به يكديگر متّصل شده باشند تا بشود تقدّم و تأخّري بر آن مترتّب نمود. بنابراين؛ بحث تقدّم هر يك از اين مفاهيم بر ديگري، يك بحثِ «انحرافي» و «بي-معني» است.‏ (در مراسم تنفيذ حكم دهمين دوره‏ رياست‏جمهوري،12مرداد1388).

[3]. نتيجه‏اي كه حاصل مي‏شود اين است كه در يك نظام اسلامي، اسلاميت اصل بوده و جمهوريت در فرع آن قرار دارد و اصالتش وابسته به اوست به گونه‏اي كه اگر جمهوريتِ نظام در چهارچوب قوانين حاكم بر آن، تصميمي بگيرد؛ چون تحت هدايت نظام اسلامي و مراقبت ولايت او قرار دارد، حتي اگر خلاف منافع مادّيِ اسلام و مسلمين نيز باشد اراده و تصميم او نافذ خواهد بود. به عبارتي روشن‏تر، مي‏توان گفت؛ دين اسلام به مانند «روح» است كه در «كالبد» جمهوريتِ نظام اسلامي، حلول نموده و حقيقتي واحد و جامع به نام جمهوري اسلامي يا «مردم‏سالاري‏ ديني» را پديد آورده است. روحي كه هويت‏بخش است و در كنار جسم، به فعليت مي‏رسد و جسمي كه بدون روح اصالتي نداشته و بي‏هدف و پوچ خواهد بود. يعني مولودي از يك روح توحيدي در درون جسمي كه آن را احاطه‏ نموده است.

 ولايت و جوانان

نياز انسان به معنويت


اگر ذخيره معنوي در وجود انسان از حدّ لازم پايينتر رود، انسان دچار لغزشها و گمراهيهاي بزرگي خواهد شد. معنويت در وجود يك انسان، براي او مايه هدفدار شدن است؛ زندگىِ او را معنا مي‌كند و به آن جهت مي‌دهد... ما سايش و فرسايش پيدا مي‌كنيم. دل و جان ما در برخورد با حوادث روزمرّه زندگي، به طور دائم در حال فرسايش است. بايد حساب اين فرسايش‌ها را كرد و جبران آن را با وسايل درست، پيش‌بيني نمود، والّا انسان از بين خواهد رفت... بايد به طور دائم مراقبت كنيد كه اين بارِ مبناي معنويت از سطح لازم پايين نيفتد.
بيانات رهبر معظم انقلاب در تاريخ 17مهر1381.

 نکته

اعتياد اينترنتي، تله پنهان فضاي مجازي


عليرضا شريفي‌يزدي
اگر مغز مورد اسكن قرار بگيرد، فعل و انفعالات در نتيجه اعتياد به مواد مخدر با اعتياد اينترنتي يكسان خواهد بود، البته برخي كارشناسان ميان اين دو تفاوت قائل هستند اما مي‌توان گفت عواقب اين دو، تفاوت چنداني با يكديگر ندارد.
افرادي كه در زندگي روزمره درگير هستند و دغدغه‌هاي ذهني مختلفي دارند بيشتر به فضاي مجازي وابسته مي‌شوند تا به نوعي براي مدت كوتاهي از مشكلات فاصله بگيرند يا بازي‌هاي آنلاين و رواج آنها بخصوص زماني كه به جنبه‌هاي اقتصادي و كسب درآمد گره مي‌خورد باعث مي‌شود كه افراد به طور رواني به اين بازي‌ها وابستگي پيدا كنند.
ايجاد نوعي هيجان و ترشح هورمون‌هايي مانند اندروفين و دوپامين از جمله عوامل موثر بر دلبستگي به فضاي مجازي هستند، برخي افراد نيز نوعي وسواس به كسب اطلاعات و دنبال كردن اخبار دارند كه نمونه‌هاي آن در دوران پاندمي كرونا مشاهده مي‌شود.
اعتياد به اينترنت معضلات زيادي ايجاد مي‌كند، باعث مي‌شود افرادي كسب و كار خود را به دليل عدم تمركز از دست بدهند يا اعتياد به سايت‌هاي قمار و بازي‌هاي آنلاين هزينه‌هاي سنگيني را بپردازند. يكي ديگر از مشكلات اجتماعي ناشي از اعتياد به دوستي‌هاي اينترنتي بدون شناخت كافي فرد مقابل است كه مي‌تواند باعث سو استفاده افراد مختلف بشود.
يكي ديگر از معضلات اساسي معضل اجتماعي از هم گسيختگي خانوادگي است، غرق شدن در فضاي مجازي ارتباطات اجتماعي و در نتيجه درون خانوادگي را كاهش مي‌دهد، به طور مثال مي‌توان به پديده فابينگ اشاره كرد؛ پديده‌اي كه در آن افراد يك خانواده عليرغم زندگي زير يك سقف نسبت به يكديگر فاصله زيادي پيدا مي‌كنند و در نتيجه پيوندهاي عاطفي كم مي‌شود.
ترسيم راهي درست براي گذران اوقات فراغت همانند طبيعت گردي، كتابخواني و يا گروه درماني و انجام بازي‌هاي گروهي مي‌تواند وابستگي را كاهش دهد. توجه به روابط دوستي و خانوادگي و حتي گردش در سطح شهر از عوامل مهم ديگر براي مقابله با اعتياد اينرنتي هستند. افراد بايد سعي كنند استعداد و ذوقي دروني خود را شناسايي كرده و به دنبال ارتقا آن باشند تا فرصت‌هاي خود را با فضاي مجازي تلف نكنند.