صفحه گفته ها و نكته ها

ارتباط شبكه شيرين عبادي و تروريست‌ها؛ هم استراتژي هم تاكتيك

شبكه عبادي در اويل دهه هشتاد با هدف بهره‌برداري سياسي از برخي پرونده‌هاي قضايي با عنوان كانون مدافعان حقوق بشر تشكيل مي‌شود. اين مجموعه سازمان‌يافته در ارتباط با سرپل‌هاي خود در لندن، بروكسل و پاريس به‌صورت مستقيم با افسران عملياتي سرويس خارجي انگليس و رژيم صهيونيستي ارتباط گرفته و در برهه‌اي نيز چند سازمان تروريستي مسؤوليت هماهنگي با عوامل خارجي را براي اين گروه ميسر مي‌كنند.

در آن برهه برنامه سرويس‌هاي امنيتي غربي آن بود كه يك شبكه درهم‌تنيده براي پرونده‌سازي عليه نهادها و شخصيت‌هاي كشورمان در مجامع بين‌المللي تشكيل شود. هدف آن بود اعتبار جمهوري اسلامي ايران زير سوال رفته و براي مخاطب غربي، تصوير كشوري با برنامه هسته‌اي پيشرفته و ناقض كرامت انساني ساخته و پرداخته شود.

گروهك نهضت آزادي، جنبش مسلمانان مبارز، باند ملي مذهبي‌ها، برخي عناصر حزب منحله مشاركت؛ دفتر تحكيم وحدت؛ انجمن صنفي معلمان؛ فعالان زن و كارگري چپ از جمله نيروهايي هستند كه در مسير اين پروژه با عبادي هماهنگ شده و اخبار كاناليزه شده صنفي از طريق آن‌ها به عنوان موارد نقض حقوق بشر در بولتن كانون ثبت و براي مجامع بين المللي ارسال مي‌شد.

در اين پروژه بزرگ بي‌بي‌سي فارسي، صداي آمريكا و راديو فردا(ارگان رسانه‌اي سازمان سيا)، راديو زمانه(برنامه تحت پوشش دولت هلند)؛ وب‌سايت روز آنلاين؛ شبكه بالاترين و چند هزار وبلاگ، مأمور به خدمت شده و هركدام نقش خاصي را بر عهده مي‌گيرند. از نگاه افسران امنيتي در غرب، عبادي با توجه به سابقه همكاري با رژيم پهلوي و نيز به دست آوردن نشان سفارشي صلح نوبل مي‌توانست در نقش «هماهنگ‌كننده مادر» عمل كرده و طراحي دشمن را به‌خوبي پيش ببرد.

در يك نمونه از عمليات اجرا شده توسط اين شبكه عنكبوتي، در كوران جنگ خياباني فتنه گران در تهران، ناگهان پاي جاسوسان غربي به ايران باز مي‌شود! باربارا لخ ميلر مسؤول حقوق بشر اتحاديه اروپا اعلام مي‌كند قصد آمدن به ايران را دارد. او در مصاحبه مطبوعاتي در بروكسل رو به خبرنگاران مي‌گويد: به تهران مي‌روم تا با خانواده برخي از اصلاح‌طلبان ديدار كنم. هماهنگي سفر مسؤول ديپلماتيك اروپايي به تهران را شيرين عبادي بر عهده دارد. در آن روزها خيابان‌هاي لندن، پاريس و برلين صحنه برخورد خشن پليس با معترضان جهاني‌شدن است؛ اما مسؤول حقوق بشر اروپا تصميم گرفته است به تهران سفر كند.

پاك كردن ردپاي آمريكا در جنگ تحميلي عليه ايران!

روزنامه اعتماد در مطلبي با عنوان «چه كسي جنگ را شروع كرد؟» نوشت: «چه در ايران يك پادشاه و چه يك فقيه حكمروايي مي‌كردند، صدام مترصد فرصتي بود كه به ايران حمله كند. انقلاب فقط به او به عنوان يك فرمانده كلاسيك ارتش، تحليل «موقعيتِ مناسب» داد. اين عين جملات صدام است در سالي كه جنگ را آغاز كرد: «سال ۱۹۷۷ بود. ما در جلسه شوراي رهبري بوديم و من به آنان گفتم دلم گواهي مي‌دهد كه تا سال ۱۹۸۰ عراق در معرض جدي جنگ است». صدام خيلي پيش‌تر از انقلاب تصميمش را گرفته بود و آن را به شهود پيامبرگونه خود نيز پيوند زده بود».

اين روزنامه اصلاح طلب در مطلب مذكور، سهوا يا تعمدا از پرداختن به نقش آمريكا در جنگ تحميلي عليه ايران امتناع كرده است.

نويسنده يادداشت مذكور به گونه‌اي وانمود كرده است كه اولا صدام به تنهايي در جنگ تحميلي عليه ايران نقش داشته است و ثانيا حتي اگر يك حكومت سلطنتي در ايران نيز روي كار بود، جنگ تحميلي عليه ايران در سال ۵۹ باز هم رخ مي‌داد.

رهبر معظم انقلاب- ۷ مرداد ۱۳۷۱- درباره صف آرايي‌ها در جنگ تحميلي عليه ايران فرمودند: «در هشت سال جنگ‌ تحميلي، دشمن علناً با ما صف‌آرايي داشت. ظاهر قضيه، حزب بعث بود؛ اما پشتِ سرِ حزب بعث، امريكا بود؛ پشت سرِ حزب بعث، ناتو بود؛ پشت سرِ حزب بعث، همه مرتجعين بودند. اين را ما در تمام طول هشت سال جنگ، بارها و بارها گفتيم. خيلي‌ها حاضر نبودند باور كنند؛ ولي همان كساني كه حزب بعث را در اين مدّت تجهيز كردند، امروز اعتراف ميكنند. جنگ، جنگي نظامي بود. در حقيقت همه دنياي استكبار و كفر، با اسلام در جمهوري اسلامي مبارزه ميكرد».

اصلاح طلبان ديگر چندان مورد توجه جامعه نيستند

روزنامه شرق در مطلبي نوشت: «ديگر مردم با گزينه‌هاي بدلي اصلاحات به درخواست اصلاح‌طلبان تمكين نمي‌كنند و اگر روزگاري اصلاح‌طلبان مي‌توانستند موج اجتماعي ايجاد كنند، در اين سال‌ها ديگر چندان مورد توجه جامعه نيستند».

اين روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «به‌ هر روي جبهه اصلاحات در مقطع كنوني بايد مسير آينده خود را روشن كند؛ اين‌كه قرار است باز هم هويت نامشخصي به سرمايه اجتماعي‌اش عرضه كند يا قرار است «اصلاحات» با «اصلاح‌طلبان» پيش برود؟ ».

اين روزنامه اصلاح طلب در اين مطلب علت رويگرداني مردم از جريان اصلاحات را نااميدي از گزينه‌هاي بدلي اصلاحات عنوان كرده است. اين در حالي است كه در ماههاي گذشته فعالين اصلاح طلب تاكيد كردند كه حتي اگر خاتمي هم در انتخابات شركت مي‌كرد، جريان اصلاحات شانس پيروزي نداشت.

چندي پيش «محمدعلي وكيلي» نماينده فراكسيون اميد در مجلس دهم گفته بود: «همه ظرفيت ما خرج همتي شد، سقف راي او مشخص شد. حتي دست به دامان تعصبات قوميتي به عريان‌ترين شكل براي همتي شديم اما عيار اقبالمان عريان شد. ديديم كه چگونه تشت اقبالمان فرو افتاده است. ادباري كه به ليست جمهور شد(با همه اعتباري كه به پايش خرج شد)، نشان داد كه ما صاحبِ مجلسِ عزايِ جمهوريت نيستيم؛ تعارف را كنار بگذاريم».

همچنين «صادق زيباكلام» فعال سياسي اصلاح طلب پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراي شهر ۱۴۰۰ گفت: «(پس از براندازان) دومين و بزرگ‌ترين بازنده انتخابات ۲۸خرداد اصلاح‌طلبان بودند...دوونيم ميليون رأي براي آقاي همتي در حقيقت تير خلاصي در شقيقه اصلاح‌طلبان بعد از ۲۴ سال حيات سياسي‌شان بود».

ناسا(نهاد اجماع ساز اصلاحات) در سال گذشته و با هدف انجام فعاليت ويژه انتخاباتي تشكيل شد. اما به هيچ عنوان نتوانست موفقي در اين مسير كسب كند.

جريان اصلاحات شريك اصلي كارنامه دولت روحاني است. عملكرد اين طيف از سال ۹۲ تا ۱۴۰۰ تنها در يك نمونه به افزايش ۱۰ برابري قيمت دلار و گراني ۷۰۰ درصدي مسكن منجر شد.

عراقچي: ما اشك آمريكا را درآورديم!

روزنامه آرمان در مطلبي با عنوان «شكست سكوت تلخ عراقچي در برابر دلواپسان؛ چگونه اشك آمريكا را درآورديم؟» نوشت: «برنامه‌هاي آنان براي تخريب ظريف به نتيجه نرسيد و حالا سعي دارند تا تيم وفادار به ظريف را مورد هجمه قرار دهند تا از اين طريق شايد بتوانند مذاكرات و تصميمات تيم مذاكره‌كننده جديد را پنهان نگه‌دارند يا شايد بخواهند با زير سوال بردن اقدامات ظريف و يارانش به مسؤولان جديد تيم مذاكره‌كننده روحيه بدهند البته بهتر از هر شخصي مي‌دانند اين اقدامات و هجمه‌هايشان براي جامعه قابل باور نيست و نتيجه عكس به همراه دارد».

متاسفانه اعضاي تيم مذاكره كننده در دولت روحاني و بانيان اصلي برجام به هيچ عنوان حاضر نيستند كه قصور و تقصيرهاي خود را بپذيرند.

قطعا تلاش و ممارست دستگاه ديپلماسي در دولت روحاني قابل انكار نيست، ولي واقعيت اين است كه وزارت خارجه در دولت سابق به هيچ عنوان نتوانست كارنامه قابل دفاعي عرضه كند.

تيم مذاكره كننده هسته‌اي در دولت روحاني همان تيمي است كه لغو تحريم‌هاي كاتسا، ايسا، سيسادا و تحريم چرخه دلار را در برجام نگنجاندند و يكي از علت‌هاي اصلي لغو نشدن تحريم‌ها عليرغم بتن ريزي در قلب راكتور هسته اي، همين مسأله مي‌باشد.

عراقچي همان ديپلماتي است كه گفت «امضاي كري تضمين است و ما از اجراي برجام اطمينان داريم»!، وي همان ديپلماتي است كه گفت «آمريكا برجام را نقض كرده است اما هنوز با نقض فاحش برجام فاصله داريم»! عراقچي همان ديپلماتي است كه در جلسات دوجانبه با طرف آمريكايي در اقدامي عجيب و البته تحقيرآميز اقدام به عكاسي از طرف آمريكايي مي‌كرد و آن را در صفحه اجتماعي خود منتشر مي‌كرد!

 حديث تلخ

جريان ملي‌گراي سكولار


يكي ديگر از جريان‌هاي مهم پس از انقلاب، ملي‌گراياني بودند كه برخلاف لائيك‌ها، با حضور دين در عرصه زندگي خصوصي و اجتماع مخالف نبودند و نقش حداقلي براي دين قائل بودند. آنها دين را يك مسأله خصوصي مي‌دانستند كه نبايد در عرصه سياست دخالت كند. اكثر اعضاي دولت موقت كه داراي سوابق مبارزاتي بودند، در اين جريان جاي مي‌گيرند. مهدي بازرگان نخست‌وزير دولت موقت، «خواهان تدوين يك قانون اساسي براساس الگوي جمهوري پنجم فرانسه بود. جمهوري مورد نظر آنان به لحاظ اسمي اسلامي اما از نظر محتوايي دمكراتيك بود.»(آبراهاميان، 1391: 289) بازرگان در آستانه همه‌پرسي تعيين نوع نظام سياسي، گزينه «جمهوري اسلامي دمكراتيك» را مطرح كرد كه با مخالفت امام خميني مواجه شد. امام(ره) گفتند «آنچه ملت به آن نياز دارد، يك جمهوري اسلامي است – نه جمهوري دمكراتيك يا يك جمهوري دمكراتيك اسلامي. از كلمه غربي دمكراتيك استفاده نكنيد. كساني كه خواهان چنين چيزي هستند، از اسلام چيزي نمي‌دانند.»(آبراهاميان، 1391: 290)
بازرگان معتقد بود كه اسلام با عقلانيت سازگار است و مي‌تواند براي همه مشكلات جامعه زمانه خود، راه‌حلي ارائه كند. وي علوم غربي و پاره‌اي از آرمان‌هاي اجتماعي غرب نظير دموكراسي...
و اومانيسم [انسان‌محوري] را تحسين مي‌كرد، اما عقيده داشت كه اسلام با اين آرمان‌ها سازگار است و بايد راهنماي سياست جوامع باشد.(فوزي، 1378: 547) نهضت آزادي حكومت مشروطه را در چهارچوب اسلام تحسين مي‌كرد اما از منظر آنها، «مليت و ايرانيت» بر «اسلام» ارجح بود. گفتني است كه ملي‌گرايان سكولار نه تنها با امتزاج دين و سياست مخالف بودند بلكه مدت‌ها به دنبال تداوم حفظ نظام مشروطه بودند و به انقلاب اعتقادي نداشتند. اگرچه در ماه‌هاي واپسين منتهي به انقلاب به سقوط شاه رضايت دادند اما در عمل بيش از آن‌كه به انقلاب و عمل انقلاب در سياست داخلي و خارجي كه خواسته عموم مردم بود، اعتقاد داشته باشند، به اصلاح تدريجي و گام به گام پايبند بودند. اين نوع عملكرد به خصوص در جريان انقلاب دوم(تسخير لانه جاسوسي) باعث دوري دولت موقت از خواسته عموم مردم و در نهايت سقوط دولت آنها و حذف آنها از عرصه سياسي و اجتماعي ايران شد.

 تقواي مطبوعاتي

يك اصلاح‌طلب:
بايد به آمريكا تضمين دهيم كه در پي نابودي اسرائيل نيستيم!

«فريدون مجلسي» فعال اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«برجام تنها براي دفاع از موجوديت رژيم صهيونيستي تنظيم شد تا ايران بمب اتمي نسازد و نتواند اسرائيل را كه قول نابودي آن را داده است با بمب اتمي تهديد و نابود كند. بعد از برجام مقامات ارتشي گفتند حالا بمب اتمي نمي‌خواهند بسازند اما با موشك اسرائيل را نابود مي‌كنند و همين برنامه نابودي است كه آمريكا را به مقابله وامي‌دارد …»
لقب «كاسبان تحريم» واقعا برازنده افراطيون اصلاح طلب است. براي اين جماعت ايجاد گشايش اقتصادي براي مردم و بهبود معيشت جامعه اصلا هيچ اهميتي ندارد. مسأله اصلي براي اين طيف، تأمين خواسته‌هاي زورگويانه و غارتگرانه آمريكاست.


 گفت ولي نگفت

دوران تعيين تكليف غرب براي ايران به سر آمده است


وزير امور خارجه آمريكا گفت از دولت جديد ايران انتظار دارد زودتر به مذاكرات وين باز گردد و مذاكرات را از همان جا كه متوقف مانده، ادامه دهد!
ولي نگفت تا زماني كه مذاكرات به امضاي پيمان و قراردادي منتهي نشده چرا بايد دولت جديد ايران خود را متعهد به بحث‌هاي غالبا انفعالي دولت قبلي بداند؟ دولت آمريكا كه خود را متعهد به پيمانهاي امضاشده جهاني نميداند چطور از دولت جديد ايران توقع دارد به سخنان و گفتگوهاي مسؤولان دولت قبلي ايران كه به قراردادي هم منتهي نشده پاي بند بماند؟
پس از امضاي برجام ميان ايران و پنج بعلاوه يك، دو دولت آمريكا پس از اوباما، در گفتار و رفتار خود ثابت كرده‌اند كه توافق و تعهد دولت قبل‌تر از خود در آمريكا را معتبر و محترم نمي‌شمارند.‌ تروئيكاي اروپايي هم در قول و فعل، اين خباثت آمريكا را تاييد كرده‌اند. با اين وصف، آمريكا و‌ تروئيكاي اروپايي در حالي كه براي اصل توافق برجام(تاييد شده توسط قطعنامه 2231 شوراي امنيت) و تعهد دولت وقت آمريكا، پشيزي ارزش قائل نيستند، نمي‌توانند ادعا كنند كه مذاكرات وين، بايد از همان‌جا كه با دولت قبلي ايران پيش برده‌اند، پيگيري شود. اروپا و آمريكا بايد تاكنون فهميده باشند كه دوران تعيين تكليف غرب براي ايران مستقل و قدرتمند به سر آمده است.