صفحه بين الملل

به بهانه سالروز تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر
نويسندگان اعلاميه؛ بزرگترين ناقضان حقوق بشر

محمد ملك زاده

مقدمه

اعلاميه جهاني حقوق بشر يك پيمان بين المللي است كه پس از پايان جنگ جهاني دوم و تاسيس سازمان ملل متحد، در تاريخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسيد. در عدم صداقت مدعيان كنوني حقوق بشر همين بس كه اكنون اعلاميه حقوق بشر به ابزاري در دست قدرتهاي غربي براي تحت فشار قرار دادن كشورها و دولتهاي مخالف سياست هاي نظام سلطه به رهبري ايالات متحده آمريكا تبديل شده است. امروز مدعيان حقوق بشر كه خود بزرگترين ناقض حقوق بشرند، ارتباط خوبي با نظام هاي مستبد، غيرمردمي و وابسته به غرب برقرار نموده اند و در عين حال با دولتها و كشورهاي مستقل مانند جمهوري اسلامي ايران به بهانه نقض حقوق بشر(!) مخالفت مي ورزند و آنان را مورد انواع تحريم هاي ظالمانه قرار مي دهند. در اين فراز به بهانه سالروز تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر، اشكالات وارد به اين اعلاميه را از دو منظر مورد بررسي قرار مي دهيم؛ اشكالاتي كه باعث ميشود پذيرش اين اعلاميه براي كشورها به سادگي قابل قبول نباشد:

1. بنيانگذاران و نويسندگان اعلاميه

نخستين اشكال وارد به اعلاميه جهاني حقوق بشر، عدم صداقت بنيانگذاران و نويسندگان اين اعلاميه است. آشكار است كه اين اعلاميه نتيجه مستقيم جنگ جهاني دوم بود و كشورهاي موسوم به متفقين (انگلستان، فرانسه و ايالات متحده) كه در واقع سازمان ملل را بوجود آوردند اعلاميه حقوق بشر را تنظيم كردند. پيش از ورود ايالات متحده آمريكا به جنگ جهاني دوم، و در بحبوحه اين جنگ خانمانسوز، رئيس جمهور وقت آمريكا، فرانكلين روزولت، و نخست وزير وقت انگلستان، وينستون چرچيل، در اوت ۱۹۴۱ زماني كه در يك كشتي جنگي انگليسي حضور داشتند، متني موسوم به «منشور آتلانتيك» را تنظيم و آن را به جهان اعلام كردند. هدف «منشور آتلانتيك» كه آن را به نوعي مي توان پيش نويس اعلاميه حقوق بشر نيز توصيف كرد، آن گونه كه تنظيم كنندگان آن يعني آمريكا و انگليس اعلام كردند، بنيانگذاري صلح نوين در جهان بود. در واقع ادعاي ظاهري روساي آمريكا و انگليس در آن زمان اين بود كه از جنگ و كشتار مردم بي گناه ناراضي هستند و به دنبال برقراري صلح در جهان مي باشند. اما مدت زيادي از اعلام منشور آتلانتيك نگذشته بود كه آمريكا خود مستقيما وارد جنگ جهاني دوم شد و در يك جنايت فجيع تاريخي، ژاپن را بمباران اتمي كرد. دو بمب اتمي به فاصله سه روز در شهرهاي هيروشيما و ناگاساكي انداخته شد كه باعث ويراني و كشتار گسترده شهروندان اين دو شهر گرديد. حدود ۲۲۰،۰۰۰ نفر در اثر اين دو بمباران اتمي جان باختند كه از اين تعداد فقط ۲۰،۰۰۰ نظامي ژاپني و بقيه را شهروندان غيرنظامي تشكيل مي دادند. سپس بعد از پايان جنگ نيز همين كشورهاي بي اعتنا به حقوق بشر، پس از تاسيس سازمان ملل متحدد، اعلاميه به اصطلاح حقوق بشر را به تصويب رساندند! در اين ميان نكته قابل تامل اين كه بنيانگذاران اين اعلاميه حتي به مفاد ظاهري آن نيز پاي بند نماندند. به عنوان مثال در اعلاميه جهاني حقوق بشر رعايت حقوق و آزادي هاي اساسي براي همه بدون تمايز نژاد، جنس، زبان يا دين به رسميت شناخته شده اما قدرتهاي مدعي خود بيشترين تبعيض هاي نژادي و ديني را در كشورهاي خويش اعمال مي كنند؛ در فرانسه زنان محجبه از حقوق اجتماعي محروم ميشوند؛ در آمريكا حقوق سياهپوستان زير پا گذاشته ميشود و...!

2. تناقضات و اشكالات موجود در متن اعلاميه

از ديدگاه انديشمندان جهان، اعلاميه جهاني حقوق بشر واجد اشكالات متعدد متني است كه پذيرش آن را به راحتي امكان پذير نمي سازد. برخي از مهمترين اين اشكالات عبارتند از:

الف) فقدان نظم و ترتيب منطقي

مطالعه اجمالي متن اعلاميه جهاني حقوق بشر نشان مي دهد مفاد آن فاقد نظم و ترتيب منطقي است و در واقع نويسندگان آن به دليل آن كه خود آشنايي صحيحي به حقوق بشر نداشتند، در ترتيب و تنظيم مواد اين اعلاميه از روش عقلاني و شيوة منطقي نيز پيروي نكردند.

ب) بي اعتنايي به ارزش هاي ديني

اين اعلاميه بطور آشكار به دين و مذهب بي اعتناست و به اصطلاح جنبة لائيك دارد. به عنوان مثال در مادّه شانزدهم اين اعلاميه آمده است: «زنان و مردان بالغ حق دارند، بدون هيچ گونه محدوديت از نظر نژاد، مليت، تابعيت يا مذهب، با همديگر ارتباط زناشويي برقرار كنند». آنچه از اين ماده برداشت مي شود اين است كه هر زني حق دارد با هر مردي كه بخواهد رابطه داشته باشه يا ازدواج كند و به همين ترتيب هر مردي بتواند با هر زني كه بخواهد زناشويي كند. امروز در غرب پيروان ازدواج با محارم با استناد به همين ماده خواستار رسميت يافتن قانون ازدواج با محارم هستند كه در برخي از كشورهاي غربي نيز پذيرفته شده است.

ج) شعاري بودن مفاد اعلاميه

بسياري از مفاد اعلاميه، شعارگونه است؛ زيرا تدوين كنندگان اعلاميه براي هيچ يك از حقوق و آزادي هايي مندرج در آن دليل خردمندانه اي اقامه نكرده اند. حقوقي نظير برابري، برادري، عدم تبعيض، حق آزادي، و امنيت شخصي كه در مواد 1ـ 4 آمده، بيشتر حالت شعاري دارد و چه بسا بر مبناي تدوين كنندگان اعلاميه و تحليل عقلي توجيه ناپذير است. در صورتي كه از ديدگاه اسلام، حقوق مزبور از لحاظ مبنايي به خوبي قايل تبيين و توجيه عقلي است.

د) غفلت از توازن حق و تكليف

تأكيد اعلاميه فقط بر حقوق و آزادي هاست. در بندهاي دوم و سوم مادّة بيست و نهم و مادّة سي ام و در ساير مواد اين اعلاميه، سخن از حقوق و آزادي هاي بشر به ميان آمده است و به تكاليف و وظيفه ها چندان اعتنايي نشده است. در صورتي كه در انديشه اسلامي حق و تكليف در كنار هم مطرح مي شوند. در زندگي اجتماعي نمي توان براي فرد يا گروهي حقي تعيين كرد و بر ديگران تكليفي مقرر نداشت. از اين رو، در يك نظامنامة حقوقي بايد حقوق و تكاليف در كنار هم مورد توجه قرار گيرد.

ه) تناقضات متني

مواد اعلاميه در بسياري از موارد با يكديگر سازگاري ندارند و ظاهر آنها يكديگر را نقض مي كنند، به گونه اي كه اگر كسي بخواهد به طور دقيق مطابق همة مواد آن رفتار كند، ممكن نخواهد بود.

در مجموع ضعف اصلي اعلاميه، افراط در جنبة حقوق فردي و غفلت از حق خداي متعال و حقوق جامعه مي باشد كه به تناقضات دروني منتهي شده است. در صورتي كه ما معتقديم، منشأ همة حقوق خداوند است و حقوق فردي و اجتماعي مادامي محترم است كه با حق خداوند در تعارض نباشد.

 ديدگاه

تكنيك هاي جنگ رواني در خدمت برجاميزه كردن مذاكرات

عليرضا محمدلو
خوانش اخبار، غالبا بصورت موقعيتي و مقطّع و تك خبر صورت مي گيرد. يعني تك ديتاهاي خبري را از خبرگزاري ها يا شبكه هاي خبري مي خوانيم و دربهترين حالت، همان تك خبر را بصورت مجزا تحليل مي كنيم. اما بايد توجه داشت كه برخي بنگاه هاي خبري جهت تاثيرگذاري بيشتر، ناخودآگاه افراد را هدف قرار مي دهند و بصورت اخبار متصل و پوششي و باكمترين اشاره به اصل مدعا، پيام رسانه اي خود را منتقل مي كنند.
به عنوان مثال، شبكه معاند لندني، با يك چينش خبري و اتصال ديتاها، پيام رسانه اي مدنظرش را در ذهنيت مخاطب جاسازي مي كند. خبر اول را با تكنيك بزرگنمايي تحت عنوان اعتراضات و تجمعات در سفر رئيس جمهور مخابره مي كند. خبر دوم را با تحريف و برچسب زني، عقب نشيني تيم مذاكره كننده القا مي كند و بطور موذيانه و مختصري در ادامه از آمادگي تيم آمريكايي براي مذاكره مستقيم سخن مي گويد. در انتها نيز صفر بودن رشد اقتصادي ايران طي ده سال اخير را از زبان يك مقام مسئول اقتصادي درجه دو يا سه مطرح مي كند.
اين متن خبري سه گانه كه حاوي اعتراض،
عقب نشيني و رشد صفر اقتصادي است، در خدمت يك كانتكست پيام پنهاني است كه البته خيلي مختصر در خود خبر هم اشاره شد.
ترجمه اش مي شود اينكه:
1. شرايط خيلي سخت است
2.مردم خسته شده اند
3. نظام ناكارآمد است و به بن بست رسيده
4. راه حل مذاكره است
اين موارد مذكور را در كنار خبري بُرش خورده و عملا تحريف شده از آيت الله جوادي آملي قرار بدهيد كه تيتر خورده:"چه بخواهيم چه نخواهيم بايد با جهان مذاكره كنيم" در حاليكه اصل سخن ايشان مبني بر هوشمندي در مذاكرات بوده كه همچون گذشته عوامانه انجام نگيرد.
پروپاگانداي رسانه اي و نفوذ در بازار ارز و نوسانات آزاردهنده قيمت موادغذايي يعني همراه كردن ذهنيت و عينيت براي تعجيل در بازگشت به باند برجامي كه جز خسران محض نبود. همراهي مردم در ديپلماسي، با انعكاس رسانه اي درست و عملكرد ميداني هوشمندانه و نتيجه بخش، امكان پذير و سهل الوصول است.

 کوتاه از جهان



معاون رئيس آكادمي موشكي روسيه:
ايران مي تواند اسرائيل را به محلي غيرقابل سكونت تبديل كند
معاون رئيس آكادمي دانش موشكي روسيه با بيان اينكه ايران جزء چهار كشور اول توليدكننده سامانه هاي موشكي در سطح جهان است، گفت كه ايران قادر است اسرائيل را به محلي غيرقابل سكونت تبديل كند.
«كنسانتين سيوكوف» معاون رئيس آكادمي دانش موشكي روسيه در پاسخ به سؤالي درباره احتمال وقوع جنگ ميان ايران و رژيم صهيونيستي، با بيان اينكه احتمال آغاز جنگ از طرف تل آويو عليه ايران كم است و اسرائيل طبق ارزيابي ها بين ۲۰۰ تا ۴۰۰ كلاهك هسته اي در اختيار دارد، گفت: «ايران موشك هاي ميانبرد و تسليحاتي متعارف در اختيار دارد كه از دقت بالايي در نقطه زني برخوردار هستند كه اين هنگام شليك موشك به سمت پايگاه هاي آمريكا نمايان شد». معاون رئيس آكادمي دانش موشكي روسيه ادامه داد: «مقابله با اين موشك ها در توان اسرائيل نيست. اسرائيل امروز سامانه هاي پدافند هوايي يا سامانه هاي پدافند موشكي را كه بتواند با اين موشك ها مقابله كند، در اختيار ندارد. بر اين اساس، حمله موشكي ايران به اين سامانه ها و رآكتورهاي هسته اي اسرائيل، سرزمين كوچك اسرائيل را به محلي غيرقابل سكونت تبديل خواهد كرد». معاون رئيس آكادمي دانش موشكي روسيه همچنين گفت: « تأسيسات ايران به شدت مورد محافظت هستند و به راحتي نمي توان با استفاده از تسليحات به آن ها نفوذ كرد پس عمليات نظامي اسرائيل حتي با مشاركت نيروي هوايي آمريكا هيچ نتيجه مثبتي در بر نخواهد داشت».

چين: دموكراسي آمريكا «سلاح كشتار جمعي» است
وزارت خارجه چين پس از برگزاري نشست به اصطلاح دموكراسي به ميزباني آمريكا، گفت «دموكراسي» مدت هاست به «سلاح كشتار جمعي» تبديل شده كه توسط ايالات متحده براي مداخله در كشورهاي ديگر استفاده مي شود.
سخنگوي وزارت امور خارجه چين، ايالات متحده را به برانگيختن انقلاب هاي رنگي در خارج از اين كشور متهم كرد و افزود: «دموكراسي» مدت هاست به «سلاح كشتار جمعي» تبديل شده كه توسط ايالات متحده براي مداخله در كشورهاي ديگر استفاده مي شود.
آمريكا در حالي چنين نشستي را برگزار كرد كه به گفته كارشناسان بين المللي و حتي مقامات ارشد داخل اين كشور، دموكراسي آمريكايي در حال افول است.