صفحه فصل رويش

رشد علمي كشور در انرژي و صنعت

رشد علمي كشور در انرژي

رشد علمي در كنار رشد فني يكي از معيار‌هاي ماندگاري در مسير پيشرفت در حوزه فني به شمار مي‌رود. براي تشخيص سطح و بررسي پيشرفت علمي يك كشور، مي‌توان تعداد مقالات علمي منتشر شده آن كشور را مورد بررسي قرار داد. رتبه جهاني ايران در توليد مقالات حوزه انرژي از عدد 55 با تعداد 24 مقاله در سال 1996 به عدد 12 با تعداد 3252 مقاله در سال 2017 ارتقا يافته است.

حال براي بررسي قدرت علمي منطقه‌اي ايران، تعداد مقالات توليدي در بحث انرژي در منطقه‌ي خاورميانه در پژوهش ها نشان داده شده است. بر اين اساس، رتبه ايران در منطقه غرب آسيا از رتبه 8 با تعداد 24 مقاله در سال 1996 به رتبه اول با تعداد 3252 مقاله در سال 2017 ارتقا يافته است.

حتي اين ارتقاي سطح علمي در زير حوزه‌هاي انرژي نيز نمايان است، براي مثال در انرژي هسته اي نيز تعداد مقالات توليدي ايران در قياس با ساير كشورهاي جهان افزايش چشمگيري يافته است.

جمهوري اسلامي تعداد مقاله هاي خود در حوزه انرژي هسته اي را از عدد1 در سال 1996 به تعداد 354 مقاله در سال 2017 افزايش داده است و از رتبه 13 منطقه به رتبه 1 منطقه ارتقا يافته است.

براي علم انرژي‌هاي تجديد پذير نيز، ايران سير پيشرفت علمي خود را حفظ كرده و تعداد مقالات خود را در قياس با ساير كشورهاي منطقه افزايش داده است. جمهوري اسلامي تعداد مقاله‌هاي خود در حوزه انرژي هاي تجديد پذير را از عدد 9 در سال1996 به عدد 1109 در سال افزايش داده است و از رتبه ششم منطقه به رتبه 1 ارتقا يافته است.

رشد علمي كشور در صنعت و معدن

بدون شك ملاك قدرتمندي كشورهاي دنيا در عصر حاضر ثروت و وجود ذخاير معدني نيست و كشوري قدرتمند است كه كه صنعتي باشد و بتواند در صنايع مهم و استراتژيك در دنيا حرفي براي گفتن داشته باشد و با فرآوري ذخاير معدني خود در بازارهاي جهاني حضوري فعال داشته باشد. صنعت داراي تعريف‌ها و تعبيرهاي متفاوتي است كه براساس جايگزين‌پذيري فراورده‌ها، فرايند توليد و محدوده‌هاي گيتاشناختي ارائه شده‌اند. در مورد تعريف دقيق «صنعت»، اختلاف نظرهاي كثيري وجود دارد. مثلاً مايكل پورتر، صنعت را چنين تعريف مي‌كند: «صنعت، عبارت است از گروه شركت‌هايي كه فراورده‌هاي آنها جايگزين نزديكي براي هم مي‌باشند.» اما طبق عرف مي‌توان صنعت را اين گونه تعريف كرد: « مجموعه‌ي از تمام يگان‌هايي كه در توليد، توزيع يا مصرف يك فراورده يا يك دسته از فراورده‌هاي مشابه فعاليت مي‌كنند.»

براي بررسي بهتر و دقيق‌تر صنايع مختلف به زير گروه‌هاي ذيل تقسيم‌بندي مي‌گردد:

براي بررسي معادن نيز تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي وجود داشته كه در اين پژوهش معادن به دو گروه عمده‌ي معادن فلزي و معادن غيرفلزي دسته‌بندي شده است.

در ادامه به تشريح برخي از پيشرفت‌هاي جمهوري اسلامي در حوزه صنعت و معدن پرداخته مي‌شود.

صادرات صنعت ايران

صنايع ايران پس از انقلاب اسلامي به صورت كلي به سمت خودباوري، خودكفايي و توليدات راهبردي معطوف شده و حركت كرده است. پيش از وقوع انقلاب اسلامي سهم ايران از بخش صنعتيِ اقتصاد، محدود به صنعت نوشابه¬هاي خارجي، صنعت خودرويِ كاملاً مونتاژي و برخي از صنايع حداقليِ پايه تعريف شده بود و ايران به هيچ عنوان كشوري صنعتي محسوب نمي¬شد و حتي در مسير صنعتي شدن هم قرار نداشت. هيلاري كلينتون وزير خارجه سابق آمريكا در كتاب خاطرات خود با عنوان "تصميم هاي سخت" مي نويسد:

«ما بدنبال آن بوديم كه دولتي در ايران بر سر كار بيايد كه نفت بفروشد و كالا وارد كند».

منافع آمريكا و غرب در اين بود كه نفت ايران را ارزان خريداري كرده و كالاهاي كم‌كيفيت و بعضاً بي كيفيت خود را چند برابر قيمت اصلي به ايران و ساير كشورهاي وابسته‌ي صنعتي بفروشد و در مواردي نيز خط توليد كالاهاي بي اهميت را در كشور راه‌اندازي نمايد. تصوير 29، مقايسه ميزان صادرات و واردات ايران از سال 1976 ميلادي (1355 شمسي) الي 2016 ميلادي (1395 شمسي) را نشان مي‌دهد؛ اما براي كشورهاي نفتي لزوماً بيش‌تر بودن حجم صادرات در قياس با واردات ملاك صنعتي بودن آن كشور محسوب نمي‌شود، لذا مي‌بايست موارد صادر شده هر كشور نيز مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد.

كشور ايران در كنار صادرات نفت خام، كالاهاي متنوع ديگري نيز صادر مي‌نمايد و تنها 63 درصد از صادرات 40 ميليارد دلاري ايران در سال 1395 شمسي متعلق به نفت خام مي‌باشد كه در قياس با ساير كشورهاي نفت خيز منطقه اين يك ركورد محسوب مي‌شود. نكته قابل توجه اين حجم از صادرات غيرنفتي ايران اين است كه در سال 1976 ميلادي (1355 شمسي) 93 درصد از حجم صادرات ايران سهم نفت خام بوده و صنعت در صادرات كمترين سهم را داشت.

صنعت ايران در چهل سال اخير آنقدر پيشرفت داشته كه رفته رفته از وابستگي ايران به نفت و خام فروشي كاسته شده و امروزه كشورهاي زيادي در جهان محصولات ايراني را وارد مي‌كنند. براي مثال در سال 2016 ميلادي، كشورهاي مختلف دنيا را از لحاظ درصد سهم صادرات ايران به آن كشورها نشان مي‌دهد. طبق اطلاعات مندرج در تصوير، ايران به تمام قاره‌هاي جهان صادرات داشته و محدود به منطقه و چند كشور خاص نمي‌باشد.

 گوناگون

هوشياري امام در تكامل نهضت


هوشياري امام خميني (ره) در دفاع از ارزش‌هاي اسلامي يكي از عوامل مهم پيروزي انقلاب به‌شمار مي‎رود. توضيح آن‌كه، اقدامات رژيم پهلوي در حوزه فرهنگ، خود، زمينه را براي نابودي حكومت فراهم ساخت، زيرا اين‌گونه حركات واكنش شديد امام خميني (ره) و در نتيجه، مردم را در پي داشت. تغيير تاريخ هجري شمسي به شاهنشاهي، برگزاري جشنواره‎ها و سمينارهاي به اصطلاح فرهنگي و هنري و نيز ترويج فساد و فحشا از مواردي است كه با هدف تضعيف مباني ديني مردم صورت گرفت. ليكن واكنش امام خميني(ره) در برابر اين تقدس‎زدايي‌ها و نيز در برابر طرح اصلاحات ارضي، لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و انقلاب سفيد شاه سبب شد تا پايه‎هاي مشروعيت رژيم پهلوي به سستي گرايد. برخورد شجاعانه و زيركانه امام خميني (ره) در قضيه فاجعه فيضيه، اصل مشروعيت حكومت خاندان پهلوي را با خطر مواجه مي‎ساخت، از اين‌رو آنان چاره را در تبعيد امام ديدند. اما همين امر زمينه را براي گسترش اعتراضات عليه رژيم و تزلزل حكومت بيشتر فراهم ساخت.
نتيجه‌گيري
1. در صحنه انقلاب، بيش از همه، سه عاملِ رهبري، مردم و مكتب تأثيرگذار بوده‌اند. در اين درس به اولين عامل پرداخته شده است.
2. در هر نهضتي، رهبر بايد داراي ويژگي‌هاي خاصي باشد كه در صورت فقدان آن‌ها، نهضت به سر منزل مقصود نخواهد رسيد.
3. اين اوصاف و ويژگي‌ها، به‌طور كامل، در مورد بنيان‌گذار انقلاب اسلامي صادق بوده و ايشان، علاوه بر برخورداري از فضايل علمي در حوزه‌هاي مختلف و نيز برخورداري از فضايل معنوي در تمام ابعاد زندگي، نسبت به مسايل پيرامون خود كاملاً آگاه و هوشيار بود و با شجاعت كم‌نظير و تدبير هميشگي خويش، اين انقلاب را به سرانجام رساند.
4. عامل رهبري بدون در نظر گرفتن عواملي هم‌چون مكتب متعالي اسلام و مردم قادر به پيش بردن انقلاب نبوده است. از اين‌رو، پرداختن به دو عامل ديگر نيز ضرورت دارد؛ رهبري قدرت خود را مديون مكتب متعالي اسلام بوده است و نيز اين قدرت برتر، بدون حضور مردم در صحنه نمي‌تواند كارآيي اجتماعي خود را به خوبي نشان دهد. بنابراين در درس آتي، نقش مكتب و مردم در اين نهضت مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

(منبع: كتاب انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن به قلم علامه مصباح يزدي(ره)، ص 117)

 دستاوردها

زير زمين پرنده‌هاي بدون سرنشين


پرنده‌هاي بدون سرنشين انتحاري با طراحي خاص و دقت رعب‌آور، چند سالي است وارد يگانهاي نيروي هوافضاي سپاه شده‌اند اما با ورود آنها به شهرهاي زيرزميني، بر اهميت و تاثيرگذاري آنها افزوده شده است.
توسعه شهرهاي موشكي و سيلوهاي زيرزميني كه از ديد تجهيزات جاسوسي و اطلاعاتي دشمن مخفي هستند، در سالهاي اخير يكي از برگ هاي برنده سپاه پاسداران و يكي از اركان مهم قدرت بازدارندگي جمهوري اسلامي ايران به حساب مي آيند. در اقدامي مهم و قابل توجه، اين بار نيروي هوافضاي سپاه به مناسبت سوم شعبان ميلاد امام حسين (ع) و روز پاسدار، براي اولين بار از يك شهر زيرزميني پهپادي رونمايي و فصل جديدي را در ارتقاء و نمايش توان پرنده هاي بدون سرنشين كشورمان باز كرد.
اما اينكه توانايي فوق داراي چه ارزش هايي است و چگونه مي تواند به توان دفاعي كشورمان ياري رساند، موضوعي است كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
تجربه جمهوري اسلامي در توسعه موشك هاي بالستيك و لزوم حفاظت از انبارها و پرتابگرهاي آنها از گزند دشمنان فرامنطقه اي و مجهز، در نهايت ايران را به سمت توسعه و احداث شهرهاي موشك هاي و سيلوهاي پرتاب زيرزميني سوق داد؛ برنامه اي كه مشخصا بيش از يك دهه عمر قدمت داشته و رونمايي از آن، به شدت كفه ترازو چه در بحث عملياتي و چه عمليات رواني را به نفع جمهوري اسلامي ايران در حوزه بازدارندگي بالا برد.
برخي از شهرهاي موشكي، مشخصا با نمايش سيلوها از طرف ايران براي طرف هاي غربي عيان شده و مشخص است كه عمدتا اين سيلوها و شهرهاي موشكي در مناطق كوهستاني كشور -گه فراوان و پراكنده هم هستند- ساخته شده اند چراكه لايه هاي قطور سنگ ها در حكم يك پوشش و سنگر طبيعي، نفوذ به اين پايگاه ها را اگر نگوييم ناممكن ولي بسيار بسيار سخت كرده اند.