صفحه گفته ها و نكته ها

تلاش اصلاح طلبان براي ايجاد اختلاف در ميان دولتمردان

به گزارش مشرق، روزنامه شرق در مطلبي با عنوان «‌رقابت رفقاي جنگ در پاستور» نوشت:«يك ماه است كه ابراهيم رئيسي دولت را در دست گرفته و دوهفته‌اي است كه كابينه را با وزراي انتخابي خود برگزار مي‌كند. او در ابتداي راه دولت سيزدهم است و در بيشتر سخنراني‌هاي خود ازجمله «بايد انجام شود» استفاده مي‌كند و به مردم قول آينده‌اي بهتر مي‌دهد، در چند روز اخير به استان خوزستان و سيستان‌وبلوچستان سفر كرده و به قول معاون پارلماني دولت، ابتدا در جمع مردم حضور داشته و بعد به جلسه با مسؤولان رفته است؛ اما بايد اين واقعيت را نيز پذيرفت كه كشور در شرايط اقتصادي خوبي نيست و هر وعده‌اي مي‌تواند انتظارات بسيار زيادي را در ذهن مردم ايجاد كند».

اين روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«يكي از نكات مهمي كه دولت رئيسي با آن دست به گريبان است، مسائل و مشكلات اقتصادي است كه با انتخاب محسن رضايي درصدد رفع آن مشكلات است... هرچند از ابتدا اين تصور بود كه محمد مخبر، معاون اول رئيس‌جمهور و رئيس سابق ستاد اجرايي فرمان امام، بازوي رئيسي براي حل مشكلات اقتصادي باشد».

شرق در ادامه نوشت:«با ورود رضايي به تيم دولت، شايعه اختلاف رئيس‌جمهور و معاون اولش بر سر مسائل اقتصادي بيشتر به چشم آمد. حتي اقتصادآنلاين به نقل از يك منبع موثق نوشت كه دليل تأخير اعلام كابينه، مخالفت مخبر با اعضاي اصلي تيم اقتصادي دولت بوده؛ زيرا اين اعتقاد را داشته كه با اين افراد و در شرايط بحراني فعلي نمي‌توان اقتصاد كشور را مديريت كرد؛ اما در نهايت احسان خاندوزي كه گفته مي‌شود به محسن رضايي نزديك است، به‌عنوان وزير اقتصاد به پارلمان معرفي شد و رأي نيز آورد.»

در شرايطي كه تنها چند هفته از آغاز به كار دولت سيزدهم سپري شده است، جريان اصلاح طلب با بي‌قراري در پي ايجاد اختلاف ميان دولتمردان است.

اين جريان سياسي، يكروز به وعده ساخت يك ميليون مسكن در سال حمله كرده و روز ديگر سفرهاي استاني رئيس جمهور را آماج حمله قرار مي‌دهد.

وقتي يك طيف سياسي نه كارنامه قابل دفاع داشته باشد و نه برنامه‌اي كاربردي براي رفع مشكلات كشور در اختيار داشته باشد، تنها كاري كه توانايي آن دارد اين مي‌شود كه به مايوس كردن مردم و ايجاد اختلاف ميان مسؤولان كشور مشغول شود.

اصلاح طلبان نبايد فراموش كنند كه بانيان اصلي وضع موجود هستند. اين طيف حداقل ۸ سال سكان اجرايي كشور را در اختيار داشت ولي به هيچ عنوان نتوانست كارنامه‌اي قابل قبول به افكارعمومي ارائه كند.

آخرين وعده زنگنه هم پوچ از آب درآمد!

جواد اوجي، وزير نفت گفت: در پارس جنوبي هم تلاش مي‌كنيم ۱۲ تا ۱۴ ميليون مترمكعب به رقم برداشت گاز افزوده شود؛ گرچه مقدار مصرف، رشد ۸درصدي دارد اما به توليد گاز آن‌چنان اضافه نمي‌شود.

درحالي كه بيژن زنگنه، وزير سابق نفت در مردادماه سال جاري و در آخرين حضورش در جمع خبرنگاران وعده داده بود كه امسال حدود ۵۰ميليون مترمكعب به توليد گاز كشور اضافه مي‌شود، جواد اوجي، وزير جديد نفت، تحقق اين وعده زنگنه را عملي ندانست.

به گزارش رجا، زمستان سال گذشته براي نخستين بار شاهد صدور جداول خاموشي در فصل سرما بوديم. قطعي‌هاي متعدد برق كه در ميانه زمستان ناشي از كمبود سوخت نيروگاه‌ها بود، شرايطي عجيب در سال پاياني دولت دوازدهم براي تأمين برق زمستانه رقم زد.

«بيژن زنگنه»، وزير سابق نفت در يازدهم مردادماه امسال در آخرين حضورش در جمع خبرنگاران وعده داد كه زمستان امسال 50 ميليون مترمكعب به توليد گاز كشور نسبت به زمستان سال گذشته افزوده مي‌شود، اين وعده زنگنه در صورت تحقق، ميزان ناترازي توليد و مصرف گاز را كه به‌گفته «جواد اوجي»، وزير جديد نفت در زمستان امسال به 200 ميليون مترمكعب در روز مي‌رسد، به‌طور قابل‌توجهي كاهش مي‌داد.

اما آن‌طور كه جواد اوجي در مصاحبه اخير خود اعلام كرده است، مقدار زيادي به توليد و عرضه گاز در زمستان سال جاري نسبت به زمستان سال گذشته اضافه نمي‌شود و اين به‌معناي پوچ بودن آخرين وعده بيژن زنگنه است.

بخشي از 50 ميليون مترمكعب افزايش ظرفيت توليد گاز در زمستان 1400 كه مورد تأكيد زنگنه بود به آغاز برداشت از فاز 11 پارس جنوبي بازمي‌گردد، پروژه‌اي كه سال‌ها به‌خاطر بدعهدي توتال و CNPCI چين و وقت‌كشي وزارت نفت با رؤياي IPC و برجام، با تأخير مواجه شد و آن‌طور كه زنگنه وعده داده بود، برداشت گاز از فاز 11 در زمستان سال جاري محقق نخواهد شد.

جواد اوجي، وزير نفت در مصاحبه اخير خود در خصوص زمستان امسال گفت: «تلاش ما جبران ذخيره‌سازي‌هاي سوخت مايع نيروگاه‌هاي كشور است كه افزون بر بحث تانكرهاي سوخت‌رسان، در بخش بالادست گاز در پارس جنوبي هم تلاش مي‌كنيم 12 تا 14 ميليون مترمكعب به رقم برداشت گاز افزوده شود؛ گرچه مقدار مصرف، رشد 8درصدي دارد اما به توليد گاز آن‌چنان اضافه نمي‌شود.»

سفرهاي استاني رئيس جمهور نبايد مصداق «گفتاردرماني» باشد

«محمدرضا خباز» استاندار سابق سمنان در دولت روحاني كه در دوره مديريت خود بجاي رسيدگي به مشكلات مردم، اقداماتي عجيب از قبيل «مراسم رونمايي از پلاك خانه پدري روحاني» با حضور معاون رئيس جمهور را انجام مي‌داد در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«سفرهاي استاني مثل تيغ دولبه مي‌ماند كه اگر آن عمليات انجام بگيرد اثر اين رفت و آمد و مردمي بودن مثبت‌تر است ولي اگر آن قول‌هايي كه دادند عمل نكنند اين رفت و آمدها اثر منفي‌تري خواهد گذاشت. به اين معني كه رفتن و سر زدن في نفسه خوب است».

خباز در ادامه گفت:«في نفسه مردمي بودن را مي‌ستايم ولي مردمي بودني كه گره‌گشا باشد نه فقط بخواهيم با سخن گفتن و گفتار درماني رضايت مردم را جلب كنيم».

جريان اصلاح طلب در هفته‌هاي اخير بر مسأله سفرهاي استاني رئيس جمهور و دولتمردان تمركز كرده است. اين طيف با حمله به اين اقدام پسنديده، سفرهاي استاني را مصداق پوپوليسم و حركات نمايشي معرفي مي‌كند.

از ديدگاه جريان اصلاح طلب، رئيس جمهور نبايد از ساختمان رياست جمهوري خارج شده و به ميان مردم بيايد. وي بايد با پرهيز از ترك كردن اتاق خود به سامان دادن امور كشور مشغول بوده و حتي به وزراي خود نيز وقت ملاقات ندهد.

از نگاه بخش قابل توجهي از جريان اصلاح طلب، يك دولتمرد بايد در هيات مديره دهها شركت خصوصي حضور داشته باشد و در ويلاي هزار و چندصد متري ساكن باشد و سرمايه چند صد ميلياردي داشته باشد.

يك دولتمرد واقعي بايد ميكروفون خبرنگار خانم را پرت كند، به نساختن مسكن براي مردم افتخار كند، با كفش وارد چادر زلزله زدگان شود، با توهين و تحقير به طرف مقابل بگويد «خودت بمال»، به كشاورز زحمت كش با توهين بگويد «سبوس بخور»، مسافر فرودگاه را با تكبر، تحقير كند و...

بهتر است فعالين اصلاح طلب از توهين به فهم و شعور مردم دست برداشته و درباره مواردي از جمله «گفتاردرماني»، نحوه صحيح ارتباط با مردم و دولت داري سخن نگويند.

 تقواي مطبوعاتي

توصيه برجامي يك اصلاح طلب به رئيس جمهور!

«عباس عبدي» فعال سياسي اصلاح طلب در يادداشتي در روزنامه اعتماد نوشت:«به تعبير اصولي رفع تحريم مقدمه لازم است و مقدمه امر واجب(در اين‌جا تحقق وعده‌ها) نيز واجب است. به علاوه ايجاد اميد نزد مردم بدون اين تحول ممكن نيست. با اين ملاحظه بايد ديد كه آقاي رييسي چه سياستي را نسبت به مساله برجام در پيش خواهد گرفت؟...انتظار مي‌رود كه سياست حل مشكل برجام در دستور كار دولت قرار گيرد و همين راه را انتخاب كند...اگر فرصت را از دست بدهيد، دلار دير يا زود به ۴۰ هزار تومان خواهد رسيد و چنان در گرداب تورم و مسائل ناشي از آن غرق خواهيد شد كه فرصت فكر كردن به ساير امور را پيدا نخواهيد كرد»!
گويا بازي كردن با اعصاب مردم به جزو لاينفك رفتار افراطيون اصلاح طلب تبديل شده است. اين طيف در سال ۹۶ هشدار داد كه اگر رقباي روحاني در انتخابات رياست جمهوري پيروز شوند، با يك وضعيت بغرنج در كشور روبرو خواهيم شد و به واسطه بحراني شدن اوضاع، دلار ۵ هزارتومان خواهد شد.
در «دولتِ اصلاح طلبان» در صنعت هسته‌اي بتن ريخته شد و ادعا شد كه از توان هسته‌اي آبي گرم نمي‌شود. اما اين اقدام نه تنها بهانه را از دست آمريكا نگرفت بلكه اين دولت زورگو و غارتگر را به بهانه‏گيري مجدد تشويق و ترغيب كرد.

 گفت ولي نگفت

حضور ايران كابوس رژيم اشغالگر


ژنرال بازنشسته رژيم صهيونيستي گفت حضور ايران در درياي مديترانه تهديد بزرگي عليه اسرائيل است!
ولي نگفت درياي مديترانه چه ربطي به رژيم‌ صهيونيستي دارد؟! اين رژيم غاصب بايد بداند كه:
اولاً؛ رژيم ‌جعلي اسرائيل به دليل غيرقانوني و جعلي بودن بايد از نقشه جغرافيا محو شود.‌
ثانياً؛ درياي مديترانه و سواحل آن متعلق به كشورهاي اين منطقه است نه رژيم جعلي اسرائيل.
ثالثاً؛ سواحل فلسطين هم به‌زودي از اشغال صهيونيست‌ها خارج شده و به صاحبان اصلي آن باز خواهد گشت.


 حديث تلخ

حزب توده


راهبرد حزب توده پس از انقلاب، ايفاي نقش «اپوزيسيون وفادار و قانوني» جمهوري اسلامي قرار داشت در عين حال مناسبات نزديك‌تر جمهوري اسلامي با اتحاد شوروي را نيز ترويج مي‌كرد.(فوزي، 1387: 370) در ضمن براي تضعيف جناح ليبرال‌ها كه در 9 ماهه نخست انقلاب دولت موقت را تشكيل داده بودند، با نيروهاي مكتبي اتحاد راهكنشي داشت و از مكتبي‌ها در برابر ليبرال‌ها جانب‌داري مي‌كرد.
اين اقدام‌ها و خيانت‌ها باعث شد كه در بهمن 1361 به دليل مظنون شدن نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي به فعاليت‌هاي غيرقانوني و جاسوسي تحت پيگرد قرار گيرد و پس از اثبات تخلفات، در ارديبهشت 1362، اين حزب از سوي جمهوري اسلامي رسماً منحل اعلام شد و سران آن بازداشت و برخي از آنها به اقدام‌هاي خود اعتراف كرده و ابراز ندامت كردند.(احمدي حاجيكلايي، 1387: 340 – 357) احسان طبري معروف‌ترين نظريه‌پرداز حزب توده، كتاب «كژ راهه» را درباره اشتباه بودن حزب توده نوشت. اگرچه تعداد معدودي از توده‌اي‌ها به خارج از كشور فرار كردند اما در حقيقت اين حزب براي هميشه در آرشيو تاريخ ايران بايگاني شد و قبل از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي، كمونيسم در ايران شكست خورد و براي هميشه حذف شد.
جريان ماركسيستي در ايران به حزب توده محدود نمي‌شود و اتفاقاً در سال‌هاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي، چپ‌گرايان در ايران بسيار فعال بودند. به دلايل مختلف – كه خارج از حوصله اين مقال است – جريان چپ‌گرايي در ايران كه از دهه 1340 در قالب خط مشي چريكي و مسلحانه بود، بازتوليد شد. پس از واقعه 15 خرداد 1342 برخي از نيروهاي چپ‌گرا با انتقاد از ميانه‌روي و انفعال سران حزب توده و نيز با الهام از تحولاتي كه در عرصه بين‌المللي در ماركسيسم ايجاد شده بود و مشي چريكي در كشورهاي آمريكاي لاتين به شكست نظام‌هاي حاكم منجر شده بود، تنها راه شكستن انسداد سياسي به وجود آمده توسط رژيم پهلوي را، استفاده از مشي مسلحانه مي‌دانستند. بر اين اساس سازمان فدائيان خلق و ده‌ها گروه چريكي ديگر نيز ايجاد شدند. اين نيروها در خلال تحولات منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي، با توده مردم همراهي كردند اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به دنبال ايجاد رژيم ماركسيستي به جاي انقلاب اسلامي بودند و به همين دليل رودرروي انقلاب قرار گرفتند.