صفحه جوان

علي لندي داراي آخرين مرحله رشد اخلاقي بود

منصور كاووسي

در بين نظريه‌هاي فراگير روانشناسي در يك قرن اخير، نظريه رشد اخلاقي لورنس كلبرگ، از برجستگي و نمود خاصي برخوردار است.

در اين نظريه، كلبرگ رشد اخلاقي را در سه سطح در طي شش مرحله با تحقيقات و پژوهش‌هاي گسترده از طريق آزمودني‌هاي مختلف از سراسر جهان مطرح كرده است؛ چرا كه آزمودني‌هاي وي در طي تحقيقات افراد زيادي از شخصيت‌هاي نامدار و معروف تا مردم عادي كشور‌هاي مختلف بودند و در واقع نظريه وي قدرت تعميم پذيري بالايي به خود گرفت.

كلبرگ از نظر اخلاقي انسان‌هاي رشد يافته را كساني مي‌داند كه وارد سطح سوم و ۲ مرحله ي آن شده باشند، افرادي با ويژگي‌هاي جهان‌شمول كه وجدان، قدرت تصميم گيري، اراده، انتخاب، اقدام و عمل، مهارت و نظاير آن از خصايص بارز اين افراد است. افرادي كه بدون نگرش‌هاي متزلزل، صرفاً بر مبناي اصول انساني و معيارهاي خيرخواهانه بدون توجه به منافع خويش با شناخت، آگاهي و بينش دست به اقدام و كمك‌رساني ميزنند.

كلبرگ اعتقاد دارد در بين مليت‌ها و افراد مختلف مورد پژوهش حقيقي، كمتر افرادي توانسته‌اند وارد سطح سوم و ۲ مرحله زير مجموعه‌ي آن(اصول جهان‌شمول) برسند و حتي برجسته‌ترين و شاخص‌ترين افراد نهايت تا زير مجموعه‌ي چهارم سطح دوم رشد اخلاقي پيش رفته اند، زيرا گذشتن از خود و منافع خويش به جهت تامين منافع ديگران كار هر كسي جز انسان‌هاي كمال يافته در رشد اخلاقي نبوده و نيست.

از نظر او رسيدن به سطح سوم رشد اخلاقي وابسته به عامل سن نبوده بلكه تابعي از بلوغ عقلي و شكل گيري فرديت انسان‌ها است و چه بسا افرادي هستند كه رشد سني داشته باشند اما در همان سطوح اوليه درجا بزنند. به اعتقاد اين دانشمند نظريه پرداز، افراد محدودي كه به اين سطح از رشد اخلاقي دست مي‌يابند بر مبناي گذشتن از پيمان اجتماعي، رعايت اخلاق در راستاي رفاه همگاني، احترام به حرمت و فرديت افراد، پايبند به اصول اخلاقي، نهادينه و دروني كردن اخلاق، رشد وجدان اجتماعي فارغ از موقعيت خويش دست به اقدام آگاهانه و خردمندانه زده تا بعدها گرفتار عذاب وجدان نگردند. بر همين اساس همه مي‌دانيم كه براي انتخاب آگاهانه و خردمندانه نياز به شجاعت و شهامت، اراده ي قوي، اخلاص، قدرت تصميم‏گيري داريم كه از ويژگي‌هاي بارز فرد عامل است.

«علي لندي »، هر چند نوجوان و كم سن بود، اما اقدام شجاعانه‌ي وي و تصميم گيري خردمندانه‌اش نشان از بلوغ فكري و نهادينه كردن رشد اخلاقي در سايه‌ي تربيت شايسته دارد.

اگر بخواهيم گذرا تحليلي بر اقدام و عمل جاويد نام « علي لندي» بيندازيم و با معروف‌ترين نظريه جهاني در حوزه ي روان شناسي از منظر برجسته‌ترين نظريه پرداز دنيا، تطبيق دهيم، بايد به صراحت معترف شويم كه اين نوجوان شيردل، مصداق بارز سطح سوم و آخرين مرحله رشد اخلاقي است، چرا كه با از خودگذشتگي و اولويت بخشي به كمك كردن و حيات دوباره دادن به ۲ فرد نيازمند امداد و گرفتار در آتش، از خويش گذشت.

در اقدامي كه وي انجام داد(به دل آتش زدن براي كمك به ديگران) هيچ اجباري به كمك خواهي نبود جز نداي وجدان درون و نوع تربيت، بر همين اساس بايد گفت؛ هر چند« شادروان علي لندي» نوجوان بود اما مرام و منش پهلواني بجاي آورد و بار ديگر « جوانمردي» را با عشق و ايثار هجي كرد تا «عيار مردانگي» از رونق نيفتد.

قطعا اين اقدام شجاعانه‌ي « علي لندي» با نوجوانان و جوانان از خود گذشته‌اي كه بي‌هيچ ادعايي صادقانه در هشت سال جنگ از خاك ايران دفاع كردند، هم رديف بوده و بيانگر اين است كه ايرانيان ققنوس‌وار به وقت مقتضي سر از خاك برخواهند داشت.

عروج از دل آتش

شعر محمدتقي عارفيان در رثاي علي لندي بزرگ‌مرد پانزده‌ساله‌اي كه پروانه‌سان به آتش زد و ققنوس‌وار جاودان شد.

سر تا به پا شد نور و چون فانوس برخاست

چون بود با پروانه‌ها مأنوس، برخاست

تا پا نهاد آن مرد بي‌پروا در آتش

آه از نهاد آتش و فانوس برخاست

تنها نه نام او، مرامش هم علي بود

در پاي عزّ و غيرتش ناموس برخاست

چون قطره‌اي گمنام دل را زد به دريا

افزون‌تر از دريا شد، اقيانوس برخاست

فهميده بود انديشۀ فهميده‌ها را

چون گوهري ناب از دل قاموس برخاست

از خيل دم‌سردان و بي‌دردان جدا بود

از درد همسايه چو جالينوس برخاست

در ماتم اين لالۀ آتش‌گرفته

از بلبلان غم‌زده قالوس برخاست

هم اشك از چشم جوانمردان فرو ريخت

هم از لب آزادگان افسوس برخاست

در وصف او شعر و حماسه در هم آميخت

پروانه در آتش شد و ققنوس برخاست

 ولايت و جوانان

يك سينه حرف، موج زند در دهان ما


مخاطب اصلي بيشترين حرفهاي ما هم شما - يعني نسل جوان دانشجو - هستيد. «ما» كه مي‌گويم، نه من به‌عنوان يك مسؤول در نظام جمهوري اسلامي؛ نه. من به‌عنوان «علي خامنه‌اي» به‌عنوان يك طلبه و يك روحاني و به‌عنوان كسي كه به مسائل علمي و فكري در زمينه‌هاي اسلامي، در زمينه‌هاي تاريخي، در زمينه‌هاي سياسي ذي‌علاقه است. البته مسؤوليت هم خودش يك داستان ديگر و ماجراي ديگري است. مخاطب اصلي من قشر جوان است و در ميان قشر جوان، فرزانگان و نخبگان و اهل دانش و فرهنگ و علم و معرفت و كتاب و نوشتن و گفتن و فهميدن و پيش رفتن. البته حجاب مسؤوليتهاي مملكتي جلو بسياري از اينها را مي‌گيرد؛ يعني خود ما هم نمي‌توانيم اين حجاب را بدريم و به آن نقطه‌ي مركزي سخن دل برسيم. بنابراين حرفهاي زيادي وجود دارد و به قول شاعر مشهدي ما: «يك سينه حرف، موج زند در دهان ما».
بيانات در ديدار از دانشگاه صنعتي شريف 01/09/1378

 نکته

مرگ حيات‌بخش


احمدحسين شريفي
علي لندي نوجوان ۱۵ ساله ايذه‌اي با جانفشاني خود، جامعه‌‌اي را زنده كرد. او نمرده است بلكه تازه زنده شده است! چه مرگ حيات‌بخشي! خدايا چنين مرگي را نصيب ما هم بنما.
مخالفان اسلام از هر فرصتي براي مخالفت با ازرش‌هاي اسلامي استفاده مي‌كنند، في المثل اگر يك دختر نوجوان اصفهاني در يك درگيري دخترانه، رفتاري خشونت‌آميز انجام مي‌دهد، با تحليل‌هاي عجيب و غريب، چنان رفتاري را به پاي جمهوري اسلامي، بلكه انقلاب اسلامي و بلكه حتي به پاي اسلام و ارزش‌هاي اسلامي مي‌نويسند! ميزگردهاي علمي براي آن برپا مي‌كنند و لشكر رسانه‌اي آنها نيز سوژه مورد نظر را هرگز رها نمي‌كند! و سعي مي‌كنند به بهانه‌هاي مختلف خاطره هنجارشكنانه‌اي را كه از رفتار او در ذهن‌ها ايجاد كرده‌اند زنده نگه دارند.
اما به هنگام مشاهده ايثارگري‌ها و جانفشاني‌هاي نوجواناني در همان سن و سال، چنان رفتار مي‌كنند كه گويا از هر دو چشم كور بوده‌اند و از هر دو گوش كر! آنان هرگز نه مقاله‌اي در تحليل جانفشاني علي لندي‌ها مي‌نويسند و نه حتي تصويري از او منتشر مي‌كنند. گويا چنين حادثه‌اي در جهان رخ نداده است. آنان هيچ تحليل جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه و ارزش‌شناسانه‌اي از چنين رفتارهايي ارائه نخواهند داد.
اما ايثار و جانفشاني از جنس نورند؛ كسي نمي‌تواند جلوي انتشار آنها را بگيرد. همين كه خفاش‌ها به لانه مي‌خزند، نشانه پرتوافشاني خورشيد است.