صفحه سياسي

امام خامنه‌اي؛ حكيمي رسالت‌مدار

علي شيرازي

همه‌ي انبياء و اولياي الهي براي حكومت آمدند. خدا بهترين انسانها را نبي و امام قرار داد؛ تا در جايگاه امامت و رهبري حكومت ديني، انسانها را در مسير بندگي و دوري از كفر و طاغوت هدايت نمايند.

فرمود: واذابتلي ابراهيم ربه بكلمات قال اني جاعلك للناس اماما؛ ابراهيم را در همه عرصه‌ها امتحان كرد؛ تا شايسته مقام امامت شد. وقتي از همه امتحان‌ها سربلند بيرون آمد، فرمود: اني جاعلك للناس اماما؛ من تو را امام مردم قرار دادم.

اين يك فرمول ثابت و لايتغير است. در عصر عاشورا، امام حسين عليه السلام بهترين انسان بود؛ درعلم بهترين بود، در فقه بهترين بود، در عرفان بهترين بود، در معنويت بهترين بود، در مردمداري بهترين بود، در شجاعت بهترين بود، در بذل جان و مال بهترين بود، در زهد بهترين بود، در حكمت بهترين بود، در تربيت جامعه بهترين بود، در ايثار بهترين بود.

در عصر هر امامي، بهترين انسان همان امام بود؛ حضرت علي عليه السلام همينگونه بود، امام حسن همين بود، امام سجاد همين بود، امام صادق همين بود، امام جواد همينگونه بود، امام حسن عسكري همين اوصاف را داشت، امام زمان روحي له الفداء نيز همين ويژگي‌ها را دارند.

در عصر غيبت هم ولي فقيه؛ بهترين انسان عصر خود است. امام خميني(ره) در علم و عرفان و ايمان و تقوا و زهد و حكمت و تعهد و تعبد و شجاعت و مجاهدت و دشمن شناسي و دشمن ستيزي سرآمد بود. در ايثارگري و معرفت و باور تك بود. در مردمداري و معماري انقلاب و نظام ديني سرآمد بود. نظامي اسلامي را پايه ريزي كرد كه در تاريخ مانند نداشت.

در امتداد تفكر و راه امام خميني(ره)، امام خامنه‌اي با همان علم و ايمان و تقوا و حكمت و زهد و شجاعت و عرفان و با همان روحيه مردمداري و ايثارگري، عهده دار زعامت جامعه اسلامي شد.

اين ابرمرد زمان، در علم سرآمد است. در فهم سرآمد است. در حكمت سرآمد است. در فقه سرآمد است. در فقه حكومتي سرآمد است. در مطالعه و كتابخواني تك است. در شب زنده داري و اشك و تضرع و توسل و مناجات و ارتباط با خدا و اولياي الهي سرآمد است. در اخلاص سرآمد است. در دشمن شناسي و دشمن ستيزي و شجاعت و مجاهدت بي‌نظير است. كسي كه قدرت داشته باشد، بيت المال در اختيارش باشد، قوا در اختيارش باشند، مردم حامي اش باشند و او زندگي اش و زندگي فرزندانش زاهدانه باشد، در جهان مانندي ندارد.

كسي كه جهان در برابر عظمت او كرنش كند و او تكبر نورزد و در مقابل انسانها متواضع باشد، در دنيا بي‌نظير است.

چنين انساني از تمامي زهاد عصر خود و از همه عرفاي زمان خود، زهد و عرفان و معنويتش بيشتر است.

او عالم به علوم گوناگون و آشنا به جهان و زيباترين سبك حكومت است.

در وجود او ذره‌اي هواي نفس نيست. سال‌ها سكان اداره كشور را به دست دارد و هرگز خود را بر امام خميني مقدم نداشته است. كوچكترين مسؤول تا به جاي ديگري مي‌نشيند، بسياري از كارهاي مدير قبلي را زير سئوال مي‌برد! ضعيف‌ترين فرد، تا به قدرت مي‌رسد، زندگي اش عوض مي‌شود، اخلاقش عوض مي‌شود، دوستان قديمي را فراموش مي‌كند، مردم را از ياد مي‌برد؛ اما امام خامنه‌اي با همان اخلاص و زهد و تقوا و مردمداري چهل، پنجاه سال قبل زندگي مي‌كند.

از نظر جاذبه، حتي بزرگان بسياري از كشورها را مجذوب فكر و علم و حكمت و عرفان و ساده زيستي خود نموده است.

او تنها رهبري است كه در همه كارهايش به رضايت خدا مي‌انديشد و با خدا باوري و قيامت باوري، در مسير حاكميت دين و ارزش‌هاي الهي گام بر مي‌دارد، و با اين حال در مقابل عظمت امام خميني(ره) كرنش مي‌كند و خود را نوكر چهارده معصوم مي‌داند.

لطف الهي شامل ملت ايران و امت اسلام شده است كه چنين رهبري را به ما ارزاني داشته كه تنها به تكليف و وظيفه نگاه كند و همه كار و تلاش خود را براي رضاي محبوب قرار دهد.

بر نخبگان جامعه و بر انديشمندان و دانشمندان الهي فرض است كه عظمت وجودي، علمي، عرفاني و عظمت مديريتي و انسان دوستانه اين ابرمرد زمان را براي جامعه بشري تبيين نمايند و سهمي از نور وجودي او را براي مردم ايران و جهان آشكار سازند.

جهش تمدني در مراحل شكل گيري تمدن نوين اسلامي(با تأكيد بر ظرفيت پياده روي اربعين)

بخش اول علي دهقان

انقلاب اسلامي در حالي پا به عرصه جهاني گذاشت كه جهان دهه هشتاد از هزاره دوم ميلادي با نزاع دو قطبي به پيشتازي خويش مي‌باليد و معادلات مادي و اين جهاني، وقوع يك بزرگ انقلابي كه در مقابل اين جهان دو قطبي قد علم كند را دور از انتظار مي‌پنداشت؛ انقلابي كه بسيار فراتر از معادلات سوسيال كمونيست و ليبرال دموكراسي، در پي اهدافي بود كه دنياي آن روز استعداد درك آن را نداشت؛ هرچند كه آنها اين انقلاب را با منشأ زميني و زود گذر تلقي مي‌كردند اما حقيقت چيز ديگري بود. آن موقع كه رهبر كبير انقلاب اسلامي نداي فروپاشي نظام كمونيسم را سر داد، هيچكس به آن باور نداشت لكن با تزلزل و سپس فروپاشي اين ابر تمدن، گوشه‌اي از حقائق به وقوع پيوست و نگاه‌ها به سمت انقلاب اسلامي نگاشته شد و اين قدم نخستين نظام اسلامي بود كه در جهان طنين انداز ميشد. با گذشت زمان، طلعت پر فروغ انقلاب اسلامي، حقيقت خود را به جهانيان نشان مي‌داد و عالميان را از اهداف متعالي خود آگاه مي‌ساخت.

در دهه هفتاد شمسي و با رهبري آيت‌ا... العظمي خامنه‌اي حفظه الله، قدمي بزرگ در تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و رهنمودهاي امام خميني رضوان الله تعالي عليه، برداشته شد و آن ترسيم ادوار پيش روي تمدن نوين اسلامي بود؛ تمدني از سنخ تمدن اسلامي پيشين با رويكردي نوين؛ تمدني با شعار عدالت خواهي كه برگرفته از قرآن كريم، سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله و عمل به سيره امامان معصوم عليهم السلام است و در صدد ارتفاع نقاط ضعف و منفي تمدن گذشته مي‌باشد.

انقلاب اسلامي، نظام اسلامي، دولت اسلامي، جامعه اسلامي و تمدن اسلامي مراحل پنجگانه تحقق تمدن نوين اسلامي در منظومه فكري رهبر انقلاب است كه به فرموده ايشان، هم اكنون در مرحله سوم آن واقع شده ايم. «يك زنجيره‌ي منطقي وجود دارد... حلقه‌ اول، انقلاب اسلامي است، بعد تشكيل نظام اسلامي است، بعد تشكيل دولت اسلامي است، بعد تشكيل جامعه‌ي اسلامي است، بعد تشكيل امت اسلامي است؛ اين يك زنجيره‌ي مستمري است كه به هم مرتبط است. منظور از انقلاب اسلامي - كه حلقه‌ي اول است - حركت انقلابي است؛ و الّا به يك معنا انقلاب، شامل همه‌ي اين مراحل مي‌شود. اين‌جا منظور ما از انقلاب اسلامي، يعني همان حركت انقلابي و جنبش انقلابي كه نظام مرتجع را، نظام قديمي را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون مي‌كند و زمينه را براي ايجاد نظام جديد آماده مي‌كند. حلقه‌ي بعد، نظام اسلامي است. منظور من در اين‌جا از نظام اسلامي، يعني آن هويت كلي كه تعريف مشخصي دارد، كه كشور، ملت و صاحبان انقلاب - كه مردم هستند - آن را انتخاب ميكنند... جمهوري اسلامي يعني نظامي كه در آن، مردم‌سالاري از اسلام گرفته شده است و با ارزشهاي اسلامي همراه است. ما از اين حلقه هم عبور كرديم.»

(بيانات در ديدار دانشجويان كرمانشاه)

ادامه دارد....

 يادداشت مهمان

فوت كوزه‌گري رئيسي در رفوگري رابطه مردم و حاكميت


زهرا محسني‌فر
داستان مردم‌داري در دو سال آخر دولت تدبير و اميد، ماجراي عجيبي بود. در هيچ قاب مشتركي با مردم ديده نشد. تصويري كه او از دومين جايگاه حكومتي جمهوري اسلامي در ناخودآگاه مردم كاشت، دوم‌شخص غايب بود. تمام همتايان او در اين كره‌ي خاكي واكسن‌زده و نزده، با ماسك يا بدون ماسك در ميان مردمانشان حاضر شده و به مديريت امور مشغول بوده‌اند؛ اما او از خوف ويروسي در انظار ظاهر نميشد!...
روزگار او گذشت اما بعيد است كه مردم روزگار از او بگذرند. حالا سيد خراساني از راه نرسيده، همچون ماهي خود را در دل درياي مردم انداخته است. سرزده و نزده جغرافياي ايران را گز مي‌كند و از سكونت‌گاه‌هاي غربي سلسله‌جبال زاگرس تا سرحدات شرقي سرزمين سيستان را از اين هفته تا آن هفته مي‌پيمايد تا تصويري كه سلف او از يك حكمران تراز جمهوري اسلامي در اذهان عمومي مخدوش كرده بود را بند بزند. رئيس‌جمهور از غسال‌هاي آبرومند بهشت زهرا هم ديدار كرده و آنها را مورد تفقد قرار داد. مگر آدم مريض باشد كه ناچار به داروخانه‌ي غلغله‌ي هلال احمر تهران برود، اما بازديد رئيسي از آن‌جا و همكلام شدن با مراجعين نشانه‌ي سلامت نفس او بود. ايستادن زير تيغ آفتاب تابستان خوزستان و سخنراني براي حاشيه‌نشينان اهواز شايد كار عاقلانه‌اي به نظر نرسد اما وقتي هزاران خوزستاني براي رسيدگي به گرفتاري‌هاي روزمره خود مجبورند به تيغ ناجوانمردانه‌ي آفتاب گردن بگذارند، گردن رئيس‌جمهور آنها بايد از مو باريك‌تر باشد و با آنها همزادپنداري كند. سالهاست كپرنشينان سيستان همچون خفتگان هفت‌هزار ساله‌ي خاك، «نسياً منسياً» بوده‌اند و گرد چرخ اتومبيل هيچ مسؤولي از حوالي آنها نگذشته تا خاطر مكدرشان را منور كند، اما رئيسي در برنامه‌ي بازديد خود آنها را از قلم نمي‌اندازد.
نمايش، تظاهر، رياكاري، تحركات پوپوليستي و ليستي از اين برچسب‌هاي نچسبِ آنها، نبايد سد راه رئيس‌جمهور در بازتوليد و بازترميم رابطه‌ي مردم و حاكميت شود. آري ارتباط مستقيم و بي‌واسطه با مردم و بخصوص زيردستان، شرط لازم براي حاكميت بر مردم در مانيفست جمهوري اسلامي است،...
ادامه دز صفحه 3
ادامه از صفحه 2
فوت كوزه‌گري رئيسي...
... ولي شرط كافي نيست. شكاف عميقي كه طي سال‌ها دولت‌‌داري طبقه‌ي اشراف بين مردم و مسؤولين ايجاد شده، جايي بايد رفو شود. چرا دانشمندان همه‌چيزدان حوزه علوم اجتماعي و نظريه‌خوانان حوزه‌ روانشناسي غربي اثر رواني ارتباط بي‌واسطه‌ رئيس‌جمهور با مردم و شنيدن مشكلات آنها از زبان خودشان را تشريح نمي‌كنند؟ چرا اثري كه اين ارتباط بر تسكين آلام آنها و افزايش سرمايه‌ي اجتماعي دارد را انكار كرده يا تقليل مي‌دهند؟! سيد ابراهيم رئيسي و كابينه‌ او بايد با همين فرمان خود را درون امواج مردمي بيندازند و حصارهاي بين ملت و حاكميت را درهم بشكنند، تا آن تصوير كريه مردم‌گريزي در ذهن‌ها شكسته شود. نياز امروز جمهوري اسلامي، رفوگري گسل بين زمامداران و ولي‌نعمتان است. اين شرط لازم اگر محقق نشود، الباقي اقدامات آب در هاون كوبيدن است.

 ديدگاه

صاحب منصب‌بودن مانع دادخواهي عليه متخلف نيست ‏


محمدجواد نيكزاد
اصل سي و چهارم قانون اساسي بر اين مهم تصريح دارد كه: «دادخواهي حق مسلّم هر فرد است ‏و هر كس مي‌تواند به‌منظور دادخواهي به دادگاه‌هاي صالح رجوع نمايد. همۀ افراد ملّت حق دارند ‏اين‌گونه دادگاه‌ها را در دسترس داشته باشند و هيچ‌كس را نمي‌توان از دادگاهي كه به موجب قانون ‏حق مراجعه به آن را دارد، منع كرد.» ‏بنابراين، يكي از اساسي‌ترين حقوق افراد جامعۀ بشري، ‏برخورداري هر شهروند از حق دادخواهي و دسترسي به ‏مراجع قضائي است. از اين منظر مرور ‏ماجراي گم شدن زره امام علي ‏(‌ع)‏ قابل توجّه است. امروزه مدّعيان حقوق بشر كه دم از ‏آزادي بيان مي‌زنند، محاكمۀ مقامات‌ سياسي و اجرايي پس از پايان مسؤوليت را به‌عنوان حقوق ‏شهروندان پذيرفته‌اند امّا تاريخ گواه اين حقيقت است كه جامعۀ اسلامي، حكومتي را به خود ديده ‏است كه در آن مقام مسؤول در زمان تصدّي و مسؤوليت داشتن، در دادگاه ‏حاضر شده است و در ‏كنار يك شهروند معمولي مورد قضاوت قرار گرفته است. در روايت اين‌گونه آمده است كه ‏اميرالمونين علي بن ابيطالب(‌ع) زره گمشدۀ خود را در دست فردي غير مسلمان ديد و ‏فرمود: اين زره مال من است؛ شخص انكار كرد و گفت: زره در دست من است، شما كه ادّعا ‏مي‌كنيد، بايد دليل بياوريد؛ حضرت به‌همراه آن شخص نزد قاضى رفته و اقامۀ دعوى كرد و فرمود: ‏نه آن را فروخته‌ام و نه به كسى بخشيده‌ام و اكنون آن را نزد اين مرد يافته‌ام؛ در پايان اين محكمه، ‏چون حضرت(‌ع) دليل و بيّنه‌اي نداشت، قاضي حكم را به نفع آن غير مسلمان صادر ‏كرد؛ اين يعني صاحب منصب بودن، سبب تفوّق بر ديگران نيست تا بدين‌سان بتوان مانع ‏حكم ‏عليه او شد.‏
از اين رو آنچه در خبرها دربارۀ شكايت از رئيس جمهور سابق آمده است، نه تنها تابو نيست، بلكه ‏بيانگر اصل مطالبه‌گري از مسؤولين بوده و نشانۀ بلوغ سياسي نظام جمهوري اسلامي است و ‏صحبت از فساد يا نفوذ، باعث تضعيف ساختار‌ها نمي‌شود، بلكه در ‏يك نماي كلان، نشان از قدرت ‏نظام سياسي و حاكميتي كشور است. فارغ از موضوعاتي كه در شكوائيه از رئيس جمهور آمده است، ‏شفّاف شدن برخي مسائل در دوران رياست ايشان موضوعي جدّي و اساسي براي مردم است؛ از ‏جملۀ آن مسائل مي‌‌توان به چرايي عدم تحقّق بخش بزرگي از وعده‌هاي كلان ايشان در ‏زمينۀ معيشت يا محيط زيست اشاره كرد؛ معيشتي...
...كه ماجراي افزايش قيمت بنزين، آن را در تنگنا ‏قرار داد و سفرۀ مردم را كم رونق‌تركرد؛ علاوه بر اين‌ها مسألۀ بورس، موضوع ديگري است كه قاطبۀ ‏مردم درگير آن شده‌اند؛ مردمي كه به دعوت رئيس جمهور همه چيز را به بورس سپردند، امّا در نهايت ‏و در اوج ناباوري و تأسّف، نصف بلكه تمام سرمايۀ آن‌ها نابود شد. سؤالات مرتبط با اين ‏موضوعات، مانند غدۀ سرطاني در اذهان عمومي در حال رشد است كه ماجرا چه بوده است؟ چرا ‏اين اتّفاقات ناگوار به‌وقوع پيوست؟ چه افرادي در اين ماجرا نقش داشتند؟ چه دست‌هاي پشت ‏پرده‌اي اين جريان را اداره كرده است؟
در پايان گفتني است كه مطالبه‌گري در همۀ زمان‌ها، نسبت به همۀ جريانات و دربارۀ مسؤولين، در ‏هر پست و مقامي بايد مورد توجّه باشد و اين اصل مهم اسلامي و انقلابي دست‌خوش بازيچۀ سياسي ‏نگردد و به‌عنوان ابزاري در راستاي سركوب يك جناح و فكر استفاده نشود، بلكه مطابق با قانون، ‏هر يك از مقامات و مأمورين وابسته به نهادها و دستگاه‌هاي حكومتي كه كرامت انساني ‏ملّت را ‏لگدمال و آنان را از حقوق خود محروم ‏كنند، بايد نقطۀ كانوني اين مطالبه‌گري باشند. درواقع قرار ‏است در مرحلۀ نخست، مطالبه‌گري از مسؤولين براي احياي حقوق مردم صورت بگيرد و در وهلۀ ‏بعد به مسائل سياسي نيز پرداخته شود و نه برعكس!‏