صفحه جوان

خطاي برنامه ريزي

سعيد كريمي

چرا برنامه ريزي ها به هدف نمي رسند؟

برنامه ريزي ميكنيم طي اين 4 ماه تا آخر سال 10 كيلو لاغر شويم و هر ماه يك كتاب بخوانيم اما آخر سال كه ميشود ميبينيم كتاب كه نخوانديم هيچ، چاق هم شديم!

سياستمدار زمان انتخابات شعار ميدهد كه در كمتر از چند ماه فلان كار را انجام ميدهيم تا مشكلات حل شود چند سال ميگذرد در حالي كه هيچ كاري صورت نپذيرفته است!

يكي از مشكلاتي كه در سطح فردي، سازماني يا حتي حاكميتي و مملكت داري با آن در گير هستيم خطاي برنامه ريزي است.

بسته به جامعه هدف، درصدي از خطا بين 5 تا 10 درصد در پيش بيني ها مورد ملاحظه قرار ميگيرد اما خطاهاي بالاي اين رقم پذيرفته نيست.

خطاي برنامه ريزي يعني اينكه ساعتها براي

برنامه ريزي وقت گذاشته، هزينه ميكنيم ولي نميتوانيم در زمان مقرر كاري كه براي آن برنامه ريزي كرديم را انجام دهيم.

چرا اين اتفاق مي افتد؟

اين سوگيري اولين بار توسط دنيل كانمن مطرح شد. كانمن روان شناس آمريكايي است كه براي كار بر روي روان شناسي قضاوت و تصميم گيري، و نيز اقتصاد رفتاري، كه به خاطر آن جايزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۲ (به همراه ورنون اسميت) را برد، مشهور است. يافته هاي تجربي او فرض رايج عقلانيت انسان در نظريه اقتصاد مدرن را به چالش مي كشد.

كانمن در مورد ناسازگاري و خطاهاي تصميم گيري ميگفت آدمها زمان لازم براي انجام يك كار را كمتر از حد واقعي در نظر ميگيرند و همين باعث به وجود آمدن خطاي برنامه ريزي ميشود.

چرا اين اتفاق مي افتد و ما در دام اين خطا قرار ميگيريم؟

علت اصلي خطاي برنامه ريزي، خوش بيني و خوش خيالي بيش از حد هست.

كانمن ميگويد ذهن ما دوست دارد كارها را سريع انجام دهد، همين عامل باعث ميشود هيجان زده شده و مقدار زمان لازم براي رسيدن به هدف را دست كم بگيرد.

از طرفي عموما ما وقتي برنامه ريزي ميكنيم تاثير عوامل خارجي را در نظر نميگيرم.

خيلي آمها هستند با همين خطا اعتبارشان را به راحتي از دست ميدهند و از نظر اقتصادي خود و ديگران را دچار مشكل ميكنند.

تحقيقات كانمن موجب شد تا تحولي اساسي در حوزه اقتصاد و فاينانس ايجاد شود چرا كه همواره در عمل ديده مي شود رفتار عاملان اقتصادي با آنچه كه تئوري رفتار عقلاني پيش بيني مي كرد منطبق نيست. او از طريق آزمايش هاي تجربي نشان داد كه چه اشتباه ها، تناقض ها و جهت گيري هايي همواره در تصميم گيريهاي انساني وجود دارد. برپايه تحقيقات بعمل آمده توسط وي، تصميم گيري انسان ها در معرض خطا است و چقدر بايد مراقب جهت گيري ها بود.

جهت جلوگيري از اين خطا چه كاري مناسب است؟

1- به سوابق خود نگاه كنيد: به جاي اينكه اهداف آرمان گرايانه انتخاب كنيد يك نگاه به گذشته خودتان بيندازيد و ببينيد در چند مورد مشابه با چه سرعتي فلان كار را انجام داده ايد؛ ميانگين هاي گذشته را حساب كنيد با يك تلورانس منطقي بالاتر از ميانگين هدف گذاري كنيد.

2- واقع گرا باشيد: آمار نشان ميدهد اكثر انسانها، اگر كار مهمي داشته باشند آن كار را به موقع انجام ميدهند، حتي احتمال زودتر انجام دادن هم بالا ميرود، پس منطقي فكر كنيد و چند كار رو با هم شروع نكنيد. قرآن براي استفاده بهينه از زمان مي فرمايد فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ

3- اهدافتان را مكتوب كنيد و آنها را بر اساس ماتريس آيزنهاور (ماتريس اهميت و فوريت) اولويت بندي نماييد. قرآن مي فرمايد: «أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ». قرآن ايمان به خدا و آخرت و جهاد در راه خدا را مهم تر از آب رساندن به حجاج دانسته است؛ يعني با اولويت بندي كارها، زمان را به درستي مديريت نمود و ابتدا كارهايي را انجام داد كه اهميت بيشتري دارند. اگر انسان به كاري بپردازد كه در اولويت نيست، در حقيقت زمان در اختيارش را ضايع كرده است.

«منصور» فيلمي كه ارزش ديدن دارد

بابك شكورزاده

در آشفته بازار محتوايي سينماي ايران، هر از گاهي فيلم هايي ديده مي شود كه قابليت تماشا كردن دارد و علاوه بر جنبه سرگرمي، با محتوايي قابل توجه، نكات جالب و چه بسا آموزنده اي را پيش روي مخاطب قرار مي دهد. فيلم سينمايي "منصور" يكي از اين فيلم هاست كه داراي اين ويژگي است و مي توان آن را جزء معدود فيلم هاي ارزشي در سال هاي اخير دانست.

"منصور" از نظر ساختاري در واقع يك مستند - داستاني است. به هرحال "سياوش سرمدي" كارگردان فيلم، قبل از اينكه فيلمساز فيلم داستاني باشد يك مستند ساز حرفه اي بوده و از وادي مستند پا به اين عرصه گذاشته است و دراين اثر داستاني نيز جنبه هاي مستند گونه رعايت شده است. مثلا در برخي سكانس ها، نماها به اصطلاح دوربين رو دست است و اين لرزش تصوير و اين گونه فيلمبرداري از ويژگي هاي مستند است؛ به خصوص سكانس هايي كه التهاب بيشتري دارد. البته محتوا و فرم فيلم نيز متأثر از فيلم مستند است. ناگفته نماند كه محسن قصابيان نيز در نقش شهيد ستاري خوش درخشيده و توانسته كه از پس نقش به خوبي بر بيايد و شباهت چهره او با شهيد ستاري و گريم مناسب نيز باورپذيري را بيشتر كرده است.

اين فيلم كه برهه اي حساس از زندگي حرفه اي شهيد منصور ستاري، فرمانده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي را به تصوير مي كشد، گوياي پشت كار و استقامت اين فرمانده لايق است و دست كم شناختي اجمالي از شخصيت وي به مخاطب مي دهد. شاه كليد فيلم منصور را مي توان، اعتماد به توليد و توان نيروي ايراني دانست. تيمسار ستاري درآن شرايط حساس اوايل انقلاب و دوران جنگ تحميلي ثابت كرد كه مي توان تعميرات هواپيما را به دست نيروي داخلي سپرد و در مقابل فشارهايي كه از ارگان هاي مختلف بر وي و تيم همراهش بود ايستادگي كرد و بر عقيده خود پافشاري داشت و اين حقيقت را به اثبات رساند. جالب است همان طور كه در فيلم نشان داده شد، در ابتدا خيلي از خلبان هاي ايراني وقتي متوجه مي شدند كه قطعات تعميري، ايراني است از پرواز خودداري

مي كردند و اين نشان مي دهد كه در آن دوران تفكر غالب عدم اعتماد به توان داخلي بود. اين مطلب نكته مهمي بود كه به خوبي در فيلم منصور به تصوير كشيده شد. ايران اسلامي امثال شهيد ستاري كم نداشته و پرداختن به شخصيت هاي تأثيرگذار از سوي فيلمسازان مي تواند فرهنگ سازي خوبي در بين اقشار جامعه به خصوص نسل جوان داشته باشد و آنها را با شخصيت هاي برجسته اي كه به نوعي گمنام هستند آشنا كند و رشادت ها و فداكاري هاي اين بزرگان را به نسل هاي بعد منتقل نمايد. به هرحال اين موضوع امري پذيرفته شده است كه تأثير يك فيلم از چندين كتاب و سخنراني مي تواند بيشتر باشد و نقش بيشتري در ماندگاري اذهان داشته باشد.

 نکته

«رئيس جمهور»؛ يك تصوير متفاوت

محمد ايماني
سخنان دانشجويان در حضور آقاي رئيسي، نوعا مطالبه گرانه و انتقادي بود. از جوان پر نشاط دانشجو هم جز اين انتظاري نيست كه مطالبه گر باشد و در متن همين پويش تجربه بياندوزد. اين طبيعت دوران جواني و دانشجويي است. اما برخي مخالفان سياسي آقاي رئيسي كه از هيچ سوژه و بهانه اي براي حمله دريغ نمي كنند، ضمن انتشار اين سخنان انتقادي به شكلي ذوق زده، تحليل هاي قالبي خود را هم روي آن گذاشتند. اما حرف دل زلال جوان دانشجو كجا، و كينه توزي و عقده گشايي سياست بازان كجا؟
حق هم دارند؛ لابد چشيدن نوبرانه، ذوق و هيجان هم دارد. سال ها بود چنين نشست صريح و صميمانه اي ميان يك دولتمرد ارشد و دانشجويان ديده نشده بود.
خداوند پدر رئيسي را بيامرزد كه تصوير "ايزوله" و "تاكسيدرمي" شده مديريت از اتاق رياست -و به شكل ويدئو كنفرانسي- را شكست و به جاي يكطرفه حرف زدن، نقد هاي جوانان دانشجو را شنيد. وقتي هم خواست پاسخ بدهد، نه مانند دولتمرد سابق، زبان به دشنام و هتاكي گشود، و نه طعنه زد و تحقير و تمسخر كرد.
ديروز - و هر روز قبل از آن- كسي از رئيسي نشنيد كه توهين و تهمت هايي مثل "بي سواد، حسود،
بي دين، افراطي، كاسب تحريم، بي شناسنامه، مزدور، جيب بر، بيكار، متوهم، دين نشناس، بزدل، مستضعف فكري، به جهنم كه مي لرزيد، مفسد، عقب مانده، مخلوقات ترسو، لرزان، تازه به دوران رسيده، عصر حجري، كودك صفت و..." را مثل نقل و نبات، نصيب منتقد خود كند.
هر كس حق دارد درباره عملكرد صد روزه آقاي رئيسي يا يكايك اعضاي دولت وي، قضاوت كند؛ حتي سياست بازاني كه در پايان هشت سال مديريت آقاي روحاني، هنوز هم مي گفتند "تقصير دولت قبل است"، و حالا مي گويند چرا رئيسي ظرف سه ماه، نابساماني (به ارث رسيده) اقتصادي را جمع نكرد!
اما رئيسي هيچ كاري نكرده باشد، همين كه نشاط نقد جدي و بحث آزاد انديشانه در حضور دولتمردان -بدون ترس از توهين و تحقير و تمسخر و پيگرد- را به فضاي عمومي كشور باز گردانده باشد، خدمت بزرگي كرده است.
همين كه قرار نيست صاحب نظران و منتقدان از ترس انواع تهديدها و تخريب ها سكوت كنند و ناگهان چشم باز كنيم و ببينيم چهار يا هشت سال فرصت خدمت تبديل به تهديدي ويرانگر شده، رويداد مباركي است؛ و البته كه شرط پاسداشت آن، رعايت عقلانيت و انصاف و اخلاق است.

 ولايت و جوانان

امروز نوبت نسل جديد است

عزيزان من! هرچه مي توانيد، خودتان را با علم و عمل بسازيد. دوران جواني شما مثل دوران جواني نسل قبل از شما، دوران تعيين كننده ي سرنوشت تاريخي اين ملت است. نسل قبل از شما اگر تنبلي مي كرد، اگر در خانه مي نشست و اگر لااباليگري را پيشه ي خود مي ساخت، ملت ما غرق در فساد وابستگي و ذلت فرودستي نسبت به امريكا باقي مي ماند. آن نسل ايستاد، انقلاب را پيروز كرد، جنگ را پيروز كرد و از هويت ملي و شخصيت ملي دفاع جانانه اي نمود. امروز هم نوبت نسل جديد است. دشمن از جوانان ما مي ترسد و مي داند كه اگر نسل جوان گسترده ي با ايمان ما با همين ايمان در صحنه بايستد، هيچ سلاحي، هيچ بمبي و هيچ موشكي نمي تواند اين ملت را به زانو درآورد. هر گامي كه شما براي ارتقاي علمي و عملي و اخلاقي خودتان برداريد، مثل گلوله اي است كه به سمت دشمن شليك مي كنيد. اين جنگ و اين رزم، جهاد بزرگي است.
(بيانات در ديدار با دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتي، 22/02/1382)