صفحه فرهنگي-اجتماعي

مروري بر چند اصل مهم براي نظم دهي به زندگي

«خداوند دوست مي دارد هنگامى كه بنده اى كارى را انجام مي دهد و آن كار را محكم و استوار مي كند.» پس با عنايت به اين كلام گهربار از محكم كاري در نظم و برنامه ريزي نبايد غافل شويم. اسلام مكتب نظم و انضباط در تمام ابعاد زندگي است. در ادامه به شماري از دستورات مهم اسلام درباره نظم و برنامه ريزي كه در احاديث و روايات نيز ذكر شده مي پردازيم.

غذا خوردنمان را مديريت كنيم

انضباط در نياز هايي كه مربوط جسم است از جمله تغذيه، يكي از مصاديق مهم انضباط است. دين اسلام در اين مورد بر ضرورت يك برنامه منظم در تغذيه و نياز هاي جسم تأكيد كرده و به نوع غذا و خوراك، زمان مصرف آن و اندازه و چگونگي مصرف اشاره كرده است. به طور مثال نيت الهي داشتن يكي از مواردي است كه در صرف غذا مورد توجه قرار گرفته است. از اين جهت كه فراموش نكردن اين دستور الهي بر سر سفره به نوعي به انسان نظم مي دهد، به غير از آثار عجيبي كه اين ذكر بر خوراك انسان مي گذارد. پيامبر گرامي اسلام(ص) در رهنمودي به ابوذر فرمودند: اي ابوذر! بايد در هر كاري نيتي پاك داشته باشي، حتي خوردن و خوابيدن. نيت الهي در هر كاري به آن كار رنگ مي دهد و در تغذيه و مديريت آن، اثر مثبت دارد.

آيت ا... مهدوي كني در مورد نيت خالص در كار ها حتي در خوراك انسان مي گويد: در آغاز تحصيل و اوايل طلبگي، وقتي خواستم لباس براي خود بخرم نزد شخصي به نام رجبعلي خياط رفتم. در آن هنگام ۱۵ سال بيشتر نداشتم. پارچه اي را براي ايشان بردم. محل كار او در منزلش و در اتاقي نزديك در بود. قدري نشستم. ايشان آمد و گفت: «خب! حالا مي خواهي چه كاره بشي؟» گفتم: طلبه. گفت: «مي خواهي طلبه بشي يا آدم؟» من قدري تعجب كردم كه چرا يك كلاهي با يك معمم اين گونه حرف مي زند. سپس گفت: «ناراحت نشو! طلبگي خوب است، اما بايد هدف، آدم شدن باشد. به شما نصيحتي مي كنم. فراموشش نكن. از همين حالا كه جوان هستي و آلوده نشده اي، هدف الهي را فراموش نكن. هر گاه كاري مي كني، براي خدا انجامش بده. حتي اگر چلوكباب هم خوردي، به اين قصد بخور كه نيرو بگيري و در راه خدا عبادت كني و اين نصيحت را در تمام عمر فراموش نكن.»

از آداب مهمي كه به نظم در تغذيه اشاره دارد، مديريت خوردن و آشاميدن در طول روز است. در روايتي از حضرت علي(ع) خطاب به فرزندشان، امام حسن مجتبي(ع) آمده است كه ايشان مي فرمايند: آيا نمي خواهي چهار خصلت به تو بياموزم كه با آن ها از طب بي نياز شوي؟ امام حسن(ع) عرض كردند: بله. حضرت فرمودند: جز در حال گرسنگي، بر سفره طعام منشين(غذا مخور) و از خوردن در حالي كه هنوز ميل به آن داري برخيز و طعام را در دهان خوب جويده، آن گاه فرو بر و هنگام خواب، شكمت را از فضولات خالي دار، چون به اين ها عمل كني، از طب بي نياز مي شوي. چون در خوردن بايد ميانه رو بود. همين مديريت معده و خوراك، در همه حال به نوعي نظم در خوردن است. برخي هستند كه وقتي به غذايي لذيذ مي رسند فراموش مي كنند كه با خود عهدي در خوردن بسته اند و نظم در خوراك از دستشان مي رود. حضرت علي(ع) مي فرمايند: اگر مردم در غذا خوردن ميانه روي كنند، همانا جسمشان تعادل يابد. هر كس در خوردن ميانه روي كند، تندرستي اش فزوني مي يابد و فكر و عقلش اصلاح خواهد شد.

يكي ديگر از مصاديق نظم در تغذيه، زمان غذا خوردن است. آنچه در آداب خوردن ذكر شده و همه اطبا و دستورات دين بر اين بنا شده است، دو وعده خوردن غذا در طول روز است؛ چراكه اين به صحت بدن نزديك تر است. امروزه افرادي هستند كه دائماً در حال خوردن هستند. به هر چيزي مي رسند، مي خورند و موقع غذا از خوردن غذاي اصلي باز مي مانند. در حالي كه نظم در غذا خوردن اين است كه انسان بعد از صرف صبحانه از خوردن تنقلاتي كه ضرر دارند، دوري كند و به سفارش اهل فن سراغ ميان وعده هايي كه ضرر ندارند، آن هم به اندازه اي كه بتواند در طول روز به برنامه هاي خود برسد، برود و از آن ها استفاده كند تا بتواند از صرف غذاي اصلي لذت ببرد. پس خوب است به دو وعده غذا خود را عادت دهيم. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: غذا بخور در حالي كه اشتها داري و از خوردن دست بكش، در حالي كه اشتها داري.

در مسؤوليت شغلي مان منظم باشيم

يكي از مصاديق ديگر نظم و ترتيب در زندگي، نظم در مسؤوليت شغلي و حرفه و كاري است كه انسان در طول روز به عهده دارد. آنچه در نظم دهي و استحكام يك كار اثر دارد، اين است كه ابتدا كار را نيمه تمام ر ها نكنيم. انسان منظم كاري كه شروع مي كند را با صبر و حوصله تا پايان ادامه مي دهد تا به يك نتيجه مطلوب برسد، اما انسان بي نظم، بي حوصله است و كار هاي خود را يا نيمه كاره ر ها كرده يا اگر تمام كند، به خوبي به پايان نمي رساند. در اين باره حضرت علي(ع) مي فرمايند: كار كنيد و آن را به پايانش رسانيد و در آن پايداري كنيد، آن گاه شكيبايي ورزيد و پارسا باشيد.

البته بايد دقت كنيم هر كاري را شروع مي كنيم قبل از آن بايد با اهل فن آن مشورت كنيم تا به موفقيت بيشتري با كمترين مشكلات دست يابيم و در انجام آن امانتداري كنيم. يعني در كار خيانت نكنيم؛ چراكه به خود و نتيجه اي كه به دست مي آيد ضربه مي زنيم و در نهايت موارد اخلاقي را در كار مراعات كنيم تا بتوانيم همچنان برنامه هاي خود را با نظم و انضباط ادامه دهيم. چراكه هر كدام از مسائلي كه گفتيم رعايت نشود، مثلاً قبل از ورود به كار با اهل فن و تخصص آن مشورت نكنيم و به اصطلاح بي گدار به آب بزنيم يا امانتداري نكنيم و كار را بدون دقت انجام دهيم يا اخلاق و رفتارمان با كساني كه با آنان در ارتباط هستيم، درست نباشد، نظم برنامه ها به هم مي خورد. از اين جهت امام جعفر صادق(ع) مي فرمايند: هر اهل فني براي موفقيت در كسب و كار خود به سه مطلب نيازمند است: تخصص و باهوشي در فن و حرفه مورد نظر، امين باشد و در كار و مال مردم، امانت و درستي را حفظ كند. با كارفرما و صاحب كار، خوش برخورد و خوش قلب باشد.

برنامه ريزي دائمي داشته باشيم

از مواردي كه به نظم و به سرانجام رساندن كار كمك مي كند، اين است كه كاري كه انجام مي دهيم بر آن مداومت داشته باشيم. يعني وسط كار رهايش نكنيم و براي رسيدن به اين مطلب بايد كارمان را در حد ظرفيتي كه مي توانيم انجام دهيم، انتخاب كنيم. مثلاً شخصي مي خواهد كتابي را در يك موضوعي مطالعه كند. اگر از اول يك كتاب قطور بردارد، در حالي كه مي داند نمي تواند تمامش كند، طبيعتاً بعد از مدتي ر ها مي شود، اما اگر يك كتاب كوچك تري را بر مي داشت و ادامه پيدا مي كرد، بهتر بود. طلاب و دانشجويان در اين مطلب دقت بيشتري كنند تا در كارهايشان به نتيجه بهتري برسند. وجود نوراني حضرت علي(ع) مي فرمايند: كار(خير) اندك كه بر آن مداومت ورزي، از كار بسيار كه از آن خسته شوي، اميدوار كننده تر است.

از سختي كار در رسيدن به اهداف نترسيم

گاهي اوقات نيز انسان در زندگي بايد دست به تصميمات و كار هاي بزرگي بزند. پس نبايد از ورود به آن كار ترسيد. كار بزرگ گاهي اوقات يك تصميم است. مثلاً تصميم مي گيرد به هر ترتيبي كه هست نظم و برنامه ريزي در زندگي را به سرانجام برسانيد. اين لازمه اش يك همت بزرگ است؛ چراكه مدتي بر يك كاري اشتباه يا بدون هدف قدم گذاشته الان دارد تلاش مي كند روند زندگي را تغيير دهد و با ساز و كاري منظم و حساب شده برود جلو. يقيناً موانعي بر سر راه خود مي بيند كه بايد در مقابل آن موانع ايستادگي كرد و از جوانب آن نترسيد. امام علي(ع) مي فرمايند: گاه از كاري ترسيدي، خود را به كام آن بينداز، چون ترس شديد از آن كار، دشوارتر و زيانبارتر از اقدام به آن كار است. انسان در هر شغلي و در هر جامعه اي است بايد براي رسيدن به اهدافش از چيزي نترسد تا به نتيجه مطلوب برسد.

از پرداختن به مسائل غيرضروري دوري كنيم

وقتي تصميم گرفتيد براي نظم در كارتان با برنامه باشيد، مواظب باشيد آفات نظم را نيز در نظر داشته باشيد. گاهي اوقات وقتي دقت مي كنيم مي بينيم همان عادات بد بوده و نگذاشته ما منظم باشيم يا كارهايمان به نتيجه برسد. مثلاً مشغول كردن خودمان به كار هاي غيرضروري در زندگي بزرگ ترين مانع براي برنامه ريزي است. وقتي انسان مشغول كار هاي غيرضروري شد، طبيعتاً وقتش تلف شده و فرصت به پايان رساندن كار هاي مهم تر را از دست مي دهد و اتفاق بدتري كه مي افتد اين است كه به همان كار هاي غيرضروري عادت مي كند. مثلاً شخصي درس و حتي شغل خود را فداي بازي هاي رايانه اي يا وب گردي در اينترنت مي كند يا در فضاي مجازي خود را بيش از حد مشغول كرده است. در حالي كه اگر اين وقت را براي كار هاي ضروري خود مي گذاشت، موفقيت بسيار بيشتري كسب كرده بود. مولاي متقيان، امير مومنان، حضرت علي(ع) مي فرمايند: همت خود را صرف چيز هايي كن كه به آن نياز داري و آنچه به كارت نمي آيد را پيگيري مكن. در روايتي ديگر حضرت مي فرمايند: ‏از غفلت براي آدمي همين بس كه همتش را در آنچه به كارش نمي آيد، صرف كند.

از محكم كاري در نظم و برنامه ريزي غافل نشويم

از موارد ديگري كه مي توان براي نظم دهي به كار ها به آن اشاره كرد، انجام كار با استحكام است. يعني وقتي كاري را كه شروع كرديم، خوب انجامش دهيم. به اصطلاح امروزي ها سر هم بندي نبايد كرد. كار و بارمان نبايد بزن دررو باشد. قرار نيست فقط كار انجام شود، بلكه قرار است كار با حساب و كتاب و درست انجام شود. از اين جهت كساني كه اهل نظم و انضباط نيستند يا به عاقبت كار نمي انديشند، از محكم كاري در كار غافل مي شوند. اين امر دوباره كاري مي شود و گاهي اوقات دوباره آن كار را از اول بايد انجام دهند. به طوري كه اگر از همان اول اين كار را مي كردند، هزينه و انرژي و زمان كمتري را در زندگي مصرف مي كردند. پيامبر(ص) مي فرمايند:‏ خداوند دوست مي دارد هنگامى كه بنده‏ اى كارى را انجام مي دهد و آن كار را محكم و استوار مي كند. پس از محكم كاري در نظم و برنامه ريزي غافل نشويم.

 در محضر قرآن

رد ادعاي يهود

آيا شما (يهوديان) هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، حاضر بوديد؟! آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: پس از من چه مى‏پرستيد؟ گفتند: خداى تو وخداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، خداوند يكتا، و ما در برابر او تسليم هستيم. (بقره، 133)
نكته‏ها:
گروهى از يهود اعتقاد و ادّعا داشتند كه يعقوب هنگام مرگ، فرزندان خود را به دينى كه يهود، با تمام تحريفاتش به آن معتقد بودند، سفارش و توصيه كرده است و آنها بدين سبب‏ به آئين خود پابند هستند. خداوند در ردّ اين ادّعا و اعتقاد، آنان را مورد سؤال قرار مى‏دهد كه آيا شما در هنگام مرگ بر بالين يعقوب حاضر بوده‏ايد كه اينگونه مى‏گوييد؟ بلكه او از فرزندان خود اسلام و تسليم در برابر خداوند را خواست، و فرزندان به او وعده دادند كه عبادت و پرستش خداى يگانه و تسليم بودن در برابر او را در پيش گيرند.
در قرآن از جدّ و عمو، به پدر «أب» تعبير مى‏كند. «آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ» چون ابراهيم، جدّ فرزندان يعقوب و اسماعيل، عموى آنان بوده است.
پيام‏ها:
1- سخن بايد بر اساس علم وآگاهى باشد.
2- مرگ به سراغ همه مى‏آيد، حتّى پيامبران.
3- حسّاس‏ترين زمانِ زندگى، لحظه‏ى مرگ است و حسّاس‏ترين مسئله، موضوع دين و عقيده و حسّاس‏ترين مخاطب، نسل انسان است.

 نهج‌البلاغه

راه پيروزى


امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه و پرمايه در سه جمله كوتاه رمز پيروزى را در كارها بيان مى كند. نخست مى فرمايد: «پيروزى در گرو تدبير است»؛ (الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ.)
«حَزْم» كه به معناى دورانديشى و مطالعه عواقبِ كار است، يكى از مهم‏ترين عوامل پيروزى است، زيرا افراد سطحى نگر كه گرفتار روزمرّگى هستند در برابر حوادث پيش بينى نشده به زودى به زانو در مى آيند و رشته كار از دستشان بيرون مى رود و شكست مى خورند.
(نهج البلاغه، حكمت 48)

 پرتوي از حكمت

اشاره نمودن به امراض روحي شخصي با ديد باطني

آيت ا... شيخ حسن صافي اصفهاني(ره) فرمودند: «مرحوم آقا جمال(آيت الله سيد جمال الدين گلپايگاني) بسيار به زيارت اهل قبور مي رفت بطوري‏كه آقايي از اهل فضل با خود مي گويد: اين آقا مثل اين كه كار مهم تري ندارد. مرجع تقليد است و اين همه مشكلات، وقت و بي وقت به وادي السلام مي رود.
روزي همين آقا به منزل آقا(سيد) جمال مي رود آقا آهسته در گوش وي مي گويد ما به وادي السلام مي رويم تا مبتلا به فلان و فلان نشويم. اشاره مي كند به برخي از امراض روحي آن شخص كه مبتلا بوده است.»
(جمال عرفان)

 بوستان حكايت

اذكار شيخ

از كارها و گفته هاي مرحوم شيخ مرتضي انصاري كاملا پيداست كه تمام هم و غمش تحصيل و تدريس علم و تأليف كتاب هاي علمي بوده است.
گويند: طلبه اي پس از تمام شدن نماز جماعت نزد شيخ انصاري رفت تا مسأله اي از او بپرسد يا با او مشورتي كند، شيخ را در حال ذكر گفتن بر سجاده ديد مدتي صبر كرد، اما اذكار شيخ تمام شدني نبود!
به نزديك شيخ نشست و به آنچه شيخ مي خواند گوش فرا داد متوجه شد كه شعرهاي الفيه بن مالك را مي خواند. [ الفيه بن مالك كتابي است در نحو كه شامل هزار شعر مي باشد]
آن طلبه با شگفتي از او پرسيد با اين همه مقام علمي، درس‏هاي دوره نوجواني را تكرار مي كنيد!؟
شيخ فرمود: بله مي خوانم و تكرار مي كنم تا فراموشم نشود.
(تنديس زهد)