صفحه جوان

گفتاري از توليت آستان قدس رضوي؛
روايتي از مراودات مرحوم علامه حكيمي با حضرت آيت الله خامنه‌اي

بخش اول

متن پيش رو به روايت حجت الاسلام احمد مروي، توليت آستان قدس رضوي است كه نكاتي درباره ابعاد شخصيتي مرحوم محمدرضا حكيمي و خاطراتي از مراوادت وي با رهبر انقلاب است كه از سوي پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب منتشر شده است. بخش‌هايي از اين گفتار تقديم خوانندگان محترم مي‌شود:

«رفيق ديرين» رهبر انقلاب

در آغاز صحبتم وظيفه‌ي خود مي‌دانم كه ارتحال اين عالم رباني و روشن‌فكر دل‌سوخته و متفكر و نويسنده‌ي نوآور را خصوصاً خدمت رهبر انقلاب تسليت عرض كنم كه ايشان در پيامشان از علامه حكيمي به‌عنوان «رفيق ديرين‌» خو د ياد كردند. ان‌شاءالله خداوند روح پاك اين عالم جليل‌القدر را با اوليا خود محشور بفرمايد. ما اگر بخواهيم در مورد مرحوم علامه حكيمي صحبت كنيم، از چند منظر بايد به اين مسئله بپردازيم. اوّل، آن دوره‌اي كه ايشان در مشهد بود و به‌عنوان دوره‌ي رشد و ساخته‌شدن ايشان به‌حساب مي‌آيد، بعد هم دوره‌ي هجرتشان به تهران كه تا آخر عمر آنجا بود.

ايشان اصالتاً مشهدي بود. پدر و مادرش هم متولد اين شهر بودند. آن ايام كه ايشان در مشهد بود، در يكي از حجره‌هاي مدرسه‌ي نواب به دروس حوزوي اشتغال داشت و با آن استعداد وافرش توانست درس‌هاي حوزه را به‌خوبي و شايستگي طي كند.

من خاطره‌اي دارم از خود اين بزرگوار كه مي‌گفت مدرسه كه تمام شد، در درس خارج مرحوم آيت‌الله ميلاني -آن مرجع بزرگ و كم‌نظير- شركت مي‌كردم. تقريباً ۲۳ سال داشتم و جوان بودم كه در درس اين فقيه بزرگ شركت مي‌كردم و هر وقت مسئله‌اي را مطرح مي‌كردم، استاد اشكال را توجه مي‌كرد و با سعه‌صدر پاسخ مي‌داد. بسيار هم به من علاقه‌مند بود. يك روز در آن مدرسه من پشت ستون نشسته بودم. حضرت آيت‌الله ميلاني تشريف آورد و شروع به درس‌گفتن كرد و چون من پشت ستون بودم، من را نديد. حين درس‌دادن پرسيد آقاي حكيمي كجاست؟ من از پشت ستون خودم را نشان دادم و عرض كردم آقا من اينجا نشستم. فرمود، آهان خواستم ببينم سر درس هستي يا نه.

وقتي افلاطون درس مي‌گفت، اگر ارسطو پاي درسش نبود، آن روز براي افلاطون درس‌گفتن سخت مي‌شد. با اين فرمايش، مرحوم آيت‌الله ميلاني آقاي محمدرضا حكيمي را كه جواني ۲۳ ساله بود، به ارسطوي درسش تشبيه مي‌كند؛ بسيار بااستعداد، خوش‌فكر، پُرتلاش و پُرمطالعه.

گعده طلبگي با رهبر انقلاب

يادم هست اواسط دهه‌ي ۷۰ بود كه مرحوم آقاي حكيمي تصميم گرفت به مشهد برگردد و باقي‌مانده‌ي عمرش را در جوار حضرت رضا عليه‌السلام باشد. با بعضي از دوستان قديمي‌اش خداحافظي كرد و گفت من به مشهد مي‌روم و ديگر معلوم نيست به تهران بازگردم. به بنده هم گفت دوست دارم خدمت رهبر انقلاب برسم و از ايشان هم خداحافظي كنم. بنده هم خدمت حضرت آقا عرض كردم و ايشان فرمودند آقاي حكيمي فلان شب شام تشريف بياورند و در خدمتشان باشيم‌. در آن ديدار بنده هم توفيق حضور داشتم. قبل از شام حدود يك ساعت و بيست دقيقه به قول طلبه‌ها گعده‌ي طلبگي صورت گرفت. شايد دو سوم از آن جلسه به بيان فضيلت‌ها و روايت خاطرات حضرت آقا و مرحوم علامه حكيمي از مرحوم آيت‌الله شيخ مجتبي قزويني گذشت‌.

يكي ديگر از خصوصيات آقاي حكيمي آن‌طور كه خودش هم گفت، عشق و علاقه‌ي وافر به امام رضوان‌الله‌تعالي‌عليه بود. ايشان مي‌گفت وقتي حضرت امام نهضت را شروع كردند، ما همه‌ي آرزوها و آمال‌هايمان را در امام ديديم. ما امام را تبلور عدالت اسلامي، تبلور عاشوراي حسيني و تبلور عالم حقيقي ديديم. به همين خاطر مرحوم آقاي حكيمي خيلي تلاش كرد كه بتواند بين حوزه‌هاي علميه‌ي مشهد و قم پيوند ايجاد كند و در اين راه از هيچ تلاشي مضايقه نكرد؛ تا آنجايي كه مرحوم آيت‌الله شيخ مجتبي قزويني را از مشهد به قم برد تا با حضرت امام ديدار كند.

با اينكه از نظر مشرب فكري بين امام و مرحوم آيت‌الله شيخ مجتبي فاصله‌ي زياد بود، (امام اهل فلسفه بودند و مرحوم شيخ آقا مجتبي كاملاً نقطه مقابل اين ديدگاه و به تعبير خود علامه حكيمي جز رهبران مكتب تفكيك بود) امّا آقا شيخ مجتبي كه به‌لحاظ مكتب فكري در نقطه مقابل امام بود به ديدن ايشان رفت و وقتي جلسه‌ي خصوصي برقرار مي‌شود، آن اختلاف فكري در حوزه‌ي مسائل فلسفي و عرفاني كنار گذاشته مي‌شود و مرحوم آقا شيخ مجتبي يكي از مروجين و طرفداران امام مي‌شود. تعبيري هم از حضرت امام با اين مضمون دارد كه اين مرد پرچم اسلام را بلندكرده و بايد همه از او حمايت كنيم.

مرحوم علامه حكيمي نقل مي‌كرد كه مرحوم آقا شيخ مجتبي عكسي از امام را در طاقچه‌ي اتاقش گذاشته بود. براي فضاي آن روز مشهد، آن هم در زمان اختلاف مكتب فلسفي امام با شيخ مجتبي، قراردادن عكس امام در اتاق مرحوم آقا شيخ مجتبي براي خيلي‌ها اعجاب‌آور بود؛ چون علما معمولاً رسم ندارند عكس عالم ديگري را در خانه‌شان قرار دهند. مرحوم حكيمي نقل مي‌كرد روزي آقا شيخ مجتبي به من گفت بعضي‌ها به من اعتراض مي‌كنند كه شما چرا عكس آيت‌الله خميني را در خانه‌تان گذاشتيد، ايشان طرفدار فلسفه‌اند و شما كاملاً ضدفلسفه‌ايد. بعد به آقاي حكيمي مي‌گويد اين‌ها نمي‌فهمند امروز عَلَم اسلام دست اين سيد است و ما هر كداممان بايد به سهم خودمان اين آقا را تقويت، بزرگ و حمايت كنيم. در اين قضيه كه مرحوم آقا شيخ مجتبي اين‌گونه به امام رضوان‌الله‌تعالي‌عليه علاقه‌مند و طرفدار شد، مرحوم آقاي حكيمي نقش بسزايي داشت...

آن جلسه به يادماندني با رهبر انقلاب

سال ۶۹ بود كه رهبر انقلاب به من گفتند علاقه‌مندم آقاي حكيمي را ملاقات كنم. براي فلان روز، ناهار ايشان را دعوت كنيد. من به آقاي حكيمي عرض كردم كه فلان روز ناهار مهمان رهبر انقلاب هستيد. آقاي حكيمي گفت آقا من حالا در حضور ايشان بيايم چه بگويم و چه‌كار كنم؟ من اگر بيايم و هيچ چيز نگويم، روز قيامت مسئولم كه در محضر حاكم اسلامي رفتم، ولي درد و رنج مردم را منتقل نكردم و نگفتم. و اگر هم اين مطالب را بگويم (نابساماني‌هاي اقتصادي، فقر، نداري، تبعيض و …) ممكن است خيلي مورد پسند واقع نشود يا خود ايشان بگويد آقا من مطلعم از اين مسائل. خب آمدن من چه فايده‌اي دارد. من بايد از اين ملاقات بهره‌اي ببرم. بنده به ايشان عرض كردم، شما تشريف بياوريد، هرچه تشخيص مي‌دهيد و دوست داريد آنجا بيان كنيد. حضرت آقا سعه‌ي صدرشان خيلي بالاست و در نيت پاك و صداقت و اخلاص شما كمترين ترديدي ندارند. لذا، هرچه بگوييد آقا استقبال مي‌كنند، هيچ نگران نباشيد.

آن روز مقرر محقق شد و ايشان خدمت آقا تشريف آورد. صحبت‌هايي شد و جناب آقاي علامه حكيمي هم شروع به بيان دردها و مشكلات بخشي از مردم كرد و به يك‌سري مصاديق اشاره كرد. صحبت‌هايش كه تمام شد، آقا فرمودند جناب آقاي حكيمي، اين مطالبي كه فرموديد ما بيش از اين‌ها خبر داريم. بنده گزارش‌ها و نامه‌ها را مي‌خوانم، ملاقات‌هاي فراواني با اقشار مختلف دارم. شما يك گوشه از اين‌ها را خبر داريد. بله، اين نابساماني‌ها و مشكلات هست، ما هم در فكر هستيم و بي‌تفاوت نيستيم. آقاي حكيمي رو كرد به بنده گفت خب ببينيد پس خود آقا در جريان هستند و بهتر از ما هم اطلاع دارند، پس آمدن من چه سودي داشت؟ آقا فرمودند آقاي حكيمي، فلاني درست گفته است. بله، من اطلاعاتم در اين حوزه‌ها كم نيست و خيلي اطلاعات دارم؛ امّا آمدن امثال شما و جلسات با شماها ما را روي اين موضوعات بيشتر حساس مي‌كند. اين خيلي مؤثر است.

بله، اين اخبار و اطلاعات را ما داريم و به مسئولان هم تذكر مي‌دهيم. دغدغه‌ي ما هم هست، امّا آن‌قدر داده‌هاي ذهني ما متفاوت و متعدد و زياد هست كه گاهي روي اين امر كه مي‌خواهيم متمركز بشويم، مسئله‌ي جديدي به‌وجود مي‌آيد، يك امر ديگري پديد مي‌آيد و غفلت مي‌شود از مسئله‌اي، امّا حضور و تذكردادن‌هاي شماها، ما را روي اين مسئله حساس مي‌كند. اين مي‌شود يك مسئله‌ي ذهني هميشگي ما. لذا، ما استقبال مي‌كنيم كه شماها تشريف بياوريد همين نكات را به ما بگوييد.

اين خاطره را بيان كردم كه بگويم علامه حكيمي هميشه دغدغه‌ي مردم به‌ويژه نيازمندان را داشت و در هر جلسه و محفلي اين مسائل را بيان مي‌كرد و پرچم عدالت واقعي را بلند كرد؛ آن هم عدالتي برخواسته از آيات و روايات.

ادامه دارد...

 ولايت و جوانان

تصميم‌گيري و نوع استنتاج از يك حادثه


جواني را فرض كنيد كه در خانواده‌ي مرفهي زندگي مي‌كند و هيچ مشكلي برايش نيست؛ براي خوابيدنش تخت دارد، براي مطالعه‌اش ميز دارد، براي رفت و آمدش اتومبيل دارد، براي وقت گرمايش كولر و براي وقت سرمايش چه و چه دارد و وقت ناهار، برايش غذا را مي‌آورند. اگر اين شرايط در اين جوان، اين تأثير را بگذارد كه او را تنبل، بيكاره و بي‌همت كند و بدون اين‌كه بتواند تواناييهاي خودش را شناسايي كند، بار بياورد، اين زندگي راحت، براي او يك بلاست؛ چون اگر اين وضعيت را در آينده‌ي زندگيش اصلاح نكند، دچار بدبختي خواهد شد و زندگي بدي خواهد داشت. پس تصميم‌گيري بعدي و نوع استنتاج از يك حادثه، مي‌تواند براي انسان، تعيين كننده باشد.
(بيانات در ديدار جمعي از دانشجويان مجروح در كوي دانشگاه)
چشم ايران عزيز به تلاش جوانان
ايران عزيز براي رسيدن به هدفهاي بزرگي كه به‌بركت انقلاب اسلامي در برابر او ترسيم شد، چشم به تلاش جوانان در عرصه‌ي علم و معرفت دوخته است، و بدون آن، فروغ خودباوري و استقلال ملي كه در طول دو دهه از انقلاب همواره راهگشاي ملت و دولت ما در گذرگاههاي دشوار بوده است، به ضعف خواهد گرائيد.
پيام به مناسبت بازگشايي دانشگاه‌ها 06/07/1378

 نکته

جوانان در طليعه دولت مردمي سيزدهم؛ به ازدواج بيانديشند


بخش سوم / مريم خاكي نژاد
پرواضح است كه بقاى نسل و داشتن فرزندان و در نتيجه امتداد حيات، كه هر انسانى به اقتضاى طبع اولى به آن مايل است، با پيمان زناشويى، تشكيل خانواده و تحمل مسؤوليت هاى خانوادگى آغاز مى گردد، و بدين ترتيب ميل به زناشويى به تقاضاى شديد فطرت انجام مى گيرد.
خداوند در قرآن مجيد مى فرمايد: (وَ اللّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ اَزْواجِكُمْ بِنينَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَكُمْ مِنْ الطَّيِّبات)(سوره نحل (16) آيه 72. ) «خداوند براى شما از جنس خودتان همسران قرار داد و براى شما از همسرانتان فرزندان و نوادگان پديد آورد و از چيزهاى پاكيزه روزى تان داد.»
ازدواج بالا برنده ارزش اعمال انسان است چنانكه امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ مى‏فرمايد: «رَكْعَتانِ يُصَلّيها الْمُتَزَوِّجُ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً يُصَلّيهَا الْعَزَبُ.»( . حر عاملي، محمد بن حسن ، تفصيل وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه ، ج 14، ص 6.) «دو ركعت نماز كه انسان متأهل بخواند، از هفتاد ركعت نماز كه انسان مجرد بخواند، برتر است.»
ازدواج تكميل كننده زن و مرد است و قرآن، زن و مرد را لباس همديگر مى داند: (هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ اَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ)(سوره بقره (2) آيه 187) «زنان لباس شما مردانند و شما مردان لباس زن‏هاييد.» يعنى شما زنان و مردان مكمّل، حافظ، آبروبخش و رازپوش همديگريد و هر كدام به ديگرى نيازمنديد.
دين اسلام ـ برخلاف برخى مكاتب منحرف ـ ازدواج را فضيلتى مقدس مى شمرد و آن را آيه اى از آيات خدا و سنت محبوب و لازمى از سنن رسول خدا معرفى مى كند.
ادامه دارد...