صفحه حوزه و دانشگاه

روزي براي آزادي قدس

سيد مختارموسوي

ضروري است چيستي وچرايي انتخاب آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان از سوي حضرت امام خميني(ره) براي روز جهاني قدس مورد كنكاش و مطالعه قرار گيرد. اين‌كه چرا امام خميني(ره) يك روز از ديگر ماههاي سال را براي چنين مناسبتي انتخاب نكردند؟ براستي چرا ماه مبارك رمضان و چرا آخرين جمعه از اين ماه، براي روز جهاني قدس انتخاب ومعرفي شده است؟

براي نيل به اهداف اين يادداشت وحصول پاسخ براي سوالات مطرح شده كه ممكن است براي خيلي از هموطنان گرامي نيز سوال بوده باشد، بايد در اقيانوس بيكران آثار وبركات، فضايل و فوايد و دستاوردهاي ماه مبارك رمضان غواصي نمود.

ماه مبارك رمضان شهرالله اعظم، ماه ضيافت الهي، ماه گشايش ابواب رحمت، ماه در غل وزنجير بودن شيطان، ماه توبه واستغفار، ماه غلبه نفس لوّامه بر نفس امّاره، ماه تهذيب نفس، ماه ارتقاء ايمان و تقوا و ماه سيقل دادن دلها براي پذيرش ونفوذ انوار الهي و كسب معرفت الله، جهت تحصيل قوه فرقان و حصول بصيرت و تشخيص حق از باطل و هدايت در صراط مستقيم و سرانجام زدودن حجابها و كاستن فاصله‌ها و تقارن و تقارب با حضرت حق و فتح قلّة كمال مطلوب كه همانا راز و رمز آفرينش و خلقت موجودي بنام انسان است.

رهبر كبير انقلاب اسلامي وبنيانگذار جمهوري اسلامي ايران وپايه گذار بيداري اسلامي در جهان اسلام، كه خود مفسر كبير قرآن، فيلسوفي حاذق، فقيهي متأله وحكيمي فرزانه و عارفي كه خدا او را به واسطه زهد وتقوا وتهذيب نفس و وصفاي باطن به مقامات عاليه رسانده بود و سالكي بود كه بواسطه سائر الي الله بودنش به مقام ومرتبت فناي في الله نايل شده بود وبهتر از هرانديشمندي در عصر خويش، به حقايق و رموز صيام و روزه داري در شهرالله الاعظم كه بر خيلي از بزرگان مستور ومكتوم مانده بود واقف گشته بودند، با علم ويقين به ميزان اثرگذاري روزه در روزه داران واينكه يكي از آثار وفضيلت‌هاي روزه، ايجاد انقلاب معنوي وميل به نزديك‌تر شدن با معبودِ محبوب يكتا وايجاد اشتياق براي امتثال وفرمانبرداري آگاهانه از اوامر ونواهي خداوند تبارك وتعالي است، وبدون ترديد اين تأثيرات و درسها وتأسي ها، كه از بديهيات آثار روزه داري است، متعاقب ليالي قدر و پس از قرار گرفتن در برابر تلالوات انوار قدسي ليالي قدر مضاعف شده و قلوب ودلهاي مومنين روزه دار ازهر نظر براي پذيرش پيام‌هاي توحيدي سيقل داده مي‌شود و با نگرش به اين‌كه غالبا آخرين جمعه ماه مبارك رمضان فاصله زماني چنداني با ليالي قدر ندارد، امام راحل اين ماه عزيز و آخرين جمعه از اين ماه را براي چنين مقصود مهمي انتخاب كرده‌اند.

آري با توجه به آثار ونشانه‌ها وتأثيراتي كه ماه مبارك رمضان و روزه داري در مومنين دارد، و از نظر تناسب وقياس وهمانندي وكفائت وهمتايي، چنين ويژگي وميزان آمادگي دلهاي مومنين براي پذيرش واطاعت كردن از پيامها ومضامين توحيدي در هيچ يك از ايام ديگر ماههاي سال وجود ندارد، وبا اين اميد كه اعلام روز جهاني قدس وپيامي كه حضرت امام به اين مناسبت صادر وابلاغ فرمودند، منشأ ومبناي قرآني وتوحيدي واسلامي دارد، لاجرم پس از ابلاغ بر دل مخاطبين خود بنشيند، آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان براي روز جهاني قدس انتخاب و به جهان اسلام معرفي ميگردد. كه صد البته پيش بيني‌ها ومحاسبات و توقعات وانتظارات حضرت امام خميني(ره) نيز همانگونه كه تصور ميكردند عينيت بخشيد و چنان استقبالي از اين فراخوان توحيدي در جهان اسلام بعمل آمد كه تمامي سياستمداران جهان را مات ومبهوت گذاشت.

در حقيقت بااين انتخاب و اعلام جهاني آن، پيام‌هاي متعددي به جهان اسلام مخابره ومتعاقباً تكاليفي متوجه آحاد مسلمين گرديد. حضرت امام با اين انتخاب خواسته‌اند به مسلمانان جهان اعلام كنند، حالا كه شما بواسطه قريب يك ماه عبادت وروزه‌داري ومناجات ويژه دراين ماه، كه معمولا در ديگر ماههاي سال كمتر محقق مي‌شود؛ موفق به تهذيب نفس و مغلوب ساختن شيطان نفس خويش شده‌ايد، هنگامه آن فرا رسيده كه با همين روحيه و آمادگي واخلاص و صدق و صفا، به جنگ شيطان نفس جهان اسلام و فرعون زمان برويد و پاره تن اسلام فلسطين مظلوم و قدس شريف را از چنگال دژخيم ديو صهيونيسم نجات دهيد.

امروز شيطان نفس جهان اسلام كه وظيفه تك تك مسلمانان جهان مبارزه جدي با آن است، كسي نيست جز رژيم اشغالگر صهيونيسم جهاني. و بايد با سلاح ايمان و تقوا و وحدت به جنگ اين جرثومه فساد وغده سرطاني رفت.

اما از آنجايي كه اين شيطان و فرعون زمان يعني آمريكاي خونخوار واسلام ستيز، به خوبي معني ومفهوم وروح پيام حضرت امام را درك كرده، و يقين دارند كه وحدت اسلامي و انسجام جهان اسلام يعني مرگ حتمي وقطعي صهيونيسم وآمپرياليسم جهاني و سقوط از تخت فرعوني؛ لذا پادزهراين سلاح كشنده را(نقطه مقابل وحدت يعني اختلاف افكني وايجاد تفرقه بين ممالك اسلامي) را به طرز بسيار ماهرانه توليد ودر جاي جاي كشورهاي اسلامي در سراسر جهان اسلام منتشر كرد. طوريكه امروز به واسطه اين اختلاف‌ها جهان اسلام به خود مشغول شده و با مسلمان كشي در خيلي از كشورهاي اسلامي امنيت اين شيطان تأمين و تضمين گرديده است.

از آنجايي كه با اختلاف افكني‌ها وتفرقه‌اي كه در جهان اسلام عمق پيدا كرده، و فاصله بين دولتهاي به ظاهر اسلامي با مردم مسلمان خود بسيار زياد شده است، با توجه به گذشت ۴۳ سال از تعيين آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان بعنون يوم الله روز جهاني قدس، واينكه حداقل انتظار از اين اعلام وانتخاب وفراخوان، برقراري وحدت وانسجام بين ممالك اسلامي وتوجه جهان اسلام به قدس شريف وفلسطين مظلوم با هدف نهايي آزادسازي بيت المقدس اولين قبله گاه مسلمانان و نجات فلسطين از اسارت صهيونيسم‌هاي كودك كش بوده، متأسفانه بواسطه همان غفلت‌هايي كه روزي باعث شده قدس شريف وفلسطين مظلوم به اسارت در بيايد، تداوم واستمرار همان غفلت ها، وعدم همراهي دولت‌ها با ملتهاي مسلمان، نه تنها اقدامي براي آزادسازي قدس شريف و چاره سازي براي فلسطين مظلوم نشد، بلكه رژيم صهيونيستي وفرعون زمان با وحدت وائتلاف ضد توحيدي خود، كار را به جايي رسانده‌اند كه كعبه عزيز بيت الله الحرام ومدينه منوره ومكه معظمه را نيز به اسارت ايادي وعُمال خود يعني آل يهود سعودي در آورده و با ساخت وپرداخت وتكثيرداعش مترصد نابودي تمامي نشانه‌هاي اسلامي در جاي جاي جهان اسلام وتخريب وتصرف حرمين شريفين وعتبات عاليات واماكن مقدسه شريفه مي‌باشند.

غفلت و دنياگرايي جهان اسلام، وحاكميت انديشه تسامح وتساهل بر دول به ظاهر اسلامي و كدخداپرستي و كدخدا ترسي آنها به جاي خدا پرستي وخدا ترسي و خيانت خائنين به بيت الله الحرام اين بلاها را بر سر جهان اسلام آورده است.

بنظر مي‌رسد كه امروز جهان اسلام پر از ظلم و جور شده است، و تنها ناجي جهان اسلام كه قادر است به اذن الله، جهان را پرازعدل وداد نمايد واز اين جهنم يك گلستان وبهشت برين بسازد، حضرت مهدي(عج) است ولاغير. ولذا براي نيل به اين مقصود مقدس، بعنوان حسن ختام براي تعجيل در ظهورش با تمام وجود از او مدد مي‌جوئيم ونداي «يا اباصالح المهدي ادركني» سر مي‌دهيم.

 پرسش و پاسخ هفته

دين پيامبر اسلام قبل از بعثت


سؤال: پيامبر اسلام(ص) پيش از بعثت از چه ديني پيروي مي‌كرد؟
پاسخ: ديدگاه‌هاي گوناگوني در مورد دين پيامبر اسلام پيش از نبوت، وجود دارد، اصل قطعي در اين زمينه اين است كه پيامبر(ص) پيش از بعثت يكتاپرست بوده و هميشه از بت‌ها بيزاري مي‌جسته است. براي اين ادعا به مواردي استدلال شده است:
امام علي(ع) در برابر مردمي كه با سرگذشت پيامبر خدا آشنا بودند، بر پيراستگي او از شرك و گناه تأكيد مي‌كرد و پيشينه يكتاپرستي او و خاندانش را يادآوري مي‌كرد.
رسول خدا(ص) به گواهي تاريخ و تأكيد روايات، داراي نياكاني يكتاپرست بوده و اجداد ايشان پيرو دين حنيف و تابع حضرت ابراهيم(ع) به شمار مي‌آمدند.
پيامبر(ص) در سنين خردسالي در سفري به شام، با راهبي به نام بَحيرا برخورد نمود. زماني كه بحيراي راهب، نشانه‌هاي پيامبري را در سيماي محمد نوجوان مشاهده كرد، براي آزمودنش او را به دو بت «لات» و «عزي» سوگند داد، پيامبر در جواب بحيرا فرمود: «لا تَسألني بِهِما، فَوَ اللّه ما أبغضتُ شَيئَاً بُغضهما؛ مرا به اين دو بت سوگند مده، به خدا قسم هيچگاه چيزي نزد من منفورتر از آن دو نبوده است.»
در منابع تاريخي از اعمال عبادي رسول اكرم(ص) كه پيش از بعثت انجام مي‌گرفته همچون نماز، روزه، حج سخن به ميان آمده است. عزلت گزيني در غار حرا، از عادت‌هاي ديرينه حضرت به شمار رفته است. حج پيامبر با عادات مشركان كه با شعار شِرك همراه بود، همخواني نداشت و سازگاري حج پيامبر با حج ابراهيمي در مناسكي چون وقوف در عرفات آشكار مي‌گشت.

 تحليل هفته

آزمايش بعضي با بعضي ديگر


حبيب اله بابايي
و جعلنا بعضكم لبعض فتنة(فرقان: ۲۰)
بعضي از مردم را امتحان براي بعض ديگر قرار داديم، از آن جمله رسولان و پيامبران را، كه مايه امتحان مردم‌ هستند و بوسيله آنها اهل شك از اهل ايمان، و پيروان هوي و هوس از طالبان حق بازشناخته مي‌شوند.
پيامبران مثل ديگر مردم قرار داده شده‌اند تا مردم را بتوان از آن طريق آزمايش كرد.
و كذلك فتنا بعضهم ببعض ليقولوا اهؤلاء من الله عليهم من بيننا(انعام: ۵۳)
بدين گونه ما برخي از آنان را به برخي ديگر آزموديم تا بگويند «آيا اينانند كه از ميان ما، خدا بر ايشان منت نهاده است؟»
معلوم است گويندگان اين سخن(اهؤلاء) كساني را كه مسخره كرده ‌اند، اشخاصي بوده‌اند كه در نظر آنها حقير و فاقد ارزش به حساب مي‌آمدند. حال خداي سبحان پيغمبر خود را چنين خبر مي‌دهد كه اين تفاوت و فاصله بين طبقات، امتحاني الهي است كه اشخاص با آن آزمايش مي‌شوند و افراد ناسپاس از سپاسگزاران متمايز مي‌شوند.(ر.ك الميزان)
نكته مهم در ميان بعض‌بعض‌هاي انساني، امتحان پيوسته بعضي از به‌ظاهر بهتران و برتران از طريق بعضي به‌ظاهر پايين مرتبه‌هاست؛ ثروتمندان از طريق فقرا، مديران و صاحبان موقعيت از طريق عوام و عموم مردم، نخبگان از طريق توده، مردان از طريق زنان، بزرگترها از طريق كودكان، و حتي امتحان مومنان و مقدس‌ها از طريق كساني كه نشاني از تقدس ندارند.
توجه صاحبان موقعيت بر امتحان شدگي و پيوسته در معرض فتنه و آزمايش بودن، مناسبات بين بعض‌بعض‌هاي انساني را سامان مي‌بخشد و خودبرتربيني را كه هميشه مخل ميان «من» و «ديگري» است چاره مي‌كند.