صفحه جوان

آزمون تبليغ و تقوا در فضاي سايبر

بخشي از مقاله سيد حسين شرف الدين و محمدجواد نوروزي اقبالي با عنوان «دين و سايبر» در شبكه پيام رسان ايتا منتشر شده است كه در زير مي آيد:

فرصت رسانه هاي سايبري در پيام رساني ديني

تبليغ در حوزه هاي علميه معمولا محدود به ايامي چند در طول سال است و در ديگر ايام، تبليغ كم رنگ مي شود. از طرف ديگر حضور طلاب در همه مكان ها به سهولت امكان پذير نبوده و تعداد كم طلاب و تعداد بسيار مناطق نيازمند مبلغ، همواره حوزه هاي علميه را از پاسخ دادن به نيازهاي تبليغي ايران و جهان ناتوان ساخته است.

از اين بابت استفاده از ابزاري كه بتواند حصارهاي زماني و مكاني را درنوردد، فرصت بسيار مناسبي براي تبليغ محتواي ديني به همراه خواهد آورد.

ارتباط عفيفانه در شبكه هاي اجتماعي سايبري

اگر ارتباط را با توجه به سنت روان شناسي اجتماعي در ارتباطات، فراگرد پيام بين فرستنده و گيرنده كه به واسطه آن معناي جديدي در گيرنده به وجود مي آيد يا نمادي براي برانگيختن معناي مورد نظر فرستنده در گيرنده بدانيم، ارتباط عفيفانه را اينگونه تعريف مي كنيم: فراگرد پيام بين فرستنده و گيرنده بر اساس كرامت انساني به گونه اي كه معنايي از شهوت كه موجب تحريك در دو سوي ارتباط مي شود، در ميان نباشد.

از اين رو مي توان اذعان كرد كه ارتباط عفيفانه سايبري به گونه اي از ارتباط گفته مي شود كه در فراگرد پيام هاي ارسال و دريافت شده، معناهايي كه موجب تحريك شهوت در اطراف ارتباط مي شود، وجود نداشته و افراد با درنظر گرفتن كرامت انساني يكديگر به ارتباط گيري مبادرت ورزند.

حفظ ارتباط عفيفانه در ارتباطات سايبري بخاطر ويژگي هايي همچون گمنام بودن كاربران و فرازماني و فرامكاني بودن، بيش از بقيه مدل هاي ارتباطي بايد مد نظر قرار بگيرد.

عوامل ساختاري بي تقوايي در محيط سايبر

انسان از برخي كارها در آشكار و حضور ديگران پرهيز مي كند، ولي چه بسا به محض دورشدن از چشم ديگران مرتكب آن شود؛ زيرا بالقوه خلوت آسيب زاست. يكي از مصداقهاي بارز خلوت، «خلوت با اينترنت» است. اين خصوصيت ضمن اين كه به كاربر انگيزه گناه مي دهد، تدابير پيشگيرانه گناه را نيز با مانع روبه رو مي سازد.

مانع بودن فضاي سايبر به اين سبب است كه باعث مي شود شخص بدون مشاهده كسي يا بي آنكه كسي اجازه تعرض به حريمش را داشته باشد، بر اساس ميلش عمل كند. برخلاف دنياي فيزيكي، در فضاي سايبر اين امكان وجود دارد كه كاربران بتوانند در خصوصي ترين و ايمن ترين مكان، شديدترين ناهنجاري ها را مرتكب شوند.

محيط سايبر خلوتگاهي است كه فرد را وادار مي كند تا خود را در هر نوع استفاده از امكانات فراهم شده در فضاي مجازي آزاد بپندارد. ايجاد چنين حالتي در فضاي مجازي، با هر گفتگوي اينترنتي با نامحرم پديدار مي شود. چنين خلوت هايي به تدريج قبح گفتگو و خلوت حقيقي را نيز خواهد شكست. اينترنت با ايجاد خلوت هاي فراوان بين محرم و نامحرم، زمينه را براي از بين رفتن حيا در جامعه فراهم مي كند.

شهروندان فضاي مجازي و تربيت ديجي نيتيوها

محمدرضا جوان آراسته

يك دوستي يك جايي يك چيزي گفت كه ذهن من را بد جور گرفتار خودش كرد. داشتيم از ادبيات و داستان حرف مي زديم كه سايتي را نشانم داد و گفت اين جا بچه ها با هم داستان مشاركتي مي نويسند.

گفتم اين ها جدي نيست و ماندگار نمي شود و بيشتر بازي است تا ادبيات و اين ها.

داشت برايم توضيح مي داد كه ماجرا اين قدرها هم ساده نيست كه يك كلمه طلايي اش، من را گرفت. گفت اين بچه ها «ديجي نيتيو»(DIGINATIVE) هستند. يعني شهروند فضاي مجازي اند و بومي جهان ديجيتال هستند.

بعدها بارها و بارها خودم را و نسل قبل خودم را با همين مقياس سنجيدم. پدرم شهروند فضاي حقيقي بوده و هست. من شهروند فضاي حقيقي هستم و بعدش به فضاي مجازي مهاجرت كردم و تابعيت دوگانه دارم. اما نسلي كه بچه هاي من عضوش هستند، شهروند فضاي مجازي است.

به خوبي يا بدي ماجرا فكر نكنيد، فقط به تفاوت ها فكر كنيد، به انبوه چيزهايي كه همين يك مساله بين ما و نسل قبل و بعدمان فاصله درست مي كند. به تمايزها فكر كنيد و به اين كه زندگي، منظورم جزئيات زندگي است، چقدر با همين يك مساله براي پدران ما و ما و فرزندان ما متفاوت شده است.

من منظورم زبان، لباس، غذا، تفريح، علاقه مندي ها، مساله ها، آرزوها، آداب اجتماعي، نظام ارزش ها، صبر و تحمل، اولويت بندي ها، منطق تفكر و هزار چيز ديگر است كه زندگي ما را پر كرده است.

من خودم را در قامت يك مهاجر مي بينم و با خودم فكر مي كنم بوميان اين سرزمين چقدر من را به رسميت خواهند شناخت؟ من چقدر خوب و درست و عميق مي توانم بشناسم شان؟ چقدر تاب رشد هم پاي آن ها را دارم و تا چقدر تغييرات را مي توانم مثل آن ها تحمل كنم؟

وسط همه اين تشويش ها و فكر ها، يك جمله از اميرالمومنين يادم مي آيد و پيچيدگي همه چيز را بيشتر مي كند.

حضرت گفته بودند بچه هايمان را براي زمانه خودشان تربيت كنيم نه براي زمانه خودمان.

ما اين ديجي نيتيوهايي كه به دنيا آورده ايم را چقدر مي شناسيم؟

ما آن جهان ديجيتال آينده را چقدر مي توانيم بشناسيم؟

ما اين بچه ها را چطور بايد براي آن زمانه تربيت كنيم؟

راستش را بخواهيد با استانداردهاي مرسوم معلمي من معلم خوبي نيستم. معمولا توي گفتگوها بيشتر از اين كه پاسخ ارائه بدهم، سوال درست مي كنم.

طبيعي است ما به دست كساني كه كم مي شناسيم شان و به اشتباه براي زمانه خودمان داريم تربيت شان مي كنيم، غافلگير بشويم.

غافلگيري تازه اول ماجراست...

 ولايت و جوانان

بدون پيشرفت علم نمي شود كشور را پيش برد

عزيزان من؛ جوانان! قدر جواني را بدانيد و اين دلهاي پاك، اين نورانيت و اين صفا را كه به هرحال در شما وجود دارد، حفظ كنيد. حتي گاهي اگر خطايي هم از جواني سر مي زند، مادامي كه گناه متراكم نشده باشد، آن نورانيت محفوظ است. البته هر يك گناه، بخشي از آن نورانيت را كم مي كند، كه علاجش توبه است. برگشتن و توبه ي ما، ان شاءالله محبت الهي را متوجه ما خواهد كرد.
به هرحال عزيزان من! عاملي كه مي تواند كشور شما را در مقابل هر افزون طلبي، هر انحصارطلبي، هر تجاوز، هر ماجراجويي و هر بحران سازي حفظ كند، استحكام ساخت داخلي نظام است. همين طور است ارتباط بين آحاد و قشرهاي مردم با مسؤولان نظام، اميد جوانان به آينده و گرفته شدن رخنه هايي كه بتدريج موجب تضعيف نظام مي شود. همان طور كه عرض كردم، اين كارها با تلاش زياد انجام مي گيرد و شما بايد در محيط دانشگاه، مسأله ي علم و تحقيق را جدي بگيريد. اين كه دانشجوي عزيزي در صحبت خود به بودجه ي تحقيقات اشاره كردند و گفتند كم است و آن را به عنوان مطالبه و درخواست دانشجويان مطرح نمودند، مرا خوشحال مي كند. در جلسه ي اساتيد هم كه بوديم، اتفاقا همين را مطرح مي كردند. اين خيلي خوب است كه جوان، دنبال تحقيق، كار علمي و پيشرفت علم باشد. بدون پيشرفت علم نمي شود كشور را پيش برد. امروز حتي دشمنان بشريت از علم استفاده مي كنند. ما براي آرمانهاي والا، ارزشهاي حقيقي، فضايل انساني و گسترش آنها ناگزيريم از علم و شرافت ذاتي علم استفاده كنيم. وحدت و ارتباط بايد حفظ شود.
(بيانات در ديدار با دانشجويان
دانشگاه شهيد بهشتي 22/02/1382)

 نکته

يادداشت هايي از آمريكا؛
باور توحيدي مان را پنهان مي كنيم!

حجت الاسلام حبيب ا... بابايي در صفحه شخصي خود به بيان خاطرات سفر به آمريكا پرداخته است، در اين بخش به يادداشت اين استاد حوزه به رفتار و باور برخي مسيحيان و اهل تثليث اشاره كرده است، كه متن آن در زير مي آيد:
در مواجهه با مسيحيان و گاه گره هاي عقيدتي آنها، رويكرد سخت و صلبي نداشتم. گاه كمك مي كردم كه مسيحي در مسيحي بودن اش اهل عمق و اعتقاد باشد. زماني باآقاي بل وايدر در مركز مطالعات مسيحي گفتگو مي كردم. به اين نكته از كلام حضرت عيسي ع بر بالاي صليب در باور مسيحيان رسيديم كه «خدايا چرا رهايم كرده اي؟(WHY HAVE YOU FORSAKEN ME?). اين يكي از گره هاي عقيدتي بل وايدر كه خود دكتراي انجيل داشت و يك مركز مسيحي را هم مديريت مي كرد، بود. اين جا من در صدد توجيه بيان عيسي مسيح در باور وايدر برآمدم كه شايد پيامبر شما اين جا از زبان دِلال و ناز استفاده كرده است. وايدر زبان ناز و دلال در دعا را نمي دانست. توضيح دادم كه ما در ادبيات و در ادعيه اسلامي زبان دلال داريم كه نه زبان اعتراض بلكه زبان ناز و نياز است و خود راهي است براي تقرب و نزديكي بيشتر به خدا. همين جمله بل وايدر را بسيار مبتهج كرد و احساس كرد كه من عقدۀ عقيدتي اش را گشودم.
همسرم مدت ها با خانم كِلي از مبلغه هاي مسيحي گفتگوهايي داشت. بحث شان به توحيد و تثليث كشيده بود. در ادامه گفتگوها خانم كِلي به جهت باور و عقيده تثليث اش كم كم دچار مشكل مي شد. به همسرم گفتم كه اگر مي تواني توحيد را به جاي تثليث در باور او بنشاني، خب گفتگو را ادامه بدهيد، ولي اگر نمي تواني به جاي تثليث عقيده اي ايجاد بكني، بحث را ادامه ندهيد و در عقيده اش خللي ايجاد نكن. اين بدان سبب بود كه به نظرم باور به مسيحيت و حتي تثليث در فضاي سكولار و دنيوي غرب بهتر از بي باوري محض و بي ايماني مطلق بود.
البته بعدها در مورد توحيد در مسيحيت ديديم كه اساسا برخي از مسيحيان خود اهل توحيد هستند. اين رويكرد را در كلاس تثليث كِوِن هارت ديدم كه از تثليث و نسبت بين پدر و پسر و روح القدس خوانش توحيدي ارائه مي كرد و آنگاه مي گفت كه ما توحيدي فكر مي كنيم در حالي كه قرآنِ مسلمانان ما را تثليثي مي خواند! يكي از بانوان مسيحي در گفتگو خصوصي با خانواده ما با نگراني اظهار مي كرد كه باور ما توحيدي است ولي اين باور را از عموم مسيحيان پنهان مي كنيم تا مبادا ما را تكفير كنند.