صفحه گفته ها و نكته ها

سناريونويسي كاسبان تحريم؛ از «سعيده پورآقايي» تا «گوهر عشقي»

در روزهاي گذشته فعالين و رسانه هاي اصلاح طلب مسأله مصدوميت «گوهر عشقي» را در صدر اخبار و تحليل هاي خود قرار داده و اتهامات متعددي را به نظام و حاكميت نسبت داده اند.

در همين رابطه «مصطفي تاجزاده» از افراطيون اصلاح طلب و از دستگيرشدگان فتنه ۸۸ و سرليست ناكام جريان اصلاحات در انتخابات دوره دوم شوراي شهر تهران در توئيتي نوشت: «آقايان رئيسي، اژه اي، قاليباف، درباره ضرب و شتم خانم گوهر عشقي مادر شهيد ستار بهشتي احيانا نظري ندارند؟ خشم افكارعمومي را نمي بينند؟ اقدام خاصي را لازم نمي دانند؟ شب راحت مي خوابند؟ سكوتشان حتما از سر نارضايتي است و نه رضايت! درسته؟».

همچنين «عباس عبدي» فعال اصلاح طلب كه در دولت اصلاحات به اتهام فروش اطلاعات به بيگانگان به ۸ سال زندان محكوم شد، در توئيتي نوشت: «حمله به خانم گوهر عشقي سه حالت دارد. يا با اطلاع رسمي چنين رفتار مجرمانه اي شده كه واويلاست. يا افراد خودسر طرفدار مرتكب شده اند و يا مخالفان براي بدنام كردن حكومت. اگر يكي از اين دو حالت باشد بايد فوري موضعگيري رسمي و اقدام موثر كرد. در غير اينصورت اذهان متوجه حالت اول خواهد شد».

اما با كشف اصل ماجرا، اصلاحات، رسوايي ديگري را در كارنامه خود به ثبت رساندند.

خبرنگار صداوسيما با حضور در محل حادثه و بررسي فيلم هاي ضبط شده در دوربين هاي مداربسته محل مورد نظر و گفت و گو با شاهدان عيني، پشت پرده اين ماجرا را شرح داد. براساس اين گزارش، گوهر عشقي ادعا كرده كه پنجشنبه ۱۸ آذرماه در مسير حركت به سمت مزار پسرش توسط برخي افراد ناشناس مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد.

در تصاوير دوربين مداربسته- كه توسط رسانه ها منتشر شده است- مي بينيم كه خانم گوهر عشقي عصا به دست و بدون هيچ مشكلي وارد كوچه مي شود و در ادامه راه تعادل خود را از دست داده و به زمين مي خورد و صورت وي با ميلگردهايي كه در جلوي يك ساختمان در حال احداث قرار داده شده است، برخورد مي كند و هيچ موتورسواري در اين ماجرا مشاهده نشده است.

اعتبار آقاي منتظري از كدام ناحيه ضربه خورد؟

29 آذر ماه 1388 آقاي منتظري در سن 87 سالگي درگذشت. وي در دوران رهبري امام خميني، به انتخاب مجلس خبرگان به قائم مقامي ايشان برگزيده شد اما در سال هاي پاياني حيات امام راحل، اتفاقاتي رخ داد كه منجر به عزل منتظري از قائم مقامي رهبري از جانب امام شد.

يكي از مسائل مربوط به پرونده مهدي هاشمي برادر داماد آيت الله منتظري بود. مهدي هاشمي به دليل نقش داشتن در قتل آيت الله شمس آبادي پيش از انقلاب دستگير شده بود و در ميان انقلابيون نسبت به حسن سابقه وي ترديد وجود داشت اما بعد از انقلاب با وساطت و نفوذ آيت الله منتظري به رياست سازمان نهضت هاي آزاديبخش سپاه رسيد اما مدتي بعد به دليل رويكرد و عمل سيدمهدي هاشمي كه در حال ضربه وارد كردن به دولت و حكومت جمهوري اسلامي و سياست خارجه كشور بود، در ارديبهشت سال 61 با اصلاح اساسنامه سپاه، واحد نهضت هاي آزادي بخش منحل شد.

دستگيري مهدي هاشمي و كشف مقادير زيادي اسلحه و مواد منفجره در خانه هاي تيمي متعلق به نيروهاي وي و همچنين افشاي قتل هاي اين گروه در گذشته، موجب شد تا مرحوم منتظري در معرض امتحاني دشوار قرار بگيرد اما وي علي رغم توصيه هاي مكرر مسؤولان و امام خميني باز هم در دفاع از مهدي هاشمي دست برنداشت و علاوه بر اين، نسبت به دفاع مقدس و برخي رخدادهاي انقلاب مواضعي كاملاً متعارض با امام و در راستاي ضدانقلاب اتخاذ مي كرد.

پس از مطرح شدن آقاي منتظري به عنوان رهبر آينده، در مجلس خبرگان در تاريخ 26 تير 1364، آيت الله مشكيني رئيس وقت مجلس خبرگان، ضمن نامه اي به وي در تاريخ 1364/7/1 درباره نگراني نمايندگان مجلس خبرگان از اطرافيان آقاي منتظري چنين نوشت: «... نظر اغلب دوستان براي روز مبادا، شماييد؛ لكن با يك نگراني خاص از ناحيه بيت و بعضي حواشي آن جناب كه متأسفانه به قول آن مرحوم، مراجع قبلي پس از مرجعيت، گرفتار مي شدند و شما قبل از آن،...! پيوسته از دوستان صميمي تان اظهار ناراحتي مي شنوم، حتي در مجلس نيز مطرح شد و بي سروصدا گذشت و قبلاً هم پس از سمينار ائمه جمعه، برخي به حقير گفتند به حضورتان گفته شود و اينان از دوستان مخلص آن جناب اند و شما را براي اسلام مي دانند و راضي نيستند شخصي كه از آن عموم است، در قبضه خصوص باشد. من به عقيده خودم، موقع را مغتنم ديدم و گفتم و بعد از اين نيز خواهم گفت،....»

اين سند نشان مي دهد علاوه بر شخص آيت الله مشكيني كه از جانب بيت آقاي منتظري احساس خطر مي كرد، ساير دوستان و نزديكان آقاي منتظري هم نگران اين وضعيت بودند.

حدود 4 ماه قبل از دستگيري مهدي هاشمي به خدمت حضرت امام رسيدم و با تأكيد ايشان بر روي نيمكتي كه خودشان مي نشستند در كنار ايشان نشستم و مطالب خود را گفتم، خواستم دست ايشان را ببوسم و خداحافظي كنم كه ايشان بدون مقدمه فرمودند: «آقاي طاهري، دريابيد آقاي منتظري را، اين وظيفه شماست.»

احساس سنگيني از شنيدن كلمه «وظيفه» مرا به نشستن واداشت، عرض كردم «وظيفه ما چيست؟» امام فرمودند: «برويد و با ايشان صحبت كنيد و بگوييد من روي شما سرمايه گذاري كردم؛ اگر مي بينيد كه روحانيون در مقابل شما نيستند به اين دليل است كه من هستم و اگر روزي من نباشم آنها در مقابل شما خواهند ايستاد! لذا شما نبايد ضعفي داشته باشيد و اين مهدي هاشمي بهانه ايست دست آنها. اين كه شما بگوييد "من 4 ماه است او را نديده ام" و يا "فرستاده ام از قول من دعوايش كرده اند" كفايت نمي كند. شما بايد اعلاميه بدهيد كه "مهدي هاشمي با من هيچ ارتباطي ندارد و كارهايش مورد تأييد من نيست" و رفت وآمد او را به بيت خودتان ممنوع كنيد.»

به ملاقات آقاي منتظري رفتم، هادي هاشمي هم حضور داشت، قدري صحبت كرديم تا او برود. او كماكان نشسته بود! به آقاي منتظري گفتم: «پيغامي براي شما دارم». گفت «بگو!»، گفتم «محرمانه است»! هادي هاشمي خارج شد و من مطلب را مطرح كردم.

آقاي منتظري گفت: «خب، حالا تا ببينيم.»، گفتم: «آقا، اين امر ولي فقيه است؛ مگر شما خودتان ولايت فقيه را قبول نداريد و مگر آن را تدريس نكرده ايد؟!»

اين روايت آقاي طاهري اصفهاني نشان مي دهد در بدنه حوزه نيز نگراني هايي نسبت به حضور مهدي هاشمي كنار آقاي منتظري وجود داشته و عمده طلاب و روحانيون او را عنصري نامطلوب مي دانستند اما متأسفانه آقاي منتظري تا روز اعدام مهدي هاشمي دست از حمايت وي برنداشته بود.

اما مورد سوم اعتراف آيت الله آذري قمي به اين مسأله است. وي نيز كه از افراد نزديك به مرحوم منتظري بود و در سالهاي پاياني حيات خود به دليل رويكردش نسبت به نظام و رهبري، مواضعي همسو با منتظري اتخاذ مي كرد، در دهه شصت نسبت به آلوده بودن بيت منتظري اعتراف كرده بود.

شايسته ها در مسير مديريت

رويش نيروهاي سياسي در دوره پس از جنگ تحميلي، در ابعاد مختلف تجلي يافت. در عرصه سياسي، بسياري از جوانان دهه نخست انقلاب، بلوغ سياسي كرده و در اين عرصه، سكان هاي اداره امور كشور را به دست گرفتند. نخبگان سياسي با شيوه هاي مردم سالاري اسلامي، اداره امور جامعه را به عهده گرفتند. يكي از مهم ترين ويژگي ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي در اين مقطع چرخش نخبگان است. در جمهوري اسلامي، نخبگي، حق ذاتي و انحصاري عده خاصي نيست. برخلاف رژيم سابق، عواملي مانند زمين داري، رياست ايلات و عشاير، و برخلاف نظام هاي ليبرال دموكراسي، بنيان هاي اقتصادي باعث تبديل افراد به نخبه سياسي نشده است.

اگرچه در برخي حوزه هاي انتخاباتي و در برخي مقاطع ممكن است افرادي از توان اقتصادي براي كسب آرا سوءاستفاده كرده باشند، اما در حقيقت اين پديده استثنا بوده است. اصل پاك دستي، درست كاري، تعهد و تخصص همواره عواملي بوده اند كه افراد براساس آنها در مناصب انتصابي قرار گرفته و مدارج را طي كرده و نخبه شده اند. بررسي نخبگان سياسي حاكي از آن است كه آنها گروه بسيار گسترده اي را شامل شده و منشأ اجتماعي گوناگوني دارند و به طور خلاصه، نخبگي در انقلاب اسلامي، براي افراد شايسته و توانا، قابل دسترسي بوده است. رويش گسترده نيروهاي سياسي باعث شد كه در چهارچوب مردم سالاري ديني، تاريخ انقلاب اسلامي به محل ظهور و چرخش نخبگان سياسي تبديل شود.

 گفت ولي نگفت

زنان؛ نمايشي براي هميشه اصلاحات

هفتمين كنگره حزب اتحاد ملت ايران اسلامي در حالي برگزار شد كه وضعيت اين جريان در شرايط خاصي قرار دارد و اصلاح طلبان در بدترين شرايط سياسي و انزواي كم سابقه اجتماعي قرار دارند. در اين ميان پس از انتخاب رسمي «آذر منصوري» به سمت دبيركلي حزب اتحاد ملت، رسانه هاي اصلاح طلب با انتشار يادداشت ها و گزارش هاي تلاش كردند كه انتخاب يك زن به عنوان دبير كل يك حزب اصلاح طلب را يك اتفاق ويژه سياسي و اجتماعي به افكار عمومي القا كنند.
اصلاح طلبان اما اين روزها اصلا نمي گويند كه در دوران در دست داشتن قدرت در زمان رياست جمهوري محمد خاتمي و حسن روحاني، كمترين ميزان استفاده از زنان را در مديريت كشور در كارنامه دارند و مي خواهند به صورت كاريكاتوري خود را پيشرو در حوزه زنان و دموكراتيك تر از بقيه جريانات سياسي نشان بدهند.

 تقواي مطبوعاتي

خودتحقيري تا كجا؟

روزنامه اعتماد در مطلبي با عنوان «كدام عمق نفوذ استراتژيك؟» نوشت: «كمتر كشوري حاضر است با جمهوري اسلامي حتي همكاري متعارف اقتصادي و سياسي داشته باشد و تحت فشار امريكا، عملا با اقدامات تحريمي اين كشور همراهي نكند... اگر مقدمه واجب براي تحقق هدف جهاني جمهوري اسلامي، اخراج امريكا از منطقه باشد بايد بگوييم كه هيچ چشم اندازي براي اين امر وجود ندارد. امروز امريكا بيش از مقطع پيروزي انقلاب اسلامي در كشورهاي منطقه پايگاه نظامي و نفوذ سياسي و رابطه اقتصادي دارد».
برخي از رسانه هاي اصلاح طلب با مغالطه در پي آن هستند تا گفتمان جمهوري اسلامي را بي ثمر جلوه داده و بر شكست هاي فاحش غرب و افول آمريكا سرپوش بگذارند.
بزرگنمايي آمريكا و كوچك نمايي ايران توسط بخشي از جريان اصلاح طلب در حالي است كه آمريكا با فضاحت از افغانستان خارج شد. آل سعود با درماندگي و فلاكت در باتلاق جنگ يمن گرفتار شد. رژيم اسرائيل كه شعار «از نيل تا فرات» را سر مي داد، با بزدلي به دور خود ديوار كشيده و در مقابل بادبادك هاي آتش زاي جوانان فلسطيني، مستاصل و عاجز ماند.