صفحه آخر

پاي درس علامه مصباح يزدي(ره)؛
تبيين نقش ارزش‌هاي ديني در هنرهاي گوناگون

اشاره: طبق روال نشريه پرتو، ذيلا خلاصه‌اي از يكي ديگر از سخنراني‌هاي مرحوم علامه مصباح(ره) تقديم شده است.

هدف از استفاده از نعمت‌هاي خدا چيست؟ اينجاست كه مسئله دين مطرح مي‌شود. برخي گمان مي‌كنند استفاده از اين نعمت‌هاي خداوند در زمين و آسمان، همانند حيوانات تنها براي لذت بردن و پر كردن شكم و اشباع غرايز است. در عمق دل اينان هيچ چيز ديگري نيست و همه نعمت‌هاي خداوند را ابزاري براي همين مي‌دانند. به گمان ايشان حتي فعاليت‌هاي سياسي هم براي اين است كه درآمد بهتر و زندگي لذت‌بخش‌تري داشته باشند و بهتر بتوانند خواسته‌هاي حيواني خود را ارضاء كنند. عده زيادي اين ديدگاه را دارند. البته من آماري در اين باره ندارم، گرچه چندان هم نيازي به آمار نيست. شايد خود ما هم كم يا بيش در برهه‌اي از زندگي خودمان اين بينش را تجربه كرده باشيم.

دين آمده است تا به انسان بگويد: همه اين زندگي دنيوي شما (هفتاد يا هشتاد يا صد سال، كمتر يا بيشتر)، يك سفر است و شما يك مقصد داريد كه عمر آن مقصد بي‌نهايت است. گمان نكنيد مقصد شما همين دنيا است. مقصد حيوانات همين زندگي دنيوي است و وقتي بميرند سفر آنها به پايان مي‌رسد، اما شما انسان‌ها براي اين مقصد خلق نشده‌ايد. زندگي دنيوي شما يك آزمايشگاه است تا از يك طرف آزمايش شويد و از طرف ديگر خودتان را بسازيد به اين خاطر كه بتوانيد از حياتي بهره‌مند شويد كه مرز ندارد (خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا). آن حيات هيچ‌گاه تمام نمي‌شود. هدف اصلي دين آن است كه به بشر بفهماند كه خدا هست و خداوند شما را‌ براي هدفي آفريده و آن هدف وراي اين زندگي دنيوي محدود شماست. حيات در دنيا مقدمه و ابزار است و در حقيقت سفري است كه شما بايد مقصد آن را بشناسيد و كاري كنيد كه از اين سفر براي آن مقصد بي‌نهايت، توشه‌اي برداريد.

بنابراين، ما بايد از نعمت‌هاي حلال دنيا به‌عنوان ابزاري براي رسيدن به آن مقصد استفاده كنيم، چنانكه قرآن كريم مي‌فرمايد: كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلّهِ؛ «از خوراكى‏هاى پاكيزه‏اى كه روزىِ شما قرار داده‏ايم بخوريد و شكر خدا را به جاي آوريد.» همه مردم خودشان مي‌دانستند كه بايد غذا بخورند، اما دين مي‌گويد: به‌گونه‌اي از اين نعمت‌ استفاده كنيد كه نه تنها به مقصد شما ضرر نزند، بلكه به رسيدن به آن كمك كند و كاري كند كه بهره شما در آن حيات زياد گردد. يعني بايد از اين نعمت‌ها استفاده ديني و انساني كرد. استفاده از اين نعمت‌ها تنها براي پر كردن شكم و توليد مثل، استفاده‌هايي حيواني است و حيوانات هم همين بهره را از دنيا دارند. انسان از آن جهت كه انسان است بايد كاري كند كه سرنوشت ابدي و سعادتمندانه‌اي براي خود بسازد. راه رسيدن به اين هدف اين است كه از اين نعمت‌ها به شكل خاصي استفاده كند، به اين معنا كه استفاده از اين نعمت‌ها به سعادت جاودانه او و عوامل مفيد براي سعادت انسان ضرر نزند. البته انسان خود به‌تنهايي نمي‌تواند همه فرمول‌هاي رسيدن به چنين سعادتي را كشف كند. به همين جهت، وحي آمده تا به او كمك كند و به او بياموزد كه از هر نعمتي چگونه استفاده كند كه براي سعادت ابدي او مفيد باشد. اين سه مسئله شايسته است كه به‌عنوان مقدمه مبناي كار پژوهش‌گران قرار گيرد و إن‌شاءالله پژوهش‌گران همت كنند و اين مقدمات را مورد تحقيق و بررسي قرار دهند.

يكي از مباحثي كه با اين مقدمات ارتباط دارد تبيين نقش ارزش‌هاي ديني در هنرهاي گوناگون است. هنر اقسامي دارد؛ قسمي از هنرها مستقيماً چشم ما را نوازش مي‌دهند، مانند نقاشي، خطاطي، و هنرهاي زيبايي كه در معماري به كار مي‌روند. حاصل اين هنرها اين است كه چشم ما از آنها بيشتر لذت مي‌برد. قسمي ديگر از هنر اموري است كه گوش ما را نوازش مي‌دهند، مانند صداهاي خوش آهنگ و موسيقي. تعريف علمي موسيقي عبارت است از تركيب صداها به‌گونه‌اي كه انسان از آن لذت ببرد. البته مكملي هم دارد و آن اين‌كه گاهي موسيقي حزن‌آور است، اما بايد توجه داشت كه اين نوع موسيقي نيز نوعي لذت عقلاني به‌دنبال دارد. بنابراين، تعريف علمي موسيقي اين نيست كه حتماً‌ تار و تنبور در آن به‌كار رود. به هر حال، بخشي از هنر با گوش ما ارتباط دارد.

در دستورات اسلام احكامي وجود دارد كه به استفاده از اين زينت‌ها در زندگي براي اطاعت خدا توصيه مي‌كنند. براي مثال، قرآن كريم مي‌فرمايد: خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِد؛ «در هر مسجدى، زينت خود را همراه خود برگيريد.» اين دستور خداوند است كه وقتي در اجتماع خداپسندي شركت مي‌كنيد لباس زيبا بپوشيد و خودتان را تميز كنيد و موهايتان را شانه و روغن بزنيد تا كساني كه همنشين شما هستند از نشستن با شما لذت ببرند و شما به‌گونه‌اي نباشيد كه ديگران بخواهند زود از شما جدا شوند. براي اجتماعي كه شكل‌گيري آن براي شما مفيد است از عواملي استفاده كنيد كه به تشكيل آن كمك كند، حتي با عطر زدن. دو ركعت نمازي كه با عطر بخوانيد ثواب هفتاد ركعت نمازي را دارد كه بي عطر بخوانيد. عطر زدن، استفاده از زينت و جمال است و به كاري كه موجب شود اين زينت در عمل ما تحقق پيدا كند هنر گويند.

قسم ديگر هنر هنرهايي است كه در گفتار ظاهر مي‌شوند. زيبا سخن گفتن به اين معناست كه انسان به‌گونه‌اي سخن بگويد كه شنونده از شنيدن آن لذت ببرد و براي او خوشايند باشد. همه ما مي‌دانيم يكي از ويژگي‌هاي برجسته قرآن - كه قرآن خود روي آن مانور مي‌دهد- همين زيبايي قرآن است. يكي از اعجازهاي قرآن، اعجاز آن در فصاحت و بلاغت است. كساني كه مي‌خواهند كلام‌شان زيبا شود سعي كنند ابتدا زيبايي‌هاي قرآن را درك كنند. اين خود نوعي هنر است. ايشان بايد تلاش كنند معلوماتي را كه مقدمه اين هنر است بياموزند. پس از آن سعي كنند زيبايي‌هاي نهج البلاغه را درك كنند. نهج البلاغه زيبايي‌هاي فراواني دارد. اميرالمؤمنين عليه‌السلام امير سخن است و سخنان او زيبايي‌هاي بسياري دارد كه گاهي كفار هم با شنيدن آن ميخ كوب مي‌شوند. يكي از اساتيد دانشگاه در همين شهر قم كه از آمريكا به اينجا آمده است، مبدأ مسلمان شدنش آشنايي با نهج البلاغه است. ايشان با شنيدن سخنان اميرالمؤمنين عليه‌السلام در نهج البلاغه زيبايي‌هاي آن را درك كرده و اين زيبايي‌ها او را جلب كرده است. پس قسمي از هنر اين است كه انسان ياد بگيرد زيبا سخن بگويد.

 حديث هفته


امام صادق عليه السلام:
إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) الصِّيَامَ لِيَسْتَوِيَ بِهِ الْغَنِيُّ وَ الْفَقِير
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غني و فقير) مساوي گردند.
(من لا يحضره الفقيه ج 2، ص 73، ح 1766 )

 در پرتو خورشيد

امام لباس رزم را پسنديد

امام خامنه‌اي از خاطرات لباس رزم و جهادشان و ديدار با امام خميني(ره) اين چنين ياد مي كنند:
هر دفعه هفته‌ايي يك‌بار، براي نمازجمعه مي‌آمدم و از راه كه مي‌رسيدم، خدمت امام مي‌رفتم... يك بار كه خدمت ايشان رفته بودم... لباس كار سربازي به تنم بود. وقتي سوار هواپيما مي‌شدم كه به اينجا بيايم، قبا مي‌پوشيدم و عمامه سرم مي‌گذاشتم و اين لباس هم، آن زير مي‌ماند. يعني لباسي نداشتم كه عوض كنم و همان‌طوري هم، خدمت امام مي‌رفتم.
ايشان، وقتي كه چشم‌شان به اين لباس نظامي افتاد، تعبيري كردند كه احتمال مي‌دهم، در جايي آن را نوشته باشم... اجمالش يادم است. ايشان گفتند: اين،... مايه افتخار است كه يك روحاني، لباس رزم به تنش مي‌كند و اين درست است و همان چيزي است كه بايد باشد... حقيقتش هم اين است كه روزي بود، لباس رزم را براي روحاني، خلاف مروت ذكر مي‌كردند. در باب امام جماعت گفته‌اند كه بايستي عادل باشد و كار خلاف عدالت و مروت نكند. از جمله كارهاي خلاف مروت كه ذكر مي‌شد، اين بود كه يك نفر امام جماعت، مثلاً لباس نظامي بپوشد... و در رديف كارهايي بود كه مثلاً كسي در بازار يا در ملاءعام مردم، حركت غير محترمانه‌اي از او سر بزند.
(منبع: جلوه آفتاب، به قلم علي احمدي‌خواه)

 راه امام

جواني؛ زمان مناسب براي تهذيب

شما بعدها يك مسئوليت بزرگي به عهده تان است. عالِم يك شهر بشويد، مسئوليت‏‎ ‎‏آن شهر را داريد؛ ان شاءالله عالِم يك مملكت بشويد، مسئوليت آن مملكت را داريد؛‏‎ ‎‏مرجع يك امت بشويد، مسئوليت آن امت را داريد. از حالا شالودۀ اين معنا را كه بتوانيد‏‎ ‎‏در آن وقت مسئوليت خودتان را و دين خودتان را ادا كنيد، از حالا بايد به فكر اين مطلب‏‎ ‎‏باشيد. بخواهيد كه خير، ما حالا درسمان را مي خوانيم و بعدها ان شاءالله بعد از اينكه‏‎ ‎‏پيرشديم، ان شاءالله وارد مي شويم در تهذيب اخلاق؛ اين امكان ندارد؛ امكان ندارد اين‏‎ ‎‏امر. اگر در جواني انسان مهذب شد، شد. اگر در جواني خداي نخواسته مهذب نشد،‏‎ ‎‏بسيار مشكل است كه در زمان كهولت و پيري كه اراده ضعيف است و دشمن قوي، ارادۀ‏‎ ‎‏انسان ضعيف مي شود و جنود ابليس در باطن انسان قوي، ممكن نيست ديگر آن وقت.‏‎ ‎‏اگر هم ممكن باشد بسيار مشكل است. از حالا به فكر باشيد؛ از جواني به فكر باشيد. الآن‏‎ ‎‏هر قدمي كه شما برمي داريد رو به قبر است. هيچ، هيچ معطلي ندارد؛ هيچ اشكالي ندارد.‏‎ ‎‏هر دقيقه اي كه از عمر شريف شما مي گذرد، يك مقداري به قبر و آنجايي كه از شما‏‎ ‎‏سؤالات خواهند كرد و همه مسئول خواهيد بود، داريد نزديك مي شويد.
‏ (منبع: صحيفه امام خميني(ره)، ج 2، ص 40)