صفحه گفته ها و نكته ها

مجريان نقشه مؤسسه رند آمريكا براي فتح مجلس خبرگان

20 سال پيش مؤسسه امريكايي رند در كتابي كه به نام « شبكه مسلمانان ميانه رو» منتشر كرد از طرحي رونمايي كرد كه امروز حجاريان و مصطفي تاجزاده مي خواهند آن را در ايران اجرايي كنند! در آن كتاب آمده بود كه براي مقابله با اسلام انقلابي و جهادي چاره اي جز «ايجاد يك شبكه مسلمانان ميانه رو» وجود ندارد؛ اين شبكه بايد در همه جا ايجاد شود و از همه جا مهم تر ايجاد شبكه روحانيون ميانه رو و معتدل است كه بتوانيم با حضور آن ها در مساجد سراسر كشور پايگاه هاي اصلي انقلابيون را تصرف كنيم. آقاي احمد صدري از تئوريسين هاي اصلي اصلاحات كه سال هاست در پناه امريكايي ها قرار دارد در كتاب « بهشتي در همين نزديكي ها» مي نويسد ترديدي نيست كه كشور بدون روحاني نمي شود ولي بايد تلاش كنيم روحانيوني از جنس اصلاح طلب تربيت كنيم كه در سنگرهاي مهم نظام، اهداف ما را دنبال كنند. و حالا سعيد حجاريان، تئوريسين و مغز متفكر اصلاحات آمريكايي طي يادداشتي با عنوان "سياست ورزي در عالم ممكنات" به نمايش گفت وگوي خود و مصطفي تاجزاده پيرامون بحث اصلاحات ساختاري پرداخته، و به صراحت از همان طرح آمريكايي پرده برداري مي كندو مي نويسد "فرض كنيم ساختار موجود پذيرفتني است و بناست تركيب قانون اساسي و مجلس خبرگان و رهبري برقرار بماند. در اين شرايط ابتدا بايد خبرگان سازي كرد؛ به اين معنا كه در انتخابات مجلس خبرگان ۷۰ نفر روحانيِ فاضلِ اصلاح طلب را به مصاف معمرين مجلس خبرگان فعلي فرستاد، به نحوي كه آن ها پيشاپيش اعلام كنند در بدو ورود راهي متفاوت خواهند رفت. اين كشور مجتهد جوان و روشن انديش دارد و چنين تلاشي عبث نخواهد بود؛ چه شوراي نگهبان آن ها را رد كند و چه تأييد كند. از طرفي، اين كار نسخه پيشرفته ثبت نام تاج زاده در انتخابات رياست جمهوري است و گمان نمي كنم راهي مستحكم تر از اين براي اشاعه گفتمان اصلاحات ساختاري وجود داشته باشد."

البته آقاي حجاريان و تاجزاده نمي توانند چنين نيروهايي براي مجلس خبرگان، عالي ترين جايگاه خبرگي در نظام جمهوري اسلامي تربيت كنند؛ اميد آن ها به عقبه اي است كه سال ها در حوزه علميه در سايه غفلت مسوولان حوزه علميه، به اين كار مشغول است و بودجه كلاني كه منبع آن چندان روشن نيست براي سكولاريزه كردن حوزه مصرف مي كنند. متاسفانه برخي مراكزي در حوزه علميه وجود دارند كه در مدارس تحت امرشان به دنبال تربيت روحانيون به اصطلاح اعتدالي و ميانه رو هستند افرادي كه بهجاي دل سوزاندن براي اسلام و انقلاب، براي سكولاريزه كردن حوزه و روحانيت دل مي سوزانند!!

براستي آيا نظام اسلامي و شوراي عالي حوزه براي مقابله با اين براندازي نرم برنامه اي ندارد؟ آيا بايد نشست و تنها نظاره گر طرح ها و نقشه هاي مكشوف دشمن بود؟! يا راه معقولي براي مقابله بااين جريان هاي مخوف وجود دارد؟

شارژ غربگرايان داخلي با قمپز زيباكلام

«صادق زيباكلام» فعال اصلاح طلب در يادداشتي در روزنامه آرمان نوشت: «جريانات خاص معتقد هستند كه در يك وضعيت برخورد نظامي كه بين ايران و آمريكا اتفاق افتد نيابتي هاي ايران در افغانستان، عراق، سوريه و لبنان بيكار نخواهند نشست. از سوي ديگر تندروهاي ايران معتقد هستند كه عربستان سعودي، كويت، امارات متحده عربي، قطر كه كشورهاي عربي حاشيه جنوبي خليج فارس هستند بسيار آسيب پذير هستند و موشك هاي ايران مي تواند خسارت هاي عمده اي به متحدان آمريكا در منطقه وارد سازد».وي در ادامه نوشت: «اين البته يك روي سكه است و روي ديگر سكه آن است كه درست است كه ما مي توانيم با شليك موشك هاي حزب ا... در سوريه، يا به كمك حشد الشعبي در عراق، در ميان متحدان خودمان در طالبان لطماتي و ضرباتي را به اسرائيلي ها، آمريكايي ها و متحدانشان وارد سازيم اما واقعيت تلخ آن است كه آنگاه نوبت به آمريكا و اسرائيل خواهد رسيد. صد البته آمريكايي ها به هيچ وجه سوداي تغيير در ايران را ندارند اما ضرباتي بر ساختارهاي صنعتي و ارتباطاتي مي توانند وارد سازند به گونه اي است كه مي تواند ايران را سال ها درحقيقت به عقب رانده و همين پيشرفت مختصري را هم كه صورت مي گيرد را در حقيقت نيست و نابود سازد».

زيباكلام به گونه اي اظهار نظر مي كند كه گويا وي سخنگو يا وكيل مدافع امريكا در ايران است و چنان از نقشه قطعي امريكا سخن مي گويد كه گويا خودش عضو اتاق جنگ امريكا عليه ايران است. يك بار ديگر به اين جمله دقت كنيد «صد البته آمريكايي ها به هيچ وجه سوداي تغيير در ايران را ندارند اما ضرباتي بر ساختارهاي صنعتي و ارتباطاتي مي توانند وارد سازند كه.....» و هزار البته اين تهديدها كه در آستانه مذاكرات وين از سوي نوكران فكري سياسي امريكا مطرح مي شود نه تاثيري بر عزم مذاكره كنندگان دولت انقلابي خواهد گذاشت و نه مي تواند ذره اي هراس در دل مردم انقلابي ايران ايجاد كند تنها فايده اي كه دارد اين است كه با اين قمپز زيباكلام ممكن است مقداري موجب آرامش خاطر قلب هاي غرب گراياني شود كه بعد از انتخابات 1400 كلا روحيه خود را باخته اند.

تيم هاي كارشناسي در مذاكرات هسته اي

تيم كارشناسي آمريكايي همراه جان كري در مذاكرات برجامي سال۹۳، بيش از ۵۰ نفر بود. ظريف و عراقچي و چند نفر ديگر هم بدون حتي يك كارشناس رفتند و هرچه آنها گفتند را امضا كردند!

ظريف آخر سر هم گفت: واژه ‎تعليق را نديدم! يعني ‎برجام را اصلاً نخواندم!

برجام همچون تركمانچاي ما را گرفتار كرده. خروج از آن هم تبعات حقوقي جدي دارد.

حالا حضرات طلبكارند كه چرا علي باقري ۳۰، ۴۰ كارشناس را با خودش به مذاكرات برده!

تصوير سال۹۳ رو ببينيد كه عراقچي به اين كه با شش، هفت نفر رفتند مقابل ۵۰ نفر افتخار مي كرد ؛ حالا از اين كه در دولت جديد، سي، چهل كارشناس تيم مذاكره كننده ايران را همراهي مي كنند دردشون گرفته!

الهام علي اف صميميت و صداقت خود را ثابت كند

كاربران آذربايجاني در شبكه هاي اجتماعي خطاب به الهام علي اف نوشتند: آقاي الهام عليف اگر در ديداري كه با آقاي رئيسي داشتيد، برادر خطاب كردن ايران از سر صداقت و پايان تنش ها بود، پس نزديك 200 نفر ديندار از جمله روحانيون سرشناس شيعه را كه به جرم ارتباط با ايران با اتهامات ساختگي دستگير و شكنجه كرده ايد را از زندانها آزاد كنيد.

اين مي تواند اولين اقدام عملي شما براي اثبات برادري باشد و الا با چند قرارداد اقتصادي و وعده هاي توخالي مانند قبل نمي توانيد سر اين دولت جديد ايران كلاه بگذاريد. اين دولت با دولت هاي قبلي فرق مي كند و با چند قرارداد اقتصادي بر سر جايگاه خودش در قفقاز، شيعيان منطقه و حضور رژيم صهيونيستي و تكفيري ها معامله نخواهد كرد.

اگر اين اقدامات را انجام دهيد صميميت و صداقت خود را ثابت كرديد و الا خنده هاي ساختگي هيچ تأثيري نخواهد داشت.

 تقواي مطبوعاتي

استاد علوم سياسي كه از سياست چيزي نمي داند!

احمد نقيب زاده، استاد علوم سياسي و از نظريه پردازان اصلاحات اخيراً در بخشي از يك مصاحبه كه سايت اعتمادآنلاين آن را منتشر كرد، گفته است: "اساسا مواجهه مداوم با بحران در خارج از مرزها باعث تحليل رفتن قوا در داخل مي شود. نتيجه اين است كه جاي پاي دولت در داخل سست مي شود و دولتي كه نتواند در داخل تكيه گاه محكم مردمي داشته باشد، توان مقابله با بحران را نخواهد داشت!
بي ترديد بخش دوم سخن ايشان يعني«دولتي كه تكيه گاه محكم مردمي نداشته باشد توان مقابله بابحران ها را ندارد» صحيح است به همين دليل است كه نظام جمهوري اسلامي در 43 سال گذشته بر همه بحران ها از جمله فتنه عميق 88 و فتنه هاي 96 و 98 و بحران حكومت غربگرايان چيره شد و با تكيه به مردم خنثي كرد. اما بخش اول سخن ايشان حرف باطلي است و استاد علوم سياسي چنين سخني بسيار بعيد است! زيرا اگر با بحران ها در خارج از مرزها مقابله نشود بايد در داخل مرزها با آن ها مقابله كنند. بحران 8 ساله جنگ تحميلي عراق نيز معلول همين نگاه غرب گراياني بود كه مي گفتند ما مي خواهيم با روش اشكانيان بجنگيم! كه دشمن به خانه ما بيايد و در داخل محاصره اش مي كينم! ولي مديريت انقلابي، داعش را در خانه خودش به زباله دان تاريخ فرستاد و اسراييل را نيز در آينده نزديك به همان سرنوشت محتوم مبتلا خواهد كرد.

 گفت ولي نگفت

عطريانفر:
شوراي نگهبان همه نامزدهاي اصلاح طلب را هم تاييد مي كرد، باز پيروز نمي شديم

«محمد عطريانفر» فعال اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه اعتماد با اشاره به انتخابات 1400 و همچنين با اشاره به رفتار جريان اصلاح طلب در اين انتخابات، گفت:«به نظرم اين نظريه تماميت خواهي كه توقع پيروزي در هر شرايطي را دارد، نظريه اي محكوم به شكست است. در كشورهايي كه دموكراسي كاملا نهادينه شده و رقابت ها كاملا معنادار و مشروع است، به دفعات ديده ايم كه حزبي به رغم آن كه احتمال پيروزي خود را ناچيز مي داند، وارد گود رقابت شده و با تمام قدرت در انتخابات شركت مي كند».
عطريانفر اما نگفت كه چرا جريان اصلاحات همواره تلاش كرده با هجمه به شوراي نگهبان و «نمايش مظلوم نمايي»، بر بي برنامگي خود در اداره كشور و كارنامه غيرقابل دفاع خود سرپوش بگذارد.

 گوناگون

روند رويش نيروهاي سياسي در انقلاب اسلامي

بررسي روند ريزش نيروها و جريان هاي سياسي كه به تفصيل بيان شد، ممكن است اين شبهه را ايجاد كند كه تاريخ انقلاب اسلامي، مملو از ريزش بوده و ريزش ها بر رويش ها غلبه داشته است. بخشي از اين شبهه به اين دليل به ذهن متبادر مي شود كه از منظر تاريخي، ابتدا موضوع ريزش نيروهاي سياسي و نه رويش آنها در انقلاب ها و از جمله انقلاب اسلامي رخ مي دهد و اين موضوع چشمگيرتر است. همان گونه كه پيشتر ذكر شد، با پيروزي انقلاب اسلامي، ريزش نيروهاي سياسي غيرهمسو با ماهيت اكثريت مردم و ارزش هاي اسلامي در سطح گسترده و ملموسي، آغاز شد و اين ريزش از بهمن 1357 تا خرداد 1361 بسيار چشمگير بود. اما حقيقت آن است كه اگر رويش نيروهاي سياسي وجود نداشت، اين انقلاب با ريزش هاي گسترده آن، از بين مي رفت.
استمرار، مانايي و پويايي انقلاب اسلامي پس از چهار دهه حاكي از آن است كه روند ترميم، ورود و رويش نيروهاي سياسي در مقايسه با ريزش ها، بسيار گسترده تر و غالب بوده اما چون منطق و روند رويش نيروها از ريزش نيروها جداست، و رويش ها تدريجي و مداوم است، مانند ريزش ها كه دفعي و مقطعي هستند، در ظاهر خيلي مشاهده نمي شوند. به تعبيري مي توان ريزش ها را به «مرگ و نقص عضو» تشبيه كرد اما رويش ها را مي توان با «رشد تدريجي»(يك نوزاد به كودك، نوجوان، جوان و...) مقايسه كرد. مقام معظم رهبري درباره نسبت ريزش و رويش نيروهاي سياسي در انقلاب اسلامي مي فرمايند: «ما پيشرفت داشته ايم و در اين ريزش و رويشي كه نظام اسلامي دارد، مجموعاً رويش ما از ريزشمان بيشتر بوده است و پيش رفته ايم.»