صفحه فصل رويش

انتخابات و نشريات

در دوران پهلوي مردم فقط در انتخابات مجلس شوراي اسلامي نقش داشتند اگر چه انتخاباتِ محدودِ انجمن شهر و نمايندگان سنا نيز برگزار مي شد، كه تماماً با دخالت دربار و ساواك صورت مي گرفت. اما در دوران پس از انقلاب اسلامي تنوع انتخابات بسيار بيشتر از دوران پهلوي است مردم به هشت صورت مختلف مشاركت سياسي دارند:

• همه پرسي تاسيس جمهوري اسلامي،

• همه پرسي قانون اساسي ،

• همه پرسي تقنيني «اصل 59 قانون اساسي»،

• مجلس خبرگان قانون اساسي ،

• مجلس خبرگان رهبري،

• رياست جمهوري ،

• مجلس شوراي اسلامي ،

• شوراي اسلامي شهر و روستا.

ميزان حضور مردم در انتخابات

ميزان حضور مردم در آخرين انتخابات مجلس شوراي ملي در سال 1354؛ دو ميليون و 800 هزار نفر بوده است؛ در حالي كه در اولين انتخابات انقلاب اسلامي سال 1358 بيش از بيست ميليون نفر و در طول 40 سال انقلاب اسلامي ميزان متوسط حضور مردم در انتخابات بيش از 60 درصد بوده است.

دخالت در انتخابات در دوران پهلوي

برگزاري انتخابات به تنهايي ارزش نيست بلكه بايد آزاد بودن و قانون مندي در انتخابات را مدنظر گرفت كه در اين زمينه كارنامه رژيم پهلوي ، كارنامه اي تيره و تار است. براي نمونه رضاخان در سال ۱۳۰۲ در مقام فرماندهي كل قشون طي تلگرافي به والي ايالت فارس دستور مي دهد: «ايالت جميله فارس در تعقيب تلگراف سابق، مقتضي است قدغن فرماييد كه در انتخاب نوبخت از بوشهر مساعدت نشود. حكمت هم كه جزء كانديد شهر شيراز است، از جهرم بفرماييد بشود. راجع به ضياءالواعظين بايستي هر طور است اقدامي بفرماييد كه از انتخاب مشاراليه جلوگيري به عمل بيايد».

رضا شاه در مقام پادشاهي مستبد، «مجالس فرمايشي» و «بله قربان گو» ترتيب داد. تيمور تاش وزير دربار طي نامه اي به حكام ايالات در ۲۳/۳/۱۳۰۹ چنين مي نويسد: «در تعقيب دستور صادره از مقام رياست وزرا و وزارت جليله داخله، طبق اوامر ملوكانه در قسمت انتخابات دوره هشتم، [يعني[ انتخاب نماينده مجلس شوراي ملي، لزوماً اعلام مي دارد طبق صورتي كه ارسال گرديده است، بايد جديت لازمه به عمل آيد كه اين اشخاص جهت مجلس انتخاب شوند. اعليحضرت اقدس شهرياري علاقه مند هستند كه بايد اشخاص منعضله المندرجه در صورت الف، بايد به هر قيمتي باشد، انتخاب شوند. در صورتي كه اندك تعللي در اجراي اوامر صادره بشود، مقصر بديهي است مورد بي ميلي اعليحضرت واقع خواهد شد. با رعايت مواد مشروحه ذيل، راپرت جلسات خودتان را به وزارت دربار ارسال داريد:

• نمايندگان شما طبق صورت ارسالي بايد انتخاب شوند

• بديهي است در صورتي كه كاملاً معلوم شود موفقيت كامل حاصل نكرده ايد، البته اقدام ديگري در صندوق آرا خواهد شد، ولي اين موضوع بعداً در صورت عدم موفقيت انجام خواهد شد».

در دوره پهلوي دوم نيز برگزاري انتخابات بسته تر و فرمايشي تر از پيش تداوم يافت و حتي چند نوبت مجلس توسط شاه منحل گرديد. محمدرضاشاه در كتاب "پاسخ به تاريخ" كه پس از فرار از ايران نوشته است، اقرار مي‌كند: «انگليسي ها اين امر را كاملاً عادي و طبيعي مي دانستند كه انتخابات در ايران مطابق نظر و خواسته هاي خودشان صورت بگيرد. در زمان جنگ (جهاني دوم) انتخابات ايران به اين صورت انجام مي گرفت كه مثلاً صبح مستشار سفارت انگليس با ليستي حاوي هشتاد نامزد نمايندگي مجلس به ديدار نخست وزير مي رفت و بعد از ظهر همان روز كاردار سفارت شوروي نام دوازده نفر از نمايندگان مورد نظر خود را به نخست وزير مي داد.»

اسدالله علم، از با نفوذترين افراد در دربار پهلوي در خاطراتش مي نويسد: «دولت ما از انتخابات مجلس گرفته تا انتخابات محلي و انجمن شهر، آزادي را از مردم سلب كرده و اراده خود را تحميل و نامزدهاي خود را از صندوق بيرون مي آورد».

مطبوعات و كتاب

يكي ديگر از شاخصهاي آزادي وضعيت مطبوعات و نشر كتاب مي باشد. در دوان پهلوي تعداد نشريات كاهش شديدي داشت به طوري كه از 540 نشريه در اواخر سلطنت احمدشاه در پايان رژيم پهلوي به 86 نشريه كاهش يافت. به طور متوسط 2 هزار عنوان كتاب در سال چاپ مي‌شد كه بيشتر آنها از محتواي مناسبي برخوردار نبود و بسياري در موضوعات مبتذل به چاپ مي‌رسيد. رضاخان كه بعد از كودتا كليه مطبوعات را تعطيل كرده بود، در 17 اسفند 1300 در اعلاميه شديد اللحني اعلام كرد: «... قلم مخالفين را مي شكنم و زبان مي برم» همچنين ساواك طي دستوري در تاريخ 4/11/1355 به مطبوعات مي نويسد: «هيچ گونه شكواييه ، انتقاد، گلايه – چه صراحتا و چه تلويحا – در هيچ زمينه اي نبايد در مطبوعات چاپ شود».

روزنامه اطلاعات در 20 شهريور 1320 به دنبال اشغال ايران توسط متفقين در سرمقاله خود مي نويسد: «انتظار مردم ايران از دولتين شوروي و انگليس در عالم همسايگي و دوستي بيش از اينها بود» اين نوشته مورد اعتراض انگليس قرار گرفت و فروغي نيز در مقام نخست وزير، دستور توقيف روزنامه را صادر كرد.

كار سانسور كلمات به آنجا كشيده شد كه وقتي يكي از مأمورين سانسور در عصر رضا شاه در يكي از روزنامه ها، اين مصرع معروف حافظ را مي بيند كه «رضا بداده بده وز جبين گره بگشا»، فورا به مدير روزنامه تعرض نموده، روي كلمه «رضا» خط مي كشد [تا نكند منظور، رضا شاه و توهين به او باشد] و بالاي آن مي نويسد: «حسن»

از جمله محدوديتهاي ديگر برخورد جدي با كساني بود كه منتقد امورات جاري كشور بودند به عنوان مثال آيت الله سعيدي به جرم نوشتن اطلاعي‏هاي در اعتراض به سفر سرمايه داران صهيونيست به رياست راكفلر به ايران در سال 1349 توسط ساواك دستگير و شكنجه مي شود و به شهادت مي رسد.

از ديگر محدوديت‌ها مي توان به ممنوعيت در همراه داشتن بعضي از كتابها مثل تحريرالوسيله امام خميني اشاره كرد. سانسور در عصر پهلوي در كتاب و ادبيات به جايي رسيد كه استفاده از كلماتي همانند: شب، سياهي، سرما، زمستان، گل سرخ، جنگل، پنجره بسته، شقايق ممنوع گرديد؛ چرا كه مدعي بودند اين واژگان در ادبيات انقلابي به كار مي رود.

از حساسيت‌هاي سياسي - اجتماعي مميزان، در دو دهه آخر رژيم پهلوي مي‌توان به نكات زير اشاره كرد:

1. به كارگيري نام‌ها و لقب‌هايي ممنوع بود كه ويژه خاندان سلطنتي بود يا به آنها اشاره داشت.(مانند حذف كلمه «سلطنت» از كتاب «صلح امام حسن»

2. هر نوع كتاب مذهبي و تحليلي سانسور مي‌شد و اغلب نيز برچسب خلاف «مصلحت نظام» و «ماركسيست اسلامي» مي‌خورد. مثل كتاب‌هاي ولايت فقيه، بعثت و ايدئولوژي و بت شكن كه گرفتار اين برچسب شدند.

3. هرگونه نقد و انتقاد به حكومت پهلوي و پيشنهاد براي اصلاح وضع موجود در كتاب‌ها باعث مي‌شد كتاب هيچ گاه منتشر نشود.

4. نام بعضي افراد و بعضي اسم‌هاي خاص سانسور مي‌شدند (مانند عبدالحسين نوشين، حسينيه ارشاد، گل سرخ)

5. هرگونه انتقاد به عملكرد بعضي كشورها مانند اسرائيل و ايالات متحده سانسور مي‌شد

6. نشر هر نوع مطلب پيرامون انقلاب و انقلاب ديگر كشورها و در كل هر نوشته‌اي ممنوع بود كه به نوعي با حركت‌هاي اجتماعي ارتباط داشت.

7. نشر كتاب به زبان غيرفارسي مانند عربي، تركي، كردي و بلوچ ممنوع بود.

فريبرز خسروي در كتاب خود «تحليلي بر سانسور كتاب در دوره پهلوي دوم» تاريخ سانسور مطبوعات عصر پهلوي دوم را به سه دوره تاريخي ۲۰ الي ۳۲، ۳۳ الي ۴۱ و ۴۲ الي ۵۷ تقسيم كرده است. خسروي وضعيت مطبوعات در دوره سوم ۴۲ تا ۵۷ را رو به رشد توصيف كرده است. او مي نويسد: «پس از قيام ۱۵ خرداد ۴۲ هم به لحاظ كمي و هم به لحاظ كيفي به طور فزاينده‌اي رشد يافت و سانسور نيز به صراحت با ابلاغ آيين نامه به سردبيران جرايد، اعمال مي شد». با وجود تمام اين تحديدها و محدوديتها، نظام جرايد موجود را تحمل نكرده و در سال ۵۳ دستور تعطيلي و توقيف بيش از ۵۰ روزنامه و مجله صادر شد و به اجرا درآمد.

 گوناگون

پيروزي انقلاب اسلامي؛ آغازگر عصر جديد عالم


آن روز كه جهان ميان شرق و غرب مادّي تقسيم شده بود و كسي گمان يك نهضت بزرگ ديني را نميبُرد، انقلاب_اسلامي ايران، با قدرت و شكوه پا به ميدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شكست؛ كهنگي كليشه‌ها را به رخ دنيا كشيد؛ دين_و_دنيا را در كنار هم مطرح كرد و آغاز عصر جديدي را اعلام نمود.
طبيعي بود كه سردمداران گمراهي و ستم واكنش نشان دهند، امّا اين واكنش ناكام ماند. چپ و راستِ مدرنيته، از تظاهر به نشنيدن اين صداي جديد و متفاوت، تا تلاش گسترده و گونه‌گون براي خفه كردن آن، هرچه كردند به اجلِ محتوم خود نزديك‌تر شدند.
اكنون با گذشت چهل جشن سالانه‌ي انقلاب و چهل دهه‌ي فجر، يكي از آن دو كانون دشمني نابود شده و ديگري با مشكلاتي كه خبر از نزديكي احتضار ميدهند، دست‌وپنجه نرم ميكند! و انقلاب اسلامي با حفظ و پايبندي به شعارهاي خود همچنان به پيش مي‌رود.
منبع: خانه طلاب جوان

 دستاوردها

دستاوردهاي اقتصادي گام اول انقلاب در بخش توليد ملي


• 57 برابر شدن صادرات غيرنفتي، افزايش صادرات غير نفتي از 543ميليون دلار در سال 1357به 31ميليارد دلار در سال 1395
• 5/ 6 برابر شدن توليد و مونتاژ خودرو، افزايش توليد و مونتاژ 150هزار دستگاه خودرو در سال 1357 به توليد و مونتاژ حدود 977هزار دستگاه خودرو در سال 1394
• 30برابر شدن توليد محصولات پتروشيمي، افزايش توليد محصولات پتروشيمي از 6/ 1 ميليون تن در سال 1357 به 1 /48 ميليون تن در سال 1394
• 24 برابر شدن توليد فولاد خام، افزايش ميزان توليد فولاد خام 680 هزار تن در سال 1357 به 7 / 16 ميليون تن در سال 1394
• 15 برابر شدن توليد محصولات فولادي، و توليد 1 ميليون تن محصولات فولادي در سال 1357 به 7/ 15 ميليون تن در سال 1394
• در سال 1356 ميزان توليد ناخالص داخلي 119 هزار ميليارد تومان بود كه اين رقم در سال 1393 با 7 / 1 درصد رشد به 203 هزار ميليارد تومان رسيده است.
• نرخ رشد اقتصادي در سال 1356، حدود 7 / 3- درصد بوده است كه در سال 1395 اين نرخ به 5 / 4درصد رسيده است و بيانگر آن است كه سرعت پيشرفت اقتصادي در سال هاي بعد از انقلاب به مراتب بيشتر از سال 1356 بوده است.