صفحه اول

متني بر حاشيه هاي لاريجاني

قاسم روانبخش

اشاره: آقاي علي لاريجاني در انتخابات 1400 رد صلاحيت شد. وي كه قبل از تأييد صلاحيت ها در ژست يك رييس جمهور به وزارت كشور رفته بود با دوربين هاي متعدد و ژست هاي گوناگون اولين فيلم انتخاباتي خودش را در داخل وزارت كشور ساخت و شعار خودش را «نه كليد و نه چكش» و «نه پادگان نه دادگاه» قرار داد تا نامزدهاي احتمالي مانند رييسي كه نماد «چكش» و قاليباف را كه نماد «پادگان» مي دانست در همان ابتداي كار ضربه فني كرده باشد. او كه از پشتيباني اصلاح طلبان و دولت تدبير و اميد و برخي اصولگرايان سنتي برخوردار بود چنين فكر مي كرد كه قطعا رييس جمهور دولت سيزدهم خواهد بود. غافل از اين كه دو مانع بزرگ بر سر راه او بود كه اصلا به مخيله خودش راه نمي داد يكي رد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان و ديگري عدم اعتماد عمومي در انتخابات بود كه بر فرض تأييد صلاحيت نيز نمي توانست از سد مردم عبور كند. به همين دليل زماني كه به اعتقاد اكثر كارشناسان شوراي نگهبان صلاحيت وي را براي اين امر مهم احراز نكرد آقاي لاريجاني و برادرش صادق لاريجاني نسبت به آن حساسيت نشان دادند و هنوز برغم گذشت قريب به 7 ماه همچنان در شوك رد صلاحيت خود به سر مي برد. از اين رو، وي بارها طي مصاحبه ها و مكتوباتي خواهان بيان دلايل رد صلاحيتش از سوي آن شورا شده است. شوراي نگهبان نيز بر اساس قانون پاسخ وي را به صورت مكتوب و با مهر محرمانه براي شخص خودش ارسال كرد تا مسايل به صورت عمومي مطرح نشود و از هر گونه تنش اجتماعي و مراء و جدال پرهيز شود؛ ولي وي خواهان حذف مهر محرمانه از سوي شوراي نگهبان گرديد كه مورد قبول آن شورا واقع نشد. سرانجام نامه محرمانه شوراي نگهبان به آقاي لاريجاني در يكي از سايت هاي خارجي سر در آورد! و سپس در سايت ها و شبكه مجازي داخلي نيز به صورت گسترده پخش شد. بلافاصله نامه علي لاريجاني به شوراي نگهبان كه گويا از پيش تهيه شده بود در اختيار رسانه ها قرار گرفت.

هر چند محتواي نامه وي قابل نقد جدي است ولي ما در اين مقاله بيشتر به مسايل حاشيه اي اين نامه مي پردازيم و نقد محتوايي را به بعد موكول مي كنيم.

الف نقد ساختاري

1. انتشار نامه «محرمانه» آن هم در يك سايت خارجي! از سوي كسي كه 12 سال رييس قوه مقننه كشور بوده است جاي شگفتي است.

2. آقاي لاريجاني در اين نامه نقد خودش بر شوراي نگهبان را «نقد دروني» ناميده و گفته است كه با اين عنوان نقد دروني«مرزبندي خودش را با دشمنان انقلاب» حفظ كرده است! براستي آيا انتشار نامه محرمانه شوراي نگهبان و ارسال نقد آن به همه رسانه هاي داخلي و خارجي را مي توان «نقد دروني» خواند. اين حركت، درست مانند حركت كساني مي ماند كه از پشت بلندگوي دو مسجد در فضاي محل همديگر را نقد دروني مي كردند و البته همه مردم آن محل نيز در جريان اين نقدها قرار مي گرفتند! آيا صرف اين كه كسي در داخل كشور يكي از نهادها را، هر چند با ادبيات زشت و زننده مانند اتهام «ظلم فاحش و...» مورد حمله قرار دهد مي توان نقد دروني ناميد؟! ايا اجازه مي فرماييد كه جنابعالي را نيز اين گونه نقد دروني كنند؟ اگر چنين است پس چرا كوچك ترين نقد از سوي يك دانشجو در قم، وي را به زندان انداختيد؟! حتما مي دانيد كه مدير كل اطلاعات قم و معاون ايشان به چه دليلي از كار بركنار شدند و به زندان افتادند؟!

3. جنابعالي رد صلاحيت خودتان را لطمه به شوراي نگهبان و نظام دانسته ايد و گفته ايد علاوه بر آن لطمه به ساختار مردم سالاري و عدالت اجتماعي است! خوب است به اين سوال پاسخ دهيد كه آيا تنها رد يا عدم احراز صلاحيت جنابعالي موجب چنين لطمه اي مي شود يا موارد ديگري هم چنين لوازمي در پي دارد؟ اگر تنها رد صلاحيت شما چنين عواقبي دارد چرا؟! و اگر بحث شما كلي است و شامل موارد ديگر هم مي شود چرا نسبت به رد صلاحيت يا عدم احراز صلاحيت ديگران در انتخابات دوازده گانه قبلي هيچ عكس العملي از خود نشان نداده ايد؟! اين درحالي بود كه شما 12 سال در جايگاه رياست قوه مقننه قرار داشتيد!

4. سؤال ديگري كه در افكار عمومي مطرح است اين است كه انتشار نامه محرمانه در اين فاصله زماني چه معنا و مفهومي مي تواند داشته باشد؟ درست در زماني كه ايران در جريان مذاكرات براي رفع تحريم ها در حال جنگيدن است نامه محرمانه شوراي نگهبان از مبدأ سايت خارجي منتشر مي شود و سپس جوابيه اي اين چنيني منتشر مي كنيد و خوراك براي رسانه هاي معاند خارجي فراهم مي شود؟! آيا نمي شد انتشار اين نامه را قبل از مذاكرات و يا بعد از آن يعني به دو ماه ديگر موكول مي كرديد؟ فراموش نمي كنيم كه فتنه 78 از انتشار يك نامه محرمانه آغاز شد و فتنه 88 نيز از يك نامه بدون سلام هاشمي به رهبري كه مي توانست محرمانه باشد و فراموش نمي كنيم كه بر اساس اسناد موجود، فتنه 88 موجب به نتيجه نرسيدن مذاكرات هسته اي گرديد و دشمن نسبت به اختلاف ها و حتي براندازي نظام اسلامي خوش بين شد.

5. جنابعالي عدم احراز صلاحيت يا رد صلاحيت خودتان را «ظلم فاحش به خودتان و خانواده لاريجاني» تلقي كرده ايد! براستي آيا اين تعابير از كسي كه از ابتداي انقلاب تا كنون خود و برادرانش درحاكميت كشور حضور داشته اند و حتي در برهه 10 ساله دو قوه كشور در اختيار داشته اند، زيبنده شماست؟ آن هم تنها به دليل اين كه براي يك دوره براي نامزدي رياست جمهوري از سوي شوراي نگهبان احراز صلاحيت نشده ايد؟!

6. جنابعالي در اين نامه به حديثي از پيامبر اكرم(ص) تمسك مي كنيد كه « لا يستَكمِلُ عَبدٌ حَقيقَةَ الإيمانِ حتّى يدَعَ المِراءَ و إن كانَ مُحِقّا؛ بنده مادامي كه جدال و مراء را ترك نكند حتي اگر محق باشد حقيقت ايمانش كامل نشده است.» براستي آيا جنابعالي خودتان به اين حديث عمل مي كنيد كه ديگران را به آن دعوت مي كنيد؟ آيا رفتار شما در آن روز معروف يك شنبه سياه در مجلس در برابر احمدي نژاد نوعي مراء و جدال نبود كه حتي رهبري معظم نيز از شما گلايه كردند كه قدري زياده روي كرده ايد؟ انتظار عموم مردم از شما اين است كه حتي اگر در اين ماجرا محق باشيد از دعوا و جنجال و مراء بپرهيزيد؛ ولي متأسفانه در اين 7 ماه گذشته دايما بر طبل مراء و جدال درباره رد صلاحيت تان مي كوبيد در حالي كه ديگران نظر شوراي نگهبان را پذيرفته و در يك جايگاه يا مسووليتي مشغول فعاليت است. متاسفانه اخوي شما نيز در شوراي نگهبان نتيجه احراز صلاحيت ها رانپذيرفت و حاضر به امضاي آن نشد!

7. حمله به شوراي نگهبان و اتهام مهندسي كردن انتخابات از تهمت هايي است كه ضد انقلاب به نظام مي زند جنابعالي به جاي دفاع از نظام و انقلاب كه همه اعتبارتان از همين خون هاي پاك شهداست نوشته ايد« عده اي مي پندارند در انتخابات بايد نتيجه اي كه آنان صلاح مي دانند بيرون بيايد و استفاده از همه امكانات براي اين مقصود را مشروع مي دانند» اين اتهام همان اتهامي است كه سران فتنه در سال 88 وقتي راي لازم در انتخابات نياوردند به شوراي نگهبان و نظام وارد كردند و فتنه عظيمي به راه انداختند كه جنابعالي نيز جزو ساكتين آن بوديد. براستي آيا از ابتداي انقلاب تا كنون روساي جمهوري كه انتخاب شدند كه اكثر آن ها از جرياني بودند كه امروز جنابعالي به آن تعلق داريد با مهندسي انتخابات تعيين شده اند؟! آيا به نظر شما انتخاب آقاين هاشمي، خاتمي، احمدي نژاد و روحاني با مهندسي شوراي نگهبان انتخاب شدند؟!

8. درباب مسايل 22 بهمن 1391 قم به گونه اي سخن گفته ايد كه گويا هيچ گونه شكايتي عليه كساني كه با شما برخورد كرده اند نداشته ايد؟ بيش از 80 نفر از طلاب و فضلاي جوان را به اتهام شعار و حضور در آن مراسم به دادگاه كشانديد و حتي كساني كه در قم نبودند از جمله خود بنده را به دادگاه برديد( الحمدلله تبرئه شدم) فرستادن تيم تحقيق به قم بدون صحبت كردن با دوستان مؤسسه امام خميني(ره) و هفته نامه پرتوي سخن، در آستانه رأي اعتماد به كابينه رفيق شفيق خودتان حسن روحاني، گزارش غير واقعي و يك طرفه در مجلس قرائت كرديد و به ناحق انگشت اتهام به سمت اين هفته نامه گرفتيد و برغم نامه نگاري رسمي مدير مسؤول هفته نامه و اصراربرخي نمايندگان مجلس مبني بر دادن حق دفاع به مدير مسؤول هفته نامه از دادن اين حق مسلم و قانوني امتناع كرديد و سپس گزارش را به قوه قضاييه اي فرستاديد كه برادر مكرم شما رياست آن را بر عهده داشت! و جالب اين كه بنده ودو تن از دوستان با همان شكايت به دادگاه كشاندند و در دفاعيه قويي كه داشتيم تبرئه شديم مجددا مدعي العموم تحت فشار قرارداده شد و نسبت به حكم اعتراض كرد و براي بار دوم نيز تبرئه شديم. با اين توضيح آيا واقعا شما هيچ وقت در هيچ كجا لب به شكايت نگشوده ايد؟!

9. در باب فتنه به گونه اي قلم زده ايد كه گويا رهبري نظام و نايب امام زمان(عج) نيز اشتباه كرده و مي بايست از جنابعالي تبعيت مي كرده است! جنابعالي در دفاع از عملكرد خودتان در فتنه نوشته ايد « بنده باصراحت اعلام مي كنم از توهين و تخريب هاي شخصيت هاي ديني و سياسي بيزارم و اين مسير را خلاف شرع و خلاف مشي بزرگان صدر انقلاب اسلامي و رهبر معظم مي دانم.» شما با تمسك به روايت اميرالمؤمنين(ع) كه فرموده اند: «فانهم صِنفانِ: إمّا أخٌ لَكَ في الدِّينِ، أو نَظيرٌ لَكَ في الخَلقِ؛ مردم ياد در دين برادران تواند يا در آفرينش همنوع تو» استدلال كرده ايد كه در سخت ترين شرائط بايد حقوق افراد را رعايت كرد. راستي آيا فتنه گراني كه نظام و شوراي نگهبان را به دروغ به تقلب متهم كردند و موجب ريختن آبروي نظام در جهان و راه اندازي كشتار مردم و از بين بردن اموال مردم و اموال دولتي شده بودند، برادران ديني و شخصيت هاي سياسي محسوب مي شدند؟ به نظر شما آيا برخورد اميرالمومنين(ع) با امثال زبير و طلحه و... كه جزو شخصيت هاي سياسي مذهبي صدر اسلام بودند خطا بود و شما از آن بيزاري مي جوييد؟ درست درحالي كه ولي فقيه و نائب امام زمان(عج) در آن شرائط حساسي كه خاك مرگ بر برخي خواص پاشيده بودند التماس مي كرد كه خواص به صحنه بيايند و بصيرت بخشي كنند جنابعالي براي مدتها سكوت كرده بوديد و بعضا كه به سخن مي گفتيد خواهان در اختيار گذاشتن خياباني براي اعتراضات يا ساعاتي از برنامه صدا وسيما به فتنه گران مي شديد؟!

10. تشريفات و كاخ نشيني شما استفاده از هواپيماي اختصاصي و اسكورت هاي عجيب و غريب با ده ها ماشين شاسي بلند كه چشم هر ناظري را پر مي كرد و اظهارات جنابعالي در مراسم ضيافت آقاي رييسي در دو سال قبل براي سران قوا كه جوجه كباب و چلو خورشت قيمه پذيرايي شديد، هنوز جمله كنايه آميز شما را فراموش نكرده ايم كه خطاب به آقاي رييسي گفتيد كه « از اطعام مساكين شما هم تشكر مي كنيم» و آقاي رئيسي گفت شايد از هيأت بغل گرفته بودند»!! مردم مي پرسيدند كه آقاي لاريجاني چه غذايي مي خورد كه چلوخورشت قيمه و جوجه كباب را اطعام مساكين مي داند؟!

 سرمقاله

در آستانه دومين سالگرد شهادت سردار دلها
انتقام همچنان باقي است...

كاربرد واژه مكتب براي سردار شهيد حاج قاسم سليماني از سوي مقام معظم رهبري، نشان مي دهد اين شهيد والامقام جدا از ويژگي هاي خاص نظامي و برخورداري از شجاعت و رشادت در ميدان نبرد، مرد ميدان همه عرصه هاي زندگي اعم از فردي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي نيز بود؛ همين جامعيت شخصيتي او سبب شد، دشمنانش هر گاه نام او را مي شنيدند در برابر عظمتش تعظيم مي كردند. فرمانده سابق مركز عمليات ويژه ارتش تروريستي آمريكا در عراق در فارين پاليسي به اين نكته اشاره مي كند كه سليماني چه توسط متحدانش و چه دشمنانش مورد احترام است و حتي مي گويد بسياري از رهبران نظامي و اطلاعاتي آمريكا آرزو داشتند جاي قاسم سليماني فرمانده سپاه قدس ايران باشند.
به اعتراف دوست و دشمن، سردار سليماني مرد ميدان اخلاق و تواضع، توكل به خدا، عواطف و احساسات متعالي و مرد ميدان تبعيت از ولايت بود. در مكتب سليماني، راهبرد جذب حداكثري نمود آشكار داشت؛ او خدمت به خلق و دفاع از مظلوم را وظيفه خود مي دانست و همه مردم با هر ديدگاه و سليقه اي را دوست داشت مگر ظالمين و مستكبرين و كساني كه منشأ فساد در زمين بودند. در واقع او يكي از مصاديق بارز و عملي كلام امام علي(ع) بود كه «كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً».
شهيد سليماني بي شك نمونه برجسته اي از تربيت شدگان اسلام و مكتب امام خميني(ره) و خلف صالح ايشان مقام معظم رهبري بود كه با شكست جنايتكاران دست پرورده آمريكا در منطقه، ابهت پوشالي شيطان بزرگ را فروريخت؛ جرم او دفاع از مظلومان و ستمديدگان منطقه در برابر مزدوران استكبار جهاني بود و اين كه تا لحظه آخر در مبارزه با تروريستهاي قاتل دست پرورده غرب و متجاوزان به نواميس امت اسلامي استوار و مستحكم بود.
اين شهيد گرانقدر به تبعيت از رهبرش بر افزايش اقتدار ايران در همه عرصه ها تاكيد داشت و معتقد بود گرچه افزايش قدرت نظامي يكي از جلوه هاي بسيار مهم اقتدار ايران است اما نبايد از افزايش قدرت در ساير عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي، اقتصادي و علمي و فناوري، و... هم غافل ماند. او اقتدار همه جانبه و متوازن ايران در شرايط كنوني و با توجه به دشمني استكبار با جمهوري اسلامي ايران را بسيار حائز اهميت مي دانست. براي همين او خود علاوه بر خط مقدم دفاعي در خط مقدم ساير عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي هم حضور فعال داشت. زماني كه بحران داعش منطقه را فراگرفته بود در بحبوحه حضور در عرصه هاي نظامي و تامين تداركات لازم دفاعي در سوريه و عراق براي مقابله با داعش، هرگز از عرصه هاي فرهنگي و هنري غافل نماند. در همين ايام گاه در سر صحنه ساخت فيلم سينمايي«به وقت شام» حاضر مي شد و بر نحوه ساخت اين فيلم نظارت مي كرد تا به موقع آماده و قبل از اتمام كار داعش براي پخش آماده شود. او همچنين از نزديك با عوامل ساخت سريال «پايتخت5» در ارتباط بود و ريزه كاري هاي اين سريال را كه داستان محوري آن مربوط به داعش بود هدايت مي كرد و برايش اهميت داشت كه چه تصاويري از داعش در تلويزيون پخش شود تا چهره واقعي و ميزان ددمنشي اين جريان تروريستي را براي مردم به نمايش گذارد. به دليل همين جامعيت سردار سليماني است كه پس از شهادتش درياي سوگواران ملت ايران و ملتهاي ديگر از سوريه و عراق و لبنان و مناطق ديگر، به راه افتاد و فرياد انتقام سرداد. انتقامي كه دشمن را به وحشت انداخت و همچنان نيز در وحشت فرو برده است؛ زيرا انتقام همچنان باقي است...