صفحه اول

عواملي كه موجب ناامني مي شود

قاسم روانبخش

شهادت دو تن از روحانيون مجاهد در مشهد و دو روحاني اهل سنت در گنبد و قتل برخي شهروندان از جمله قتل پليس بدست برخي اوباش و اراذل موجي از نفرت و ناراحتي مردم در جامعه ايجاد كرده است . بي ترديد عوامل مختلفي در گسترش اين گونه قتل ها نقش داشته و دارد و بايد مسوولان مربوطه به بررسي آن ها بپردازند و راهكار عملي براي جلوگيري از گسترش آن ها اتخاذ كنند. بررسي ها نشان مي دهد كه چند عامل در قتل هاي اخير نقش پر رنگ تري داشته است:

1. عدم كنترل دقيق مرزها

ايران كشوري است داراي ثبات و امنيت پايدار و مردمان مهربان و مهمان دوست،‌ از اين رو، كشورهاي همسايه اي كه دچار بحران هاي سياسي يا اقتصادي مي شوند به كشور ما پناه مي آورند و مردم ما نيز با آغوش باز از آن ها پذيرايي مي كنند. بر اساس آمارهاي رسمي علاوه بر مهاجران عرب عراقي،‌ هم اكنون 5 ميليون افغاني و طبق آمار غير رسمي 7 ميليون افغاني در ايران به سر مي برند و اين روند به صورت تصاعدي ادامه دارد. متاسفانه تعداد قابل توجهي از اين گونه مهاجران به صورت قاچاق سازمان يافته و در مقابل ديد نيروي انتظامي وارد كشور مي شوند. سواري هايي با پلاك‌هاي محو شده در جاده ها از مرزهاي شرقي تا تهران به قاچاق انسان مشغولند. طبيعي است كه افراد مهاجر غير رسمي و بدون شناسنامه،‌ امنيت يك كشور را به خطر مي اندازند. زيرا عناصر داعش و طالبان و جنايت كاران آدمكش نيز مي توانند اين گونه به كشور ما مهاجرت كنند و در هر كجاي ايران كه بخواهند سكني گزينند. نمونه آن همين قاتل ازبك تبار افغاني كه به ايران آمده ، موجب ناامني و قتل و جرح سه روحاني در حرم رضوي شد.بنابر اين ضرورت دارد كه دولت محترم براي جلوگيري از قاچاق رسمي و سازمان يافته افاغنه و ديگر كشورها به داخل كشور،‌اقدامات لازم و قانوني به كار گيرد.

2. عدم برخورد قاطع با مجرمين

بر اساس آموزه هاي قرآن كريم، ‌قصاص موجب حيات مي شود« و لكم في القصاص حياة‌ يا اولي الالباب لعلكم تتقون»‌روشن است كه قصاص موجب مرگ قاتل مي شود و از اين نظر حياتي تامين نمي شود ولي منظور از تامين حيات بازدارندگي از عادي سازي قتل و كشتار در جامعه است. وقتي قاتل به قصاص محكوم مي شود و حكم آن نيز به صورت علني اجرا مي گردد ديگر كسي جرات چنين اقدامي نخواهد داشت. در نتيجه كسي كشته نمي شود و كسي هم قاتل نمي شود و حيات هر دو حفظ خواهد شد.

يكي از گلايه هاي برخي نيروهاي امنيتي و كارشناسان اجتماعي در خصوص افزايش جرم و جنايات عدم كفايت برخي قوانين براي بازدارندگي مجرمين از ارتكاب به جنايات است. در اين خصوص به نظر ميرسد با اصلاح و بروزرساني قوانين ميتوان جنبه‌ي بازداندگي قوانين نسبت به مجرمين و تناسب جرم با مجازات را افزايش داد.

3. نقش فضاي مجازي در گسترش قتل ها

يكي ديگر از عواملي كه درگسترش قتل ها نقش مهمي ايفا مي كند وجود فضاي مجازي بي در و پيكري است كه بر كشور حاكم است. پخش خبر بخشش ها در كل كشور تاثير مستقيم دارد ثانيا پخش فيلم ها و كليپ هاي توهين كننده به مقدسات اهل سنت نيز مي تواند موجب درگيري ها و قتل هايي بشود كه نمونه آن را در همين مشهد ملاحظه كرديم. ثالثا مزاحمت هاي ناموسي در فضاي مجازي موجب برخي قتل هاي عمد مي شود آن چه در باره دختر اهوازي در خوزستان اتفاق افتادكه مردي سر همسرش را بريد و در خيابان ها چرخاند ، تحت تاثير فضاي مجازي لجام گسيخته صورت گرفته بود. بي ترديد نمايندگاني كه اين روزها در مجلس به دنبال خارج كردن طرح صيانت و رها نگه داشتن فضاي مجازي هستند خواسته يا ناخواسته در اين گونه گناهان شريك هستند.

زمينه‌هاي فردي و اجتماعي روزه‌خواري

فاطمه فرهاديان

روشن است كه تنها افرادي كه بيمار يا ناتوان و عاجز از گرفتن روزه هستند از گرفتن روزه معاف هستند؛ اما گاهي شاهد هستيم افرادي به دلايل مختلف و واهي از گرفتن روزه سر باز ‌‌‌مي‌زنند. دلايل مختلفي كه ممكن است فرد را از گرفتن روزه بازدارد شامل ضعف باورهاي ديني و به ويژه ضعف معاد باوري، وجود دوستان ناباب، خانواده‌هاي سهل‌گير، يا خانواده‌هاي ناآگاه به مسئله فقهي مي‌باشد.

1- ضعف باورهاي دين

يكي از اصلي ترين دلايل هنجارشكني و روزه خواري در انظار عمومي ضعف اعتقادات و باورهاي ديني، جهل و ناآگاهي نسبت به احكام، غلبه داشتن روحيه راحت‌طلبي و بي‌قيدي و فرار از مسئوليت است. در حقيقت دينداري به معناي ‌‌ميزان التزام عملي و نظري به دين است و در اين باره بايد ضمن يك تحقيق مفصل، الزامات دينداري در افراد بر اساس شاخص هاي تعيين شده سنجيده شود.

نگاه تقليل گرايانه و اومانيستي كه انسان محور آن قرار دارد بجاي آنكه پرسيده شود دين از انسان چه‌‌ مي خواهد، اين سوال مطرح است كه انسان از دين چه انتظاري دارد. در برخورد جوان برآمده از چنين تفكري با اين تلقي كاركردي از دين موجود در جامعه، دچار دوگانگي و ناسازگاري...

دين با عقل‌‌ مي گردد و اينگونه دچار سستي در باورها و بي اعتنايي به امور دين‌‌ مي شود و اين فاصله گيري از دين موجب ‌‌مي شود به هر بي قيدي و هنجارستيزي دست بزند.

2- سهل انگاري خانواده در امر تربيت ديني فرزند

برخي خانواده ها بچه هاي خود را از گرفتن روزه به بهانه ناتواني برحذر‌‌ مي دارند اما وقتي روايت‌ها را مرور ‌‌مي‌كنيم مشاهده ‌‌مي‌شود كه در برخي احاديث سن معيني براي روزه گرفتن فرزندان- چه دختر باشند و چه پسر- تعيين شده است. در عين حال طبق احكام فقهي از طرف مراجع عظام تقليد، اين سن براي دختران و پسران كشور ما با توجه به شرايط اقليمي و آب و هوايي خاصي كه دارد، به نوعي اعلام شده تا سلامت آن‌ها را به مخاطره نيندازد. در اين شرايط والدين وظيفه دارند تا زمان رسيدن فرزندان خود به سن تكليف و روزه گرفتن، آن‌ها را با احكام شرعي و ازجمله آداب ماه مبارك رمضان آشنا كنند. اهميت آماده كردن كودك و نوجوان براي روزه گرفتن و انس با احكام و موازين اسلامي به اندازه‌اي است كه روايت‌ها و حديث‌هاي مهمي در اين باره از سوي ائمه اطهار عليهم‌السلام عنوان شده است.

در اين مورد بايد توجه داشت كه روح هر انساني در دوران كودكي و نوجواني انعطاف خوبي دارد. در اين شرايط، قابليت ياد گرفتن دستورات ديني و به خصوص تمرين روزه‌داري از كودكي راحت‌تر است. اما هر اندازه كه سن انسان بيشتر ‌‌مي‌شود، انعطاف روح او كمتر شده و ياد گرفتن آموزه‌هاي جديد مشكل‌تر‌‌مي‌شود.

بر همين اساس روزه گرفتن در سنين تعيين شده و عادت دادن جسم آنها به اين مسئله زمينه‌ساز تقواي او در دوران جواني و بزرگسالي ‌‌مي‌شود. رها كردن فرزندان و سهل انگارانه رفتار كردن در اعمال عبادي و امور ديني تربيت ديني آن ها را به مخاطره‌‌ مي اندازد. بهانه هايي از جمله فرزند توانايي گرفتن روزه را ندارد يا ترديد درباره به خطر افتادن سلامتي فرزند از جمله سهل انگاري هاي خانواده در اين امور است. البته اعتدال داشتن، درنظر گرفتن شرايط جسمي فرزند و استفاده از مشوق ها و جذابيت ها براي ترغيب آن ها از جمله تأكيدات دين نيز هست.

گاهي جهل و ناآگاهي نسبت به احكام فقهي باعث ‌‌مي شود خانواده ها نسبت به روزه گرفتن فرزندان كوتاهي كنند.

3- روش‌هاي افراطي خانواده

اگرچه تفريط و كوتاهي در امر آموزش دين به فرزندان ضربه زننده است اما گاهي نيز به كار گيري روش ناصواب و افراطي در آموزش دينداري و تربيت ديني فرزند‌‌ مي تواند اثرات سوء و معكوسي را به دنبال داشته باشد و به طور ناخودآگاه دين زدگي و دين ستيزي فرزند را به دنبال داشته باشد. در اين صورت فرزند ممكن است آشكارا با امر دين و مصداق آن يعني روزه داري مخالفت كند.

4- تأثيرپذيري از همسالان نامناسب

يكي از ويژگي‌هاي دوره‌ي نوجواني اين است كه تعلّق آن‌ها به گروه هم سالان بيشتر است؛ داشتن دوست و برقراري روابط اجتماعي با ديگران از نيازهاي اساسي فرزندان بخصوص در سنين نوجواني و جواني است. پيوستن به گروه همسالان احساس تنهايي او را تا اندازه اي برطرف ‌‌مي سازد و سبب ‌‌مي شود كه گرايش نوجوان به همسالان و دوستان و اثرپذيرش از آنها به بيشترين حد خود برسد از اين رو چنانچه همنشين خوبي براي خود انتخاب نكرده باشد وي را در زمينه امور ديني همراهي نخواهد كرد بلكه اورا به سمت تباهي خواهد كشاند اگر دوستان وي اهل امور عبادي و روزه نباشند وي نيز از اين امر امتناع ‌‌مي كند و چنانچه دوستان در هنجارشكني شركت داشته باشند او نيز با تأسي از آن ها از اين كار تبعيت‌‌ مي كند و در جرگه هنجارشكنان و روزه خواران در انظار عموم قرار خواهد گرفت.

5- اختلال سلوك اجتماعي

افرادي كه داراي اختلال سلوك هستند به راحتي دست به هنجارشكني ‌‌مي زنند. فردي كه داراي اختلال سلوك تشخيص داده شود، بايد علائم اختلال قابل‌توجهي در عملكرد اجتماعي، علمي و شغلي وي ايجاد كرده باشند. در واقع اختلال سلوك به الگويي از رفتارها اطلاق گرديده است كه عليه قانون و حقوق اساسي ديگران اعمال‌شده و به‌طور قابل‌ملاحظه‌اي به كنش رواني و اجتماعي كودك و نوجوان در منزل، مدرسه و جامعه آسيب‌‌ مي‌رساند. فردي كه داراي اختلال سلوك است در رعايت هنجارهاي اجتماعي، كنترل خشم و برقراري ارتباط مناسب دچار مشكل است بنابراين فرد مشكلات و خشم خود را با بروز اجتماعي آن و در قالب هنجارشكني به تخليه ‌‌مي پردازند. روزه خواري در ملاءعام ‌‌مي تواند مصداقي محرز در اين زمينه باشد.

استكبار جهاني و سياست تفرقه‌اندازي و اختلاف

علي شيرازي

از دوران كهن، به سياست انگليسي‌ها گفته‌‌مي‌شد: " تفرقه بينداز و حكومت كن".

امروز نيز سياست قدرتمندان مستكبر و مادي جهان همين است. امريكا و انگليس و رژيم غاصب صهيونيستي و هم پياله اي‌ها و نوكران آنان همين سياست را پي‌‌مي‌گيرند و هدفشان در تمامي‌طرح‌ها و برنامه‌ها اختلاف اندازي بين مسلمانان و امت اسلامي‌است.

حضرت امام خميني(ره)، اين دانشمند و دشمن‌شناس حكيم، در تاريخ ۱۱ اسفند ۱۳۵۷ فرمودند: دشمن‌ها در كمين شما هستند، در كمين ملت ما هستند. دشمن‌ها حالا فهميدند كه وحدتي كه در ايران پيدا شده است، آن‌ها را شكست داد... الآن درصدد اين اند كه شماها را متفرق كنند، از هم جدا كنند.

طرح اختلاف و تفرقه اندازي بين ملت ايران، و بين مسلمان‌ها، و بين شيعه و سني، از همان روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي‌ايران شدت گرفت و امروز نيز پيچيده تر و شگفت آورتر ادامه دارد.

امام خامنه‌اي عزيز هم در تاريخ ۲۷ آذر ۱۳۹۵ فرمودند‌: امروز نگاه دستگاه استكبار و استعمار به دنياي اسلام اين است كه سعي كند دنياي اسلام را هر چه بيشتر از وحدت خود دور كند.

ايشان در تاريخ ۱۵ آذر ۱۳۹۵ نيز فرمودند‌: امروز پول‌هايي كه خرج‌‌مي‌شود براي ايجاد اختلاف بين مذاهب اسلامي‌و بين شيعه و سني، اگر تشريح بشود براي مردم، واقعا مردم تعجب خواهند كرد كه اين همه كار‌‌مي‌شود براي اين كه دو نفر مسلمان كه يكي سني يا يكي شيعه است، پهلوي همديگر ننشينند، با هم حرف نزنند، با هم قهر باشند. با هم دشمن باشند. عليه هم سلاح بكشند.

دو نفر از نومحافظه كاران امريكا؛ توماس فريدمن و مايكل لدين، به دولتمردان خود گفتند: دنياي غرب اگر به امنيت آتي خود‌‌مي‌انديشد، بايد از هيچ تلاشي براي جلوگيري از يكپارچگي مسلمانان دريغ نكند.

غربي‌ها در همين راستا، هزارها شبكه و گروه‌هاي فضاي مجازي و رسانه را فعال كرده اند، تا در جهان امروز هدف اختلاف افكني بين مسلمانان را پي بگيرند.

سران استكبار با دستوراتي كه به رسانه‌هاي خود ابلاغ كردند، سازماندهي گسترده اي براي مقابله با وحدت جهان اسلام انجام شد.

اين جنگ رسانه‌اي، در نوع خود پيچيده و شگفت آور است.

در سال ۱۳۹۳ و هم چنين در سال ۱۳۹۵ در فضاي مجازي استان يزد، براي تفرقه اندازي، خبر دروغي را منتشر كردند‌: تجاوز يك تبعه خارجي به يك زن در يزد !!

همين شايعه در سال ۱۴۰۱ در قشم منتشر شد: تجاوز چند تبعه خارجي به يك خانم قشمي‌!!!

در كيش هم به دروغ، نشر دادند‌: تجاوز ۲۵ جوان افغاني به يك دختر ايراني در جزيره كيش و قتل وي توسط آنان !!!!

همه اين شايعات، به قصد ايجاد تشويش در اذهان و افكار عمومي، از سوي معاندين و دشمنان قسم خورده ملت ايران و انقلاب اسلامي، در راستاي جدايي بين ايران و افغانستان و سني و شيعه بود.

در اسفند ۱۳۹۹ نيز روزنامه تركيه، از مذهب شيعه به عنوان يك مذهب انحرافي ياد كرد.

همه اين نمونه‌ها، برگي از خروارها توطئه امريكا و ايادي اش عليه وحدت جهان اسلام و اختلاف اندازي بين شيعه و سني است.

در شهريور ماه ۱۴۰۰، سردار قاآني؛ فرمانده نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ‌در مجلس شوراي اسلامي‌هشدار داد‌:...

نقشه امريكا اين است كه ايران را با جهان اهل سنت درگير كند.

در روزهاي آغازين سال ۱۴۰۱، فضاي مجازي كشور را عليه مهاجران افغانستاني پر كردند ! و جريان افغاني هراسي را در ايران و ماجراي ايراني هراسي را در افغانستان كليد زدند!!!

در ساعت ۲۰:۵۰ دقيقه شامگاه شنبه ۱۳ فروردين ۱۴۰۱، معاندان و دشمنان، با طراحي اي پيچيده، در حوزه علميه محله چاي بوئين گنبد كاووس، دو طلبه سني مذهب، به نام آقايان پژمان و خوجه را با سلاح گرم به شهادت رساندند!!!

در ساعت ۱۴ روز سه شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۱ نيز، يك نفر داعشي و تكفيري، به نام عبداللطيف مرادي، سه روحاني جهادي به نام آقايان اصلاني، پاكدامن و دارايي را در صحن پيامبر اعظم(ص)، در حرم رضوي با چاقو مورد حمله قرار داد كه دو نفر از آنان به شهادت رسيدند.

همزمان حوادث متعددي را در مشهد، و كشورهاي پاكستان و افغانستان به وجود آوردند و وحدت ملت ايران و وحدت شيعه و سني را نشانه رفتند !

به يقين، اتاق فكر تمامي‌اين طرح‌ها و عملياتي كردن همه اين فتنه‌ها، در امريكاست.

آمريكاي شكست خورده در منطقه، و در ايران و عراق و سوريه و لبنان و يمن و افغانستان، و امريكاي رو به افول از قدرت وحدت مسلمانان جهان، امروز به دنبال فتنه اي پيچيده و حساب شده در ايران و جهان اسلام است.

آنان قصد دارند با اين حركت‌هاي مرموزانه، هر توطئه و جنايتي را به گردن شيعه يا سني بيندازند و تخم تفرقه بپاشند.

بايد در مقابل اين جريان‌هاي طراحي شده استكبار، بيدار و هوشيار بود.

بايد مردم و مسئولين، با دقت و درايت، ‌‌ميدان فتنه را نظاره كنند و با افشاگري طرح خائنانه سران كاخ سفيد و صهيونيست‌ها، و با حضور جدي در صحنه، مانع تحقق نقشه مرموزانه دشمن بشوند.

امروز بيش از هميشه به وحدت نياز داريم. به ريسمان الهي چنگ بزنيم. گوش به فرمان ولايت باشيم، و بدانيم اين فتنه نيز؛ چون فتنه‌هاي ديروز با هوشياري ملت ايران و مسلمانان جهان، خنثي خواهد شد.

در حاشيه اقدام تروريستي مشهد مقدس مطرح مي‌شود؛
سناريوي نخ‌نماي جريان تكفيري

محمد ملك زاده

وقوع حادثه وحشيانه و تروريستي به شهادت رساندن و مجروح كردن سه تن از طلاب جهادي و خدمتگزار به مردم در حرم مطهر رضوي به فاصله كوتاهي از شهادت دو تن از طلاب اهل سنت در حوزه علميه گلستان را با توجه به محل وقوع جنايت و عوامل ديگر نمي‌توان بدون توجه به برنامه ريزي‌ها و پشتيباني‌هاي نهادهاي امنيتي-جاسوسي بيگانه تحليل نمود. اين حادثه را بايد از ابعاد مختلف مذهبي، قوميتي، امنيتي و استكباري مورد بررسي قرار داد:

1. اختلاف افكني‌‌ميان شيعه و سني با هدف ايجاد تنش‌‌ميان مسلمانان و تضعيف نظام جمهوري اسلامي ايران از مدتها قبل در دستور كار عوامل استكباري و صهيونيستي قرار داشته است. بازيگران اصلي اين فتنه غالبا سرويس‌هاي جاسوسي آمريكا و انگليس و رژيم صهيونيستي با همكاري مالي رژيم وهابيت در عربستان سعودي بوده‌اند. حادثه مشهد نيز از پشت صحنه شكل گيري يك فتنه مذهبي جديد از سوي بازيگران مذكور حكايت دارد. در طول اين مدت عوامل فتنه مذهبي با دامن زدن به اختلافات‌‌ميان شيعه و سني به دنبال بهره برداري سياسي از آن بوده‌اند اين در حالي است كه شيعه و اهل سنت قرن‌ها در كنار هم برادرانه زندگي كرده‌اند و هيچگاه به دشمنان مشترك خود اجازه سوء استفاده از اختلافات درون ديني نداده‌اند. كما اينكه برادران اهل سنت در صحنه‌هاي مختلف انقلاب اسلامي در كنار برادران شيعه خود به مبارزه با دشمن استكباري پرداخته‌اند. امروز نيز شيعيان، حساب وهابيون تكفيري –اين فرزندان نامشروع آمريكا و انگليس- را از اهل سنت جدا‌‌مي‌دانند زيرا جريان تكفيري نشان داده‌اند كه نه فقط دشمن شيعه كه اهل سنت نيز‌‌مي‌باشند. محكوميت گسترده علماي اهل سنت عليه اين جنايت كه توسط يك فريب خورده تكفيري رقم خورد شاهدي بر هوشياري شيعه و سني در برابر اين فتنه طراحي شده از سوي دشمنان اسلام است.

2. در سالهاي اخير با شدت گرفتن فتنه جريان تكفيري- صهيونيستي، ايجاد انشقاق بين دو ملت ايران و افغانستان براي تضعيف جبهه مقاومت در دستور كار استكبار قرار گرفته است. در داخل نيز چند ماهي است كه شاهد افزايش هجمه‌هاي رسانه‌اي به مهاجران افغانستاني به ويژه از سوي رسانه‌هاي زرد هستيم. حادثه تروريستي مشهد را‌‌مي‌توان قطعه تكميل كننده يك پازل امنيتي طراحي شده از سوي آمريكا و رژيم صهيونيستي و ساير زخم خوردگان از جريان مقاومت و انقلاب اسلامي براي ايجاد يك بحران امنيتي جديد در ايران دانست. اين در حالي است كه دو ملت ايران و افغانستان در طول سالهاي بعد از پيروزي انقلاب در كنار هم برادرانه زيسته‌اند؛ مردم ايران سالهاست به گرمي‌‌ميزبان مهاجران افغانستاني بوده‌اند و مهاجران افغانستاني نيز در طول اين مدت حق‌‌ميزباني ملت ايران را به خوبي بجا آورده‌اند. جمهوري اسلامي ايران هيچگاه رشادت‌ها و دلاوري‌هاي رزمندگان افغانستاني در طول 8 سال دفاع مقدس را فراموش نخواهد كرد. در طول جنگ تحميلي خيل كثيري از مجاهدان افغاني براي دفاع از ايران و تشيع به شهادت رسيدند؛ جمهوري اسلامي با كمك مجاهدان افغاني توانست فتنه خطرناك داعش در سوريه را كه قدرتهاي استكباري در پشت آن قرار داشتند خاموش كند و هم اكنون نيز بسياري از...

خطوط مقدم و مناطق حساس در سوريه توسط مجاهدان غيور تيپ فاطميون حفظ و حراست‌‌مي‌شود. از اين رو دشمنان جبهه مقاومت امروز با دميدن بر آتش اختلاف ايراني - افغاني و شيعه و سني در صدد كشاندن درگيري به داخل ايران براي نجات خود هستند.

3. پس از وقوع حادثه تروريستي مشهد شاهد برخي تحليل‌هاي سخيف از سوي جريان سلطنت‌طلب و منافقين كوردل هستيم كه تلاش نمودند اين حادثه و حوادث مشابه را مصداق دشمني و فاصله گرفتن مردم از روحانيت قلمداد كنند. در حالي كه روحانيت انقلابي هيچ‌گاه خود را از مردم جدا ندانسته‌اند و مردم نيز همواره نشان داده‌اند قدردان خدمات روحانيت مومن و انقلابي بوده‌اند كه تازه‌ترين نمونه آن را مي‌توان در تشييع جنازه باشكوه دو شهيد حادثه تروريستي حرم امام رضا‌(ع) بر دوش خيل كثير مردم قدرشناس مشاهده كرد. پرونده عملكرد روحانيون مورد حمله در جنايت مشهد نشان ‌‌مي‌دهد كه آنان از طلاب جهادي و مخلصي بودند كه سالها براي محروميت‌زدايي مناطق محروم اين شهر مشغول به خدمت و از فعالان عرصه جهاد و شهادت و تبليغ بودند. در اين حادثه مردم خود براي دستگيري ضارب وارد صحنه شدند و شايد اگر نيروهاي امنيتي كمي ديرتر رسيده‌ بودند ضارب توسط مردم خشمگين از اين جنايت، در صحنه به قتل رسيده بود. بنابراين خواب آشفته دشمنان در جدايي مردم از روحانيت مومن و انقلابي هيچ‌گاه تعبير نخواهد شد.