صفحه حوزه و دانشگاه

بُعد نهادي تحول در ساختار فرهنگي كشور

عليرضا قرباني

مقام معظم رهبري در نخستين ديدار خود با دولت سيزدهم، بر لزوم بازسازي انقلابي ساختار فرهنگي كشور تاكيد كردند. در يادداشت پيش رو از الزامات اين رويكرد گفتگو خواهيم كرد؛ ابتدا به جنبه هاي سخت(وجوه عيني تر و بُعد نهادي) و سپس به جنبه هاي نرم(وجوه ذهني تر و بُعد فرهنگ و عقلانيت حكمراني) اين تحول خواهيم پرداخت. يادداشت حاضر به بخش اول(جنبه هاي سخت) اختصاص دارد.

جنبه هاي سخت(بُعد نهادي): سه كلان مساله در اين حيطه وجود دارد كه سبب شده ظرفيت هاي حكمراني معطل بماند و ابزارهاي سياستي، كارايي و اثربخشي مورد انتظار را نداشته باشد:

1. استفاده بيش از حد از سازوكار شورايي: اين سازوكار با اهدافي همچون بالابردن ضريب اطمينان تصميم گيري، دخيل كردن همه ذي نفعان و ذي ربطان و ايجاد ضمانت اجرايي براي تصميمات، تاكنون در طراحي ساختارها مورد اقبال بوده است، اما تجربه نشان داده كه كارآمدي و اثربخشي اين سازوكار پايين است. كثرت اعضاء، مشغله هاي متعدد اعضاء، ناپايداري اعضاء، عدم تخصص اكثر اعضاء در مورد موضوعات شورا، عدم اعتناء به ماهيت ميان رشته اي مسائل و ناممكن بودن تقليل آن به تخصص هاي محض، بازه طولاني تشكيل جلسات، غلبه رويكرد سياسي بحث ها بر رويكرد سياستي آن، مسؤوليت ناپذيري اعضاء به علت تاثير اندك هر راي در نتيجه نهايي، عدم شفافيت راي، وجود شوراهاي متعدد با تركيب جمعيتي نسبتا يكسان و انتقال تنش هاي يكي به ديگري، از علل عمده اي است كه سبب فشل شدن اين سازوكار شده است.

سازوكار شورايي از عالي ترين سطوح حكمراني تا پايين ترين آن، به كار گرفته مي شود؛ از شوراي عالي فضاي مجازي با ۲۷ عضو تا شوراي درجه بندي سني فيلم وزارت ارشاد با ۳۵ عضو! هرچند به علت اهميت داشتن اجماع در سطح تصميمات ملي مي توان اين سازوكار را پذيرفت، اما امتداد دادن آن به همه سطوح پايين تر، خطايي راهبردي است.

سازوكار شورايي(خصوصا در مدل چندنهادي آن) بيش از آن كه سازوكاري براي "حل مساله واقعي" باشد، سازوكاري براي "آشتي دادن و حل نزاع ذي نفعان حاكميتي" است؛ هرجا نزاعي درون حاكميت رخ مي دهد، شورايي براي آشتي تشكيل مي شود، كه هرچند مساله روي زمين را حل نمي كند، اما لااقل به دعوا خاتمه مي دهد. به عنوان نمونه، شاهد بوديم كه كشمكش فيمابين وزارت ارشاد و ساترا بر سر مرجعيت صدور مجوز سريال هاي شبكه نمايش خانگي، در نهايت به تشكيل شوراي چندنهادي ديگري منتهي شد.

2. تعارض و تشتت نهادي: وجود نهادهاي موازي با ماموريت هاي يكسان، در مواردي(مانند وجود چند نهاد تنظيم گر) به تعارض نهادي و در موارد ديگر(مانند وجود چند نهاد تسهيل گر) به تشتت نهادي و هدررفت منابع مي انجامد . مشكل دوم با ابزارهاي نرم سياستي همچون همگرايي، توافق در تفكيك ماموريت، يا تنوع در رويكرد حل مساله قابل رفع است، اما مشكل اول جز با بازطراحي نهادي حل نمي شود .

به عنوان نمونه بارز اين مساله مي توان به شباهت ماموريت هاي كميسيون عالي تنظيم مقررات(يكي از سه كميسيون عالي مصوب ذيل شوراي عالي فضاي مجازي) و كميسيون تنظيم مقررات ارتباطات(ذيل وزارت ICT) اشاره كرد. البته تاكنون به علت كنترل آشكار و نهان دولت بر شوراي عالي فضاي مجازي و نهادهاي وابسته به آن، ظرفيت هاي نهادي شورا فعال نشده و لذا اين تعارض، چندان بروز و ظهور پيدا نكرده است.

يكي از علل تشديد تعارض نهادي، مقاومت دولت در برابر محدود شدن قدرت خود است. تجربه دولت هاي اخير نشان داده كه دولت سعي مي كند با ابزارهاي آشكار و نهان خود، شوراهاي عالي را در جهت اهداف خود به كار بگيرد و اگر نتواند چنين كند، شورا را زمين گير و فشل مي كند.

در بسياري از كشورها تلاش شده تا تسلط دولت بر نهادهاي تنظيم گر فرهنگ و ارتباطات، كاهش يابد كه به عنوان نمونه مي توان به ساختار حقوقي آفكام بريتانيا و FCC ايالات متحده اشاره كرد. اما متاسفانه قوه مجريه در ايران تاكنون به شدت در مقابل اين رويكرد، مقاومت كرده است و اين مساله به تعارض نهادي بين نهادهاي دولتي و نهادهاي چندقوه اي خارج از دولت، دامن زده است.

3. تجميع كاركردهاي متفاوت نظام حكمراني در نهاد واحد: كاركردهاي متفاوت نظام حكمراني، اقتضائات نهادي متفاوتي را مي طلبند و تجميع آنها در نهاد واحد مي تواند آسيب زا باشد. به عنوان نمونه، اقتضاء كاركرد "تنظيم گري" نظام حكمراني، پدري كردن حاكميت براي بخش خصوصي و رفاقت با آنان است، اما در كاركرد "ارائه خدمت"، حاكميت در عرض بخش خصوصي قرار مي گيرد و به نوعي برادر و رقيب آن محسوب مي شود. تجميع اين دو در نهاد واحد، مي تواند به سردرگمي، اتخاذ سياست هاي متناقص و متهم شدن حاكميت منجر شود.

به عنوان نمونه ديگر، كاركرد "تنظيم گري" حاكميت، تا حد زيادي مقتضي نگاه توام با مساوات حاكميت به همه بخش خصوصي است، اما اقتضاء كاركرد "تسهيل گري و حمايتي" نظام حكمراني، نوعي تبعيض هوشمند غيرتوام با مساوات(البته به شكلي عادلانه) و حمايت از قسمتي از بخش خصوصي است كه با اهداف حاكميت همسويي بيشتري دارد . تجميع اين دو كاركرد مي تواند آسيب هاي متعددي كه ذكر شد، را به همراه داشته باشد. در طرح صيانت، اين آسيب به شدت پررنگ است و كاركردهاي سياست گذاري، اَبَرتنظيم گري، تنظيم گري و تسهيل گري در يك نهاد، تجميع شده است.

 پرسش و پاسخ هفته

براي آناني كه نيستند

پرسش: كسي كه ۲۰ سال است از دنيا رفته و برايش نماز وحشت نخوانده اند آيا مي توان برايش نماز وحشت خواند؟
پاسخ: هر عبادت و كار خيري انسان انجام مي دهد داراي ثواب و پاداش براي آن شخص و اگر به نيت اموات باشد براي آن اموات نيز ثبت و ضبط و موجب بخشش و ارتقاي درجه آن اموات است. امام صادق عليه السلام فرمود: ثواب اعمال خيري كه انسان براى مُردگان انجام مى دهد، براى او و براى آن مُرده، هر دو نوشته مى شود. هدايا و ثواب هايي كه زندگان براي اموات مي فرستد، براي خودشان نيز مؤثر است و براي خودشان ثواب دارد. كسي كه سوره حمد يا آيت الكرسي يا صدقه يا نمازي براي اموات مي خواند، اول اثرش به خود زنده مي رسد، بعد براي ميت.
مرحوم صدوق در من لايحضر به نقل از حضرت رضا عليه السلام آورده است : هر مؤ منى كه قبر مؤ من ديگرى را زيارت كند و بر مزار او هفت مرتبه سوره مباركه «قدر» بخواند، خداوند هر دو را مى آمرزد. - مرحوم شيخ حر عاملى در وسائل الشيعه به نقل از عده الداعى آورده است : - حضرت صادق عليه السلام فرمودند: چرا در حق پدر و مادر خودتان زنده باشند يا مرده، نيكى نمى كنيد؟ اگر براى آنها نماز بخوانيد، روزه بگيريد، صدقه بدهيد خداوند ثواب اين اعمال را به آنها مى رساند و به شما براى اين عمل نيكى كه انجام داده ايد پاداش بيشترى عنايت مي كند.

 تحليل هفته

چرخه پيشرفت فرهنگي؛
تلاش انقلاب اسلامي براي متلاشي كردن نظام سلطه

محمدرضا فلاح
«جوهر اصلى در مكتب امام بزرگوار ما، رابطۀ دين و دنياست؛ يعنى همان چيزى كه از آن به مسألۀ دين و سياست و دين و زندگى هم تعبير مى‏كنند. امام در بيان ارتباط دين و دنيا، نظر اسلام و سخن اسلام را به عنوان مبنا و روح و اساس كار خود قرار داده‏ بود»
(بيانات رهبر انقلاب 14/ 3/ 84)
شاهد آن عكس العمل دست هاي فاسد مقتدري است كه مقدرات امروز بشر را به دست خود گرفته اند(نظام سلطه). حضرت آقا در كتاب روح توحيد مي گويند يكي از علامت هاي توحيد ناب آن است كه با فساد و پلشتي و جريان استكباري ضد بشر در جامعۀ بشري درگير شود و اين عفونت هاي طاغوتي را بربيانگيزد.
«همواره عكس العمل هاى خصومت آميز در برابر يك فكر و يك نهضت، مفسر گويائى است براى جهت گيرى هاى اجتماعى آن و ضريب عمق و تأثير اين جهت گيرى ها. از راه مطالعه در چهرۀ دشمنان اين نهضت و وابستگى هاى طبقاتى آنان، مي توان جهت گيرى طبقاتى و اجتماعى آن نهضت را دانست و از مطالعه در شدت و جديت دشمنى هايشان مي توان عمق و تأثير آن را اندازه گيرى كرد. و بدين سبب است كه براى درست شناختن دعوت هاى الهى، يكى از راه هاى قابل اطمينان، مطالعه در جبهۀ طرفداران و جبهۀ دشمنان اين نهضت هاست»(روح توحيد، مقدمه)
در جاي ديگري نيز مي گويند اگر حركت توحيدي درست باشد و ادامه پيدا كند تمام اين عفونت ها را در قالب يك جنگ احزاب و در يك جبهۀ خارق العاده و بي نظير عليه خود بسيج مي كند. اين چيزي است كه الآن اتفاق افتاده است.
در آن صورت اگر اين جريان حق چهار ايمان را در خود حفظ كند ـ ايمان به خدا، ايمان به هدف، ايمان به راه و ايمان به مردم ـ و مقاومت كند، ارادۀ نظام طاغوت متلاشي مي شود و بعد از آن تنها همين يك ارادۀ توحيدي در جامعۀ جهاني سيطره خواهد يافت. اين يك سنت الهي و انديشۀ قرآني است.
اين گوشه اي از طرح ايشان در مسير «آمادگي براي طلوع خورشيد ولايت عظمي ـ ارواحنا فداه ـ»(بيانيۀ گام دوم) است.