صفحه جوان

كرونا، مردم و مسؤولان

هادي قطبي

برخي افراد و گروههاي مشخص، با تمسك به رواياتي كه درباره فضيلت زيارت سيد الشهدا(ع) وارد شده، قوانين و محدوديتهاي دو كشور ايران و عراق و اقدامات مسؤولان درباره اربعين 1400 را محكوم كرده و به مقايسه دولت اسلامي و شيعي ايران و عراق با متوكل عباسي و حكام جور پرداخته اند! اما آيا به راستي مي‌توان اينگونه روايات را بر شرايط كنوني ايران و عراق تطبيق داد يا خير؟

بر اساس كتاب كامل الزيارات، رواياتي درباره اهميت زيارت سيدالشهداء(ع) ذكر شده كه مي‌توان در چند دسته جاي داد؛ دسته‌اي از روايات، زيارت امام حسين(ع) را واجب(به معناي مستحب موكد) مي‌داند. دسته‌اي ديگر مانعين زيارت را لعن كرده و دسته‌اي ديگر هرگونه رنج و آسيب و سختي در اين راه را داراي اجر و پاداش دانسته است.

اصل اول در نقل روايات و استدلال به آنها اين است كه فقط به يك روايت بسنده نشود و مجموع روايات با هم ديده شود. يعني رواياتي كه زيارت امام را واجب دانسته با رواياتي كه حفظ جان را مقدم دانسته بايد با هم ملاحظه شوند و سپس جمع بندي شود.

اصل دوم اين‌كه هر روايت را با توجه به شرايط صدور آن از نظر زمان و مكان و حتي شرايط مخاطب بررسي و تحليل شود. به اصطلاح اصولي، با تغيير عنوان، حكم تغيير مي‌كند و حكم تابعي از عنوان است. به طور مثال اگر سوال كنم روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان چه حكمي دارد؟ مي‌گويند واجب است. اما اگر سوال كنم روزه گرفتن در حال خوف ضرر جاني چه حكمي دارد؟ مي‌گويند واجب نيست. و اگر سوال كنم روزه گرفتن در حالي كه يقين به ضرر دارم، حكمش چيست؟ مي‌گويند حرام است.

همين دو اصل مي‌تواند تكليف ما را در نقل و برداشت از روايات روشن كند و از برداشت سليقه‌اي و غيرتخصصي بازدارد.

با توجه به دو اصل فوق بايد گفت: زماني كه ائمه معصومين(ع) احساس كردند با منع و عدم زيارت امام حسين(ع) به عنوان يكي از بزرگترين شعائر اسلامي، ممكن است نام و ياد و آثار و اهداف آن قيام و نهضت خونين فراموش شود، بر زيارت امام حسين(ع) تاكيد كرده و حتي آن را براي برخي افراد، واجب(به معني مستحب موكد نه واجب فقهي) دانسته و ترك آن را موجب عذاب يا محروميت‌هاي اخروي مي‌دانستند. از طرفي كساني را كه به عنوان حاكم جور مانع زيارت مي‌شدند، لعن و نفرين مي‌نمودند. در واقع كساني كه لعن شده‌اند ناصبي و دشمن خدا و اهل بيت(ع) بودند. و در نهايت براي تشويق و تقويت انگيزه شيعيان براي زيارت، خطرهاي مالي و جاني را داراي پاداش‌هاي غير قابل تصور ذكر مي‌كردند.

اينكه گفته مي‌شود واجب در روايات، به معناي واجب فقهي و شرعي نيست، به اين دليل است كه اگر چنين وجوبي براي زيارت وجود داشت، مي‌بايست مراجع عظام و علماي شيعه در رساله‌ها و سخنراني‌ها به آن تصريح مي‌كردند؛ در حالي كه اينچنين نيست. از سويي واجب و حرام فقهي چيزي نيست كه بتوان با مطالعه چند روايت به دست آورد؛ سالها تحقيق و زحمت علمي و تخصصي مي‌طلبد تا بتوان حكمي را از جانب شريعت اعلام كرد.

آنچه قطعي است اين‌كه محدوديت و سفر مشروط به عراق، هميشگي بوده و مربوط به كارت واكسن نيست. داشتن گذرنامه و ويزا يا رضايت شوهر و... هم از شرايط قانوني سفر است كه اگر رعايت نشوند، سفر حرام محسوب ميشود.

امروز به دليل مصالح دو كشور و حفظ جان و سلامتي شيعيان، شرط ديگري اضافه شده كه اولا موقتي است و ثانيا دليل معقول و مشروع و كارشناسي شده دارد. پس نمي‌توان مانند متوكل عباسي و يا سلاطين جور مثل صدام و.... كه به دليل دشمني و خصومت با شيعيان و اهل بيت پيامبر(ع) راه كربلا را مي‌بست قياس نمود. بنابراين نه از نظر دليل و نه از نظر مجريان حكم، نمي‌توان حكم مشابه داد.

دو كشور ايران و عراق و مسؤولان دلسوز و محب اهل بيت(ع)، به دليل شرايط خاص بيماري مرگبار كرونا و عدم كنترل و رعايت شيوه‌ها نامه‌ها و عدم زيرساخت‌هاي لازم(اعم از بيمارستان، پزشك، دارو و...) و براي حفظ جان شيعيان موقتا زيارت اربعين را محدود و مشروط كرده‌اند و گرفتن اين تصميم يك امر لازم و معقول و حكميانه و بر اساس مصالح دو كشور است.

نكته مهم ديگر توجه به روايات حاكم بر ديگر روايات است كه مردم و شيعيان را به رعايت اولويت‌ها و توجه به اهم و مهم و واجب و مستحب و... مي‌نمودند. مثلا در ميان واجبات هيچ چيز مثل دين و نبوت نيست بگونه‌اي كه امام معصوم هم فداي آن مي‌شود. در مستحبات هيچ چيز بالاتر گريه از خوف خدا و نيز بر مصايب امام حسين(ع) نيست. بنابر سخن بزرگان و علما، اصل زيارت اهل بيت(ع) به عنوان مقدمه شناخت و معرفت خداوند و راه‌هاي سعادت واجب و ضروري است اما به عنوان فقط زيارت و اظهار ارادت و رفع نياز و عطش محبت، بايد اولويت بندي شود و با توجه به صدها وظيفه واجب و عقلاني ديگر كه بر عهده افراد است، تحليل شود.

به عنوان نمونه اميرالمومنين(ع) مي‌فرمايد:‌"لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِض»؛ ‌ عمل مستحب اگر به واجب زيان رساند، انسان را به خدا نزديك نمي‌گرداند.(نهج البلاغه، حكمت 38) اصل اين است كاري كه انجام مي‌دهيم كه باعث كمال و رشد انسان بوده و مورد رضايت و خواست خداوند و امام باشد؛ نه آنچه دلمان مي‌خواهد و دوست داريم. مثل اين‌كه فردي حج واجب را ترك كند و به جاي آن به بيمارستان كمك كند و بگويد اينهم كار خدا پسندانه است! شيطان هم ميخواست به جاي سجده بر آدم، نماز آنچناني بخواند كه جهنمي شد! كه بزرگان به اين اعمال و توجيهات، قانونِ "جهنم از راه عبادت" ميگويند‌.

بنابراين اگر واجبي به خاطر سفر زيارتي مستحب ترك شود، اين زيارت هيچگاه باعث رشد و كمال نمي‌شود و زائر اگر حق الله يا حق الناسي را تضييع كند، نه تنها پاداش نداشته بلكه مستوجب عقاب و عتاب هم باشد؛ و حتي نماز او در اين سفر بايد تمام باشد. و اينطور نيست كه دستگاه امام حسين(ع) از احكام و واجبات فقهي و عقلي مستثني باشد؛ چرا كه خود حضرت مجري و شهيد راه شريعت و عقلانيت است.

مثلا از جمله واجبات، جلب رضاي والدين است. از جمله واجبات، جلب رضايت ذوي الحقوق است. از جمله ديگر واجبات تحصيل و تدريس براي طلاب و روحانيون است. از جمله ديگر واجبات، حفظ جان خود و ديگران است. از جمله مهمترين واجبات ـ كه به فرموده همه مراجع و علماي شيعه ـ اوجب واجبات بوده و در راس معروف‌ها در زمان ما قرار دارد، حفظ وحدت مسلمين و تقويت حكومت و حاكم اسلامي است؛ چراكه مقدمه حفظ و اجراي احكام اسلامي مانند نماز و حج و خمس و زكات و حجاب و... است و در واقع هدف قيام و شهادت امام حسين(ع) و ائمه معصومين(ع) تحقق چنين حكومتي بوده كه انبياء و اولياء و علماي بسياري در راه آن به شهادت رسيده اند.

در واقع حفظ و تقويت حكومت اسلامي و عظمت و شوكت و تقويت آن واجب، و زيارت در برابر آن يك عمل مستحب جزئي است. حتي اگر اقتضا كند، واجبات ديگري مانند فريضه حج نيز موقتا تعطيل مي‌شود؛ مانند سال 1399 و 1400 به دليل شيوع بيماري كرونا و خطر جاني، و نيز مانند تعطيلي حج در سال1366 كه براي تقويت و حفظ مجد و عظمت حكومت اسلامي صورت گرفت. البته تشخيص موارد فوق، در زمان غيبت با ولي فقيه و حاكم جامعه اسلامي است.

 نکته

جوانان در طليعه دولت مردمي سيزدهم؛ به ازدواج بيانديشند!


بخش پنجم
مريم خاكي نژاد
معناى واقعى محبت را بيابند و با شوق و عشق به يكديگر و به فرزند دلبند، به سعى و خدمت بپردازند و به سوى هدف بلند زندگى كه وصول به كمال مطلق و لقاى پروردگار متعال است، پرنشاط و شتابان حركت كنند. بايد به اين ضرورت پرداخت و جوان‌ها را براى دستيابى به همسرى شايسته و موافق يارى نمود و از تنهايى نجات داد.
پس از پيمان زناشويى، شخصيت فردى انسان تبديل به يك شخصيت اجتماعى مى شود و خود را شديداً مسؤول حفظ همسر و آبروى خانواده و تأمين وسايل زندگى فرزندان آينده مى بيند. به همين دليل تمام هوش و ابتكار و استعداد خود را در اين راه به كار مى‏گيرد. در تشكيل خانواده، لذت و رشدى است كه هيچ چيز ديگرى جايگزين آن نمى شود. استاد شهيد مطهرى ـ رضوان اللّه عليه ـ مى‌نويسد: «يك خصايص اخلاقى هست كه انسان جز در مكتب تشكيل خانواده نمىتواند آن‌ها را كسب كند. تشكيل خانواده؛ يعنى يك نوع علاقه مند شدن به سرنوشت ديگران. اخلاقيون و رياضت كش‌ها كه اين دوران را نگذرانده‌اند تا آخر عمر يك نوع "خامى" و يك نوع "بچگى" در آن‌ها وجود داشته است. يكى از علل اين كه در اسلام ازدواج يك امر مقدس و يك عبادت تلقى شده همين است. ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعى فردى، و توسعه پيدا كردن شخصيت انسان است.»
هم چنين درباره نقش تربيتى ازدواج مى نويسد: «يك پختگى هست كه اين پختگى جز در پرتو ازدواج و تشكيل خانواده پيدا نمىشود، در مدرسه پيدا نمىشود؛ در جهاد با نفس پيدا نمى شود؛ در نماز شب پيدا نمى شود؛ با ارادت به نيكان هم پيدا نمى شود؛ اين را فقط در همين ازدواج و تشكيل خانواده بايد به دست آورد.»
ادامه دارد...

 ولايت و جوانان

نياز اين لحظه‌ي تاريخ را بشناسيد


بنده هميشه اين جمله را به دوستانم تكرار مي‌كردم؛ الان هم به شما مي‌گويم كه هر انساني بايد تلاش كند، نياز لحظه را بشناسد و آن را برآورده كند. اگر نياز اين لحظه‌ي تاريخ را نشناختيد و آن را برآورده نكرديد و فردا فهميديد، كار گذشته و دير شده است؛ مثل يك خط توليد كه همين‌طور حركت مي‌كند و تكنسينها و كارگران و مهندسان و متخصصان در جاي خودشان قرار گرفته‌اند. وقتي اين ابزار جلو شما مي‌رسد، اگر كاري را كه بايد انجام دهيد، انجام نداديد، ديگر از دست رفته است؛ ابزار بعدي يك چيز ديگر است. تاريخ و زمان و نيازهاي جامعه اين‌طوري است؛ و اين آن چيزي است كه جوان - بخصوص دانشجو - از عهده‌ي آن برمي‌آيد؛ مي‌تواند آن را بداند و مي‌تواند عمل كند؛ چون انرژي دارد؛ فعال است؛ چشمش باز است؛ ذهنش باز است؛ آينده هم متعلق به اوست؛ براي خودش هم كار مي‌كند.آينده متعلق به شماست.
(بيانات در ديدار از دانشگاه صنعتي شريف 01/09/1378)