صفحه جوان

ده توصيه خواندني و كاربردي رهبر معظم انقلاب به جوانان

1. با هم‌ رفيق باشيد!‍

«من توصيه مى‌كنم برادران مسلمان، برادران انقلابى‌، برادران معتقد به ارزش‌هاى انقلاب، هرچه مى‌توانند فاصله‌ى بين خودشان را كم كنند؛ با هم دوست و رفيق باشند. با هم همكار باشند. عليه يكديگر جوسازى و فعاليت نكنند، اما فاصله را با دشمن‌ها زياد كنند. اين‌ها توصيه‌هايى است كه على‌رغم دشمنان اين ملت، در دل جوانان جا گرفته است. هر جا ما اين توصيه‌ها را كرديم، احساس كرديم و ديديم و تجربه كرديم كه اين نسل جوان‌ مؤمن، با دل‌هاى‌ روشن و پاك و صافشان و با روح‌هاى صميمى‌شان، آن لُبّ مطلب را فهميدند و به كار گرفتند و فوايدش براى كشور آشكار شد. اين‌جا نيز همين‌طور خواهد بود.»

2. زودرنجي ممنوع!

«وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم‌ / كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن‌. نرنجيد؛ دنبال كار برويد. فرق ما و شما اين است كه ما بر اثر تجربه‌ى روزگار فهميده‌ايم كه يك مقدارى بايد انسان تحمل و صبر كند، شما جوانيد و تازه از راه رسيده و پرشور و بى‌صبر! همه‌اش خوب است، غير از اين بى‌صبرى. البته اين هم علاج ندارد. نه اين‌كه بخواهم بگويم خيلى علاج دارد؛ نه، ما خودمان هم اين دوره‌ى شما را گذرانده‌ايم، مى‌دانيم چه‌جورى است.»

3. فعال باشيد نه منفعل!

«به نظر من، جوانان انقلابى سعى كنند خوب درس بخوانند. خوب فكر و معرفتشان را بالا ببرند. سعى كنند در محيط خودشان اثر بگذارند. فعال باشند، نه منفعل. روى محيط خودشان اثر فكرى و روانى بگذارند. اين شدنى است. يك جوان گاهى اوقات مى‌تواند مجموعه‌ي پيرامونى خودش را -كلاس را، استاد را و حتى دانشگاه را- زير تأثير شخصيت معنوى خودش قرار دهد. البته اين كار با سياسي‌كارى به ‌دست نمى‌آيد؛ با معنويت به‌دست مى‌آيد، با صفا به ‌دست مى‌آيد، با استحكام رابطه با خدا به‌ دست مى‌آيد. عزيزان من! رابطه با خدا را جدى بگيريد. شما جوانيد؛ به آن اهميت بدهيد. با خدا حرف بزنيد. از خدا بخواهيد. مناجات، نماز -نماز با حال و با توجه- براى شما خيلى لازم است. مبادا اين‌ها را به حاشيه برانيد.»

4. اين مسئوليت شرعي شماست!

«دشمن از راه اشاعه‌ي فرهنگ غلط -فرهنگ فساد و فحشا- سعي مي‌كند جوان‌هاي ما را از ما بگيرد. كاري كه دشمن از لحاظ فرهنگي مي‌كند، يك «تهاجم‌ فرهنگي»، بلكه بايد گفت يك «شبيخون فرهنگي»، يك «غارت فرهنگي» و يك «قتل عام فرهنگي» است. امروز دشمن اين كار را با ما مي‌كند. چه كسي مي‌تواند ازاين فضيلت‌ها دفاع كند؟ آن جوان مؤمني كه دل به دنيا نبسته، دل به منافع شخصي نبسته و مي‌تواند بايستد و از فضيلت‌ها دفاع كند. كسي كه خودش آلوده و گرفتار است كه نمي‌تواند از فضيلت‌ها دفاع كند! اين جوان بااخلاص مي‌تواند دفاع كند. اين جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضايل و ارزش‌هاي اسلامي مي‌تواند دفاع كند. لذا، چندي پيش گفتم: «همه امر به معروف و نهي از منكر كنند.» الآن هم عرض مي‌كنم: نهي از منكر كنيد. اين واجب است. اين مسئوليت شرعي شماست. امروز مسئوليت انقلابي و سياسي شما هم هست.»

5. ببينيد چه حوادثى بر اين كشور گذشته!

«نمى‌دانم آيا جوانان نسل ما و نسل انقلابى، تاريخچه‌ى اين صدوپنجاه، دويست سال را درست خوانده‌اند يا نه؟ من همه‌ى دغدغه‌ام اين است كه جوان انقلابى امروز، نداند ما بعد از چه دورانى، امروز در ايران مشغول چنين حركت عظيمى هستيم. تاريخچه‌ى اين صدوپنجاه، دويست سال اخير از دوران اواسط قاجار به اين طرف؛ از دوران جنگ‌هاى ايران و روس به اين طرف را بخوانيد و ببينيد چه حوادثى بر اين كشور گذشته است.»

6. كار فرهنگي شما نقش مهمي در پيشرفت كشور دارد

من مي‌خواهم بگويم آن جوان‌هايي كه در تهران، در شهرهاي گوناگون، در استان‌هاي مختلف، در مشهد، در بسياري از شهرهاي ديگر كار فرهنگي مي‌كنند با اراده‌ي خودشان، با انگيزه‌ي خودشان -كارهاي بسيار خوبي هم از آن‌ها ناشي شده است كه از بعضي از آن‌ها را ما بحمدالله اطلاع پيدا كرده‌ايم- كار را هرچه مي‌توانند به‌طور جدي دنبال كنند و ادامه بدهند. بدانند كه همين گسترش كار فرهنگي در بين جوان‌هاي مؤمن و انقلابي، نقش بسيار زيادي را در پيشرفت اين كشور و در ايستادگي ما در مقابل دشمنان اين ملت ايفا كرده است.»

7. مأيوس نشويد، در صحنه بمانيد

«انقلابى بايد بصير باشد، بايد بينا باشد، بايد پيچيدگى‌هاى شرايط زمانه را درك كند. مسأله اين‌جور ساده نيست كه يكى را رد كنيم، يكى را اثبات كنيم، يكى را قبول كنيم. اين‌جورى نمي‌‌شود. بايد دقيق باشيد. بايد شور انقلابى را حفظ كنيد. بايد با مشكلات هم بسازيد. بايد از طعن و دقّ ديگران هم روگردان نشويد، اما بايد خامى هم نكنيد. مراقب باشيد. مأيوس نشويد. در صحنه بمانيد، اما دقت كنيد و مواظب باشيد رفتار بعضى از كسانى كه به نظر شما جاى اعتراض دارد، شما را عصبانى نكند، شما را از كوره در نبرد. رفتار منطقى و عقلائى يك چيز لازمى است. البته اين را هم به همه توصيه كنيم كه نيروهاى انقلابى را متهم به افراطى‌گرى نكنند. بعضى هم اين‌جورى دوست مي‌‌دارند عنصر انقلابى، جوان‌ انقلابى، طلبه‌ى انقلابى، فاضل انقلابى، مدرس انقلابى در هر سطحى از سطوح را متهم كنند به افراطى‌گرى؛ نه، اين هم انحرافى است كه به دست دشمن انجام مي‌گيرد. واضح است. پس نه از آن طرف، نه از اين طرف.»

8. به هيچ كس ظلم نكنيد!

«جوان‌هاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف مي‌زنند، مي‌نويسند، اقدام مي‌كنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اين‌جور نباشد كه مخالفت با يك كسى ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدّى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه. ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.»

9. اين شأن شماست!

«يك‌لحظه از درخواست و مطالبه‌ى عدالت كوتاهى نكنيد. اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن‌ شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ى اين فكر هم با همه‌ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگى‌تان اين باشد: گفتمان عدالت‌خواهى را فرياد كنيد، اما انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه مى‌كنيد، اولًا احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‌بينم ديگر. من مواردى را مشاهده مى‌كنم -نه در دانشگاه، در گروه‌هاى اجتماعى گوناگون- كه روى يك مصداق خاصى تكيه مى‌كنند؛ يا به‌عنوان فساد، يا به‌عنوان كجروى سياسى، يا به ‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلًا اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‌بينم اين‌جورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه مى‌كنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‌اى به دست مى‌دهيد براى اين‌كه آن زرنگ قانون‌دانِ قانون‌شكن -كه من گفته‌ام قانون‌دان‌هاى قانون‌شكن خطرناكند- بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‌اى مى‌توانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى به‌ عنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده، خوب شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى مى‌كند؛ لذا نمى‌توانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد. شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء مى‌خواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را مى‌كنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى مى‌كند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست. شما جوان‌هاى‌ مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده مى‌شود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‌ى دل‌ها و زبان‌ها و اراده‌ها دست اوست، تكيه به شما جوان‌هاست، اميد به شما جوان‌هاست. اين را بدانيد.»

10. نقش معنويت را دست كم نگيريد!

«نقش معنويت را دست كم نبايد گرفت. با توجه به خدا و تقرب به خدا، با توسل به دامان قدس الهى و ذيل عنايت الهى مى‌توان خيلى كارهاى دشوار را انجام داد. شماها جوانيد. شما با ما فرق داريد. اين را به شما بگويم. شما خيلى از اين جهت جلوتر از ما هستيد. دل‌هاى شما پاك، نورانى، بى‌تعلق، بى‌آلايش، مثل يك آيينه‌ى روشن، بلافاصله نور را منعكس مى‌كند. آلوده نشده‌ايد؛ اين را قدر بدانيد. با خداى متعال رابطه برقرار كنيد. با نماز، با نافله، با تلاوت قرآن، با دعا، با صحيفه‌ى سجاديه. اين صحيفه‌ى سجاديه پر از معارف دينى است. با اين كار بنيه‌ى دينى و انقلابى‌ خودتان را هم محكم مى‌كنيد.»

 ولايت و جوانان

هنرمندان مشهور به ميدان نيامدند


راجع به رمان «دُنِ آرام»، در جايي خواندم: زماني كه شولوخوف نوشتن آن را به پايان برد، به او اجازه‌ي انتشار و پخشش را ندادند. ولي بعداً ماكسيم گوركي كه رئيس شوراي مميّزىِ فرضاً وزارت ارشادِ شوروىِ آن روز بود -و آن وزارتخانه هم، از اوّل انقلاب، خودىِ خودي محسوب ميشد- گفت: «من به عهده ميگيرم كه شولوخف خودي است.» و الّا، مسؤولينِ فرهنگىِ نظامِ سوسياليستىِ شوروي، مدّعي بودند چون شولوخف اهل قزّاقستان است، لذا در رمان خود، احساسات قزّاقي و بومىِ منطقه‌ي «دُن» را منعكس و القا كرده است.
به‌هرحال، اين نويسنده، يك ضدّ انقلاب بوده است كه تبديل به فردي انقلابي ميشود و چنان رماني را مينويسد. ما چنين كساني را نداريم. اگرچه قبل از انقلاب هم رمان‌نويس نداشتيم؛ اما هنرمندان برجسته‌ي معروفِ آن زمان، خيلي به ندرت به انقلاب گراييدند. واقعاً به ندرت به اين طرف آمدند. از آن نويسندگان معروفِ حسابي، از آن شاعران معروفِ حسابي، از آن طنزنويسان معروفِ حسابي، از آن موسيقيدانان معروفِ حسابي، از آن فيلمسازان معروف -اگر چه در اين ميدان، اثر چندان برجسته‌اي مثل شعر و ادبيّات نداشتيم- از آن ادباي معروفِ حسابي و از آن مطبوعاتيهاي معروفِ حسابي، هيچ يك به اين طرف نيامدند؛ هيچ يك!
(متن كامل: بيانات در ديدار هنرمندان و مسؤولان فرهنگي كشور – 22/4/1373)

 نکته

هر نيرو يك عنصر فرهنگي


امير خندان
نيروي جهادي وقتي وارد منطقه محروم مي‌شود، مورد توجه اهالي قرار مي‌گيرد. از مدل لباس و نوع ادبيات، شوخي‌ها، گفت‌وگوها، همه و همه مورد توجه است و زير‌ ذره بين نگاه اهالي خصوصا جوانان و نوجوانان.
نوع رفتار نيروهاي جهادي در يك بازي ساده مثل فوتبال، رعايت ادب و آداب غذا خوردن، توجه به وقت نماز، و... هر يك مي‌تواند مولفه فرهنگي تاثيرگذار باشد.
به همين دليل در نگاه دقيق، از اين جهت فرقي بين هيچ يك از نيروهاي جهادي(عمراني، فرهنگي، تداركات، پشتيباني و...) نيست. حتّي گاهي يك گفتگوي دلگرم كننده در خلال كار عمراني ميتواند جرقه‌اي براي آغاز يك راه دشوار براي يكي از اهالي مناطق به اصطلاح محروم شود.
يكي از مزيت‌هاي اردوهاي جهادي نشان دادن عملي شعار ما مي‌توانيم است. حل مشكل آب يك روستا و ساخت يك مدرسه، يك اقدام جزئي است براي تحقق شعار ما مي‌توانيم!
و در تحقق اين شعار در ذهن اهالي، همه نيروهاي جهادي سهيم هستند؛ ولي آنچه كه به تجربه ديده‌ام، حضور روحانيت در ميان نيروهاي جهادي و اهالي، تمايزي با ساير نيروها دارد.
برخي گروه‌هاي جهادي به طور خاص در يك منطقه تمركز ميكنند و سالياني جهت خدمت رساني و آباداني يك منطقه تلاش مي‌كنند. شعار ما مي‌توانيم در اين مناطق جلوه ديگر و كارنامه روشن‌تري دارد.
پي نوشت:
عكس فوق مربوط به مشاركت نوجوانان منطقه، براي ساخت منزل براي دامادي است كه توان مالي ساخت منزل ندارد.