صفحه حوزه و دانشگاه

حكومت ديني؛ هدفي از آغاز تا پايان خلقت

بخش ششم و پاياني علي شيرازي

آيت الله ملا احمد نراقي معتقد است:" ولايت فقيه في الجمله، بين شيعيان اجماعي است و هيچكس في الجمله در ولايت فقيه، از فقها اشكال نكرده است."

ولايت فقيه، نظريه اي در فقه شيعه است كه نظام سياسي مشروع در دوران غيبت امام معصوم را بيان مي كند.

امام خميني رحمت الله عليه مي فرمايند: "ولايت فقيه يك چيزي است كه خداي تبارك و تعالي درست كرده است؛ همان ولايت رسول الله (ص) است." (صحيفه نور جلد ۶ صفحه ۹۵)

ايشان مي فرمايند: "فقهاي جامع الشرايط از طرف معصومين عليهم السلام نيابت در تمام امور شرعي و سياسي و اجتماعي دارند و تولي امور در غيبت كبري موكول به آنان است. (صحيفه نور جلد ۱۹ صفحه ۲۳۷)

امام در كتاب حكومت اسلامي مي آورند: " همين ولايتي كه براي رسول اكرم (ص) و امام معصوم عليهم السلام در تشكيل حكومت و اجرا و تصدي و اداره ي امور آن است؛ براي فقيه هم هست."

با همين نگاه است كه امام خميني معتقدند: " ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور انشاالله تهيه بشود." ( امامت و انسان كامل صفحه ۳۶۲)

در تاريخ ۱/۱ /۱۳۶۸ هم مي فرمايند: " انقلاب مردم ايران نقطه ي شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت- ارواحنا فداه- است."

آن حكيم فرزانه در پايان عمر و در وصيت نامه ي خود نيز- براي استمرار حكومت ديني ايران- مي‌نويسند:

"همه در زير پرچم پر افتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد، و به سوي يك دولت اسلامي با جمهوري هاي آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن، همه مستكبران جهان را به جاي خود خواهيد نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند."

آن ضرورت هايي كه ديروز پيامبر را امام كرد، اميرالمومنين را امام كرد ، الان هم هست؛ و امروز در عصر غيبت كبري ولي امر، وظيفه ي اداره ي حكومت ديني و نظام اسلامي را بر عهده دارد؛ تا از تجاوز طاغوت هاي زمان به حقوق مردم ضعيف جلوگيري كندو نگذارد اقليت‌هاي حاكم فاسد، براي تامين لذت و نفع مادي خود، مردم را غارت و فاسد كنند.

تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران يكي از مقدمات حركت عظيم تاريخي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه بود، كه امام خميني آن را بنا نهاد و امروز هر اقدامي به وسيله ي امام خامنه اي در جهت استقرار عدالت در جهان، يك قدم به سمت آن هدف مهم و والاست .

امام خامنه اي در تاريخ 4/6/1359 فرمودند:"بايد بدانيم كه ظهور حضرت ولي عصر (ع) همانطور كه با اين انقلاب ما يك قدم نزديك شد، با همين انقلاب ما باز هم مي تواند نزديك تر بشود؛ يعني همين مردمي كه انقلاب كردند و خود را يك قدم به امام زمانشان نزديك كردند، مي توانند باز هم يك قدم و يك قدم ديگر و يك قدم ديگر- همين مردم- خودشان را به امام زمان نزديك تر كنند... بخشي از اسلام را اين ملت توانسته در ايران پياده كند، همين مقدار از اسلام را هر چه شما بتوانيد در آفاق ديگر عالم، در كشورهاي ديگر، در نقاط تاريك و مظلم ديگر گسترش و اشاعه بدهيد، همان مقدار به ظهور ولي امر و حجت عصر كمك كرديد و نزديك شديد... شما در هر زماني، تا 5 سال ديگر تا ۱۰ سال ديگر، تا 100 سال ديگر كه بتوانيد كيفيت و كميت جامعه ي اسلامي را افزايش بدهيد، امام زمان عليه السلام ظهور خواهد كرد."

معظم له در تاريخ 18/2/1360 مي فرمايند:" حكومتي كه امروز در دست شما مردم است، آرزوي هزار ساله مومنان بالله بوده است. امامان همه در اين خط حركت كرده اند كه حاكميت خدا را، حاكميت قانون الهي را بر جامعه ها حكومت بدهند، تلاش ها شده است، جهاد ها شده است، زجرها كشيده شده است، زندان ها و تبعيد ها و شهادت هاي پر ثمر و پربار در اين راه تحمل شده است. امروز اين فرصت را شما پيدا كرده ايد؛ همچناني كه بني اسرائيل پس از قرن ها اين فرصت را در زمان سليمان پيغمبر و داوود پيغمبر پيدا كردند. آنچه را كه داريد، اي امت مسلمان، اي ملت قهرمان و مبارز ايران قدر بدانيد، آن را نگاه داريد تا انشاالله اين حكومت به حكومت حضرت ولي عصر، مهدي موعود، صاحب الزمان -عجل الله تعالي فرجه- منتهي بشود.

فداكاري مردم در زير چتر امام خميني رحمة الله عليه يك جست عظيم و اوج بلندي را از اسلام به وجود آورد. فداكاري مردم در اين دوران زعامت امام خامنه‌اي نيز مي‌تواند راهي را در تاريخ به روي آيندگان باز كند. ملت ايران به نسل‌هاي آينده درس دادند، به ملت‌هاي ديگر درس دادند، به دشمنان اسلام درسهاي تلخي آموختند؛ تجربه‌اي شدند براي اثبات قدرت اسلام بر اداره حكومت، بر تشكيل حكومت، بر استمرار حكومت، و انشاالله بسيج جهاني اسلام درسي مي شود براي شكل دهي به حكومت مهدوي؛ حكومتي كه جهان را از عدل و داد پر مي كند و ريشه استكبار جهاني را و صهيونيسم بين المللي را مي خشكاند.

 پرسش و پاسخ هفته

امر الله و امر الناس؟


پرسش: درباره جمهوريت و اسلام يك موضع كه در مذهب شيعه است و اين باعث عدم پارادوكس مي شود تفاوت قايل شدن بين امر الناس و امر الهي است. اول اينكه امر الناس با امرالهي چه تفاوتي دارد؟ و اينكه اين تفكيك در زمان حكومت ولي فقيه در نظر ميگيريم يا در حكومت معصوم هم هست؟
پاسخ: «امر الله»، حوزه احكام الهي و تنظيم قوانين الهي است كه اختصاص به خداوند متعال داشته و در اين عرصه نظر مردم و جمهوريت راهي ندارد. منظور از «امر الله» آن دسته از مسايلي است كه در متون ديني، نظر خاصي بدان تعلق گرفته است؛ يعني عرصه اي كه احكام و قوانين مسلّم الهي در آن قرار دارد كه همگان از حاكمان گرفته تا امت اسلامي موظف به رعايت آن هستند . بنابراين، عرصه" امر الله، عرصه" پيروي از احكام و دستورهاي الهي است كه توجّه كامل و حفظ حريم همه" آن ها در حكومت ديني، ضرورتي اجتناب ناپذير است.
«امر النّاس» به اموري از زندگي بشر اطلاق مي‏شود كه شارع مقدس، الزام خاصي درباره" آن ها ندارد؛ در اين عرصه، جامعه براساس نظرات و آراي مردم، هدايت و اداره مي شود و دولت مردان موظفند بر طبق خواسته و اراده" آنان به مديريت جامعه بپردازند. خداوند در چنين حيطه اي است كه به پيامبر خود امر مي كند با مردم، تبادل نظر و مشورت كند و آنان را نيز به مشورت با يك ديگر ترغيب كند؛ «وَأَمرهم شوري بينهم»(سوره" شوري، آيه" 38) و «و شاورهم في الأمر»(سوره" آل عمران، آيه" 159)
با تأمّل در آيات مزبور و مانند آن، ميتوان دريافت كه استفاده از آراي افراد جامعه، امري حاشيه اي نيست كه پيامبر گرامي اسلام (ص) هرگاه تمايل پيدا كرد از گفته ها و آراي آنان با خبر شود؛ بلكه از سياق آيات بر مي آيد كه امر مشورت، يك اصل در سيره" حكومتي اسلام است و حضرت رسول (ص) موظف بودند در امور جامعه، نظرات و آراي مردم را داشته باشند.

 تحليل هفته

روايت گاندو از هلوكاست ايراني


مجتبي عباسي
اخيرا سايمون شركليف، سفير انگليس در تهران طي توييتي نوشت: ‏به هر حال، من از سريال گاندو بسيار لذت مي برم.
فرافكني و فرار به جلو سفير انگليس در حالي است كه استقبال عمومي از نمايش سريال گاندو در رسانه ملي و روشنگري مستندگونه از دشمني استعمار پير و تلاش سرويس‌هاي جاسوسي بيگانه براي نفوذ به فضاي حقيقي و مجازي كشور بازخوردهاي داخلي و خارجي در پي داشته است كه در اين ميان واكنش‌هاي برخي جريان‌هاي داخلي هماهنگ با رسانه‌هاي خارجي مورد توجه است.
تاريخ، گواه دشمني و جنايات انگليس با ملت‌ها به ويژه مردم ايران است، چنان كه در واقعه اشغال ايران توسط انگليس و شوروي و در پي احتكار و نابود كردن مايحتاج كشور توسط متفقين، ميليون‌ها نفر از ايرانيان به دليل گرسنگي و قحطي از دنيا رفتند و هلوكاست واقعي در ايران اتفاق افتاد.
طبق اسناد تاريخي، پيامدهاي مرگبار قحطي بزرگ ايران در سالهاي 1917 تا 1919 از حمله مغول در قرن سيزدهم ميلادي نيز بسيار عظيم تر بوده است.
دكتر محمدقلي مجد (مورخ ايراني مقيم آمريكا) در كتابي با عنوان قحطي بزرگ و نسل كشي در ايران بر مبناي مدارك موجود در مركز اسناد ملي ايالات متحده آمريكا (نارا) ثابت مي‌كند كه عامل بزرگترين نسل كشي سده بيستم ميلادي در سرزمين ايران، دولت بريتانيا در زمان جنگ جهاني اول بوده است.
اين محقق در كتاب فوق ابراز مي‌كند كه در طول سال هاي ۱۹۱۹- ۱۹۱۷ بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي يا بيماري‌هاي ناشي از سوءتغذيه از بين رفتند؛ بر اثر چنين فاجعه عظيمي بود كه جامعه ايراني به شدت فروپاشيد و استعمار بريتانيا توانست به سادگي حكومت دست نشانده خود را در قالب كودتاي 1299 بر ايران تحميل كند.
دكتر مجد از اين جنايت هولناك انگليس در ايران چنين نتيجه مي گيرد: «هيچ ترديدي نيست كه انگليسي‌ها از قحطي و نسل كشي به عنوان وسيله‌اي براي سلطه بر ايران استفاده مي‌كردند».
(منبع: نويسندگان حوزوي)