صفحه گفته ها و نكته ها

تحريم‌گران انتخابات، نگران كارآمدي مجلس!

فيض‌ا... عرب‌سرخي از فعالان جريان چپ در بخشي از يك مصاحبه با روزنامه آرمان ملي با بيان اين‌كه مجلس يازدهم ناكارآمد است! اظهار مي‌كند: "مجلس يازدهم با شعار بهبود وضعيت اقتصادي و معيشتي روي كار آمد. اين در حالي است كه تاكنون كه نزديك به دو سال از عمر اين مجلس مي‌گذرد هنوز نتوانسته تصميمات موثري در زمينه وضعيت اقتصادي مردم بگيرد. دليل اين وضعيت نيز ناكارآمدي و ناتواني مجلس در تصميم گيري‌هاست. به همين دليل كساني كه زمينه‌هاي ناكارآمدي اين مجلس را به وجود آورده‌اند نيز در كنار مجلس مقصر هستند."

در وهله اول بايد دانست كه اصلاح‌طلبان در جريان انتخابات مجلس يازدهم در سال 98 دست به رفتار "تحريم خاموش انتخابات" زدند فلذاست كه اين جريان سياسي به دليل خروج از مردمسالاري و دموكراسي؛ اكنون هيچ حقي درباره قضاوت پيرامون عملكرد مجلس يازدهم ندارد.

مع‌الوصف، مجلس يازدهم بر خلاف آنچه كه عرب‌سرخي مدعيست؛ يكي از كارآمدترين مجالس ادوار تاريخ نظام است كه توانسته تصميمات پيشروانه‌اي را در بحث مسكن، خودرو و معيشت مردم بگيرد.

يك رهبر، يك دغدغه و دو سردار

محمدصادق كوشكي

در سال‌هاي اخير، رهبر انقلاب بارها نگراني و نارضايتي خود از وضعيت حاكم بر فضاي مجازي را با عبارت‌هايي مانند « ولنگاري حاكم بر فضاي مجازي» و... بيان كرده و ساماندهي فضاي مجازي را از مسؤولان مطالبه كرده اند.

بسياري از كارشناسان و متخصصان حوزه‌هاي امنيت، فضاي مجازي، تجارت الكترونيك، سياست و.. هم درباره بي‌قانوني حاكم بر فضاي مجازي كشور هشدار داده و خواستار قانونمند شدن اين فضا شده اند.

اما در تمام اين سالها منافع سياسي و اقتصادي اصلاح طلبان و دشمنان خارجي نظام و انقلاب در تداوم بي‌قانوني و حاكميت گريزي فضاي مجازي بوده و به همين علت، هميشه با قانونمندي و تبعيت فضاي مجازي از منافع و امنيت ملي كشور، مخالفت كرده اند.

پس از مطرح شدن بحث «قانون صيانت» در مجلس، جنگ رواني گسترده جناح اصلاحات و شبكه‌هاي لندني عليه قانونمندي فضاي مجازي شروع شد و طبق معمول «سلبريتي‌هاي اجاره اي» به عنوان گروه فشار دائمي و پياده نظام اصلاحات، براي «زدن مخ ملت» و « تهديد مجلس و نمايندگان»، وارد عمل شدند.

در اين ميان واكنش دو «سردار» به اين جنگ رواني جالب توجه بود:

سردار قاليباف كه در پاسخ به نوشته يكي از اين سلبريتي‌ها، با لحني شرمنده و از موضعي پايين، خود را در جايگاه بي‌طرفي قرار داد و جرأت نكرد تا از قانونمند شدن فضاي مجازي دفاع كند.

و ديگري «سردار نقدي» كه در مقام تبعيت از ديدگاه ولي فقيه و فرمانده كل قوا، با شجاعت و بدون حساب‏گري، از حاكم شدن نظم بر فضاي مجازي و قرار گرفتن آن در چهار چوب مصالح و منافع ملي دفاع كرد و به همين علت هدف كينه و دشنام دشمنان دانا و دوستان جاهل قرار گرفت.

«سردار نقدي» مانند روزهاي جنگ، اجراي خواست رهبرش را بر عافيت ترجيح داد و خود را آماج تيرهاي جفا كرد و «سردار قاليباف» مانند همه اين سالها تسليم نظر اطرافيان شد و با طناب پوسيده آنها به چاه رفت.

اطرافياني كه وظيفه خود مي‌دانند قد قاليباف را به كوتاهي قواره خودشان تقليل دهند.

برادر قاليباف! باور كن همانهايي كه روزي تصوير شما در كنار ايرباس را به عنوان برگ برنده انتخابات رياست جمهوري، قالب كردند امروز باعث و باني نوشتن نامه به كيانيان شدند.

نامه‌اي كه نه در شان رياست قوه مقننه جمهوري اسلامي بود و نه در شان فرمانده لشكر ۵ نصر در سال‌هاي حماسه و خون.

سردار! شما يادگار شهيداني چون كاظمي و سليماني هستي و بايد مانند آنها تا آخرين لحظه به فرمان رهبر و فرمانده ات باشي.

حاج باقر عزيز! اگر آن قدر كه به فكر دلجويي و جلب نظر امثال كيانيان هستيد، به رفع نگراني رهبر انقلاب درباره ولنگاري فضاي مجازي فكر مي‌كرديد امروز نيازي به نوشتن چنين نامه‌اي نبود.

نامه‌اي كه نوشتن آن لايق تكنوكرات‌ها و ديپلماتهايي مانند روحاني و ظريف بود نه نيروي انقلابي و رزمنده‌اي چون شما!

چه كساني پروژه "زندگي ايراني و احساس آنگولايي" را دنبال مي‌كنند؟

ناصر فكوهي از چهره‌هاي نزديك به اصلاح‌طلبان اخيراً در بخشي از يك مصاحبه با روزنامه اعتماد با اشاره به بحث شرايط كرونايي در دنيا و اوقات فراغت در ايران گفته است: شاخصي كه در اين زمينه سال‌هاي سال است مورد تاييد دانشمندان و همه دست‌اندركاران است‌، «شاخص مازلو» است يعني نيازهاي انسان به صورت نابرابري از نيازهاي اوليه شروع مي‌شود(مثل غذا و مسكن) و در نهايت به نيازهاي ثانويه(مثل اوقات فراغت و سرگرمي) مي‌رسد. وقتي مردم از لحاظ بهداشت، از لحاظ مسكن، از لحاظ تغذيه و ساير نيازهاي اوليه بيولوژيك خود دچار مشكلات اساسي هستند چگونه مي‌خواهيم با اوقات فراغت آنها را راضي كنيم.

امروز به دليل بي‌كفايتي عظيم در زمينه واكسيناسيون‌، همه ترس جان خود و عزيزان‌شان را دارند، هزاران هزار خانواده ايراني در غم از دست رفتگان‌شان هستند، اقلام غذايي حتي ابتدايي‌ترين‌شان به حدي گران شده كه افراد حتي نمي‌توانند به خوردن يك غذاي ساده مطمئن باشند، بهداشت را كه بهتر است چيزي از آن نگوييم، زيرا نزديك شدن به يك بيمارستان بلافاصله فكر از دست دادن خانه و آشيانه و آواره شدن را براي تامين مخارج ضروري‌ترين درمان‌ها در ذهن هر كسي مي‌آورد، بسياري از مردم بايد حقوق سال‌ها كار خود را صرف خريد دارو از قاچاقچي‌ها بكنند و... در اين شرايط آيا تصور مي‌كنيد كسي مي‌تواند به اوقات فراغتش فكر كند.

مشرق همچنين نوشت: ما قضاوت درباره گفته‌ها و قياسات آقاي فكوهي را بر عهده مخاطبان محترم مي‌گذاريم.

و البته اين سؤال را مطرح مي‌كنيم كه فضاي تصوير شده در قبال ايران از سوي فكوهي دقيقا چه تفاوتي با كشورهاي قحطي‌زده و بي‌دولت چون سومالي دارد؟! دقيقاً هيچ...!

كشوري كه امروز حتي از متحدان خود نيز حمايت‌هاي اقتصادي و نظامي و سياسي بعمل مي‌آورد و اگر اراده كند؛ تحريم‌هاي آمريكا در هر كجاي دنيا(اشاره به تحريم سوخت لبنان و ونزوئلا) را مي‌شكند و كسي جلودارش نيست.

جالب است كه آقاي فكوهي هنگامي كه مي‌بيند در پيامد اين اظهارات؛ بلافاصله اخباري مثل ركورد شكني فروش بليط سينما و كنسرت و افزايش مسافرت در ايران به ذهن متبادر مي‌شود؛ مي‌گويد اين رخدادها نتيجه "آنومي اجتماعي" است!

دقت شود كه هيچكس منكر وجود مشكل در ابعادي از زندگي مردم ايران نيست و نمي‌تواند باشد. اما نديدن مثبتات، ناشكري و بزرگنمايي از مشكلات مي‌تواند جامعه را به همان جهنمي برساند كه فكوهي نيز اعتراف كرده است. به فضاي نااميدي و تصور بي‌فردايي...

 تقواي مطبوعاتي

يادآوري رأي ۲ ميليوني رياست جمهوري به مدعيان مردم سالاري

روزنامه شرق در مطلبي نوشت: «دولت سيزدهم برساخته توده‌ها نيست و شايد اين واقعيت چندان خوشايند نباشد، اما ابراهيم رئيسي مي‌تواند با درك اين واقعيت از موقعيت خود و جامعه برداشتي واقع‌بينانه پيدا كند، اين‌كه او مستظهر به پشتيباني آحاد مردم نيست و در تنگناهاي سياسي نمي‌تواند روي توان و قدرت مردم حساب كند و از توانشان در چانه‌زني‌ها سود ببرد».
اصلاح طلبان مهارت خاصي در پاك كردن صورت مسأله دارند. در انتخابات رياست جمهوري ۱۴۰۰ عليرغم فراخوان‌هاي گسترده امثال خاتمي و تاجزاده و بهزاد نبوي و حزب كارگزاران و معرفي ظريف به عنوان وزير خارجه نامزد اصلاح طلب و نام بردن از برخي سلبريتي‌ها و...در نهايت كانديداي جريان اصلاح طلب با حدود ۲ ميليون و چهارصد هزار راي در انتخابات شكست خورد.

 گفت ولي نگفت

فعال اصلاح طلب:
از الان پيداست كه در دولت رئيسي شايسته‌ سالاري ملاك نيست!


ناصر قوامي، چهره اصلاح طلب و نماينده مجلس ششم كابينه دولت سيزدهم را به غير از وزير علوم افراد غيرشايسته معرفي كرده و گفته است: «از الان كه پيداست شايسته‌سالاري ملاك نيست. آقاي جهانگيري را با آقاي مخبر مقايسه كنيد. مخبر هيچ سابقه اجرايي ندارد. بنابراين اين كابينه به استثناي وزارت علوم، اصلا شايسته نيستند. اگر شايسته‌سالاري اين است، از الان آينده را مي‌توان پيش‌بيني كرد».
اما درباره اظهارات قوامي بايد گفت؛ اولين موضوع همان ادامه سير تخريب دولت تازه نفس آيت‌ا... رئيسي است كه اصلاح طلبان از فرداي اعلام نتايج انتخابات آن را شروع كردند.
همچنين اين فرد اصلاح طلب اما نگفت؛ اساسا در جهان بيني اصلاح طلبي‌شان «شايسته‌سالاري» چه معنايي دارد و آيا منظورتان همان شايسته‌سالاري دولت تدبير است كه تاوان آن را مردم در هشت سال دولت روحاني ديدند و چشيدند و كشيد؟!


 حديث تلخ

جريان ملي‌گرا و لائيك


يكي ديگر از جريان‌هاي سياسي كه از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي، در مقابل انقلاب اسلامي ايستادند، ملي‌گرايان و لائيك بودند. در حالي كه چپ‌هاي ماركسيستي، داراي سازمان‌هاي منظم و توان نظامي بودند، مخالفت ملي‌گرايان لائيك، بيشتر سياسي بود. آرمان اين جريان، ايجاد يك جامعه لائيك بود. گفتني است در حالي كه سكولاريسم خواستار جدايي دين از سياست و دين از حكومت است، لائيك‌ها، دين را در عرصه اجتماع نيز برنمي‌تابند. و با برقراري يك حكومت مبتني بر مذهب در ايران به شدت مخالف‌اند. اين جريان فكري را گروهي از حقوق‌دانان، نويسندگان، دانشگاهيان و هنرمندان تشكيل مي‌دادند كه در قالب تشكل‌هاي صنفي همچون كانون نويسندگان و يا وكلا متشكل شده بودند. بخشي از نيروهاي ناسيوناليست عضو جبهه ملي چهارم نيز از اين جريان فكري حمايت مي‌كردند.
«نهضت راديكال»، در سال 1356 توسط رحمت‌الله مقدم مراغه‌اي از روشن‌فكران برجسته ليبرال تحصيل كرده در فرانسه ايجاد شده بود، «جمعيت حقوق‌دانان ايران» كه در مهرماه 1356 اعلام موجوديت كرده بود و حسن نزيه و عبدالكريم لاهيجي رهبري آن را برعهده داشتند، از مهم‌ترين تشكل‌هاي ملي‌گراي لائيك محسوب مي‌شدند. آنها از حكومت دمكراتيك و جمهوري دفاع مي‌كردند و با هر نوع تلفيق اسلام و دموكراسي و حكومت ديني مخالف بودند. آنها، ولايت فقيه را استبداد مي‌ناميدند و با موضوع پوشش اسلامي به شدت مخالفت كردند و اجراي حدود و ديات اسلامي در قالب لايحه قصاص را مخالف حقوق بشر تلقي مي‌كردند. افراد وابسته به اين جريان در مخالفت با لايحه قصاص مردم و مخالفان را به خيابان‌ها فراخواندند اما با حكم امام خميني و مرتد خواندن مخالفان احكام اسلامي؛ راهپيمايي اعتراض‌آميز آنها برگزار نشد.