صفحه جريان‌شناسي

نظام فكري علامه مصباح يزدي

بخش چهارم علي شيرازي

در تبيين نظام فكري علامه مصباح يزدي، به نظام بينشي ايشان پرداختيم و در ذيل آن درباره: الف.معرفت شناسي؛ ب. خداشناسي؛ ج. انسان شناسي؛ د. ولايت شناسي؛ ه. اسلام شناسي بحث كرديم. اكنون ادامه مطلب را پي مي گيريم:

و. جهان شناسي؛

جهان شناسي، شامل شناخت عوالم هستي؛ از جمله جبروت، ملكوت، كيهان شناسي و عالم آخرت ميشود.

تدوين قوانين و روابط اجتماعي و چگونگي ارتباط انسان با خود، خدا، جامعه و طبيعت، مبتني بر جهان شناسي است.

استاد مصباح يزدي در صفحه ۴۰ كتاب جهان شناسي مي آورند: جهان شناسي، آگاهي و شناختي است كه انسان از جهان دارد.

در نظام فكري علامه مصباح يزدي، همه پديده هاي جهان، وابسته و آفريده و بنده يك قدرت برترند. اين قدرت برتر، قدرت خداي واحد و بي همتاست. از اعماق ذره تا اوج افلاك و كهكشان ها، همه ساخته و پرداخته و تحت اختيار خداست. موجودات جهان، همه بندگان مقهور او هستند و خداي بي همتا، سررشته دار پيدايش و ادامه حيات آن هاست.

علامه در صفحه ۸۸ كتاب معارف قرآن مي آورند: اجزاي اين عالم همگي با هم پيوسته و همبسته است و منعزل از يكديگر نيست و يك نظام واحدي بر كل جهان حكومت مي كند و اين حاكي از آن است كه دست واحدي است كه همه اين ها را به هم مربوط مي كند و مي چرخاند.

در صفحه ۹۲ نيز مي خوانيم: وقتي شما در كل اين جهان نگاه مي كنيد، آسماني است، زميني است، ماهي است، خورشيدي است، در اثر گردش زمين، روز و شب پديد مي آيد، اما پديد آمدن اين روز و شب بي ارتباط با خورشيد نيست، اگر هزار ميليون بار زمين به دور خودش مي چرخيد و خورشيدي نبود، روزي به وجود نمي آمد، باز اين نظام از مجموع پديده هاي جوي گرفته تا ارضي طوري است كه با هم ارتباط دارد، اين حركت ها موجب تابش خورشيد به درياها مي شود، از درياها ابر بلند مي شود، باز تحت تاثير عوامل طبيعي، ابر تبديل به باران مي گردد و باران قطره قطره روي زمين مي بارد و باعث مي شود كه گياهان در روي زمين برويند و حيوانات ادامه حيات دهند. همه اين ها پديده هايي است كه به هم مربوطند، نه آسمان از زمين جداست و نه زمين از آسمان. پديده هاي زميني هم، نسبت به هم همين حال را دارند. از مجموع مطالعه اي كه شما در مجموع اين پديده ها مي كنيد، مي بينيد يك نظام منسجم هماهنگ است، همه به هم پيوسته و مربوط و در هر جايي كه شما بينديشيد آثار وحدت و انسجام و نظم را خواهيد ديد.

ايشان در صفحه ۹۳ مي افزايند: دقت در پديده هاي جهان شما را رهنمون مي كند به اين كه جهان خداي واحدي دارد.

استاد در صفحه ۳۳ كتاب جهان شناسي مي آورند: مطلبي كه در آيات جهان شناسي بيش از همه بر آن تكيه شده است، موضوع ربوبيت خدا نسبت به جهان و انسان است. قرآن در اين گونه آيات مي خواهد به مردم بياموزد كه بينديشند تا به تدبير الهي حاكم بر نظام كلي جهان پي ببرند.

ايشان در صفحه ۳۴ مي آورند: خداوند در برخي از اين آيات، از راه نشان دادن آثار قدرت خود در خلقت پديده هاي جهان، انسان ها را متوجه مسأله معاد مي كند تا بفهمند كه او قدرت دارد دوباره آن ها را زنده كند.

استاد مصباح مي افزايد: بسياري از آيات جهان شناسي... مردم را به انديشيدن درباره عظمت آسمان ها و موجودات و آمد و شد شب و روز فرا مي خوانند.

علامه مصباح يزدي در بحث جهان شناسي به مقوله منظومه ها مي پردازند و در صفحه ۵۷ كتاب جهان شناسي مي آورند: ستارگان و سيارات بي شماري در آسمان هست كه غالبا هر دسته از آن ها منظومه اي را تشكيل مي دهد. منظومه شمسي يكي از آن منظومه هاست كه خورشيد در مركز آن قرار دارد و زمين و ديگر سيارات اين منظومه هر يك در مدار خاص خود گرد آن مي چرخند.

استاد در تبيين زمين شناسي در صفحه ۱۶۸ كتاب جهان شناسي مي آورند: بيش از چهار پنجم سطح زمين را آب فرا گرفته است و شايد گسترده ترين و شگفت انگيزترين پديده روي زمين درياها باشند كه در قرآن هم بدان توجه شده است.

ايشان در صفحه ۸۸ آيين پرواز مي آورند: زمين، آسمان، گياه، كوه، دريا، ماه، خورشيد، ستارگان و... همه و همه، آيات الهي و نشانه هايي از وجود خداي متعال هستند.

در صفحه ۹۰ هم مي افزايند: زمين و آسمان و ماه و خورشيد و كوه و دريا مي توانند به عنوان آيات الهي توجه ما را به خدا جلب كنند.

علامه در صفحه ۲۲۵ كتاب جهان شناسي مي آورند: جهان شناسي در قرآن، منحصر به موجودات محسوس نيست؛ زيرا اين كتاب ارجمند، در ميان آفريده هاي الهي، كه جزئي از جهان هستند، موجوداتي را هم نام مي برد كه ما از طريق حواس ظاهري نمي توانيم آن ها را درك كنيم. دسته اي از اين موجودات، ملائكه يا فرشتگان اند.

ايشان براي فرشتگان اوصافي را بر مي شمرد:

۱. بر خدا عصيان نمي كنند؛

۲. از عبادت او خسته و سير نمي شوند؛

۳. پيوسته خدا را تسبيح و تقديس مي كنند؛

۴. و ماموران خدا هستند.

استاد در صفحه ۲۲۷ همان كتاب مي آورند: فرشتگان همه در يك سطح نيستند و بعضي از آن ها رتبه هاي والاتري دارند.

ايشان از صفحه ۲۳۰ به بعد، كارهايي را براي فرشتگان الهي بيان مي كنند:

۱. رساندن وحي و پيام الهي به انبياء؛

۲. نازل كردن امر الهي؛

۳. لعنت كردن كفار؛

۴. ياري كردن مومنان؛

۵. حمل عرش خدا؛

۶. استغفار براي مومنان؛

۷. ضبط و نوشتن اعمال انسان ها؛

۸. نگهباني از انسان ها و حفظ جان آنان؛

۹. تدبير عالم؛

۱۰. تقسيم روزي بندگان.

علامه در ادامه در مبحث جهان شناسي، در صفحه ۲۶۱ مي آورند: از ديگر موجودات غير محسوس عالم، كه قرآن از آن نام برده و ما در شرايط عادي از درك حسي آن عاجزيم، جن است.

ايشان در صفحه ۲۶۲ مي آورند: جن نيز مانند انسان، مكلف است؛ يعني موجودي مختار و انتخابگر است.

با همين نگاه علامه مصباح در صفحه ۲۸۱ كتاب جهان شناسي مي آورند: برخي از جنيان مسلمان اند.

در ادامه مي افزايند: شياطين دسته يا افراد خاصي از جن يا انس هستند كه كارشان شرارت است.

ايشان در صفحه ۲۸۲ مي آورند: در ميان شياطين جن، فرد ممتازي هست كه در شيطنت داراي مقام عالي است و ابليس نام دارد.

استاد در صفحه ۲۰۱ كتاب آفتاب ولايت مي آورند: ابليس... كارگزاران متعددي را براي كار خويش استخدام كرده و هر كدام را در يك بخش ويژه به كار گمارده است. نتيجه كاركرد هماهنگ اين دستگاه، همان اغوا و ضلالتي است كه شيطان مي خواهد.

ايشان در صفحه ۲۸۶ كتاب جهان شناسي مي آورند: نخستين كار ابليس وسوسه است و شايد كارهاي ديگر او نيز به همين باز گردد. او با همين كار باعث خروج آدم و حوا از بهشت شد.

علامه از صفحه ۲۹۲ به بعد، برخي از دام ها و دعوت هاي شيطان را بر مي شمرند:

۱. ترساندن از فقر؛

۲. امر به فحشاء؛

۳. بازداشتن از ياد خدا؛

۴. اسراف و تبذير.

در جهان شناسي استاد مصباح يزدي، به همه اين مباحث توجه خاص شده است. ما در اين مبحث، فقط به قدر نياز كلي، نمايي از جهان شناسي را اشاره كرديم و براي فهم كلي، همه را به مطالعه كامل كتاب جهان شناسي ارجاع مي دهيم.

ز: جامعه شناسي؛

جامعه شناسي، بخشي از علوم اجتماعي، و دانش بررسي جامعه است.

مجموعه اي از افراد انساني كه با نظامات و سخن و آداب و قوانين به يكديگر پيوند خورده اند و زندگي جمعي دارند، جامعه را تشكيل مي دهند.

از آيات قرآن مجيد استفاده مي شود كه اجتماعي بودن انسان، در متن خلقت او پي ريزي شده است. بر همين اساس، پس از معرفت شناسي، خداشناسي، انسان شناسي، ولايت شناسي، اسلام شناسي و جهان شناسي، در نظام فكري علامه مصباح يزدي، نوبت به تبيين جامعه شناسي و جامعه مطلوب اسلامي مي رسد.

ادامه دارد...

 برگي از تاريخ

مبارزات آيت الله نور الله اصفهاني عليه استعمار

آيت الله نور الله نجفي اصفهاني مبارزات خود در دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي بر ضد استعمار خارجي و استبداد داخلي شروع كرد. نخستين اقدام سياسي او مبارزه عليه امتياز استعماري تنباكوست. مبارزه در اصفهان به واسطه حضور ضل السلطان فرزند مقتدر و ظالم ناصر الدين شاه در اصفهان در زمان جنبش تنباكو از ديگر نقاط ايران سخت تر بود و چند نفر در اين مبارزه شهيد شدند، اما در نهايت جنبش تنباكو در اصفهان همچون ساير نقاط ايران به پيروزي رسيد.
او از پيشگامان نهضت مشروطه بود. مبارزات آقا نورالله جنبه هاي گوناگون از جمله در سه حوزه اقتصادي، سياسي و فرهنگي بود. او در حوزه اقتصادي مبادرت به ايجاد شركت هاي تجاري كرد تا از گسترش و بسط اقتصاد غربي در كشور جلوگيري كرده و مانع تسلط غرب در ايران شود. در حوزه سياسي از پيشتازان جنبش مشروطيت بود و از مخالفان استبداد رضاشاه بود. او از حوزه فرهنگي نيز غافل نبود. جلسات گوناگون بحث و مناظره با مبلغان مسيحي در جلفاي اصفهان برگزار كرد و عليه فرقه بابيه نيز مبارزاتي انجام داد.
با كودتاي سوم اسفند ۱۲۹۹ و انتخاب رضاخان به عنوان وزير جنگ در حضور احمدشاه و رضاخان از ظلم حاكم نظامي اصفهان به شاه گفت و رضاخان را گرگ آدمخوار دانست كه خشم رضاخان را در پي داشت و كينه شيخ را به دل گرفت؛ تا جايي كه يك زن كردتبار را مامور كرد شيخ نور الله را ترور كند كه توفيقي نيافت.
نورالله اصفهاني نيز براي مبارزه با رضاخان از هر فرصتي استفاده كرد؛ در پي قيام اصفهان به رهبري وي و بيمار شدن شيخ نورالله اصفهاني، رضاشاه، اعلم الدوله پزشك مخصوص خود را براي او فرستاد و او نيز با تزريق آمپول هوا شيخ نورالله اصفهاني را به شهادت رساند.

 دشمن شناسي

امروز خبيث ترين دشمن جمهوري اسلامي آمريكا است


ما دشمن زياد داريم، تعجّب نبايد كرد. عرض كردم در قرآن خداي متعال ميفرمايد كه «وَ كَذلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيطينَ الاِنسِ وَ الجِنِّ يوحي بَعضُهُم اِلي بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورا»؛ هم دشمنان جنّي، هم دشمنان انسي وجود دارند و اينها به هم كمك هم ميكنند؛ سيستم هاي اطّلاعاتيِ خيلي از كشورها عليه ما با همديگر همكاري ميكنند؛ يوحي بَعضُهُم اِلي بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورا....
امروز البتّه خبيث ترين دشمن ما و دشمن جمهوري اسلامي آمريكا است. البتّه ما دشمن كم نداريم امّا آن كه از همه خبيث تر و عنودتر است، عبارت است از آمريكا. مسؤولان آمريكايي، هم دروغ گو هستند، پشت هم انداز هستند، وقيحند، طمّاعند، شارلاتانند -حركتهايشان، حرفهايشان را شما بشنويد، [مي بينيد] شارلاتاني حرف ميزنند؛ يعني انواع و اقسام خصوصيّات زشت اخلاقي- و هم البتّه در كنارش ظالمند، سنگدلند، بشدّت بي رحمند، تروريستند؛ يعني آنچه خوبان همه دارند، اينها به تنهايي همه را دارند! يعني اين جور دشمني در مقابل ما امروز وجود دارد.
(سخنراني نوروزي آيت ا... خامنه اي در خطاب به ملت ايران؛ 3/1/1399)