صفحه آخر

تسلط بر دشمنان؛ كامل ترين وعده الهي

اشاره: طبق روال نشريه پرتو، ذيلا خلاصه اي از يكي د‏‏‏‏‏يگر از سخنراني هاي مرحوم علامه مصباح(ره) تقد‏‏‏‏يم شد‏‏‏‏ه است.

از خداي متعال عاجزانه درخواست مي كنيم كه دل هاي همه ما را به نور معرفت و محبت و اخلاص مزين بفرمايد. سايه مقام معظم رهبري را تا ظهور وليعصر(عج) بر سر همه ما مستدام بدارد. توفيق قدرداني از اين نعمت بي بديل به همه ما مرحمت بفرمايد؛ به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يعْبُدُونَنِي لَا يشْرِكُونَ بي شَيئًا

آيه اي كه تلاوت كردم همه شما بارها شنيديد؛ علما و روحانيون درباره آن بحث كرده و با آن آشنا هستيد. مفاد آيه اين است كه خداي متعال به مؤمنين يعني آن كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح به جا آوردند و وظايف خودشان را انجام دادند، وعده اي داده است؛ قبل از برقراري نظام ابدي و رسيدن به ثواب هاي اخروي، در همين عالم خدا يك وعده خاصي به مؤمنين داده است؛

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ؛ آن وعده اين است: لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ؛ مؤمنان را در زمين جانشين گذشتگان خواهد كرد؛ وَلَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ؛ آن ديني كه خدا براي انسان ها به خاطر اين كه ضامن سعادت دنيا و آخرتشان است مي پسندد، حاكميت آن دين را براي اين ها محقق خواهد كرد؛ وَلَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا؛ اين مؤمنين روزگار طولاني دچار ناامني، ترس و هراس از دشمنان انسي و جني بودند؛ خداي متعال وعده مي دهد كه ما سرانجام خوف و هراس و نگراني آن ها را به آرامش و امنيت تبديل مي كنيم؛ وَلَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا؛ اول اين كه اين ها جانشين گذشتگان خواهند شد. قدرت آينده براي مؤمنين است و مؤمنين هم بر اساس دين خدا و قوانيني كه خدا نازل كرده حكومت خواهند كرد. اين قدرت براي آن ها فراهم خواهد شد و ترس و واهمه و اضطراب و استرس هاي آن ها از بين خواهد رفت.

فكر نمي كنم ما در اين عالم و در اين دنيا بتوانيم وعده اي از اين كامل تر و ارزشمندتر تصور كنيم. در مغز ما چيزي بالاتر از اين نمي گنجد؛ يك نعمت اجتماعي كه انسان بر دشمنان مسلط شود، قدرت حكومت در دست داشته باشد، دين خدا را اجرا كند و هيچ ترس و هراسي هم برايش نمانده باشد. خدا اين وعده را در همين عالم به مؤمنين داده است. ثواب ابدي هم براي ما درست قابل فهم نيست و سراسر قرآن هم از تفاصيل نعمت هايي كه خدا در بهشت براي مؤمنين ميسر مي كند، پر است؛ آن مؤمنيني كه در قرن هاي گذشته، در اقليت هايي، تحت فشار و شكنجه زندگي كردند يا اين مؤمنيني كه بعداً به عزت و سعادت و قدرت جهاني خواهند رسيد براي همه اين ها، آن نعمت هاي بهشتي سر جايش هست. در همين دنيا هم خدا چنين وعده اي به اين ها داده است.

به عقيده ما شيعيان تحقق اين وعده به صورت كامل آن، در زمان ظهور ولي عصر عجل الله فرجه الشريف اتفاق مي افتد. در اين جا براي بسياري از ما يك سؤالي پيش مي آيد كه چرا اين موفقيت و پيروزي و حاكميت دين و زندگي امن و دور از اضطراب، زودتر محقق نمي شود؟ چرا زمان خود پيغمبر و زمان ائمه اطهار نشد؟ اين سؤال به طور طبيعي براي امثال ما پيدا مي شود و جا دارد كه در اين زمينه مطالب قابل فهمي در سطوح مختلف تهيه و عرضه شود و كتاب هايي نوشته شود. اين كار كم وبيش شده اما آن چيزي كه در اين زمان براي چنين مردمي شايسته است، جاي آن خالي است! طبعاً در اين شرايط به طور كامل ميسر نخواهد بود كه مثل بنده اي اين مسأله را كاملاً حل و تفصيلاً بيان كنم؛ اما مي خواهم با يك تشبيه ساده اين مسأله را براي شما عرض كنم كه كليدي باشد. براي اين كه هركسي در دل خودش يك جواب قانع كننده و دل نشيني داشته باشد، علما بايد جواب عالمانه و محققانه آن را تحقيق كنند و بنويسند و ان شاءالله در سطوح مختلف عرضه كنند.

آن مثالي كه مي خواهم عرض بكنم اين است كه همه ما بوديم و اگر يادمان نيست انساني كه تازه متولد مي شود را ديده ايم؛ نوزادي كه متولد مي شود، ابتدا بسيار ناتوان است؛ يعني غير از اين كه براي غذا خوردن، بمكد، و اگر ناراحتي احساس كند، گريه كند، چيز ديگري نه بلد است و نه توان آن را دارد. اين ضروري ترين چيزي است كه در ابتداي تولد لازم دارد. خدا به او ياد داده كه سينه مادر را بچسبد، مك بزند تا غذايش را بخورد و زنده بماند؛ اگر يك ناراحتي فوق العاده اي برايش پيش بيايد با گريه كردن اظهار كند تا ديگران بتوانند به او كمك كنند. مدتي مي گذرد تا به تدريج مي تواند از غذاهاي ديگر غير از شير مادر هم استفاده كند. كم كم در همان دوران كودكي، از يك سال به بعد، اگرچه هنوز درست نمي تواند حرف بزند ولي از رفتار او پيداست كه دائماً مي خواهد چيزي را ياد بگيرد و بفهمد؛ اين چرا اين گونه است؟ آن چرا اين طور شد؟ اين صدا چه بود؟ از كجا آمد؟ چطور شد چراغ اتاق روشن شد؟ خاموش شد و الي آخر. يك انگيزه دروني دارد كه مي خواهد اين ها را بفهمد. نمي شود هم او را قانع كرد. هرچه بزرگ تر مي شود اين سؤالات بيشتر مي شود. الحمدلله امروز مي بينيم بچه هاي باهوش و بااستعداد، از سؤالاتي كه مي كنند پدر و مادر را خسته مي كنند و بعضي ها جوابش را هم بلد نيستند؛ بچه سه، چهارساله سؤالي مي كند كه پيرمرد پنجاه، شصت ساله نمي تواند جواب بدهد! تازه، آن چيزي را كه بلد است نمي داند چگونه به او بفهماند. تا مي رسد به اين كه اين نوزاد به حدي از رشد مي رسد كه مي تواند درس بخواند، مدارك دانشگاهي بگيرد، عالم شود، نويسنده شود، مربي شود، براي ديگران معلم شود، بعد هم دوران پيري را سپري كند تا به اجلش نزديك شود؛ يعني اراده الهي در اين عالم به اين تعلق گرفته كه يك موجود زنده از ناتواني قريب به صفر شروع كند، تدريجاً رو به كمال برود، در او زمينه هايي براي رشد پيدا شود، وسايلي هم در خارج فراهم شود تا اين به يك انسان برومند تواناي چيزفهم قدرتمند تبديل شود؛ جوان برومندي كه ازهرجهت خواستني است. زندگي فرد اين گونه است....

(منبع: پايگاه اطلاع رساني علامه مصباح يزدي)

 در پرتو خورشيد

اگر رهبر نمي شدم؛ براي من، ژاندارمري زابل، مركز دنيا مي شد!

چند ماه قبل از رحلت امام رضوان اللّه عليه مرتب از من مي پرسيدند كه بعد از اتمام دوره رياست جمهوري، مي خواهيد چه كار كنيد. من خودم به مشاغل فرهنگي زياد علاقه دارم؛ فكر مي كردم كه بعد از اتمام دوره رياست جمهوري، به گوشه اي بروم و كار فرهنگي بكنم. وقتي از من چنين سؤالي كردند، گفتم اگر بعد از پايان دوره رياست جمهوري، امام به من بگويند كه بروم رئيس عقيدتي، سياسي گروهان ژاندارمري زابل بشوم حتي اگر به جاي گروهان، پاسگاه بود من دست زن و بچه ام را مي گيرم و مي روم! واللَّه اين را راست مي گفتم و از ته دل بيان مي كردم؛ يعني براي من زابل مركز دنيا مي شد و من در آن جا مشغول كار عقيدتي، سياسي مي شدم! به نظر من، بايستي با اين روحيه كار و تلاش كرد و زحمت كشيد؛ در اين صورت خداي متعال به كارمان بركت خواهد داد.
به نقل از كتاب: علي احمدي خواه، امام خامنه اي از ديدگاه دشمن و دوست.

 راه امام

آينده را دريابيد

شما جوانها بايد خودتان را مهيا كنيد براي آتيه. آتيۀ شما بدتر از آتيۀ ماست. ما‏‎ ‎‏آتيه‏مان تمام شد ديگر. من چند سال ديگر هستم؟ من هفتاد سالم است؛ از ما تمام شد. ما‏‎ ‎‏اين نفَسهاي آخر هستيم، چند روز ديگر مي گذرد و تمام مي شود. شما براي آتيۀ اسلام‏‎ ‎‏بايد به درد بخوريد. آتيۀ شما يك آتيۀ بدي است. بايد مجهز بشويد. دستهاي دشمنهاي‏‎ ‎‏كثير براي شما هست از هر طبقه. مجهز بشويد؛ تهذيب كنيد خودتان را آقا. اخلاقتان را‏‎ ‎‏تهذيب كنيد. حب دنيا را از دلتان بيرون كنيد ـ اين دنياي ناداشته! آنها حب دنيا دارند،‏‎ ‎‏دنيايش را هم دارند؛ من و شما حبش را داريم! آن مفسده اش را داريم، آن مصلحتش را‏‎ ‎‏نداريم! خودش را نداريم، حبش را داريم! ‏‏حُبُّ الدُنيا رَأسُ كلِّ خطيئة‏ ما ذِئْبانِ‏‎ ‎‏ضاريانِ ـ ‏‏در قطيع غَنَم‏‏ ـ هذا مِن اَوَّلهِ و هذا مِن آخِرِه‏ و اضرِّ‏ بر اين ظاهراً از حب نفس‏‎ ‎است و از حب دنياست يك همچو چيزهايي. آن ـ حالا اگر با اين تعبير هم نباشد ـ واقع‏‎ ‎‏مطلب همين است. دين اسلام، دين ما را، از بين مي برد اين حب نفس؛ اين حب جاه؛ اين‏‎ ‎‏حب مسند ـ اينها دين را ازبين مي برد. يك قدري فكر كنيد كه اين حب را از دلتان بيرون‏‎ ‎‏بكنيد.چيزي نيست. آخراين صحيح نيست كه اينها حب دنيا داشته باشند؛ آن هم اين دنيا!‏
‏‏ ‏‏‎‏( منبع: صحيفه امام خميني(ره) ج 2 ص 28)