صفحه گفته ها و نكته ها

ما ۸ سال ويران كرديم كه شما ۳ روزه بسازيد!

چندي پيش «عصر ايران» با انتشار يادداشتي آورده است: «اين روزها حاميان رئيس‌جمهور رئيسي بسيار خوشحال هستند. آنها واردات واكسن و موافقت سازمان همكاري شانگهاي با عضويت ايران را به نام دولت سيزدهم زده‌اند و اين دو مورد را بشارتي براي فرداي روشن مي‌دانند. خدا كند كه اين‌گونه باشد و تمام مشكلات كشور به دست دولت و رئيس‌جمهور حل شود. اولويت كشور در حال حاضر باز كردن گره‌هايي است كه به زندگي مردم زده شده است. گره‌هايي كه خيلي از آنها ديگر با دست باز نمي‌شود و احتياج به دندان دارد...»

اما كيهان درباره اين تحليل غلط‌ انداز نوشت: ترديدي نيست كه برخي دولتمردان سابق در رسانه‌هاي همسو، از موضوع واكسن گرفته تا عضويت در پيمان شانگهاي را به پس از لغو تحريم‌ها و حل مشكل با FATF موكول و مشروط كرده بودند. بنابراين اكنون كه هر دو موضوع واكسن و عضويت در پيمان شانگهاي بدون اعتنا به تحريم‌هاي آمريكا و شيطنت‌هاي FATF حل شده، طبعا خلاف‌گويي دولت سابق در اين باره اثبات شده است.

ثانيا حاميان دولت سابق بهتر از هر كسي مي‌دانند كه با هشت سال سوءمديريت، چه بلايي بر سر اقتصاد كشور آورده‌اند كه شش پله سقوط رتبه اقتصاد ايران در رتبه‌بندي جهاني از جمله نتايج آن است. بنابراين شرم‌آور است كه بانيان ويراني اقتصاد ظرف ۸ سال، طلبكار رونق اقتصاد كشور ظرف مدت كوتاه شوند. آقاي رئيسي قرار نيست معجزه كند و به قول نويسنده عصاي حضرت موسي(ع) را نشان دهد، بلكه مسئوليت اصلي و دشوار او، برداشتن موانع ايجاد شده و زنجيرهاي بسته شده به دست و پاي اقتصاد است و طبعا اين كار زمان‌بر است.

مشخصا درباره بورس سزاوار يادآوري است كه ريزش ۷۰ درصدي بورس در يك سال پاياني دولت روحاني به خاطر شوك‌هاي غلطي بود كه خود روحاني و برخي دولتمردان با نقيض‌گويي و خلاف وعده و تصميمات متناقض به بورس دادند.

آقاي روحاني اواسط مرداد ۹۹ گفت با شرايطي كه بورس نشان مي‌دهد، اوضاع بهتر خواهد شد؛ مردم بايد همه چيز خود را به بورس بسپارند.

غوغاي منبر يا ناديدن قانون

هادي قطبي

سخنان احساساتي حاج آقاي پناهيان در روز اربعين در كربلا كه همه مرزهاي علمي و تجربي و قانوني را جابه‌جا كرد: «آقاجان يا امام زمان، شايد كرونا را شما فرستاده باشي تا ببيني كيا براي عزاداري اباعبدالله ميان!»

پ. ن: واقعا از ايشون تعجبه كه به هر وسيله اي قصد دارند برداشت خودشون رو به جامعه تحميل كنند و براي اين كار از آقا امام زمان(عج) مايه بگذارند! يعني اين اندازه رهبر انقلاب و مراجع و مسئولين و متخصصان كشورمان اهميتي ندارند؟‌! حتي صريحا مي فرمايند افرادي كه به خاطر رعايت مسائل بهداشتي و قانون محدوديت ها به كربلا نيامدند، از خيمه امام بيرون رفته اند! آقاي پناهيان! اتقوا الله! اين تذهبون! چرا آزمون كرونا را به روز عاشورا تعبير نمي‏كنيد كه خدا فرستاده تا ولايتمداران معلوم شوند؟! ما هم با دشمني و نفوذ و نسل‌كشي مخالفيم؛ اما به گونه‌اي هم اظهار نظر نمي‌كنيم كه دشمن شادكن شويم و رفتار و سخن مراجع و اسلام شناسان و بخش عظيمي از متخصصان دلسوز كشورمان زير سؤال برود!

قراردادي براساس رشوه، فساد و دلالي

ميراث زنگنه و دولت اصلاحات ۱۵ هزار ميليارد تومان جريمه روي دست ملت گذاشت!

رجانيوز نوشت: «كرسنت» نام يك قرارداد گازي بين ايران و شركت اماراتي "كرسنت پتروليوم" است. اين قرارداد در سال 2001 ميلادي (1381 شمسي) در زماني كه رياست جمهوري ايران "سيد محمد خاتمي"، دبير شوراي‌عالي امنيت ملي "حسن روحاني" و وزير نفت "بيژن زنگنه" بود، به امضا رسيد. به‌موجب اين قرارداد، مقرر شد تا ايران گاز توليدي از ميدان سلمان را تا 25 سال به اين شركت اماراتي بفروشد.

پس از امضاي اين قرارداد، با پيگيري شوراي‌عالي امنيت ملي و سازمان بازرسي‌كل كشور، اجراي آن متوقف شد. دليل توقف اجراي اين قرارداد، فساد گسترده با پرداخت رشوه‌ها و وجود دلالان مختلف، ارزان‌فروشي گاز، مناسب نبودن نقطه تحويل گاز با توجه به مسائل امنيتي و اشكالات ساختاري قرارداد بود.

سرانجام با پيگيري‌هاي شوراي‌عالي امنيت ملي، در سال 2003 (1383 شمسي) مشخص شد كه شركت كرسنت صلاحيت لازم براي انعقاد اين قرارداد را نداشته و طرف ايراني با توجه به تمامي مسائل، به‌راحتي مي‌تواند قرارداد را ملغي كند، در همين زمان بود كه با فشار دلالان و حضور واسطه‌هايي، هيئت مديره شركت ملي نفت با اضافه شدن الحاقيه‌اي، حق لغو را از ايران گرفت.

اين الحاقيه كه مثل انعقاد اصل قرارداد با حضور دلالان و پرداخت رشوه تهيه شده بود، همچنين وجود مسائل امنيتي در اين قرارداد موجب شد تا مراجع نظارتي در ايران همچون سازمان بازرسي‌كل كشور، به‌طور كلي اجراي اين قرارداد را ملغي اعلام كند.

از جمله مسائل امنيتي اين بود كه اماراتي‌ها طبق قراردادي كه در زمان پهلوي به امضا رسيده بود، حدود 40 سال در آبهاي تحت مالكيت ايران حضور داشتند و عملاً با تعيين همان نقطه براي تحويل گاز در قرارداد كرسنت، حضور اماراتي‌ها در آبهاي ايران در نزديكي جزاير سه‌گانه، براي مدت 25 سال ديگر ادامه پيدا مي‌كرد.

در سال 2009، شركت كرسنت از ايران در دادگاه لاهه شكايت كرد و تقاضاي خسارت بابت اجرايي نشدن اين قرارداد را مطرح كرد. ايران با ارائه مستندات گسترده رشوه در اين پرونده، موفق شد تا سال 2011 فساد در انعقاد اين قرارداد را در دادگاه لاهه اثبات كند، در اين خصوص، عليه مديران و مسئولاني كه در امضاي قرارداد كرسنت نقش داشتند از جمله وزير نفت، پرونده‌هايي در مراجع قضايي باز شد. در سال 2012 با روي كار آمدن دولت يازدهم، همان مسئولاني كه در امضاي قرارداد كرسنت نقش داشتند و پرونده‌هاي آنها در مراجع قضايي باز بود، دوباره در وزارت نفت و شركت‌هاي زيرمجموعه آن حكم گرفتند.

شركت كرسنت از اين موضوع استفاده كرد و آن را دستاويزي براي كمرنگ كردن نقش فساد در امضاي كرسنت قرار داد. روند پيگيري پرونده كرسنت در دادگاه لاهه كه تا پايان دولت دهم به‌نفع ايران در حال گذر بود، رفته رفته تغيير كرد و در حالي كه شركت كرسنت و دلالان و واسطه‌هاي مرتبط با آن فساد كرده‌اند، به‌ناحق ايران در حال متحمل شدن خسارت گسترده است.

 حديث تلخ

بني صدر و سازمان منافقين


اگرچه ميان بني صدر و سران نهضت آزادي اختلاف‌هاي فراواني وجود داشت، اما از نظر گفتماني و جرياني، دوره رياست جمهوري بني‌ صدر نيز تداوم سياست‌هاي دولت موقت محسوب مي‌شود، ولي از منظر عمل، تفاوت‌هاي مهمي با هم دارند.
يكي از تفاوت‌هاي اساسي بني صدر و دولت موقت، ائتلاف وي با سازمان منافقين خلق بود. در حالي كه نهضت آزادي داراي سازمان، مرامنامه، سابقه مبارزاتي و اصول و نيروهاي خاص خود بود، بني‌صدر حزب و جريان خاصي نداشت و به همين دليل با سازمان منافقين ائتلاف كرد. اين سازمان در آذر و دي ماه 1357 با آزادي نيروهايش از زندان، سازمان خود را احيا كرد و تحت رهبري مسعود رجوي به دنبال مصادره انقلاب بود.
راهبرد اين سازمان پس از پيروزي انقلاب دوگانه بود. از يك طرف مي‌كوشيد تا با استفاده از فرصت به دست آمده به تجهيز و افزايش سطح توانايي سازمان در مقابل رقباي سياسي خود اقدام كند و از سوي ديگر تلاش مي‌كرد كه با مشاركت فعال در عرصه سياسي بپردازد، تا از امكانات قانوني و بستر سياسي براي دستيابي به سطوح بالاي قدرت سياسي بيشترين استفاده را ببرد. از اين رو كوشيد تا شبكه گسترده‌اي از هواداران خود را در دانشگاه‌ها، مدارس و كارخانه‌ها و ديگر مراكز سازمان دهد...
و آنها را تغذيه فكري كند. به علاوه به تدريج يك نيروي شبه نظامي تشكيل داد و با آموزش دادن با اسلحه‌هاي غارت شده از پادگان‌ها در جريان پيروزي انقلاب، آنها را تجهيز و در خانه‌هاي گروهي براي شرايط خاص تدارك ديد. سازمان منافقين خلق كه توانسته بود كارخانه اسلحه‌سازي تهران و انبارهاي زرادخانه‌هاي دولتي را به تصرف خود درآورد مسلح بود. به علاوه منافقين به سرعت «شورش‌هايي» را تشكيل داده و افرادي را براي موقعيت‌هاي نظامي در سراسر كشور تعيين كرده بود از و خود را به عنوان هسته نظامي نظام سياسي جديدي مي‌ديدند.
(لطفيان، 1380: 422)

 تقواي مطبوعاتي

سانسور مانور ارتش در روزنامه بزك‌كننده غرب


رزمايش فاتحان خيبر نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران با حضور امير سرتيپ كيومرث حيدري فرمانده نزاجا، در منطقه عمومي شمال غرب كشور برگزار شد. اين رزمايش پيام بسيار مهمي دارد و مخاطب آن علاوه بر دولت آذربايجان، دولت هاي آمريكا، انگليس، تركيه و رژيم اسرائيل هستند.
با اينكه اين رزمايش بازتاب وسيعي در رسانه هاي داخلي و خارجي داشت، اما روزنامه شرق در صفحه اول روزنامه هيچ اشاره اي به اين رويداد بسيار مهم نداشت و آن را سانسور كرد.
قطعا كاخ سفيد، ملكه و دولت انگليس و سران رژيم اسرائيل از اين رزمايش مقتدرانه، آشفته و عصبي شده‌اند. اما سوال اينجاست كه چرا يك روزنامه داخلي همراستا با سياست‌هاي كاخ سفيد و همپيمانان واشنگتن، اين رزمايش را سانسور مي‌كند؟!

 گفت ولي نگفت

القاي ضعف جامعه ايراني توسط فعال فتنه 88

سعيد شريعتي، فعال اصلاح طلب و از دستگيرشدگان فتنه 88 در بخشي از يك مصاحبه با پايگاه خبري صبح ما اظهار كرده است: حاكميت يكدست شده به‌هيچ عنوان نمي‌تواند رضايتمندي مردم را فراهم كند... اگر يك پارچه داراي تار باشد و همه اين تارها منظم و يكدست باشند اما پودي درميان نباشد از استحكام برخوردار نيست... وقتي شما پودها كه همان مردم هستند را كنار بگذاريد و آن‌ها را ضعيف كنيد، سبب عدم مشاركت آن‌ها در تصميم‌سازي‌ها شويد طوري كه نماينده‌هاي متكثر مردم در تصميم‌سازي حضور ندارند انگار پودهاي جامعه از بين رفته است.
آقاي شريعتي اما نگفت كه منظورش از عبارت "حضور نداشتن نمايندگان متكثر مردم در تصميم‏سازي"؛ آيا همان فرايند شريرانه تحريم انتخابات هاي 98 و 1400 از سوي اصلاح طلبان و تأييد نشدن صلاحيت امثال مصطفي تاجزاده و چند فرد بي صلاحيت ديگر بعنوان نامزدهاي جريان چپ در انتخابات است؟!
تقلاي شريعتي براي القاي ضعف در جامعه در حالي است كه همه بايد بدانيم مقام معظم رهبري بارها و بارها بر اميدآفريني منطقي و مبارزه با سياه نمايي تأكيد كرده اند.