صفحه گفته ها و نكته ها

واردات واكسن و زندان خودساخته دولت روحاني!

شايد گمان كنيد كه واردات واكسن به ايران روندي پيچيده و سخت دارد، روحاني با انبوهي از رسانه‌هاي داخلي و خارجي اين‌گونه صحنه‌سازي كرده بود كه خريد و واردات واكسن تنها به توافق با بايدن بستگي دارد و اگر در برابر آمريكايي‌ها تسليم نشويم، مردم بايد يكي پس از ديگري جان خود را از دست بدهند. اما رئيسي نشان داده سياست خارجه آنقدرها هم پيچيده نيست؛ مي‌توان با يك تماس تلفني با شي جين‌پينگ به‌اندازه نياز واكسن به كشور وارد كرد تا جايي كه رئيس هلال‌احمر از واردات ۱۸۰ ميليون دوزي آن تا بهمن‌ماه خبر داده است.

به همت دولت جديد و پيگيري‌هاي انجام‌شده، ميزان واكسيناسيون روزانه تقريباً دو برابر شده و به بيش از يك‌ميليون و ۱۰۰ هزار دُز رسيده است. به نظر مي‌رسد زمان راست آزمايي اقدامات روحاني فرارسيدهاست. اكبر گنجي عضو افراطي جبهه اصلاحات اسفند دو سال قبل، در آغاز فراگيري كرونا نوشت: ما كارمندان دولت‌هاي راست افراطي، از طريق كرونا هراسي، ايران و ايرانيان را نابود خواهيم كرد. ما كارمند رسمي بخش پروپاگانداي دولت ترامپ، جانسون، نتانياهو و سعودي هستيم. وظيفه ما وحشت‌افكني است تا با فروپاشاندن سازمان اجتماعي، مردم را به خشونت جمعي بكشانيم... گمان باطل نكنيد كه ما مخالف سياسي و... هستيم؛ نه، ما فقط كارمند پروپاگانداي دولت‌هاي راست افراطي هستيم. ما تشنه مرگ و خون مردم ايرانيم. كاري را كه شديدترين تحريم‌هاي تاريخ نتوانست با ايران انجام دهد، ما موظفيم انجام دهيم».

واقعيت آن است كه رئيسي حصار تحريم و حصار خود تحريمي نفوذي‌ها را شكست، حالا مردم به‌خوبي مي‌دانند كه ۸ سال در زندان خودساخته روحاني اسير اشتباهات پي‌درپي ليبرال‌ها شده و با كدهاي غلط آن‌ها خسارت‌هاي فراواني ديده‌اند. حالا زمان، زمان آن است كه خسارت‌هاي روحي، جاني و اقتصادي مردم در سبد محاسبه قرارگرفته و قوه قضائيه و نهادهاي نظارتي نگاه ويژه به پرونده واردات واكسن در دولت قبل داشته باشند.

«رييس جمهور» به اضافه ادب و اخلاص

محمدهادي سمتي

بخشي از نشست اداري استان خراسان جنوبي را تماشا ‌كردم، سيدابراهيم رئيسي بدون تكلف و اداواطوار حرف مي‌زند. در لابه‌لاي سخن گفتنش خنده‌هاي ناموزون و طعنه و كنايه‌هاي رؤساي جمهور قبلي پيدا نمي‌شود.

در قامت رئيس دولت حديث و روايت مي‌خواند و البته برداشت آزاد و حرف ناحساب را هم به آيه و روايت نمي‌چسباند.

پيدا است كه به مردم‌باور دارد و از اداي دين به آن‌ها سخن مي‌گويد. او در سخنانش بدون اين‌كه بخواهد نقش بازي كند و رفتاري نفاق آلود داشته باشد از فرمان امام جامعه درباره مسائل مختلف حرف مي‌زند و به‌طور آشكار باور عميقش را به كلام رهبري در اين مورد كه "هيچ مشكلي در مملكت نيست كه حل‌شدني نباشد" اعلام مي‌كند.

رئيس دولت سيزدهم خيلي راحت روي زمين و در چند قدمي مردم مي‌نشيند و نياز نيست كه صندلي مخصوص برايش آماده كنند. سفرهاي روز جمعه دولت، زنده كننده نشاط و تعطيل كننده خستگي در تعطيل‌ترين روز هفته است.

دولت سيزدهم مي‌تواند و بايد اين ويژگي‌ها را به‌عنوان منشور خدمت در نظر داشته باشد و تا خط پايان با همين دست‌فرمان حركت كند.

نقدي براظهارات غيركارشناسانه و دشمن شادكن

قاسم روانبخش

بعد از اظهار نظرهاي غيركارشناسانه مهدي نصيري بر ضد حجاب و شعار دشمن‌پسند «نه به حجاب اجباري» اين روزها كار وي به حمايت از يك مرتد معدوم دهه 60،‌ حبيب الله آشوري رسيده است.

وي اين مرتد اعدامي را روحاني انقلابي ناميده و از اعدام وي به شدت اظهار تأسف كرده،‌ خواهان «جبران مادي و معنوي اين خون به ناحق ريخته و ديگر خون‌هاي به ناحق ريخته از اين قبيل» شده است! وي علاوه برحمايت اين اعدامي مرتد و افراد مشابه وي،‌ علامه مصباح و آيت‌ا... خزعلي و شهيد لاجوردي را به خاطر نقشي كه وي ادعا مي‌كند محكوم كرده است!! معلوم نيست كه منظور وي از«ديگر خون‌هاي به ناحق ريخته» چه كساني هستند؟ آيا منظور وي برخي عناصر محارب سازمان مخوف مجاهدين خلق و چريك‌هاي فدايي خلق است يا فرد ديگري را اراده كرده است؟

با اين دست وفرماني كه مهدي نصيري حركت مي‌كند، ‌بعيد نيست در آينده‌اي نزديك، وي از صدور حكم ارتداد سلمان رشدي توسط حضرت امام خميني ره نيز اظهار تاسف كند و آن را برداشت شخصي حضرت امام ره بداند و خواهان «جبران حقوق مادي و معنوي» سلمان رشدي شود. البته بند پاياني ياداشت وي «توجه به نقطه محوري ديدگاه حيرت يعني عدم اتمام حجت بر اغلب قاطع انسان‌ها در عصر غيبت و فقدان حاكميت امام معصوم، باب هر گونه خشونت‏ورزي با پيروان اديان و مذاهب و دگرانديشان را بسته و تنها به گفتگو و بلاغ مبين و منطقيِ آنچه مؤمنان و صاحبان عقايد، حق و حقيقت قلمداد مي‌كنند، توصيه مي‌كند.» مويد آن است كه وي هم اكنون نيز بر همين عقيده است ولي به خاطر ترس از برچسب ضديت با امام خميني( ره) و تعريف شدن در جرگه سلمان رشدي،‌ از اظهار آن واهمه دارد. امام خميني ره قبلا پيش بيني كرده بودند كه ده سال بعد از صدور اين حكم، برخي روشنفكر نمايان و وابستگان به غرب اين فتواي انقلابي و ديني را زير سوال ببرند. ولي از مدعيان انقلابي گري و ضد مدرنيته بسيار بعيد بود.

نكته ديگري كه جاي تامل دارد ظاهر شدن حقيقت دروني مهدي نصيري است او در اين يادداشت مي‌نويسد«بر اساس فتواي برخي فقهاي شيعه اساسا اجراي حدود الهي از مناصب امام و حاكم معصوم است و در عصر غيبت كسي حق اجراي حدود از جمله حد ارتداد را ندارد.» فاصله گرفتن از ديدگاه حضرت امام (ره) و فقهاي به نام انقلابي،‌ و روي آوردن آشكار به برخي فقهاي ادعايي مدعي لزوم تعطيل احكام سياسي،‌قضايي و حكومتي دين در عصر غيبت،‌ حقيقتي است كه پس از سال‌ها كمون،‌ امروز به ظهور رسيده و نشانگرنهادينه بودن افكار پوسيده انجمن حجتيه در دل ايشان است. عمق بي‌احترامي به علامه مصباح و آيت‌ا... خزعلي نيز ممكن است از چنين باورهايي نشات گرفته باشد. آيت‌ا... خزعلي از مدافعان سرسخت انقلاب اسلامي بود و علامه مصباح يزدي عقبه تئوريك نظام اسلامي.

نصيري در اين نوشته،‌ كه در صدد تبرئه آشوري است به موضوع قرائت‌هاي مختلف از دين كه شيطاني‌ترين شبهه تاريخ اديان است تمسك كرده و كتاب ضلال او را نوعي برداشت از اسلام در برابر برداشت علامه مصباح و آيت‌ا... خزعلي دانسته است! بد نيست براي اطلاع خوانندگان محترم از جمله مهدي نصيري يكي از قرائت‌هاي خنده آور آشوري از قرآن را براي شما يادآوري كنم. علامه مصباح مي‌فرمودند آشوري بر اساس تفكر ماترياليستي و ماركسيستي و اشتراكي خودش از آيه شريفه «نسائكم حرث لكم فاتوا حرثكم انّي شئتم» معتقد به ازدواج جمعي بود و اين گونه برداشت مي‌كرد كه همه زنان شما همسر همه مردان شما هستند هر يك از شما مي‌توانيد از هر يك از آن‌ها بهرمند شويد! وي بر همين اساس خانه‌هاي تيمي خاصي در سمنان ايجاد كرده بود كه روابط زن و مرد را بر همين اساس اشتراكي تنظيم كرده بود.

آخرين نكته اين است كه‌خوب است آقاي مهدي نصيري آخرين ايستگاه خودش را مشخص كند تاروشن شود كه وي تا كجا قرار است به پيش برود و در كدام ايستگاه قرار است متوقف شود؟

 تقواي مطبوعاتي

اصلاح طلبان:
به افغانستان نمي‌رويم در تهران مناظره مي‌كنيم

روزنامه شرق در مطلبي با عنوان «تشكيل ‌تيپ اصلاحاتيون! » نوشت: «مصطفي كواكبيان در توييتي نوشت:"به جناب شريعتمداري كه خواستار حضور اصلاح‌طلبان در پنجشير شده، مي‌گويم احمد مسعود كمك نظامي در ميدان را نخواسته، بلكه حمايت در عرصه ديپلماسي مطرح است كه آن را هم دريغ كرديد! مگر در مقابله با تروريسم بايد فرقي بين افغانستان و سوريه باشد؟ جناب‌عالي را به مناظره در صداوسيما دعوت مي‌كنم".»
يكي از ويژگي‌هاي اصلي جريان تندرو اصلاح طلب، تناقض‌هاي فاحش اين طيف است. چرا اين طيف تناقض‌هاي فاحش دارد!؟ به اين دليل كه اختيارش دست خودش نيست، وقتي قرار است همراستا با كاخ سفيد عمل كني، ناچار به تناقض گويي‌هاي عجيب و غريب مي‌رسي.
واقعيت اين است كه جريان تندرو اصلاح طلب نه نگران مردم افغانستان است و نه دلواپس پنجشير و كابل. اين طيف حتي براي منافع ملي و عزت مردم ايران هم تره خرد نمي‌كند.

 گفت ولي نگفت

بي اعتنايي ايران به مذاكرات برجام ناشي از عدم اعتماد به آمريكا


يكي از تحليل گران آمريكايي گفت: خلف وعده بايدن در احياي برجام و لغو تحريمها، ايران را به بي‌اعتنايي درباره مذاكرات برجام واداشت.
ولي نگفت مشكل ايران با غرب چيزي فراتر از خلف وعده رئيس جمهور جديد آمريكاست. ايران اساسا به دولت آمريكا –صرف نظر از اين‌كه چه كسي بر سر كار باشد- اعتماد ندارد. جمهوري اسلامي ايران بارها گفته است روساي جمهور آمريكا خواه دموكرات يا جمهوري خواه فرقي براي ايران ندارند زيرا آنان در دشمني با جمهوري اسلامي اتفاق نظر دارند. بنابراين از ابتدا نيز ايران حسابي بر روي تبليغات انتخاباتي بايدن باز نكرده بود و بارها اعلام كرد برايش فرقي نميكند چه كسي در آمريكا انتخاب شود زيرا ميداند آنان در فشار بر ملت ايران و اعمال تحريمهاي ظالمانه عليه جمهوري اسلامي اتفاق نظر دارند. همان گونه كه جمهوري اسلامي پيش بيني مي‌كرد بايدن برخلاف لفاظي‌هايش درباره احياي برجام، همان روش ترامپ براي فشار عليه تهران را در پيش گرفته و تلاش ميكند همان اشتباه روساي جمهور قبلي را تكرار كند.


 حديث تلخ

فرجام چريك‌هاي فدايي خلق


سازمان چريك‌هاي فدايي خلق پس از پيروزي انقلاب اسلامي با اختلاف‌نظر داخلي مواجه شد. گروه اكثريت فدائيان خلق مانند حزب توده، موضع مسالمت‌آميزي در برابر جمهوري اسلامي داشت اما اقليت مدعي بود كه فرايند انقلاب ناكامل است و براي تضمين تكميل آن بايد اتحاد كارگران و دهقانان را جايگزين جمهوري اسلامي كرد؛ و از طريق يك جنگ مسلحانه تحت رهبري خود بايد آن را كامل كرد. به اين دليل علاوه بر پايتخت كه مركز اصلي فعاليت آنها بود، در مناطق قومي و حاشيه‌اي ايران نيز به مسائل قومي و منطقه‌اي دامن زدند و در بحران‌هاي قومي در مناطق كردستان، بلوچستان، گنبد و خوزستان نقش فعالي ايجاد داشتند. نظريه‌پردازان اين سازمان، پس از سردرگمي و انشعاب سرانجام به اين تصميم رسيدند كه از يك ساختار چريكي زيرزميني به يك نيروي سياسي گسترده تبديل شوند.
اما با استقبال از سوي توده مردم مواجه نشدند و با ناسازگاري با هويت اسلامي توده مردم انقلابي به رويارويي با جمهوري اسلامي پرداختند. رويارويي آشكار فدائيان در غائله تركمن صحرا و گنبد كاووس خود را نشان داد. اين سازمان در كردستان نيز فعال شد و با همكاري برخي گروه‌هاي چپ ماركسيستي، در مقابل انقلاب قرار گرفت. آنها با شعار «حمايت از حقوق اقليت‌ها» از شورش حزب دمكرات كردستان ...
... و كومله و جدايي‌طلبان در ساير مناطق ايران حمايت مي‌كردند. سازمان چريك‌هاي فدايي خلق به علت ناسازگاري با انقلاب اسلامي و سردرگمي كه چندين بار دچار انشعاب به اكثريت و اقليت شده بود، پس از شكست جناح ليبرال و عزل بني‌صدر، قيام مسلحانه خود عليه جمهوري اسلامي را شدت بخشيد.
با مهار گروه‌هاي تجزبه‌طلب قومي و منطقه‌اي توسط نيروهاي نظامي و منطقه‌اي راهبرد فدائيان خلق نيز با شكست مواجه شد. اين شكست به انشعاب ميان آنها انجاميد. اين تشكيلات در تابستان 1360 همراه سازمان منافقين خلق، كه دست به عمليات مسلحانه عليه جمهوري اسلامي زده بود، توسط نيروهاي امنيتي در داخل كشور محدود شد و فعاليت محدود آنها در خارج از كشور تداوم يافت. مجموعه رهبري آن با فرار به اروپا و عراق به اقدام‌هاي ايذايي عليه جمهوري اسلامي به خصوص در دوره جنگ تحميلي پرداخت.