صفحه جريان‌شناسي

بررسي ادعاي تئوريسين جريان غرب‌گرا

سيد ابراهيم ميرپورفرد

جناب سعيد حجاريان كه از وي به عنوان تئوريسين جريان اصلاحات (جريان غرب گرا )نام برده مي شود؛ همان فردي است كه در فتنه سال ۸۸ نقش كليدي به عهده داشت و همچنين در ماجراي انفجار دفتر نخست وزيري در ۸ شهريور ۱۳۶۰ نامش در بين ۲۱ متهم پرونده انفجار ديده مي‌شود؛ پرونده‌اي كه در نهايت بدون حصول نتيجه بسته شد.

جناب حجاريان چندي پيش در مصاحبه با خبرنگار روزنامه شرق در خصوص انتخابات و مشاركت مشروط، رد صلاحيت لاريجاني، فتح سنگر به سنگر قوا، استراتژي اصلاح‌طلبان در انتخابات ۱۴۰۲، خطرات حذف اصلاح‌طلبان از صحنه سياسي، فشار از پائين و چانه زني از بالا و مواردِ ديگر مطالبي بيان كرده‌ است.

اين مصاحبه ابتدا در سالنامه روزنامه شرق در پايان سال ۱۴۰۰ درج شده و سپس در روزهاي ابتدايي سال ۱۴۰۱ در شبكه هاي مجازي از جمله خبرآنلاين در تاريخ 4 فروردين 1401 بازنشر داده شده است (https://www.khabaronline.ir/news/1615453) در ادامه برآنيم كه به دو بخش از سخنان وي اشاره نماييم:

1. جناب حجاريان در خصوص انتخابات ۱۴۰۲ چنين مي گويد: «مشاركت بي‌قيد و شرط نداريم و همينجا بگويم كه سال ۱۴۰۲ هم مشاركت حتماً مشروط خواهد بود؛ مشروط به اينكه شوراي نگهبان چقدر با ما راه بيايد و ترديد نكنيد اگر راه را ببندند شركت نمي كنيم» بيان چنين سخناني با توجه به زمانِ طولاني باقيمانده تا انتخابات 1402 به نوعي تهديدِ شوراي نگهبان و نهادهاي حاكميتي مي‌باشد.

2. در ادامه حجاريان در خصوص خطراتِ اضمحلال جريان اصلاح طلب (جريان غربگرا) چنين مي گويد: «اگر ما مضمحل شويم، دو طيف نيرو در برابر مردم صف ميكشند؛ نيروهاي انقلابي از يك سو و براندازها از سوي ديگر. آن وقت چه ميشود؟ ناامني و ناپايداري. حتي كار به فراي بحث‌هاي سياسي مي كشد و ممكن است درگيري‌هاي مرزي رخ دهد. ممكن است ادبيات و رويكردهاي تماماً جنگي مسلط شود و حالا خر بيار و باقالي بار كن! حداقل ما بوديم و نقش ميانه‌اي برقرار مي‌كرديم اما وقتي اصلاح‌طلبان نباشند، تنش به شدت بالا مي‌رود. اين موضوع قطعي است اما دو سوي طيف متوجه كاركردِ نيروي ميانه نيستند.»

بيان چنين مطالبي و انعكاس آن در روزهاي ابتدايي سال ۱۴۰۱ در فضاي مجازي همزمان ميشود با سلسله رويدادهاي مشكوكي در كشور از قبيل:

1- حادثه ورزشگاه مشهد در 9 فروردين ۱۴۰۱

2- آتش زدن تمثالِ مباركِ حضرت امام خميني(ره) در ميدان مرجعيت قم در ساعات پاياني ۱۱ فروردين ۱۴۰۱

3- حمله با سلاح گرم به دو طلبه اهل سنت در گنبد كاووس در شامگاه ۱۳ فروردين ۱۴۰۱

4- حمله با سلاح سرد به طلاب شيعه در تاريخ 16 فروردين 1401در بارگاه منور امام رئوف حضرت ثامن الحجج علي ابن موسي الرضا عليه السلام.

وقوعِ حادثه هاي پياپي تأسف بار در شهرهاي گنبد كاووس، قم و مشهدِ مقدس يك سوال و دو گمانه زني در ذهن فعالان سياسي ايجاد مي نمايد.

سوال: آيا همان‌گونه كه جناب حجاريان بيان نموده مضمحل شدن جريان اصلاحات باعث ايجاد ناامني و ناپايداري در كشور خواهد شد⁉️درپاسخ مي توان چنين گفت: اگر اين سخن را بپذيريم كه با مضمحل شدن جريان اصلاحات امكانِ ايجادِ فضاي ناامني و حتي درگيري‌هاي مرزي در كشور وجود خواهد داشت؛ بايد جناب حجاريان پاسخگوي اين پرسش باشد: كه چرا و به چه علت فتنه بنزيني در سال ۱۳۹۸ رخ داد⁉️ زيرا در اين سال دو قوه مجريه و مقننه و همچنين شوراي شهر در اختيار اين جريان قرار داشت؛ لذا مي‌توان بيان چنين سخناني از سوي سران جريان اصلاحات را به نوعي بلوفِ سياسي دانست كه اين افراد براي رسيدن به مقاصدِ سياسي و فشار بر نهادهاي قانوني كشور، مطرح مي نمايند.

گمانه زني اول: اگر بر فرض محال بپذيريم مضمحل شدن جريان اصلاحات باعث ناامني و ناپايداري در كشور خواهد شد؛ مي توان چنين نتيجه گرفت كه كليدِ روشن و خاموش كردن اغتشاشات به نوعي در دستانِ سرانِ اصلي اين جريان قرار دارد و اين جريان با استفاده از ظرفيتِ اغتشاش گران به دنبال دست يافتن به اهدافِ سياسي خود مي باشند؛ كه در اين خصوص بايد نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي دقتِ لازم را مبذول نمايند .(هر چند اين گمانه زني بعيد به نظر مي رسد)

گمانه زني دوم : رخدادهاي تأسف بارِ رخ داده در روزهاي اخير در شهرهاي گنبد كاووس، قم و مشهد مقدس نشان دهنده برنامه ريزي دقيق و حساب شده از سوي دشمنان خارجي با همراهي دنباله‌هاي داخلي آنان مي باشد و چنين به نظر مي رسد كه جريان نفوذ توانسته از فرصت ايجاد شده در طول 8 سال حاكميتِ جريان غرب گرا استفاده نموده و شبكه‌سازي منسجمي در كشور ايجاد نمايد و خود را براي وارد نمودن ضربه به امنيت و انسجام ملي آماده و مهيا سازد. (اين گمانه زني به واقعيت نزديكتر است)

 دشمن شناسي

ملت‌ها به جمهوري اسلامي چشم دوخته‌اند


نظام جمهوري اسلامي، يك جمهوري مثل بقيه‏ي دولتها و جمهوري‏ها و غير جمهوري‏هاي دنيا نيست؛ يك نظامِ داراي پيام است. پيام نظام اسلامي پيامي است كه ملتهاي جهان تشنه‏ي آنند؛ فرق مي‏كند با يك كشوري، با يك دولتي، با هرگونه نظام سياسي كه فقط در فكر يك محدوده‏ي جغرافيائي است؛ آن هم با آدم‏هائي، در رأس آن، آميخته و آلوده‏ي به شهوات گوناگون بشري. اينجا مسئله، مسئله‏ي ارزشهاست؛ مسئله‏ي انسانيت است؛ مسئله‏ي نجات ملتها از كمند قدرتهاي مداخله‏گر و سلطه‏طلب است. نظام اسلامي ما براي بشريت پيام دارد. همين پيام است كه جهان‏خواران عالم را در مقابل ملت ايران قرار داده. اگر امروز روز اول اين روياروئي بود، ممكن بود دل بعضي بلرزد؛ اما امروز روز اول نيست. سي و يك سال است كه اين روياروئي به شكلهاي مختلف وجود دارد: حمله‏ي نظامي، حمله‏ي سياسي، محاصره‏ي اقتصادي، تهديدهاي گوناگون. سردمداران گوناگون در كشورهاي قدرت‏طلب آمدند و رفتند، اما ملت ايران ايستاده است. اين بناي مستحكم روز به روز سرافرازتر شده است. اين نهال بارور و خدائي، اين شجره‏ي طيبه در اين سرزمين مستعد و آماده، روز به روز ريشه‏دارتر شده است. اگر دشمنان‏ معنويت و ارزشهاي اسلامي و دشمنان ايران اسلاميِ عزيز، آن روز اميدي داشتند، امروز اميدي ندارند؛ با نوميدي‏ دارند تلاش مي‏كنند. آن‏ها راه را نمي‏شناسند، ملت ايران را نمي‏شناسند، محاسبات امروز را با محاسبات سي سال قبل و چهل سال قبل و پنجاه سال قبل و دوران سلطه‏ي بي‏رقيب ابرقدرت‏ها مقايسه مي‏كنند؛ اين مقايسه غلط است. دنيا عوض شده است، ملتها هم بيدار شده‏اند؛ لذا امروز شما ملت ايران و شما جواناني كه زبدگان و برجستگان جوانان اين ملت هستيد- جوانهاي عزيز سپاه پاسداران- اميدآفرين دلهاي ملتها هستيد. خيلي از دولتها هم به شما اميد دارند، به شما نگاه مي‏كنند. بااينكه مي‏دانند جمهوري اسلامي اهل مداخله‏ي در كشورها نيست، اما نفس اين پيامها، نفس اين ايستادگي، نفس اين قدرت معنوي كه در همه‏ي عرصه‏ها خود را نشان مي‏دهد، آن‏ها را دلگرم مي‏كند، آن‏ها را به ايستادگي وادار مي‏كند. امروز در قاره‏ي آسيا، در قاره‏ي آفريقا، در قاره‏ي آمريكا، حتّي در قاره‏ي اروپا، ملتهاي كمي نيستند كه به شما چشم دوخته‏اند و شما را تحسين مي‏كنند.
(بيانات در جمع دانش‌آموختگان دانشگاه امام حسين(ع)، ‌3/3/89)

 برگي از تاريخ

فرح پهلوي از تربيت فرنگي تا بخشش‌هاي جانانه!


فرح پهلوي همسر سوم محمد‌رضا، متأثر از تربيت فرنگي و سال‌ها اقامتش در پاريس، بخش عمده‌‌اي از دوستانش را خارجي‌ها تشكيل مي‌دادند. وي هنگامي كه يك شبه از دانشجويي بي‌پول به ملكه‌ي ايران تبديل گرديد، بسياري از دوستان دوران تحصيل خود را به ايران دعوت و آنها را به ثروت‌هاي كلان رسانيد.
به گفته فردوست، نزديكان فرح به يكباره اكثر مشاغل مهم كشور را به دست گرفته و اختلاس‌هاي هنگفتي انجام مي‌دادند. فرح پهلوي به خاطر شخصيت نمايشي‌اش، به دنبال جلب توجهات و قرارگرفتن در كانون نگاه‌ها بود. دادن مبالغ هنگفت به نويسندگان خارجي براي نوشتن زندگينامه‌اش در همين راستا قابل توجيه مي‌باشد. وي علاوه بر نويسندگان، از عكاسان و خبرنگاران مجلات خارجي نيز براي تهيه‌ي اخباري از وي و انعكاس اقداماتش شديداً حمايت مي‌كرد و به آنها هداياي نفيسي اعطا مي‌نمود.
فرح پهلوي براي بسياري از مقامات خارجي به مناسبت‌هاي خاص هدايايي اعم از فرش، خاويار، سكه‌هاي طلا و... مي‌فرستاد و يا در پاسخ بسياري از نامه‌هايي كه از خارج براي وي ارسال مي‌شد، هديه‌اي متناسب با جايگاه فرستنده‌ي آن تقديم مي‌كرد.فرح همانند محمد‌رضا در سفرهايش به خارج از كشور، ليست بلند بالايي از كالاهايي را كه بايد به خارجي‌ها اهدا كند با خود همراه مي‌برد. وي علاوه بر آن، مانند محمد‌رضا، به منظور كسب وجاهت بين‌المللي به سازمان‌ها و مؤسسات خارجي نيز كمك‌هاي فراواني مي‌كرد.
« در تاريخ 23 / 6 / 1973 علياحضرت شهبانوي ايران تقاضاي آقاي pennien كه رئيس كميته‌ي ملي نويسندگان و هنرمندان فرانسه است قبول فرمودند مبني بر اينكه سالي هزار دلار به وي پرداخت شود. اين مؤسسه حسابي در اين بانك دارد ولي اين بانك ديگر با آقاي pennien تماس ندارد. سوال نموده كه آيا عليا‌حضرت شهبانوي ايران از اين به بعد نيز مرحمتي را خواهند فرستاد و آيا آدرس جديد كميته ملي در دست مي‌باشد يا خير...»