صفحه جريان‌شناسي

بررسي عملكرد فرهنگي جريان غربزده در دولت هفتم و هشتم

بخش اول جواد گلستاني فرد

كنكاش درباره كارنامه عملي هر فرد يا گروهي ميتواند ما را در مسير قضاوت صحيح قرار دهد. جريان غربزده به عنوان جرياني كه از اول انقلاب، چالش‌هاي جدي را براي نظام اسلامي ايجاد كرده است، هميشه با بزك كردن عملكرد خود توانسته دامنه نفوذ خود را در دستگاه‌هاي تصميم گير و تصميم ساز حفظ كند. اين مقاله به بررسي عملكرد فرهنگي جرياني مي‌پردازد كه امام خميني منشا همه درد و بلاهاي كشور را از آن مي‌داند. اين بررسي در دوره دولت‌هاي هفتم و هشتم است. عرصه مطبوعات، سينما و نشر كتاب از مهم‌ترين بسترهاي فرهنگي هستند كه به آنها پرداخته ايم. توهين به مقدسات، ولنگاري فرهنگي، رسوخ ارزش‌هاي غربي از جمله عملكردهاي اين جريان است. با بررسي اين موارد به يقين مي‌توان گفت كه كشور در طي آن سالها با يك جنگ تمام عيار فرهنگي مواجه بوده و به تعبير مقام معظم رهبري يك ناتوي فرهنگي، كشور را مورد حمله قرار داده است كما اين‌كه هنوز هم اين جنگ خاتمه پيدا نكرده است.

غرب(west)

در لغت به معناي كشورهاي صنعتي و گاه به معناي كشورهاي استعمارگر سابق و جديد، دشمن مسيحي و يا حتي آمريكا به كار مي‌رود. برخي ديگر با نگاه تفكري به مفهوم فلسفه جديد مبتني بر اومانيسم، ليبراليسم، راسيوناليسم، سكولاريسم، ناسيوناليسم و مانند آن تعريف كرده اند.(. فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات و ديگران، صفحه 17، 23، 37) منظور ما از غرب در اين مقاله همين معناست. در معنايي ديگر غرب عبارت است از تفكري دنياگرايانه، تجربي نگر و غير ديني همراه با سلطه و استثمار مادي كه سرچشمه مادي آن، در ظاهر نه به غرب، بلكه به همه تمايلات دروني و نفسانيات و خودخواهي‌هاي انساني ختم ميشود.(غرب در جغرافياي انديشه، مجيد كاشاني، ص 52)

غربزدگي(westomania)

علاقه و شيفتگي مفرط به نهادها و آداب و رسوم غربيها و تقليد از آنها. اين طرز فكر به پذيرش هرچه غربي است گرايش دارد و از هرچه سنتي و شرقي است بيزار است. برخي ديگر با نگاه جرياني بدان پرداخته‌اند و معتقدند: جريان خاص فرهنگي است كه به موجب آن جامعه يا بخشي از آن، فرهنگي را كه در غرب به دنبال دنسانس و انقلاب صنعتي به وجود آمده است، بطور كامل يا به صورت جزئي اقتباس مي‌كند. اين جريان ناگزير باعث دورانداختن پاره‌اي عناصر و يا نهادهاي سنتي جامعه مي‌شود.(فرهنگ علوم سياسي، علي آقابخشي، مينوافشاري راد، ص735)

غربزده

اين واژه درباره كسي بكار مي‌رود كه دلبسته مظاهر و دستاوردهاي تمدن غرب است و مي‌كوشد تا خود و جامعه پيرامونش را به اين سمت سوق دهد. فرد غرب زده بدون در نظر گرفتن فوائد و مضرات فرهنگ غربي خواستار اجرايي شدن بي‌چون و چراي آنهاست. منظور ما از غربزده در اين مقاله نيز همين معنا مي‌باشد.(فرهنگ علوم سياسي، علي آقابخشي، مينوافشاري راد، ص737) جلال آل احمد نيز غربزدگي را آفتي ميداند كه از غرب مي‌آيد و كشورهاي جهان سومي و از پيشرفت وامانده را مانند طاعون، گرفتار و بيمار مي‌كند. آدم غرب زده ريشه و بنيادي ندارد. نه شرقي مانده؛ نه غربي شده؛ هرهري مآب و چشم و گوش بسته از آداب و سنن و فرهنگ غرب تقليد مي‌كند.(غربزدگي، جلال آل احمد، ص 56)

عملكرد فرهنگي

دولت‌ها عملكردهاي مختلفي دارند. يكي از آنها عملكرد فرهنگي است كه منظور ما از آن عملي است كه در دايره فرهنگ تاثيرگذار باشد.

معرفي دولت هفتم و هشتم

دولت هفتم توانست با اخذ 20 ميليون راي به رياست سيد محمد خاتمي از سال 1376 تا سال 1380عهده دار قوه مجريه در كشور شود. رقيب اصلي وي در انتخابات سال 76 ناطق نوري بود. خاتمي در اولين حضور كانديداتوري خود نماينده جريان راست تلقي مي‌شد. دولت هشتم نيز از سال 1380 تا 1384 سكاندار دولت در كشور بود. و توانست با اخذ 21 ميليون راي اين مسؤوليت را از آن خود كند. رقيب اصلي خاتمي در اين دوران نيز احمد توكلي بود. وي در اين دوره نماينده جريان چپ بود. گفتگوي تمدن ها، توسعه سياسي و اصلاحات، جامعه مدني از شعارهاي رئيس دو دولت بود. قتل‌هاي زنجيره اي، ماجراي كوي دانشگاه، لوايح دوگانه از بحران‌هاي زمان خاتمي بود.(سوداي سكولاريسم، سيد ياسر جبرائيلي، ص142 تا 150)

فراز و فرود غربزدگي در ايران

نخستين تماس‌هايي كه بين ايران و دولت‌هاي اروپايي حاصل شد به دنبال ارتباط‌هاي اقتصادي و بازرگاني به منظور حصول مطامع استعماري و امپرياليستي غرب بود. ايران دروازه سرزمين حاصلخيز هند بود و خودش نيز سرشار از منابع طبيعي بود، همين نكته قدرت‌هاي استعماري اروپا را واداشت تا بر صدد ايجاد رابطه با ايران برآيند. اين سياست تجاوزكارانه اقتصادي و استعماري غربي به طور مستقيم جريان رويكرد به غرب را ايجاد نكرد ولي به طور غير مستقيم و از دو جهت در ايجاد آن نقش داشت: 1- نخست اين‌كه بدينسان دستگاه و مقامات ايران متوجه آسيب پذيري خود و برتري غرب در تكنولوژي و اقتصاد شدند و بيشتر درباره غرب كنجكاو گشتند. 2- ثانيا چون همين سياست‌هاي تجاوزكارانه بود كه مقامات ايران را مجبور ساخت به طور جدي به چاره انديشي بپردازند و به اين نتيجه برسند كه تنها راه شكست دادن غرب و حفظ موجوديت كشور در برابر اين نوع تجاوزات تقويت ارتش از طرق وارد ساختن ساز و برگ و ابزار و شيوه‌هاي غربي است. لذا جريان غربزدگي با انگيزه‌هاي غرب ستيزي شروع شد و هدف آن تقويت بنيه نظامي كشور در برابر تجاوزات بيگانگان بود.(جامعه شناسي غربگرايي، محمدعلي نقوي، ص 40) در زمان حكومت قاجار و به ويژه در پي شكست ايران از روسيه قشر فرهيخته ايران به فكر علل عقب ماندگي ايران و شكست‌هاي پياپي بودند. اين شكست نظامي سران قاجار را هم براي رفع عقب ماندگي تشويق كرد. يكي از كساني كه در اين امر كوشيد عباس ميرزا بود كه خود شاهد شكست ارتش ايران در جنگ با روسيه به علت عقب ماندگي فناوري نظامي بود. وي براي اولين بار دانشجوياني جهت تحصيل به اروپا ارسال كرد تا از فناوري آنها بهره مند گردد. از اواسط دوران صفويه، دور جديدي از روياروييها و مواجهات تاريخي ما بين تمدن غرب و تمدن ما آغاز گرديد. اين دور جديد مواجهه در عهد فتحعليشاه به حضور فعال سلطه گرانه سياسي استعمار غربي در كشور انجاميد. نطفه جريان روشنفكري در ايران، در همين حضور استيلاجويانه و فعال استعمار غربي و رويكرد انفعالي و تسليم طلبانه ما بسته شد.

ادامه دارد...

 دشمن شناسي

دشمن‌شناسي از ديدگاه امير مؤمنان(ع)


بخش چهارم
از سخنان حضرت علي(ع) استنباط مي‌شود كه دشمن بر دو نوع است و دو نوع برخورد مي‌طلبد: ۱- دشمن آشكار ۲- دشمن پنهان. از ديدگاه امام علي (ع) كم‌خطرترين دشمن، دشمني است كه دشمني خود را آشكار كرده است. حضرت فرمود: «سست‌ترين دشمنان كسي است كه عداوتش را آشكار ساخته است.» و «آن‌كس كه دشمني‌اش را اظهار كرده توطئه و مكرش كم است» و خطرناك‌ترين آن دشمني است كه دشمني‌اش را پنهان مي‌كند. در قرآن كريم اين نوع دشمني «نفاق» ناميده شده است. امام علي (عليه‌السلام) در اين زمينه مي‌فرمايد: «بدترين دشمنان كسي است كه عميق‌تر بوده و بيشتر كيدش را مخفي مي‌دارد». در سخني ديگر مي فرمايند: «بزرگ‌ترين دشمنان كساني‌اند كه حيله خود را بيشتر پنهان مي‏دارند».
از نكاتي كه امام علي (عليه‌السلام) در رابطه با دشمن بر آن تأكيد دارد آن است كه بايد پيوسته هشياري در برابر دشمن را حفظ كرد و هرگز نبايد دشمن را كوچك شمرد: حضرت فرمود: «هرگز دشمن را كوچك مشمار، هرچند ضعيف باشد». سعدي شيرين‌سخن اين حديث را به نظم درآورده است:
داني كه چه گفت زال با رستم گرد/ دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
نيز آمده است: «از دشمن در امان نباش، هرچند از شما سپاس‌گزاري كند». بنابراين، بايد پيوسته دشمن را زير نظر داشت؛ زيرا اگر لحظه‌اي غفلت صورت گيرد، چه‌بسا ضربه‌هاي آسيب‌ناپذيري از ناحيه دشمن وارد شود. امام علي (عليه‌السلام) فرمود: «كسي كه از دشمن غفلت كند، حيله‌ها و كيدهاي دشمن بيدارش خواهد ساخت». همچنين ايشان در عهدنامه بعد از آن كه مالك را سفارش به پذيرش صلح شرافتمندانه مي‌كند مي‌فرمايد: «زنهار سخت از دشمنت پس از پذيرش صلح بر حذر باش، چراكه دشمن گاهي نزديك مي‌شود كه غافلگير سازد؛ بنابراين دورانديشي را به‌كارگير و در اين موارد خوش‌بيني را متهم كن!».
ادامه دارد...

 برگي از تاريخ

نظر انگليسي‌ها درباره بحرين


نظر انگليسي‌‌ها از روز اول راجع به بحرين اين بود كه بحرين مستقل شود ولي ايران بحرين را استان چهاردهم مي‌خواند، و سال‌ها ادعا مالكيت آن را داشت. انگليسي‌ها كه تازه به دليل همكاري با آمريكايي‌ها نفوذ خود را در خليج فارس كم كرده بودند، نمي‌خواستند ايران كه كرانه وسيعي در خليج فارس دارد، در اين طرف خليج فارس هم نفوذي داشته باشد.
براي اين‌كه صورت قانوني به اين جدايي بدهند، «سرويليام لوس» Sir William Loos مأمور بلندپايه وزارت خارجه انگلستان چندبار بي‌سر و صدا به ايران آمد، و با مقامات گوناگون از جمله محمد‌رضا شاه ديدار كرد. از سوي دولت ايران «خسرو افشار» مأمور گفتگوها و برنامه‌ريزي با او شد، و به زودي مسئله بسيار ساده و آسان توسط رده‌هاي بالاي هر دو كشور حل شد!...
در دي ماه 1347 محمد‌رضا شاه سفري به هندوستان داشت، و در فرودگاه دهلي به خبرنگاراني كه در اين زمينه از او سؤال كرده بودند، گفت: اگر انگليسي‌ها از در جلو خارج مي‌شوند، نبايد از در عقب وارد شوند و ما نمي‌توانيم قبول كنيم كه جزيره‌اي كه توسط انگلستان از كشور ما جدا شده توسط آنها ولي به حساب ما، به ديگران واگذار شود! (مفهوم اين سخن را هيچكس نفهميد)
در نهايت محمدرضا پهلوي مانند پدرش رضاشاه مجبور به تمكين در برابر خواست دو قدرت استعماري انگلستان و آمريكا شد و به سادگي بحرين را از ايران جدا نمود!