صفحه فرهنگي-اجتماعي

كليد حل مشكل فرهنگ كشور

بخش قابل توجهي از وضعيت فرهنگي كشور مرهون ساختار فرهنگي آن است. ساختار فرهنگي يعني رباطي كه توليد مطلوبيت‌هاي فرهنگي، گفتمان‌سازي فرهنگي، تصميمات فرهنگي و اقدامات فرهنگي در بستر آن اتفاق مي‌افتد.

سؤال مهم اين است كه موارد فوق كجا و چگونه شكل مي‌گيرند؟ نقش رهبري، حوزه‌هاي علميه، دانشگاه‌ها، قواي سه‌گانه كشور، رسانه‌ها(اعم از رسانه ملي و شبكه‌هاي اجتماعي) و مردم چيست؟ و چه بايد باشد؟ پيوند اين نهادها و سازمان‌ها با يكديگر چگونه بايد باشد تا جبهه مقاومت بلكه اقتدار فرهنگي انقلاب اسلامي شكل گرفته باشد؟

اين همه در موقعيتي است كه جبهه معارض انقلاب اسلامي هر روز بيشتر متوجه شده است كه عمق راهبردي انقلاب اسلامي، فرهنگي است و تا نتواند نظام باورها، ارزش‌ها رفتارهاي مردم را از مركزيت اسلام انقلاب كه پرچمدار آن رهبري انقلاب است، جدا كند، ساير تهديدها، تحريم‌ها حتي نفوذها كم اثر خواهد بود.

از اين رو با استفاده حداكثري از ابزار رسانه، سازمان‌هاي علمي و فرهنگي بين المللي، همچنين عناصر و تشكل‌هاي وابسته فرهنگي و علمي در داخل سعي در شكستن مقاومت فرهنگي نخبگان و مردم دارد و از اين طريق زمينه اباحي‌گري، در اسلاميت، رهاشدگي در مديريت و انحراف فرهنگي در واقعيت را هر روز بيشتر فراهم مي‌آورد، كه امام راحل عظيم الشأن مي‌فرمود آن خواهد آمد كه در رژيم ستم شاهي گذشته نيامده است.(۱)

رخوت و از هم‌گسيختگي ساختار فرهنگي كشور(با وجود فعاليت‌هاي موضعي ارزشمند) در مقايسه با مأموريت فرهنگي انقلاب اسلامي از يك سو و حجم تخاصم سازمان‌يافته از سوي ديگر، بازمهندسي ساختار فرهنگي كشور را ضروري ساخته است.

اهم عيوب ساختار فرهنگي كشور

۱ـ پاسخگو نبودن بخش دولتي دستگاه‌هاي فرهنگي به رهبري

۲ـ تناسب نداشتن اعضاء محترم شوراي عالي، ساختار دبيرخانه آن و نيز ارتباط آن‌ها با دستگاه‌ها و مردم، با نقش قرارگاهي آن در مهندسي فرهنگي كشور و ايجاد انقلاب فرهنگي

۳ـ تأثيرگذاري بيش از اندازه قوه مجريه و شخص رئيس جمهور(به دليل در اختيار داشتن مسؤوليت شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مديريت دستگاه‌هاي دولتي و در اختيار داشتن بودجه) در حوزه علم و فرهنگ و نوسانات شديد مديريت فرهنگي با تغيير رئيس جمهور

۴ـ هم‌‏افزا نبودن ساختاري فرهنگي زير نظر دفتر مقام معظم رهبري و ساختارهاي فرهنگي زير نظر دولت، به ويژه در مقاطع وجود فاصله فكري دولت از رهبري

۵ـ استقلال‌طلبي هر يك از دستگاه‌هاي زير مجموعه دفتر رهبري يا دولت

۶ـ كم رنگ شدن نقش مردم در عرصه فرهنگ

۷ـ كم بودن نيروي انساني، كم انگيزگي و ضعف بخشي از نيروي انساني، عدم سازماندهي و پشتيباني مناسب از نيروهاي موجود روحانيت

۸ـ جدا انگاري علم و فرهنگ و به تبع ساختارهاي متولي آن

۹ـ جدا انگاري مقاطع مختلف تربيت و تعليم به دليل تفكيك ساختاري(مهد كودك، آموزش و پروش، آموزش عالي) و محوريت يافتن تعليم نسبت به تربيت

۱۰ـ جدا انگاري وضعيت سياسي و اقتصادي و ساختارهاي آن از وضعيت فرهنگي و ساختارهاي آن

۱۱ـ وابستگي شديد به واردات صنايع و محصولات فرهنگي

۱۲ـ متزلزل بودن اقتصاد فرهنگ

۱۳ـ تربيت نشدن انديشمند و مدير فرهنگي تراز همچون هنرمند دانا، توانا مردمي و انقلاب در دانشگاه‌ها به اندازه كافي

۱۴ـ جدايي حوزه علميه، دانشگاه و دستگاه‌هاي فرهنگي و شبكه نشدن آن‌ها در توليد فكر، تربيت نيرو و تعالي فرهنگي كشور

بايسته‌هاي تحول ساختار فرهنگي كشور

۱ـ درك، باور، عزم و همكاري در ايجاد تحول ساختاري

۲ـ تبديل شدن شوراي انقلاب فرهنگي به قرارگاه انقلاب فرهنگي از طريق تحول در رويكرد؛ اعضاء و ساختار توأم با مشاركت و اقناع و در عين حال اقتدار حداكثري

۳ـ هدايت كلان در سطح راهبردي(قرارگاه مركزي)؛ ساماندهي موضوع محور در سطح مياني(دستگاه‌ها) و اجرايي سازي و اجراي فراگير در سطح عملياتي(با محوريت مردم و تا مقياس محله) و نيز پيوستگي و هماهنگي اين سه سطح

۴ـ مطالعه و حمايت از حوزه علميه و ايجاد آمادگي دانشي، ساختاري و عملياتي توسط حوزه علميه در سنگرهاي مختلف رزمگاه فرهنگي

۵ـ تعهدپذيري دانشگاه اسلامي در تربيت نظريه پرداز، مدير و هنرمند دانا و توانا، به موازات تحول در علوم انساني

۶ـ ضمانت اقتدار مديريت راهبردي، مياني و عملياتي توسط دولت و با به ميدان آوردن مردم

۷ـ ايجاد قرارگاه گفتمان سازي انقلاب اسلامي ذيل قرارگاه مركزي با محوريت رسانه و فضاي مجازي

۸ـ قانونگذاري فرهنگ محور، در مجلس شوراي اسلامي از طريق توجه به پيوست فرهنگي قوانين، به منظور محاسبه تأثير فرهنگي قوانين.

پي‌نوشت

۱ـ درباره فرهنگ هر چه گفته شود كم است. مي‌دانيد و مي‌دانيم اگر انحرافي در فرهنگ يك رژيم پيدا شود و همه ارگان‌ها و مقامات آن رژيم در صراط مستقيم انساني و الهي پايبند باشند و بر استقلال و آزادي ملت از قيود شيطان عقيده داشته باشند و آن را تعقيب كنند و ملت نيز به تعبيت از اسلام و خواسته‌هاي ارزنده آن پايبند باشند ديري نخواهد كشيد كه انحراف فرهنگي بر همه غلبه كند و همه را خواهي نخواهي به انحراف كشاند ونسل آتيه را آن چنان كند كه انحراف به‌صورت زيبا و مستقيم را راه نجات بداند و اسلام انحرافي را به جاي اسلام حقيقي بپذيرد و بر سر خود و كشور آن آورد كه در طول ستم شاهي و خصوصاً پنجاه سال سياه بر سر كشور آمد(۲۱/۱۱/۱۳۶۱)

 نهج‌البلاغه

هم سخاوتمند، هم حساب‌گر

امام علي(ع) مي‌فرمايند: كُنْ سَمْحاً وَلاَ تَكُنْ مُبَذِّراً، وَكُنْ مُقَدِّراً وَلاَ تَكُنْ مُقَتِّراً «سخاوتمند باش و در اين راه اسراف مكن و در زندگى حساب‌گر باش و سخت گير مباش» حكمت 33
حضرت در اين سخن كوتاه و پرمعنا دعوت به اعتدال در بذل و بخشش هاى مالى مى كند. مى دانيم بسيارى از علماى اخلاق اسلامى، تمام فضايل اخلاقى را حد وسط در ميان افراط و تفريط مى‌دانند. اين مسأله هرچند عموميت ندارد؛ ولى در مورد بسيارى از صفات از جمله فضيلت سخاوت صادق است كه در ميان دو صفت رذيله قرار گرفته: اسراف و تبذير، و بخل و تقتير.

 در محضر قرآن

توهم مشركانه

و(برخى از اهل كتاب و مشركان) گفتند: خداوند فرزندى براى خود اختيار كرده است. منزّه است او، بلكه آنچه در آسمان‏ها و زمين است از آن اوست و همه در برابر او فرمان‏برند.(بقره 116)
نكته‏ها:
اهل كتاب و مشركان، هركدام به نوعى براى خداوند فرزندى مى‏پنداشتند، اين آيه ردّى است بر اين توهّم غلط و نابجا، و ذات خداوند را از چنين نسبتى‏هايى منزّه مى‏داند.
خدا را با خود مقايسه نكنيم. اگر انسان نياز به فرزند دارد بخاطر موارد ذيل است:
1. عمرش محدود است و ميل به بقاى خويش و نسل خويش دارد.
2. قدرتش محدود است و به معاون و كمك كننده نياز دارد.
3. نيازمند محبّت و عاطفه است و لازم است مونسى داشته باشد.
ولى خداوند از همه‏ى اين كمبودها و نيازها منزّه است، بلكه هرچه در آسمان‏ها و زمين است، همه در برابر او متواضعند.
پيام‏ها:
1- خدايى كه همه آسمان‏ها و زمين در برابر او تسليم هستند، چه كمبودى دارد تا از طريق فرزند گرفتن آنرا جبران كند؟!
2- خشوع و تواضع، در برابر كسى سزاوار است كه تمام هستى از آن اوست، نه بت‏ها و طاغوت‏هايى كه از آفريدن حتّى يك مگس نيز عاجزند و قدرت نفع و ضررى ندارند.

 بوستان حكايت

25 سال است كه در بستر استراحت نكردم

فرزند مرحوم شيخ حسنعلي اصفهاني(نخودكي) نقل مي‌كند: پدرم در ابتداي شبها پس از انجام فريضه، به نگارش پاسخ نامه‌ها و انجام خواسته‌هاي مراجعان مشغول و سپس مدتي به مطالعه مي‌پرداختند. از نيمه‌هاي شب تا طلوع آفتاب به نماز و ذكر و نوافل و تعقيبات سرگرم بودند. پس از طلوع خورشيد اندكي استراحت مي‌فرمودند و بعد از آن تا ظهر به ملاقات و گفتگو با مراجعان و تهيه و ساخت دارو براي بيماران مي‌نشستند و بالاخره عصرها براي تدريس به مدرسه مي‌رفتند و پس از آن نيز به پاسخگوئي و رفع نيازمندي محتاجان و گرفتاران مشغول بودند و در تمام سال به تفاوت ايام و اختلاف احوال پس از طلوع آفتاب و يا ساعتي بعد از ظهر استراحتي كوتاه مي‌فرمودند.
روزي يكي از سادات محترم مشهد براي ايشان سجاده‌اي و رختخوابي هديه فرستاد. ايشان در جواب فرموده بودند كه سجاده را به خاطر سيادت شما كه رعايت حرمتش را بر خود واجب مي‌دانم مي‌پذيرم؛ ولي به رختخواب نيازم نيست زيرا كه بيست و پنج سال است كه در بستر استراحت نكرده ام.

 پرتوي از حكمت

اول طلب مردم را بدهيد!

دقت و توجه مرحوم شيخ محمدحسين زاهد به حق الناس در مطالبي كه نقل شده بخوبي پيدا است:
يك روز ايشان به مناسبتي فرمود: اگر مثلا" يك تومان به مردم بدهكار هستيد، نرويد 5 ريال پول ماشين دودي بدهيد، براي زيارت عبدالعظيم و 5 ريال براي برگشت. حق نداريد اين كار را بكنيد، شما اول بايد طلب مردم را بدهيد بعد اگر خواستيد زيارت برويد، برويد.
منبع: شيخ حسين زاهد