صفحه جوان

وقتي سلبريتي‌ها آسيب‌زا مي‌شوند!

بر اساس كلام رهبر انقلاب بايد بدانيم كه زيربناي ساختمان نظام اسلامي و فلسفه اصلي تشكيل حكومت اسلامي ترويج و تقويت معنويت و اخلاق‌مداري در وجود انسان‌ها است. اخلاق‌مداري و معنويت بايد هم به صورت فردي و هم به صورت اجتماعي از كوچك‌ترين و مهم‌ترين اجتماع كه كانون بسيار مهم خانواده است تا بدنه جامعه نمود پيدا كند. برجسته كردن معنويت به معناي اهميت دادن به اين فضائل و تلاش براي از بين بردن رذائل و بدي‌ها در جامعه است. به فرموده رهبري: «معنويت و اخلاق: معنويت به معني برجسته كردن ارزش‌هاي معنوي از قبيل اخلاص، ايثار، توكل، ايمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معني رعايت فضليت‌هايي، چون خيرخواهي، گذشت، كمك به نيازمند، راستگويي، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و ديگر خلقيات نيكو است. معنويت و اخلاق، جهت‌دهنده همه حركت‌ها و فعاليت‌هاي فردي و اجتماعي و نياز اصلي جامعه است؛ بودن آنها، محيط زندگي را حتّي با كمبود‌هاي مادّي، بهشت مي‌سازد و نبودن آن حتّي با برخورداري مادّي، جهنّم مي‌آفريند.» ايشان در بخش ديگري از بيانيه گام دوم تأكيد مي‌فرمايند: «تلاش غرب در ترويج سبك زندگي غربي در ايران، زيان‌هاي بي‌جبران اخلاقي و اقتصادي و ديني و سياسي به كشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادي همه‌جانبه و هوشمندانه مي‌طلبد كه باز چشم اميد در آن به شما جوان‌ها است.»

يكي از آسيب‌هاي اخلاقي و اجتماعي كه امروزه وجود دارد، اهميت دادن به بعضي از چهره‌هايي است كه به عنوان الگو براي جوانان در رسانه‌ها در قالب سلبريتي‌ها مطرح مي‌شوند، اما متأسفانه بعضي از اين چهره‌ها نه اينكه از نماد فضيلت و اخلاق بويي نبرده‌اند بلكه بعضي از رفتار‌هاي ضدديني و ضداخلاقي آنان در فضا‌هاي مختلف به عنوان يك رفتار شايسته به جوانان و حتي فرهنگ كشور تحميل مي‌شود. به طور مثال وقتي در درون كشور و در صدا‌وسيماي جمهوري اسلامي يك شخصيت از حيا و عفت صحبت مي‌كند، اما در رفتار بيروني خود در كشور و حتي خارج از كشور با وضع بسيار نامناسبي حضور پيدا مي‌كند و به اين نوع پوشش خود افتخار مي‌كند، آيا جوانان با ديدن اين تضاد سردرگم نمي‌شوند؟

در گام دوم انقلاب بايد در برابر اين آسيب‌ها با يك برنامه‌ريزي صحيح به دنبال ترويج ارزش‌ها و معنويت و اخلاق بوده و نسبت به بداخلاقي‌ها به صورت صحيح و حساب شده برخورد درست و اسلامي شود. صدا‌و‌سيما مخصوصاً بايد با ساخت فيلم‌ها و سريال‌هاي مختلف، اخلاق‌مداري و معنويت را با معرفي اسوه‌هاي اخلاق به جامعه منتقل كند. از اين جهت مي‌توان به فيلم‌هايي مثل يوسف پيامبر، محمد رسول‌الله و... اشاره كرد. ادامه اين هنر‌ها نيازمند حمايت قاطع مسئولان و دست‌اندركاران از اين هنرمندان و اين نوع هنر‌ها است. مجلات، روزنامه‌ها و... نيز قسمتي از مطالب خود را به صورت بسيار دقيق و هنرمندانه به انتقال ارزش‌ها به جامعه اختصاص دهند.

فضاي مجازي در اين زمينه نقش بسيار پررنگي دارد. امروزه فضاي مجازي مثل يك چاقوي دو لبه هم مي‌تواند معنويت و اخلاق را به مخاطبان خود منتقل كند و هم بي‌بند‌وباري و شهوت‌راني را. مسئولان بدانند محيط ولنگاري و بي‌قيدي در فضاي مجازي به علت اين است كه بعضاً اين فضا در كشور مديريت نمي‌شود. وقتي سياستمداران نظام در راه‌اندازي شبكه ملي مجازي و تقويت پيام‌رسان‌هاي داخلي ضعيف عمل مي‌كنند، يقيناً پيام‌رسان‌هاي خارجي در دل مردم مخصوصاً جوانان جاي خود را پيدا و دشمنان مفاهيم غيراخلاقي را با ظرافت‌هاي خاص خود به جامعه منتقل مي‌كنند. عادي كردن نگاه به تصاير حرام در قالب مثلاً طنز و ساختن كليپ‌هاي كوتاه از زنان بدحجاب يا ترويج دروغ مثلاً با ترويج كلماتي مثل خالي‌بندي و... مصاديق زيادي است كه متأسفانه وجود دارد.

يكي از مسائل مهم امروز كه مردم با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند و عدم مديريت آن باعث بروز آسيب‌هاي اجتماعي متعددي شده، آشفتگي اقتصادي و نابساماني در اين زمينه است. معاش و معاد دو مقوله جدا از هم نيستند. همانطور كه جسم انسان نياز‌هايي دارد و بايد از نظر اقتصادي اشباع شود، روح انسان نيز نياز به تغذيه دارد. معاش انسان اگر به‌درستي تأمين نشد، زمينه آسيب‌رساني به معاد و آخرت انسان را فراهم مي‌كند. مديريت اقتصادي باعث مي‌شود مردم نسبت به وضعيت معيشتي خود به آرامش نسبي دست پيدا كنند. وقتي اين اتفاق افتاد، طبيعتاً اگر از آخرت و عاقبت معنوي زندگي براي آنان صحبت شود، مردم بهتر مي‌توانند پذيرا باشند؛ چراكه ذهن و فكر آنان را از مسائل اقتصادي راحت و آزاد كرده‌ايم، اما وقتي وضعيت معيشتي افراد به هم بريزد، فكر مشغول شده و نمي‌تواند روي مسائل معنوي تمركز كند.

مسئوليت بزرگ دستگاه‌هاي كشور اسلامي ايران، ساماندهي وضع اقتصادي است. در گام دوم انقلاب بايد فكري براي قشر مستضعف و رنجديده كشور شود. بدون ترديد دشمن از ناحيه اقتصاد براي تحميل خواسته‌هاي نامشروع خود وارد شده، چون او مي‌داند وقتي وضعيت اقتصادي كشور به هم ريخته، راحت‌تر مي‌توانند در آن نظام نفوذ كند.

رهبري در كلامي ارزشمند مي‌فرمايند: «در جمهوري اسلامي، دل‌هاي مسئولان به طور دائم بايد براي رفع محروميت‌ها بتپد و از شكاف‌هاي عميق طبقاتي به‌شدت بيمناك باشد.»

يكي از مهم‌ترين و سخت‌ترين كار‌ها در يك جامعه، تحقق عدالت و جلوگيري از ظلم و تبعيض است؛ چراكه به طور مستقيم با منافع انسان‌ها ارتباط دارد و انسان‌ها براي منافع خود در مقابل آن مقاومت مي‌كنند. چه بسا بدانند در اين منفعتي كه به دست آورده‌اند، ظلم و تجاوزي هم صورت گرفته است، چقدر اين شخص حاضر است در برابر قانون و عدل الهي متواضع باشد؟ وقتي پا را فراتر بگذاريم به اين مطلب پي مي‌بريم كه گاهي كساني كه چه بسا از نظر اثرگذاري نقش بسيار پررنگي در تحقق يك ارزش در جامعه داشته و همه چيزشان را هزينه كرده‌اند، اما متأسفانه در يك دوره زماني توقع حمايت بيشتر از آنان در جامعه مي‌شد و وقتي به آنان گفته مي‌شود شما با مردم فرقي نداري، در مقابل حكومت و پياده‌كنندگان ارزش‌ها و عدالت‌محور‌ها ايستادگي مي‌كنند.

هم مردم و هم مسئولان بايد نسبت به تحقق عدالت تلاش كنند. راهكار‌هاي عملي براي برداشتن گام بلند در اين مورد در دوران جديد انقلاب را مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: مبارزه جدي مسئولان با رانت‌خواري افراد در سيستم حكومتي، نظارت دقيق بر رفتار مسئولان در داخل كشور مخصوصاً اموال و دارايي‌هاي آنان، مقابله با پديده شوم قاچاق و زد و بند‌هاي اقتصادي در كشور و مبارزه با دانه‌درشت‌ها در اين زمينه، ترويج ساده‌زيستي در بين مسئولان و شناسايي و معرفي مسئولان ساده‌زيست به مردم و در نهايت مبارزه جدي با فقر و فساد و تلاش براي كم كردن فاصله طبقاتي در جامعه. كلام آخر اينكه امروزه در جامعه ما لزوم مديريت اقتصادي براي مبارزه با آسيب‌هاي اجتماعي بيش از پيش احساس مي‌شود.

 نکته

چند نكته درباره بيانيه زنان سينماگر


اين روزها خبرها، حواشي و تحليل هاي مربوط به بيانيه تعداد زيادي از زنان دست اندركار سينما در اعتراض به خشونت، آزار و باج گيري جنسي در محيط كارشان، به يكي موضوعات جنجال برانگيز رسانه ها تبديل شده است. اين عده به جامعه سينمايي در مورد گستردگي و شدت اين آزارها عليه زنان هشدار داده و نيز براي توقف آن خواستار عواقب قانوني براي متخلفين شده اند.
به طور اجمالي چند نكته و پرسش پيرامون اين موضوع قابل طرح است:
يك: رفتارها، حركات، سبك زندگي و پوشش برخي زنان فعال در سينماي كشور، خود به تنهايي موجب فرستادن پيام به آزارگران جنسي مي شود. فرقي هم ندارد كه اين آزارگران از همكاران آنها باشند يا از خارج از محيط كارشان. اين را هم اضافه كنيم كه اين هنجارشكني ها موجب تشويق دختران و پسران نوجوان و جوان كشور و به طور كلي عموم مردم به انحرافات مي شود.
در هر صورت، وقتي برخي سلبريتي‌ها، به نماد قبح گرايي و هنجارشكني فرهنگي و اخلاقي در جامعه تبديل شده اند، آنگاه چگونه مي توان انتظار داشت كه خود از عوارض آن در امان بمانند؟
دو: چگونه است كه برخي از زنان سينماگر به جاي نگه داشتن حريم خود، به راحتي با مردان سينماگر رفيق مي شوند و حتي در فضاي خارج از فيلم و در محافل و... نيز تا حدي اين موضوع براي هر دو طرف عادي است كه يكديگر را با اسم كوچك و بدون پسوند و پيشوند مورد خطاب قرار مي دهند، اما انتظار دارند عوارض اين رفتارها و عادي نمايي ها گريبان گيرشان نشود؟
سه: چرا وقتي مرحوم فرج الله سلحشور، كارگردان «يوسف پيامبر»، سال ها پيش، از وجود بي بند و باري و فساد در سينماي ايران سخن گفت، برخي از سينماگران كه امروز خود را در جايگاه مطالبه گر و مدافع حقوق زنان اين عرصه قرار داده اند و بيانيه امضاء كرده و فساد گسترده در سينما را تأييد مي كنند، به آن مرحوم حمله كردند و چرا برخي از هنرمندان زن كشورمان كه از سال ها پيش نسبت به فساد به وجود آمده در سينما گلايه داشتند و از ظلم به خود سخن گفتند، با اعتراض و حمله برخي ديگر از همكاران خود مواجه شدند و يا به آنها گفته شد كه سكوت كنند؟

 ولايت و جوانان

رويش انگيزه‌هاي انقلابي در جوانان به واسطه خدواند


آنچه من[به مسئولين آموزش ‌و پرورش] عرض مي كنم، اوّلاً براي دانش‌آموزان، نه ‌فقط براي انجمن هاي اسلامي، فرصت فراغتي براي پرداختن به كار انقلابي داده بشود... دوّم [اينكه‌] به تشكّل هاي امين دانش‌آموزي ميدان بدهند؛ مثل همين انجمن هاي اسلامي، مثل همين اتّحاديّه؛ كه اين ها يك تشكّلند؛ تشكّل امين و متديّن، يا بسيج، بسيج دانش‌آموزي؛ يك تشكّل است، تشكّل امين و متديّن؛ به اين ها ميدان بدهند، ميدان بدهند كه كار كنند؛ فرصت بدهند، امكانات بدهند -[همان‌طور كه‌] اين جا اين جوان ها گفتند- امكانات مادّي، امكانات معنوي؛ به اين‌ها ميدان بدهند، قدر بدانند. ما اگر مي‌خواستيم اين انگيزه‌هايي را كه شما داريد، با پول و با تبليغ و مانند اين ها درست كنيم، هرگز امكان نداشت؛ لَو اَنفَقتَ ما فِي الاَرضِ جَميعًا مآ اَلَّفتَ بَينَ قُلوبِهِم. اين جا هم بنده عرض مي كنم اگر همه‌ ثروت را هم خرج مي كرديم، نمي توانستيم اين همه انگيزه و اين همه توان و اين همه شوق و علاقه را جمع كنيم. اين از درون دارد مي جوشد؛ اين را خدا كرده؛ دل ها دست خدا است، دل هاي من و شما دست خدا است. اين را قدر بدانيم. اين ها الان آمدند در ميدان؛ جوان هاي ما، چه در اتّحاديّه انجمن هاي اسلامي، چه در بسيج و امثال اين ها، آمدند وارد ميدان شدند و مي خواهند كار كنند براي خدا، براي انقلاب، براي كشور؛ به اين ها بايد ميدان داد، بايد به اين ها كمك مادّي و معنوي كرد.
(بيانات در ديدار اعضاي انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان، 01/02/1395)