صفحه سياسي

تاثير عضويت ايران در شانگهاي بر اقتصاد ايران

بخش دوم و پاياني قاسم روانبخش

ج. قوي شدن جمهوري اسلامي و افزايش اقتدار منطقه‌اي ايران

در سال‌هاي اخير همه قدرت‌ها از جمله اعضاي شانگهاي قوت و قدرت نظامي و امنيتي و سياسي و اقتصادي ايران را مشاهده كردند. قدرت ايران در نابودي داعش در عراق و شام و شكست دادن سياست‌هاي منطقه‌اي امريكا و اسراييل. حفظ محور مقاومت منطقه در سوريه و لبنان،‌ حمايت همه جانبه از نيروهاي مقاومت در فلسطين،‌ شكست طرح معامله قرن امريكا درباره رژيم صهيونيستي، شكستن تحريم نفتي و حمايت از كشورهاي دوست مانند ونزوئلا و لبنان با ارسال نفتكش‌هاي ايراني، حمايت از مقاومت مردمي در يمن و شكست اقتدار رژيم آل سعود و شكستن تحريم واكسن با توليد واكسن ايراني و.... ايران را به يك قدرت منطقه‌اي تبديل كرد. از سوي ديگر تحريم همه جانبه دشمن در 10 سال گذشته نيز نتوانست ايران را از پاي درآورد بلكه ايران توانست بر روي پاي خودش محكم بايستد و طناب وابستگي اقتصادش را به غرب و امريكا ببرد. قوي شدن ايران در سال‌هاي اخير به عنوان يك عامل اساسي مي‌تواند موجب پذيرفته شدن در اين سازمان مهم باشد. آن‌ها مي‌دانند در صورتي كه ايران قوي عضو اين سازمان باشد قوي‌تر از گذشته مي‌توانند در برابر زياده خواهي‌هاي غربي‌ها بايستند.

4. حكمت مزيت شرق بر غرب چيست؟

الف. مجموع جمعيت اروپا و آمريكا چيزي قريب به ۱.۳ ميليارد نفر است. قاره‌ي آسيا به‌تنهايي با بيش از ۴.۵ ميليارد نفر جمعيت،۶۰ درصد جمعيت جهان را در خود جاي داده است كه اين نمايانگر يك ظرفيت بزرگ در حوزه‌ي كشورهاي آسيايي نسبت به حوزه‌ي غرب از حيث بازارهاي متنوع براي اقتصاد ايران است.

ب. كشورهاي غربي غالباً كشورهايي توسعه‌يافته هستند كه بيشتر رابطه‌ي تجاري ما با آن‌ها از نوع تأمين مواد اوليه‌ي مورد نياز صنايع آن‌ها در قبال واردات محصولات مصرفي است. اين نوع تجارت موجب تضعيف اقتصاد ملي هم از حيث توليد شده و هم به بيكاري دامن مي‏‌زند. لذا تعامل با شرق، امكان برقراري توازن تجاري و رقابت بالايي را براي اقتصاد ايران به وجود مي‌آورد.

ج. گره خوردن بسياري از منافع سياسي و اقتصادي و امنيتي كشورهاي آسيايي با كشورمان به‌دليل مواردي از قبيل همسايه بودن و نزديك بودن فرهنگ‏‌ها، كم بودن هزينه‌هاي مبادلاتي و مواردي از اين دست، زمينه‌ي تجارت ايران را با كشورهاي آسيايي افزايش داده و مي‏‌تواند مناسبات اقتصادي بهتري نسبت به غرب براي ما رقم بزند.

د. وجود رقابت قديمي ميان شرق و غرب از يك سو و وابستگي كمتر كشورهاي آسيايي نسبت به كشورهاي اروپايي به آمريكا از ديگر سو، سبب تبديل شدن كشورهاي آسيايي به شركايي امن‏‌تر و مطمئن‌تر نسبت به كشورهاي غربي و اتحاديه‌ي اروپا مي‌شود. فراموش نكنيم كه در زمان اوج تحريم‌ها(و حتي همين حالا) اين كشورهاي غربي بودند كه عين سياست‌هاي آمريكا در قبال ايران را پياده مي‌كردند، و درعين‌حال، كشورهاي شرقي در همان زمان، سطح تعامل بهتري با ايران براي دور زدن تحريم‌ها را داشتند..

ه. كشورهاي حوزه‌ي شرق در ۳۰ سال اخير رشد چشمگيري در حوزه‌ي تكنولوژي داشته‏‌اند و به سطوح قابل قبولي از فناوري دست يافته‌اند. كشورهايي از قبيل چين، هند، روسيه، ژاپن، كره‌ي جنوبي و اندونزي از كشورهاي پيشرو در اين حوزه هستند و هر يك در حال تبديل شدن به غول‏‌هاي تكنولوژي در زمينه‌اي هستند. لذا با توجه به نزديك بودن روابط سياسي و فرهنگي ايران با كشورهاي آسيايي، تعاملات گسترده با شرق به جاي غرب مي‏‌تواند مسير هموارتري را در جهت انتقال تكنولوژي‌هاي روز به كشور، پيش روي كشورمان قرار دهد.

و. از آن جايي كه عمده‌ي كانال اثرگذاري تحريم‌هاي موجود بر اقتصاد ايران دلار است و از سويي كشورهاي اروپايي هم عمدتاً داراي پول واحد يورو هستند كه هم در اثر وابستگي به آمريكا و هم به‌دليل يگانه بودن واحد پولي امكان تحريم مجدد وجود دارد، لذا تعامل با كشورهاي شرقي كه داراي پول‏‌هاي متنوعي هستند، جهت تعاملات دو يا چند جانبه‌ي پولي، يكي از راهكارهاي كاهش و از بين بردن فشارهاي اقتصادي دشمن است.

ز. علاوه بر منافع اقتصادي بيشماري كه در پيوستن به سازمان شانگهاي وجود دارد منافع امنيتي، ‌سياسي و فرهنگي زيادي نيز بر آن بار مي‌شود. با الحاق ايران و تقويت جبهه شرق مي‌توان جهان را به دو قطب شرق و غرب تبديل كرد و عملا هژموني و سلطه غرب را در عرصه‌هاي مختلف شكست. باتوجه به اين‌كه دو كشور چين و روسيه از كشورهاي عضو شانگهاي از صاحبان حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل هستند و چهار كشور از اعضا داراي قدرت اتمي هستند اين مجموعه مي‌تواند تاثير بسزايي در افزايش قدرت منطقه‌اي و شكست هيمنه امريكايي‌ها و استقلال همه جانبه كشورهاي عضو داشته باشد.

 ديدگاه

اخلاق پولي در غرب


حبيب الله بابايي
به رغم وجود انسانيت(يا اخلاق انساني) در زيست روزانه آمريكايي‌ها، مصاديق متعددي از اخلاق پولي(يا به طور عام اخلاق سكولار) را مي‌شد در همين زندگي نيز مشاهده كرد. در جامعۀ سرمايه‌داري، اخلاق تبديل به قانون شده بود، و قانوني بودن آن نيز بخاطر كاركردهاي سوددهي اخلاق(تكنيك‌هاي اخلاقي براي رونق بازار) بود. مثلا توقف ماشين‌ها براي عابر پياده، نه به جهت تصميم اخلاقي راننده‌ها بلكه به جهت تصميم اقتصادي راننده‌ها و نگراني آنها از تيكت‌ها(جريمه‌ها)ي 300 دلاري بود... همين نگاه بازاري در كنش‌هاي اخلاقي را در مراكز خريد، در ادارات، و در هرآنجا كه آن‌جا كه چراغ دوربين(يا همان چراغ قانون) روشن بود، مي‌شد مشاهده كرد.
بايد بدين نكته هم اشاره كنم، اخلاق قانوني در محيط‌هاي رسمي از جمله جاذبه‌هاي افسانه‌اي ديگر غرب براي انسان غيرغربي به شمار مي‌رود، و كسي كه معناي اخلاق قانوني را به درستي درك نكند و پشت صحنۀ آن را نداند، غرق افسانه‌ها و جاذبه‌هاي به‌ظاهر انساني مي‌شود و شتابزده در برتري اخلاقي غرب بر شرق داوري مي‌كند.
در اين ميان يكي از ريشه‌هاي نافهمي غرب از سوي شرقي‌ها و ايراني‌ها، تفسير پديده‌هاي غربي با ذهنيت شرقي است. در فرهنگ و در ذهنيت شرقي، توقف راننده براي عابر پياده(كه كم هم رخ مي‌دهد)، نه به خاطر قانون و خوف از پليس بلكه به خاطر انسانيت رخ مي‌دهد. اين ذهنيت از معناي توقف راننده براي عابرين پياده باعث مي‌شود انسان شرق و مسافر ايراني، همين معناي انساني را در مواجهه با «توقف راننده براي عابر» در غرب نيز به ذهن بياورد. چون فكر نمي‌كند كه «توقف راننده براي عابر» ممكن است عقبۀ ديگر و معنايي ديگر هم داشته باشد. اين مغالطه‌ها و سوء تفاهم‌ها و اين‌همان پنداري‌ها در فهم پديده‌هاي مشابه در غرب و شرق فراوان رخ مي‌دهد و درك از دو طرف غرب و شرق را براي طرفين پيچيده‌تر و دشوارتر مي‌سازد.

 يادداشت مهمان

علامه حسن‌زاده آملي؛ فيلسوف و عارفي ولايي


احمدحسين شريفي
علامه حسن‌زاده آملي عالمي كم‌نظير و بدون شك يكي از ستون‌هاي علمي و اسوه‌هاي عملي حوزه‌هاي علميه بود. محضر او محضر علم و دانايي و صفا و نورانيت بود. در محضر او، گذر زمان احساس نمي‌شد. او از مصاديق اتمّ كساني بود كه ديدن‌شان، سكوت‌شان، سخن‌شان، نگاه‌شان، راه‌ رفتن‌شان و نشست و برخاست‌شان ياد خدا را در دل‌ها زنده مي‌كرد.
در درون‌شان صد قيامت نقد هست
كمترين آن‌كه شود هم‌سايه مست
او به حق وارث علوم عقلي و فلسفي و عرفاني مسلمين بود؛ او عمر گرانمايه خويش را صرف احياي تراث فلسفي و عرفاني مسلمين و پرورش شاگرداني براي تداوم اين راه كرد.
علامه حسن‌زاده آملي انساني فوق‌العاده بزرگ بود؛ اما چيزي كه او را در چشم ما بزرگ‌تر مي‌كرد و بصيرت و خلوص اين عارف رباني را آشكارتر مي‌ساخت، دفاع بي‌چون و چرا و بي‌چشم‌داشت از ولايت‌ و ولي بود. او به گواهي گفتارها و نوشتارهايش حقيقتاً ذوب در ولايت بود. او حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي را نائب المهدي و واجب الطاعة مي‌دانست. و خود را به منزله سربازي براي ولايت تلقي مي‌كرد.
علامه حسن‌زاده در مقدمه كتاب «انسان در عرف عرفان» درباره رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي چنين نگاشته است:
«رهبر عظيم الشان كشور بزرگ جمهوري اسلامي ايران جناب آيت‌الله المعظم خامنه‌اي كبير(متع الله الاسلام و المسلمين بطول بقائه الشريف) قائد وليّ وفيّ، و رائد سائس حفيّ، مصداق بارز «نرفع درجات من نشاء» مي‌باشد. عزّت و شوكت روزافزون آن قائد اُسوه‌ي زمان را همواره از حقيقة الحقائق مسئلت دارم و اميدوارم دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.»
او در جمله مشهور ديگري درباره لزوم ولايت‌پذيري همگان چنين مي‌فرمايد: «گوش‌تان به دهان رهبر باشد، چون ايشان گوش‌شان به دهان حجةبن‌الحسن(عجل‌الله فرجه) است.»
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.