صفحه سياسي

تاثير عضويت ايران در شانگهاي بر اقتصاد ايران

بخش اول قاسم روانبخش

الحاق ايران به سازمان شانگهاي از جهات مختلفي قابل بررسي است كه در اين يادداشت به آن مي‌پردازيم:

1. شانگهاي چه سازماني است؟

سازمان همكاري شانگهاي يك پيمان همكاري چندجانبه‌ي امنيتي، اقتصادي و فرهنگي ‌است. اين سازمان در سال ۱۹۹۶ميلادي توسط چين، روسيه، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيكستان با هدف برقراري موازنه در برابر نفوذ آمريكا و ناتو در منطقه، پايه‌گذاري شد. ازبكستان نيز در سال ۲۰۰۱ به اين پيمان ملحق شد. پس از آن مغولستان در سال ۲۰۰۴ و يك سال بعد ايران، پاكستان، هند و افغانستان در سال ۲۰۱۲ و پس از آن بلاروس به‌عنوان عضو ناظر به اين سازمان پيوستند. اين سازمان ۱۰ ژوئيه‌ي ۲۰۱۵ با عضويت هند و پاكستان موافقت كرد و اين دو كشور در كمتر از دو سال همه‌ي شرايط براي عضويت كامل اين سازمان را اجرا كردند و عضويت اين دو كشور در سازمان همكاري شانگهاي در اجلاس رهبران كشورهاي عضو اين سازمان در ژوئيه‌ي ۲۰۱۷ در آستانه، پايتخت قزاقستان به تصويب رسيد. ولي متاسفانه بنابر عللي كه در ذيل ذكر خواهد شد ايران همچنان به عنوان عضو ناظر باقي ماند و با عضويت آن در اين سازمان مهم موافقت نمي‌شد. با رايزني‌هايي كه توسط وزيرخارجه دولت انقلابي آيت‌ا... رييسي صورت گرفت با عضويت ايران موافقت شد و در اجلاس اخير رسما ايران اسلامي به عضويت سازمان شانگهاي در آمد.

2.علل تاخير الحاق ايران به شانگهاي را مي‌توان به موارد ذيل خلاصه كرد:

الف. مناقشه سياسي ميان ايران و تاجيكستان مبني بر گلايه تاجيكستان در حمايت ايران از گروه‌هاي مخالف دولت كه در سال‌هاي قبل حل شد و اين سوء‌ظن بر طرف گرديد.

ب. موضوع تحريم‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل بويژه امريكايي‌ها مبني بر اين‌كه كشور عضو نبايد تحت تحريم‌هاي جهاني قرار داشته باشد. اين موضوع با مذاكرات برجام حل شد و ايران مي‌توانست از سال 94 عضو اين سازمان بشود. ولي تعلل دولت غربگراي روحاني باعث شد كه باز هم به نتيجه‌اي دست نيابيم.

ج. نگاه غرب محور مسوولان اجرايي كشور؛‌ در 8 سال گذشته دولت روحاني برغم خيانت‌هاي مكرر غربي ها،‌ همواره بر غرب گرايي و اعتماد به غرب تكيه مي‌كرد و نگاه آن‌ها به شرق و كشورهاي شرقي منفي بود. به عنوان نمونه سفر مهم و استراتژيك رييس جمهور چين به ايران با 6 وزير و سه معاون نخست وزير و تعداد زيادي از بازرگانان و رسانه‌هاي چيني در سال 1394 مورد بي‌اعتنايي دولت حسن روحاني قرار گرفت و پرونده اين سفر يك روزه برغم تاكيدات مقام معظم رهبري بسته شد. در اين سفر آقاي «شي جين پينگ» با اشاره به مزيت‌هاي فراوان «جغرافيايي، انساني و انرژي ايران» اقتصاد چين و ايران را مكمل يكديگر دانست و درخصوص برنامه‌ريزي براي همكاري استراتژيك ۲۵ ساله آمادگي خود را بر گسترش و تعميق همكاري‌ها در بخش‌هاي فرهنگي، آموزشي، فناوري، نظامي و امنيتي در سطح شركاي راهبردي اعلام كرد و با حكيمانه خواندن سخنان رهبر انقلاب اسلامي ايران از معظم له درخواست كرد كه به پيشرفت روابط دو كشور كمك كنند. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نيز در پاسخ به اظهارات رييس جمهور چين با اشاره به سابقه‌ي كهنِ ارتباطات تجاري و فرهنگي دو ملت ايران و چين، تأكيد كردند: دولت و ملت ايران همواره به دنبال گسترش روابط با كشورهاي مستقل و قابل اطمينان همچون چين بوده و هستند و بر همين اساس، توافق رؤساي جمهوري ايران و چين براي يك روابط استراتژيك ۲۵ ساله، كاملاً درست و حكمت‌آميز است(3/11/94) ولي بدرقه سرد رييس جمهور چين از سوي ايران و جشن و پايكوبي برجامي دولت غربگراي ايران موجب شد كه با اخراج شركت‌هاي چيني فعال،‌ توتال را در صنعت نفت جايگزين شركت cnpc چين كنند. متاسفانه پرونده توافق ايران و چين همچنان در وزارت خارجه ايران بايگاني شده بود و حتي ايران براي مدتي در چين فاقد سفير بود. بعد از خروج امريكا از برجام باز هم دولت روحاني تمام وقت خودش را به « اينستكس» متمركز كرد تا دريچه‌اي از اروپا به روي اقتصاد ايران باز شود دريچه‌اي كه تا پايان دولت روحاني هيچ گاه به روي ايران باز نشد!

د. نگاه غرب محور دستگاه ديپلماسي كشور نيز يكي ديگر از موانع الحاق ايران به اين سازمان بود. آقاي ظريف و تيم سياسي حاكم بر وزارت خارجه قبله گاه خودشان را غرب و امريكا تنظيم كرده بودند از اين رو،‌ از ارتباط با شرق و كشورهاي بزرگي مانند چين و روسيه،‌ نوعي نفرت داشتند. طبيعي بود كه قدرت‌هاي برگي مانند چين و روسيه نيز براي عضويت ايران در چنين سازماني دل نسوزانند.

3. چرا در اين شرايط كشورهاي عضو شانگهاي عضويت ايران را پذيرفتند؟

الف. تغيير دولت غرب گرا و يك جانبه گراي ايران به دولت مستقل و همه جانبه نگر.

آقاي رييسي در همان آغاز كار بر همه جانبه گرايي و ارتباط با شرق تاكيد ورزيد و دست دوستي خودش را به كشورهاي چين و روسيه و همسايگان دراز كرد. طبيعي است كه كشورهاي مستقل، دست محبت را با محبت خواهند فشرد. و به عبارتي ريل سياست خارجي از انفعال به ريل سياست فعال تغيير كرد و سياست خارجي ايران در ريل واقعي خودش قرار گرفت.

ب. ضعيف شدن قدرت امريكا

امريكا در سال‌هاي اخير قدرت و هژموني خودش را از دست داده و به شدت تضعيف شده است. خروج حقارت آميز امريكا از افغانستان و عقب نشيني از سوريه و حتي عربستان سعودي، از هم پاشيده شدن اقتصاد امريكا،‌ انتخاب رييس جمهور خرفتي مانند بايدن مي‌تواند نكته اميد بخشي باشد كه اعضاي شانگهاي ديگر از چشم غره رفتن امريكايي‌ها هراسي ندارند. اين كشورها مي‌دانند حتي اگر امريكا بخواهد آن‌ها را تحريم كند ديگر نمي‌تواند زيرا امريكا به شدت تضعيف شده است. واكنون پيش بيني برخي دانشمندان غربي مبني بر فروپاشي امريكا و متحدان غربي اش و انتقال قدرت به شرق در حال تحقق است.

اين تئوري اولين‌بار در سال ۱۹۵۸ ميلادي توسط "اورگانسكي" استاد علوم سياسي دانشگاه ميشيگان ارائه شد. و سپس الوين تافلر نويسنده و انديشمند آمريكايي سه دهه پس از اورگانسكي با انتشار كتابي در سال ۱۹۹۰ ميلادي از پديده‌اي به نام «تغيير ماهيت قدرت»سخن گفت. وي معتقد بود در عصر حاضر، ماهيت قدرت به‌كلي تغيير يافته است و اين روند همچنان ادامه خواهد داشت. تافلر در اثر ديگر خود تحت عنوان «موج سوم» مي‌نويسد: «تمدن جديدي در حال ظهور است، ولي انسان‌هاي نادان در همه‌جا سعي دارند آن را سركوب كنند... طلوع اين تمدن جديد تنها واقعيت روشن زندگي ما است.»امانوئل والرشتاين"جامعه ‌شناس شهير آمريكايي و ارائه‌دهنده‌ي نظريه‌ي «نظام جهاني» به‌صراحت تأكيد مي‌كند كه آمريكا در مسير سقوط قرار گرفته و افول اين كشور امري حتمي و اجتناب‌ناپذير است. به‌گفته‌ي اين جامعه‌شناس، «از زمان جنگ ويتنام تا حادثه‌ي ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، از سرعت روند و توسعه‌ي اقتصادي آمريكا كاسته شده و اين كشور، درخشش ايدئولوژيك خود را از دست داده است.»

برژينسكي، استراتژيست برجسته‌ي آمريكايي در آوريل ۲۰۱۰ ميلادي در يك سخنراني در شوراي روابط بين‌الملل در مونترال گفت:«تاكنون جهان به‌طور نسبي تحت سيطره‌ي غرب بوده است، ولي اين وضعيت ديگر نمي‌تواند تداوم يابد... منطقه‌ي اوراسيا محور قدرت ژئواستراتژيك جهان خواهد بود...» اين استراتژيست مشهور آمريكا فوريه‌ي ۲۰۱۳ نيز در يك سخنراني ديگري در لهستان در اظهارات صريح‌تري هشدار داد: «مركز گرانش قدرت سياسي در جهان در حال انتقال از غرب به شرق است.» معناي سخنان برژينسكي اين بود كه توازن قدرت در جهان به سود شرق در حال تغيير است و آمريكا در يك دوره‌ي نه‌چندان طولاني، بسياري از مناطق تحت نفوذ خود را از دست خواهد داد. وي گفت: «براي ممانعت از وقوع اين پديده بايد تمامي كانون‌هاي قدرت كه مي‌توانند هژموني آمريكا را به چالش بكشند نابود و يا كنترل شوند و براي اين منظور دو كار عمده بايد صورت گيرد: نخست بايد كشورهاي ژئوپُليتيك پويا كه توانايي قابل توجهي در توزيع قدرت دارند، شناسايي شوند و ثانياً با به‌كارگيري ظرفيت‌هاي آمريكا، اين كشورها تحت كنترل درآيند.»

ادامه دارد...

 ديدگاه

نقدي بر اظهارات غيرمسؤولانه اين روزها عليه واكسيناسيون


بخش دوم و پاياني هادي قطبي
اين‌كه "زدن واكسن انسان را هم‌جنس‌گرا مي‌كند" يا "در واكسن‌ها تراشه مي‌گذارند تا انسان را مثل ربات يا حيوان كنند" يا "واكسن براي عقيم‌سازي و كاهش جمعيت است" و يا عوارض عجيب و غريب ديگري از اين قبيل است، جز دامن زدن به شايعات بي‌اساس و تشويش اذهان عمومي و اختلال در نظام سلامت جامعه حاصل ديگري ندارد.
حضرت آقا در اولين ديدار با هيئت دولت ششم شهريور ماه تصريح كردند: "در مسأله‌ي سلامت تلاش خوبي در دولت گذشته شد، كارهاي خوبي انجام دادند، دنبال كردند، هم براي توليد واكسن كار شد، هم براي واردات واكسن كار شد؛ حالا شايعاتي در دهن‌ها هست كه اين‌ها غالباً اعتبار ندارد؛ غالباً بي‌اعتبار است؛ كارهاي خوبي انجام گرفت؛ بايد اين كارها دنبال بشود و تأكيد بشود"
ايشان تصريح كردند به شايعات توجه نكنيد. آيا اين فرمايشات براي ما ملاك نيست؟ البته ما منكر نواقص و كم‌كاري‌ها و ناهماهنگي‌هاي مربوط به بهداشت و سلامت و امكان تحقق و عدم آن در مصوبات ستاد مبارزه با كرونا نيستيم، اما اين دليل نمي‌شود كه خدمات انجام شده را انكار كنيم.
سخن پاياني ما اين است كه اصولا چرا بايد مردم به سخنان امثال شما و همفكرانتان گوش دهند و به سخن صدها عالم ديني و عالم فرزانه و متخصصان و كارشناسان ديگر توجه نكنند؟! در بهترين حالت اگر شما را متخصص امور پزشكي و امنيتي و سياسي و اقتصادي و فرهنگي و حديثي و تاريخي و... بدانيم، سوال اين است كه اگر بحث علمي و كارشناسي داريد چرا در محضر عموم جامعه طرح مي‌كنيد؟! مردم چه گناهي كردند كه بايد شاهد دعواي شما با شبكه بهداشت باشند؟! به قول شهيد مطهري بياييد در جمع متخصصين سخن خود را بگوييد تا اگر نقد و پاسخي هست، آن را بشنويد.
وقتي زمينه‌سازي نكرده‌ايم، وقتي يك قدم كار علمي نداريم، وقتي اطباي سنتي و اسلامي هنوز حرف واحدي براي يك بيماري نمي‌زنند و راهكار نجاتي براي مردم جهان با تنوع مزاج‌ها و گروه‌هاي خوني و سن و جنس و... ندارند، وقتي دچار ضعف مباني اعتقادي و فلسفي و علمي هستيم، به چه دليل از دين و مباني ديني خرج مي‌كنيم؟ چرا با يك واكسن يا شيوه نامه‌هاي بهداشتي كه مي‌تواند مانع مرگ انسان‌ها شود مخالفت مي‌كنيم؟! چرا گاه خلاف فرمايشان صريح رهبري اظهار نظر مي‌كنيم؟!

 يادداشت مهمان

ميثاق طلبگي در تاجيكستان


علي اسفنديار
رويداد پيوستن كشورمان به سازمان شانگهاي دستاورد و شيريني بزرگي بود كه نصيب ملت ايران شد، ايران زين پس جزء چهار كشور برتر آسيايي بيش از گذشته نقش‌آفريني مي‌كند؛ رئيس جمهور در اين‌باره از وزارتخانه‌ها خواسته كه ظرفيت‌هاي همكاري با سازمان همكاري‌هاي شانگهاي را شناسايي كنند.
اما نخستين سفر خارجي رئيس دولت سيزدهم، شيريني‌هاي ديگري نيز به همراه داشته است از جمله حضور در دانشگاه ملي تاجيكستان و اهداي دكتراي افتخاري اين دانشگاه به آيت الله رئيسي است كه اين اقدام، نشان از جايگاه علمي و آكادميك آيت الله رئيسي داشت. اما بازتاب واكنش آيت الله رئيسي به اقدام علمي دانشگاه تاجيكسان، در مجامع حوزوي و رسانه‌ها درخور توجه بوده است؛ رئيس جمهور در كنار قدرداني از اقدام دانشگاه ملي تاجيكستان و دريافت دكتراي افتخاري گفت: «براي بنده عنوان طلبگي حوزه‌هاي علميه بر هر عنوان ديگري برتري دارد.» اين جمله از دو بُعد قابل بررسي است:
سخنان رئيسي از يك سو، يادآور سخنان رهبر انقلاب درباره ميثاق طلبگي و امتناع ايشان از دريافت دكتراي افتخاري دانشگاه تهران بود، رهبر انقلاب نيز در اين باره فرمودند: «اگر خداوند كريم كمك كند، به همان ميثاق طلبگي متعهد و پايبند خواهم بود.»
و از سوي ديگر يادآور بي‌مبالاتي هشت‌ساله حسن روحاني در برابر شأن و جايگاه طلبگي‌اش بود آن هم در قامت يك رئيس جمهور يادآوري كرد!