صفحه جريان‌شناسي

بررسي عملكرد فرهنگي جريان غربزده در دولت هفتم و هشتم

بخش سوم جواد گلستاني فرد

خصوصيات فرهنگي در هر جامعه‌اي از اهميت فراواني برخوردار است. فرهنگ مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي متمايز مادي، فكري و معنوي جامعه يا مجموعه‌اي اجتماعي است كه به اعضاي آن جامعه امكان مي‌دهد تا هويت خود را شناخته و غير خود را نيز بر پايه آن باز شناسند.(مدرن نگري فرهنگي و بحران هويت، برهان غليون)

عرصه مطبوعات

جريان غربزده براي پيشبرد اهداف فرهنگي خود نياز به رسانه داشت. آنچه در اواخر دهه 70 رسانه رسمي محسوب ميشد، عبارت بود از روزنامه‌ها كه نقش فعالي را در اين زمينه بر عهده داشتند. پس از روي كار آمدن دولت هفتم تعداد مطبوعات رو به فزوني نهاد؛ بگونه‌اي كه شمار عناوين مطبوعات در سال 1376 با رشدي 21 درصدي به اوج خود رسيد. افزون بر اين، طبق قانون برنامه سوم، تعداد عناوين نشريات قرار بود طي سال‌هاي 1383-1379 با رشد سالانه معادل 15 درصد ادامه يابد. بر اساس آمارهاي رسمي در پايان سال 1383 تعداد مطبوعه اعم از روزنامه، هفته‌نامه، دوهفته‌نامه، ماهنامه، دوماهنامه، و فصلنامه و.... در نقاط مختلف كشور به خصوص در تهران منتشر مي‌شد كه نسبت به آخرين سال دوره سازندگي(660 مطبوعه) افزايشي چهار برابري داشت؛ يعني بسيار بيش از آنچه در برنامه پيش بيني شده بود. رشد مطبوعات در زمان حاكميت دوم خرداد و مشاركتى‌ها از چنان شدتى برخوردار شد كه تعداد 550 عنوان و شمارگان 5/1 ميليون به بيش از 1000 عنوان و شمارگان 3 ميليون رسيد. امّا متأسفانه غالب اين مطبوعات و رسانه‌ها به جاى تنوير افكار عمومى و اطلاع‌رسانى سالم، نقش ارگان احزاب سياسى و تلاش براى به دست گرفتن قدرت را در دستور كار قرار دادند. به طورى كه براى نخستين بار در تاريخ جمهورى اسلامى ايران جمعى از مطبوعات، فهرست انتخاباتى دادند و رسمآ با تمام قوا در حمايت از فهرست جبهه مشاركت وارد صحنه شدند. مطبوعات در اين زمان با تبديل شدن به جولانگاه مخالفان غربگراى داخلى، عالى‌ترين مقدسات و اركان نظام اسلامى را زير تيغ حملات خود قرار دادند. هنري پركت مسؤول ميز ايران در وزارت خارجه ايالات متحده در اسفند ماه 1377 در تحليلي از روند حركت مطبوعات در ايران چنين اظهار مي‌دارد: اگر موجي كه در مطبوعات ايران شروع شده بتواند از حريم روحانيت عبور كند و از آن طريف ولايت فقيه را بر كشتي ترديد سوار كند، بار سنگيني از دوش آمريكا برداشته خواهد شد. اين بار سنگين همان است كه امروز ايران را از غرب دور نگه داشته است و امكان صلح با اسرائيل را در حد صفر تنزل داده است. در ذيل به بررسي و دسته بندي اظهار نظرات مي‌پردازيم.

توهين به مقدسات و ارزش‌ها

روزنامه صبح امروز با مدير مسؤولى سعيد حجاريان عضو برجسته حزب مشاركت، به قلم اكبر گنجى(عضو حلقه كيان) واقعه عاشورا را نتيجه خشونت پيامبر در گذشته معرفى كرد. گنجى در مقاله خود نوشت: «عاشورا معلول تعارضهاى قومى و نتيجه خشونت پيامبر در بدر و حنين بود».اين روزنامه در مطلب ديگرى از نامبرده با عنوان «خون به خون شستن محال آمد محال»، اساس قيام عاشورا را مورد تعرض قرار داد. اكبر گنجى نويسنده روزنامه‌هاى زنجيره‌اى دوم خرداد نوشت: «دعوت نبايد توأم با خشونت باشد و دعوت و تبليغ نمى‌تواند توأم با اكراه و اجبار باشد. جنگ بدر، احد، خندق، خيبر، موته؛ تعدادى از جنگهاى مؤمنان به دين اسلام عليه منكران آن است. در هنگام درآمدن كاروان اسيران كربلا به كاخ يزيد، يزيد مى‌گفت: كاش بزرگان من كه در بدر حاضر شدند و گزند تيرهاى خزرج را ديدند، امروز در چنين مجلسى حاضر بودند.

مختار به دست مصعب‌بن زبير به قتل رسيد. سر حسين‌بن على(ع) را نزد عبيدالله آوردند، سر عبيدالله را نزد مختار، سر مختار نزد مصعب و سر مصعب به پيش روى عبدالملك مروان نهاده شد. خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت ميوه‌اى جز خشونت به بار نمى‌آورد. هيچ كس حق ندارد به صرف اين كه خود را حق و ديگران را باطل بداند، دست به خشونت بزند. كينه‌ها و عقده‌هاى به جا مانده از بدر و حنين در كجا سر باز خواهند كرد. اين در حالي ست كه همين تفكر هشت سال دفاع مقدس را نماد خشونت معرفي مي‌كند. عبدالكريم سروش(در سالگرد فتح خرمشهر) بيان مي‌كند: فرهنگ شهادت، خشونت‌آفرين است. اگر كشته شدن آسان شد، كشتن هم آسان مي‌شود. اين در حالي ست كه ما هيچ جنگي را در تاريخ شروع نكرده ايم. آقاي سروش توضيح نمي‌دهند كه در برابر دشمن متجاوزي كه به خاك شما حمله كرده است چه بايد كرد؟ امام حسين در برابر افرادي كه مي‌خواهند به زور از او بيعت بگيرند چه بايد بكند؟ راضي شدن حضرت به بيعت با يزيد، يعني رضايت به انحراف اسلام. در اسلام هر خشونتي بد نيست. ايستادگي بر ارزش‌ها در برابر دشمن قدار نيازمند مقاومت است. اين مقاومت گاهي با خشونت همراه است و اين خشونت كاملا ممدوح است.

مهاجراني وزير ارشاد دولت اصلاحات كه آمادگي براي مناظره با آيت‌الله مصباح يزدي در رسانة ملي را پذيرفته بود، به ناگاه به طور يكطرفه مناظره را لغو و طي يك مقاله كه در كتاب «حكايت همچنان باقي است» چاپ شد، يكطرفه به قاضي رفت و به نقد و رد نظريات آيت‌الله مصباح يزدي پرداخت و ادعا كرد كه نظريۀ «غيرت ديني» آيت‌الله مصباح يزدي، ميوه و محصولي جز خشونت ندارد كه ويران كنندۀ‌انديشه و فرهنگ و تمدن است و نظرية تساهل و تسامح او سازندۀ‌انديشه و فرهنگ وتمدن مي‌باشد. جالب آن‌كه اين نقائص در كارنامه مهاجراني نيز در جلسه استيضاحش مطرح مي‌شود. سيدمرتضي نبوي با اشاره به وظيفۀ مطبوعات در قانون، به نمونه‌هايي از مطبوعاتي كه قانون را صريحاً زير پا گذاشته و از سوي ارشاد و وزير آن هيچ برخوردي با آنها صورت نگرفته، اشاره نمود. وي برخي از عناصر روشنفكر فراري يا وابسته به استكبار جهاني و سازمان‌هاي اطلاعاتي را نام برده و سياست مهاجراني در تجليل از آنها يا اجازة نويسندگي در مطبوعات به آنها را نقد كرد. و از عناصري مانند صدرالدين الهي، عليرضا نوري‌زاده، مسعود بهنود، شاملو، اميراحمدي، شهريار روحاني و... اسم برد. وي آن‌گاه از عناوين تشنج‌آفرين مطبوعات و حمله سازماندهي شده آنان به نهادهايي چون وزارت اطلاعات، سپاه، بسيج، نيروهاي حزب‌الهي، تحريك تعصبات فرقه‌اي و قومي و القاي جدايي بين اركان نظام و تشويق مردم به قانون‌شكني را ذكر نمود.

ادامه دارد...

 دشمن شناسي

دشمن‌شناسي از ديدگاه امير مؤمنان(ع)


بخش پنجم
امام علي(ع) افراد عافيت طلب را به كفتار تشبيه كردند.
اين تشبيه از چند جهت قابل‌توجه است:
1- «كفتار» حضور دشمن را احساس مي‌كند، ولي با زمزمه‌هاي او به خواب مي‌رود، خوابي كه منتهي به اسارت و مرگ او مي‌شود.
2- «كفتار» در خانه و لانه خود شكار مي‌شود.
3- «كفتار» حتي بدون كمترين مقاومت در چنگال دشمن گرفتار مي‌گردد و به دام مي‌افتد.
4- كساني كه فرصت‌هاي زودگذر را با خوش باوري‌ها يا ضعف و سستي يا ترديد و تأمل از دست مي‌دهند، هم چون كفتارند، به خواب مي‌روند و در خانه و لانه خود به دام مي‌افتند و مقاومتي نشان نمي‌دهند. اين سخن بدان معني نيست كه بي‌مطالعه يا بدون مشورت و در نظر گرفتن تمام جوانب كار اقدام كنند، بلكه بايد با مشاوراني شجاع و هوشيار مسائل را بررسي كرد و پيش از فوت وقت اقدام نمود.
درس‌ها و عبرت‌هايي كه از سخنان بزرگان و آيات و روايات و قرآن بايد آموخت اين است كه نبايد ظاهربين بود و از هدف ديگران غافل شد. دشمن براي اجراي نقشه‌هاي شوم خود هميشه از پايگاه‌هاي مردمي‏استفاده مي‌كند، دشمن براي مذهبي نشان دادن برنامه‌هاي خود از حضور شخصيت‌هاي مذهبي استفاده مي‌نمايد و براي پيشبرد اهداف خود، كمين‌گاه مشخصي ندارد، بلكه هرجايي را كه مناسب و بهتر بداند كمين گاه قرار مي‌دهد و آسيب خود را مي‌رساند. بنابراين، اگر در برابر دشمن با دقت و زيركانه مقابله كنيم، مي‌توان به پيروزي‌هاي وعده داده‌شده در قرآن كه در آيه ۵۶ سوره مائده مي‏فرمايد: «فان حزب الله هم الغالبون»، دست‌يافت.
ادامه دارد...

 برگي از تاريخ

منابع تهديد جمهوري اسلامي ايران و حكومت نوپاي آذربايجان


بخش اول
مجيد علي‌محمدي
با فروپاشي نظام مبتني بر «سوسياليسم شوروي»، غيرعملي بودن وعده‌هاي احساسي بلشويك‌هاي انقلابي در ساختن مدينه فاضله مبتني بر انديشه‌هاي «كمونيسم» براي مردم جهان به اثبات رسيد. ثمره فوري و آني مرگ مغزي «كمونيست»ها، رها شدن «14» دولت جديد با مليت‌هاي مختلف بدون برپايي انقلاب دروني و ساختاري بوده است. بازتاب انقلاب اسلامي در ميان دولت - ملت جمهوري آذربايجان كه اشتراك فرهنگي و مذهبي فراواني با مردمان ايران اسلامي دارند و تأثير ارزش‌هاي انقلاب اسلامي در آن كشور(كه مصداقي از صدور انقلاب اسلامي است)، سياستمداران جمهوري آذربايجان را به خطايي استراتژيك وادار ساخته است كه همان ايجاد فضاي عمل فرهنگي و سياسي براي تفكر ضد اسلامي و ضد شيعي بوده است. اين درحالي است كه اكثريت جمعيت اين كشور مسلمان را پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام تشكيل مي‌دهند. اين موضوع را مي‌توان اثر مستقيم گرايش دولتمردان جمهوري آذربايجان به دشمنان فرهنگ و امنيت آن كشور يعني آمريكا، اروپا و رژيم صهيونيستي دانست.در حالي كه نقاط مشترك فرهنگي مي‌ تواند محملي براي همكاري و درك متقابل ميان دو كشور باشد؛ توسط دشمنان اسلام، به منبع تنش و تهديد فرهنگي ميان جمهوري اسلامي ايران با جمهوري آذربايجان مبدل شده است.پس از اعلام استقلال جمهوري آذربايجان به دليل سياست‌هاي فرهنگي گذشته و باتوجه به عدم همخواني منافع شخصي و حزبي سران اين كشور با دين اسلام و مذهب تشيع و نيز به دليل فشار قدرت‌هاي خارجي، بدون توجه به مذهب اكثريت مردم اين جمهوري، قانون اساسي اين كشور بر اساس دو اصل لائيسم(دنيوي بودن) و سكولاريسم(جدايي‌ دين از سياست) وضع گرديد.
ادامه دارد...